موضوعات = چینه نگاری و سن سنجی
چینه نگاری و سن سنجی

شیمی کانی، فشار و ‌‌دماسنجی روانه‌های حد واسط و اسیدی پلیو-کواترنر پیرامون کوه بیگزو هم سنجی با رخنمون‌های مشابه در کمربند ماگمایی ارسباران، شمال غرب ایران

دوره 9، 3 و 4، اسفند 1402، صفحه 472-496

https://doi.org/10.22034/irqua.2024.2042013.1029

رحیم دبیری، کیوان شیعیان، عبدالله یزدی

چکیده محدوده موردمطالعه در کمربند ماگمایی ارسباران قرار دارد.سنگ‌های حد واسط منطقه، شامل تراکی‌آندزیت بازالتی، تراکی‌آندزیت، پیروکسن آندزیت و هورنبلند آندزیت‌ است. فلدسپات، آمفیبول و پیروکسن به‌ ترتیب عمده‌ترین کانی‌های این سنگ‌ها را تشکیل می‌دهند. سنگ‌های اسیدی منطقه، شامل تراکی داسیت، داسیت و ریوداسیت‌ها می‌باشند. عمده‌ترین کانی‌های تشکیل‌دهنده این سنگ‌ها شامل فلدسپات، آمفیبول، بیوتیت و کوارتز است. بافت غربالی پلاژیوکلازها، اپاسیته‌شدن کانی‌های فرومنیزین و گرد شدگی کانی‌های آمفیبول‌ها، عدم مطابقت ترکیب پیروکسن‌ها با مذاب دربرگیرنده و منطقه‌بندی معکوس پیروکسن‌ها، حکایت از عدم تعادل بین مذاب- بلور داشته و نشان می‌دهد که فرایندهای تفریق ماگمایی در سیستم ترمودینامیکی باز انجام‌شده است.ورود پالس ماگماهای جدید و داغ باعث گردیده، حجره ماگمایی از سطوح عمیق به اعماق کمتر مهاجرت نماید. این مهاجرت در شرایط غیرتعادلی فشار 2/7 کیلو بار و دمای 1050 درجه سانتی‌گراد‌ صورت گرفته است. سنگ‌های آتشفشانی تراکی آندزیتی و برخی نمونه‌های اسیدی منطقه، دارای شواهد آلایش پوسته‌ای است.با توجه به دما و فشار تشکیل‌دهنده ماگماهای حد واسط و اسیدی در محدوده‌های کوه بیگز و آتشفشان‌های سبلان و آروانه و سنگ‌های آتشفشانی آندریایی در بلوک ارسباران، مخزن ماگمایی در محدوده کوه بیگز در عمق بیشتر و دما و فشار بالاتری قرار داشته است و تزریق‌های مکرر در داخل مخزن ماگمایی انجام‌شده است.

چینه نگاری و سن سنجی

مطالعه و بررسی پترولوژی و پتروژنز سنگ های آتشفشانی پلیوکواترنری شمال غرب ایران (استان های آذربایجان شرقی، غربی و اردبیل)

دوره 8، 3 و 4، اسفند 1401، صفحه 455-476

https://doi.org/10.22034/irqua.2023.705464

نصیر عامل، مهدیه فاضلی حق

چکیده واحدهای آتشفشانی پلیو-کواترنری در نواحی مختلف آذربایجان در شمال باختری ایران قرار دارند. مشاهدات صحرایی نشان دهنده استقرار مواد آتشفشانی در ارتباط با ساختارهای زمین ­ساختی خطی مانند شکستگی­ها و گسل­های اصلی و محور چین­ های جوان است. سنگ­های مورد مطالعه شامل بازالت، آندزیت بازالت ، تراکی آندزیت، تراکیت، داسیت، ریوداسیت و ریولیت می­باشند که از سری ماگمایی کالک آلکالن و آلکالن با پتاسیم بالا هستند. گدازه­ های بازالتی جوان از بازالت، الیوین ­بازالت، تفریت تشکیل شده ­اند که به سری ماگمایی آلکالن تعلق دارند. نمونه‌های مورد مطالعه غنی ­شدگی را در K، Ba، Rb، Th، U،Cs  نشان می­ دهند. بررسی رفتار شیمیایی کروم، نیکل، کبالت، Ti، V و MgO در مقابل SiO2  نشان دهنده فرآیند آلودگی است. غنی ­شدگی LREE و تهی­ شدگیHREE  نشان دهنده این است که ماگمای این سنگ­ها از گوشته استنوسفری با منبع گارنت و درجه ذوب نسبی کم منشاء گرفته­ اند. ناهنجاری­های مثبت Cs، U، Ba،Rb  و K و ناهنجاری­های منفی کم Ta،Nb  و Eu در نمونه ­های بازالتی را می­توان با آلودگی پوسته­ ای تفسیر کرد. بررسی تأثیرات AFC نشان می‌دهد که فرآیند آلودگی نقش مهمی در تکوین ماگماها داشته است. واحدهای آتش­فشانی اسیدی متوسط در برخی مناطق توسط دایک‌های لامپروفیر بریده می ­شوند. بررسی ساختارهای تکتونیکی نمونه ­ها نشان­ دهنده قوس­ های آتشفشانی پس از برخورد است.

تغییر اقلیم، رخدادهای اقلیمی

بازسازی دیرینه اقلیم و تغییرات بارش با استفاده از ایزوتوپ‌های استالاگمیت در زاگرس مرکزی

دوره 8، 1 و 2، شهریور 1401، صفحه 161-178

https://doi.org/10.22034/irqua.2022.702492

پرستو همه زاده، حسن ترابی پوده، حجت اله یونسی، سید یحیی میرزایی ارجنکی، حسن زمانیان

چکیده دیرینه اقلیم، شاخه‌ای جدید از علم محسوب می‌شود که به بررسی تغییرات اقلیمی گذشته می‌پردازد.‎‏ در تحقیق حاضر در نظر است به کمک اطلاعات دریافتی از غار مغار واقع در استان لرستان، اقلیم گذشته بازسازی شود. یک استالاگمیت به طول 18 و قطر 8 سانتیمتر برش داده شد. بدین منظور 34 نمونه برای آنالیز ایزوتوپ پایدار، 4 نمونه برای آزمایش XRD و محاسبه درصد آراگونیت و سه نمونه نیز برای سن سنجی به آزمایشگاه کوئینزلند استرالیا ارسال شد. سن سه نمونه به ترتیب 550 ، 368 و 6/8 هزار سال برآورد شد. تحلیل نتایج ایزوتوپی O18δ در طول زمان نشان داد داده‌های ایزوتوپی با شیب نسبتاً زیادی در حال افزایش است که نشان می‌دهد اقلیم منطقه در طول 550 هزار سال گذشته به سمت خشک‌تر شدن و کاهش بارندگی می­رود. دوره­های اقلیمی همواره در حال تغییر بوده و دوره­های ترسالی و خشکسالی در مقیاس بزرگتر یعنی به صورت دوره­های یخبندان و بین یخبندان رخ داده است. در گذشته این تغییرات بسیار آهسته رخ داده اما در حدود 8 هزار سال اخیر سرعت تغییر اقلیم افزایش یافته است.  تحقیقات بیشتر مشابه تحقیق حاضر می­تواند اقلیم گذشته را با جزئیات بیشتری بازگو کند تا بتوان با کمک آن تصمیمات درستی اتخاذ نمود.

چینه نگاری و سن سنجی

منشاءیابی نهشته‌های پلاسری کواترنر با بهره‌گیری از مطالعات دورسنجی و ژئوشیمی در محدوده زواریان، جنوب غرب قم، مرکز ایران

دوره 7، 1 و 2، شهریور 1400، صفحه 19-38

https://doi.org/10.22034/irqua.2021.702414

سحر صادقی، محمد یزدی، ایرج رسا، محمدرضا جانثاری

چکیده با هدف ارزیابی منشأ کانی‌های سنگین رسوبات کواترنر ، ابتدا واحدهای سنگ‌شناسی زورایان، با استفاده از سنجش از دور و نقشه‌های زمین شناسی تفکیک شدند. به منظور مطالعات پتروگرافی 60 نمونه از رخنمون‌های سنگی برای تهیه مقاطع نازک و برای بررسی تغعییرات عناصر اصلی، فرعی، کمیاب و طلا، 120 نمونه به روش Fire-Assay و ICP-OES و 8 نمونه ICP-MS انتخاب گردید. برای مطالعات دورسنجی تصاویر ASTER محدوده ، توسط نرم‌افزار ENVI مورد بررسی قرار گرفتند. نتایج نشان داد نهشته‌های پلاسری کواترنری محدوده زواریان دارای کانی‌های سنگین هماتیت، ماگنتیت، پیریت، کالکوپیریت و گالن می‌باشند. بر اساس شواهد صحرایی، مطالعات سنگ‌شناسی و سنجش از دور، کانی‌زایی طلا در سنگ‌های میزبان آندزیت و آندزیت ‌بازالت همراه با رگه‌های کوارتز حفره‌دار و دگرسانی آرژیلیکی پیشرفته و آلونیتی‌شدن و به صورت رگچه‌های سیلیسی-اکسید‌آهنی صورت گرفته‌است. تجزیه نمونه‌های کان‌سنگ نشان می‌دهد که عیار میانگین عنصر طلا  ppm1.98 ، عیار میانگین عنصر مس ppm1236 و عیار میانگین عنصر آهنppm 175707.9 می‌باشد. نتایج مطالعات دورسنجی و ژئوشیمی نشان می‌دهد منشأ کانی‌های سنگین موجود در نهشته‌های پلاسری کواترنری محدوده زواریان سازندهای آندزیتی و پیروکلاستیک میوسن و پلیوسن می‌باشند. بر اساس مطالعه صورت گرفته مطالعات ژئوشیمی و دورسنجی با هم تطابق داشته و در فاز اکتشافی برای ذخایر فلزی به خوبی تکمیل کننده هم میباشند.

چینه نگاری و سن سنجی

تحلیلی بر شرایط پترولوژیکی و زمین‌دما‌ـ فشارسنجی تراکی‌آندزیت‌های منطقه لار، جنوب باختر آتشفشان دماوند بر مبنای شیمی کانی

دوره 6، شماره 4، زمستان 1399، صفحه 495-526

https://doi.org/10.22034/irqua.2021.702380

منیره خیرخواه، محمد مبشر گرمی

چکیده تکاپوهای آتشفشانی دماوند در بخش میانی رشته‌کوه البرز مرکزی از حدود 1 میلیون و 800 هزار سال پیش آغاز شده است. روانه‌های گدازه و پیروکلاستیک‌ها عمده‌ترین سازنده‌های مخروط کنونی دماوند هستند. تراکی‌آندزیت‌های دماوند در منطقه لار، عموماً بافت هیالوپورفیریک و میکرولیتیک پورفیریک دارند. بر پایه تجزیه نقطه‌ای کانی‌ها، این گدازه ها شامل کانی هایی پلاژیوکلاز (آندزین‌ـ لابرادوریت)، کلینوپیروکسن (دیوپسید)، آمفیبول (منیزیوهاستنگزیت)، میکا (فلوگوپیت)، آپاتیت و کانی‌های تیره هستند. هسته دیوپسیدها مقدارFe3+ نسبتاً بالاتری نسبت به حاشیه کانی دارند که بیانگر محیط اکسیدان مخزن ماگمایی گدازه‌ها است. تغییرات مقادیر کلسیم و سیلیس از هسته تا حاشیه این کانی‏ها نشان‌دهنده آلودگی ماگمای منشأ با مواد پوسته‌ای است. شیمی کانی‌ها بر ماهیت ساب آلکالن ماگمای میزبان دلالت دارد. فلوگوپیت‌ها با ترکیب شیمی Fe#<0.33 و )TiO27/7- 03/6) و Mg # (75/0 -77/0) در گستره دمایی 912 تا 995 درجه تشکیل شده‌اند. مطالعات زمین‌دما‌ـ فشارسنجی کلینوپیروکسن‌ها نشان می‌دهد این کانی‌ها در دمای 1112 تا 1191(±50) درجه سانتی‌گراد و فشار 2/6 تا 9/6 کیلوبار، در اعماق 20 تا 22 کیلومتری، با میزان آب حدود 10 درصد شکل گرفته‌اند و آمفیبول‌ها با حدود 4 تا 7 درصد آب، در فوگاسیته 83/5- تا 15/6- و فشار مابین 47/5 تا 84/6 کیلوبار تشکیل شده‌اند.

چینه نگاری و سن سنجی

پتروگرافی، ژئوشیمی و پتروژنز آتشفشان دماوند: مقایسه نسلهای مختلف آتشفشانی

دوره 6، شماره 4، زمستان 1399، صفحه 547-566

https://doi.org/10.22034/irqua.2021.702405

جلیل قلمقاش، حمیده رشید، لیلا محمدی آزاد

چکیده آتشفشان دماوند از سنگ‌های آتشفشانی با ترکیب بازیک تا میانه در طی دو میلیون سال گذشته تشکیل شده است. در پژوهش حاضر، با انجام پیمایشهای صحرایی متعدد، پتروگرافی و ژئوشیمیایی (XRF  و ICP-MS)، نسلهای مختلف سنگهای آتشفشانی دماوند مطالعه شده است. بر اساس این مطالعات معلوم شد که ترکیب گدازه های قدیمی دماوند الیوین بازالتی تا تراکی‌آندزیتی و ترکیب سنگ‌های جوانتر، تراکی‌آندزیتی است. گدازه های جوان دماوند دارای فنوکریستهای پلاژیوکلاز و آلکالی فلدسپار با ادخال هایی از کانی های فرومنیزین هستند که در نمونه های قدیمی دماوند دیده نمی شوند. اغلب کلینوپیروکسن‌ها در سنگهای جوان، دارای ماکل نواری و دوتایی می باشند. ارتوپیروکسن فقط در برخی از سنگ‌های قدیمی به مقدار کم وجود دارد. سنگ‌های تراکی آندزیتی دماوند دارای غنی‌شدگی از LREE و LILE به ترتیب در برابر HREE و HFSE و ماهیت آداکیتی هستند. با توجه به ویژگیهای ژئوشیمیایی مشابه به نظر می رسد سنگهای الیوین بازالتی-تراکی آندزیتی دماوند در اثر لایه‌لایه‌شدن لیتوسفر قاره ای و هجوم گوشته استنوسفری، از ذوب‌بخشی گوشته غنی شده پدید آمده اند. ماگمای سنگ‌های آتشفشانی جوان دماوند نسبت به ماگمای سنگ‌های آتشفشانی قدیمی، مدت زمان بیشتری در پوسته بالایی توقف داشته و دچار آلودگی پوسته ای بارزتری شده است.

چینه نگاری و سن سنجی

تحلیل پراکندگی اندازه بلور پلاژیوکلاز در جریانات گدازه‌ای الیوین بازالتی نئوژن‌ـ کواترنری منطقه دهج‌ـ جوزم، شمال غرب شهربابک، کرمان

دوره 6، شماره 4، زمستان 1399، صفحه 567-582

https://doi.org/10.22034/irqua.2021.702406

مهدیه بامروت، سارا درگاهی، محسن آروین

چکیده جریانات گدازه‌ای الیوین بازالتی نئوژن‌ـ کواترنری به صورت روانه‌هایی با گسترش نسبتاً محدود در منطقه دهج‌ـ جوزم، واقع در بخش شمالی نوار ماگمایی دهج‌‌ـ ساردوئیه، برون‌زد یافته‌اند. این سنگ‌ها حاوی درشت‌بلورهای الیوین و کلینوپیروکسن و به مقدار اندک پلاژیوکلاز هستند که در زمینه‌ای غنی از میکرولیت‌های پلاژیوکلاز قرار گرفته‌اند. سنگ‌های الیوین بازالتی منطقه دهج‌ـ جوزم تنوع ترکیبی بازالت و تراکی بازالت و تفریت بازانیت دارند که با طبیعت آلکالن نمونه‌ها هماهنگ است. با توجه به آنکه کانی پلاژیوکلاز در بازسازی فرایندهای ماگمایی نقش مهمی ایفا می‌کند، شکل سه‌بعدی و زمان رشد و سرعت ‌هسته‌بندی بلورهای پلاژیوکلاز سنگ‌های الیوین بازالتی منطقه دهج‌ـ جوزم با استفاده از روش پراکندگی اندازه بلور (CSD) بررسی شدند. بر اساس این مطالعات مشخص شد بلورهای پلاژیوکلاز عمدتاً دارای فرم تیغه‌ای هستند و سرعت هسته‌بندی 9- 10×65/9 تا 9- 10×46/12 و زمان رشد بلورها 33/2-00/1 سال است که بالا بودن سرعت سرد شدن و کوتاه بودن زمان اقامت ماگما در آشیانه ماگمایی را نشان می‌دهد. روند CSD غیرخطی نشان‌دهنده دو مرحله رشد با سرعت‌های متفاوت برای این بلورهاست که حاکی از تبلور مرحله‌ای ماگما در زمان صعود، فرایند درشت‌شدگی بافتی طی تبلور، تغییر در نحوه تبلور ماگما به علت تغییر محیط، و همچنین خروج گازها و مواد فرار است. جهت‌یابی پلاژیوکلازها در نمودارهای گل‌سرخی نمونه‌های مورد مطالعه بیانگر بافت جریانی توسعه‌یافته در اثر چسبندگی پایین ماگماست.

چینه نگاری و سن سنجی

زمین‌شیمی و دما‌ـ فشارسنجی سنگ‌های آتشفشان بزمان، مثالی از آتشفشان مناطق کوهزایی حاشیه فعال قاره

دوره 6، شماره 2، تابستان 1399، صفحه 229-256

https://doi.org/10.22034/irqua.2020.702367

حبیب بیابانگرد، احمد احمدی خلجی، زهرا طهماسبی، انور شریفی نژاد

چکیده آتشفشان بزمان در کمان ماگمایی مکران‌ـ چاغی در جنوب شرق ایران واقع شده است. مخروط این آتشفشان از روانه‌های آندزیتی، بازالتی، داسیتی، و ریوداسیتی همراه معادل‌های آذرآواری آن‌ها تشکیل شده است. این روانه‌ها ماهیت کالک آلکالن تا اندکی تولئیتی و بافت‌های پورفیری، میکرولیتیک پورفیری، و هیالو پورفیری دارند و غالباً از کانی‌های پلاژیوکلاز، پیروکسن، اُلیوین، هورنبلند، بیوتیت، و کوارتز تشکیل شده‌اند. الگوی نمودارهای چندعنصری عادی‌سازی‌شده این سنگ‌‌ها نسبت به گوشته اولیه دارای غنی‌شدگی نسبی از عناصر LIL نسبت به عناصر HFS و بی‌هنجاری منفی در عناصر Ti و P هستند. همچنین الگوی توزیع عناصر خاکی کمیاب عادی‌سازی‌شده این سنگ‌ها نسبت به کندریت غنی‌شدگی نسبی از عناصر LRE نسبت به عناصر HRE با بی‌هنجاری منفی Eu نشان می‌دهند. نمودارهای تکتنوماگمایی حاکی از وابستگی سنگ‌های این آتشفشان به مناطق کوه‌زایی حاشیه فعال قاره است. داده‌های ریزپردازش الکترونی روی کانی‌های پیروکسن، پلاژیوکلاز، و هورنبلند نشان می‌دهد روانه‌های این آتشفشان در محیط‌های کوه‌زایی، شرایط نامتعادل با گریزندگی بالای اکسیژن، دمای 800 تا 1200 درجه سانتی‌گراد، و در فشار کمتر از 2 کیلوبار تشکیل شده‌اند. شواهد ژئوشیمیایی کانی‌ها و سنگ کل نشان می‌دهد آتشفشان بزمان وابسته به محیط‌های فرورانشی است و احتمالاً حاصل فرورانش پوسته اقیانوسی هند به زیر صفحه ایران است.

چینه نگاری و سن سنجی

ترکیب شیمی‌کانی‌ها و ترموبارومتری توده ساب ولکانیک تلخ‌رود، آتشفشان دماوند

دوره 6، شماره 2، تابستان 1399، صفحه 279-307

https://doi.org/10.22034/irqua.2020.702369

رویا علی اکبری، امیرعلی طباخ شعبانی، شهریار محمودی

چکیده درۀ تلخ‌رود در دامنه شمال شرق آتشفشان دماوند واقع شده است که در محدوده‏ای از آن توده‏ای ساب ولکانیک با ترکیب عمده سینودیوریت رخنمون دارد. این توده ساب ولکانیک با بافت پورفیری دارای کانی‏های  پلاژیوکلازآلکالی فلدسپار، کلینوپیروکسن، آمفیبول، فلوگوپیت، و تیتانومگنتیت است و ماهیت آلکالن و شوشونیتی دارد. نتایج تجزیه شیمیایی (EPMA) نشان داد ترکیب پلاژیوکلاز (الیگوکلازـ آندزین An23.20- 41)، آلکالی فلدسپار (سانیدین Or38.70-61)، میکا (فلوگوپیت (K1.76 Mg3.90 Fe1.21) [Ti0.67 Si5.58 Al2.24 O204(OH))، آمفیبول (مگنزیوهاستینگزیت (Ca1.79 (Mg3.21 Fe0.27 Al0.15) [Ti0..42 Al1.76 Si6.16 O222(OH))، کلینوپیروکسن (دیوپسید Wo46.61-47.41 En42.38-44.79 Fs8.28-10.20) است. بر اساس محاسبات ژئوترموبارومتری، کلینوپیروکسن‏ها در محدوده دمایی 1000 تا 1184 درجه سانتی‌گراد و محدوده فشار 6/0 تا 4/8 کیلوبار متبلور شده‏اند. بررسی‏های ترموبارومتری حاکی از آن است که آمفیبول‏ها در دمای 1000 درجه سانتی‌گراد و فشار 2/6 تا 4/6 کیلوبار تشکیل شده‏اند. ترموبارومتری فلوگوپیت‏ها دمای 837 درجه سانتی‌گراد و فشار در زمان تبلور را 22/۰ تا 16/1 کیلوبار نشان می‏دهد. ترکیب فلوگوپیت و آمفیبول دلالت بر بالا بودن فوگاسیته اکسیژن طی تبلورشان دارد. به‌علاوه، عدد منیزیم آمفیبول‏ها بیش از 7/0 است که بیانگر منشأ گوشته ‏ای آن‏هاست.

چینه نگاری و سن سنجی

مطالعات رخساره‌شناسی آتشفشان سهند (استان آذربایجان‌ شرقی)

دوره 5، شماره 4، زمستان 1398، صفحه 541-559

https://doi.org/10.22034/irqua.2020.702342

فرهاد پیرمحمدی علیشاه

چکیده آتشفشان سهند در کمربند ولکانو‌ـ پلوتونیک ارومیه‌ـ دختر واقع شده و ساختمان آن شامل تناوبی از گدازه‌ها و مواد آذرآواری مختلف است. این آتشفشان از نظر سن نسبتاً جوان (میوسن تا پلئیستوسن) است؛ طوری که بر اساس مطالعات رخساره‌ای می‏توان ساختمان آتشفشان سهند را در چهار رخساره تفکیک کرد. رخسارۀ مرکزی در محل کالدرا واقع شده و واحدهای سنگی خاصی، چون توده نفوذی نیمه‌ژرف دگرسان‌شده و برش‌های گدازه‌ای و دایک‌های حلقوی و شعاعی، دارد. رخسارۀ نزدیک آتشفشان به صورت دیواره‌های پرشیب و مرتفع در اطراف کالدرا گسترش پیدا کرده و ساختار چینه‌ای را به‌خوبی نشان می‌دهد که در آن توالی‌های ستبر واحدهای آذرآواری ریزشی، خیزابی، جریانی، و گدازه به صورت متناوب قرار گرفته‌اند. رخسارۀ میانی، با بیشترین گسترش، به طور عمده از مواد آذرآواری خیزابی، جریانی، گدازه، و لایه‌های متعدد لاهار تشکیل شده است. رخسارۀ دور آتشفشان سهند ستبرای کمی دارد و شامل رسوبات رودخانه‌ای درشت‌دانه‌ای است که در اثر تحرک دوباره محصولات اولیۀ آتشفشان و حمل آن‌ها توسط رودخانه‌ها به وجود آمده‌اند. مطالعات رخساره‌ای نشان می‌دهد ساختمان آتشفشان سهند در اثر چندین فاز فورانی انفجاری ایجاد شده که برخی از آن‌ها با دخالت آب همراه بوده‌اند و فاصلۀ زمانی زیادی میان فوران‌ها وجود نداشته است. ویژگی‌هایی چون جوش‌خوردگی شدید و رنگ نهشته‌های آذرآواری نشان می‌دهد این واحدها در زمان تشکیل دمای بالایی داشته و در خشکی تشکیل شده‌اند.

چینه نگاری و سن سنجی

ویژگی‌های فیزیکوشیمیایی گدازه‌های بازالتی آرارات در شمال گریک (آذربایجان غربی) بر اساس شیمی‌بلورهای کلینوپیروکسن: پیامدهای تکامل ماگما در خاستگاه پس از برخورد

دوره 5، شماره 2، تابستان 1398، صفحه 185-204

https://doi.org/10.22034/irqua.2019.702278

منیره خیرخواه

چکیده گدازه‌های بازیک کواترنری گریک (منتهی‌الیه بخش شمالی آذربایجان غربی)، در گستره‌ای با ضخامتی بیش از 30 متر، حاصلی از جوان‌ترین تکاپوهای آتشفشانی آرارات کوچک در خاور ترکیه است. این آتشفشان در فلات ایرانی‌ـ ترکی و در نزدیکی مرز ایران و ترکیه و ارمنستان قرار دارد که متأثر از برخورد قاره‌ـ قاره عربی اورازیایی است. شیمی همه نمونه‌ها با ویژگی‌هایی مانند نسبت‌های La/Nb بالا و LILE افزایش‌یافته تأثیر مؤلفه فرورانش را در ماگمای سازنده گدازه‌های کواترنری منطقه نشان می‌دهد. کلینوپیروکسن، الیوین، و پلاژیوکلاز کانی‌های تشکیل‌دهنده این گدازه‌ها هستند. با مطالعه شیمی‌کانی، مشخص شد کلینوپیروکسن (میانگین ترکیبی (Wo=0.38.5,En=0.51, Fs=12.9 ترکیب دیوپسید دارد. منطقه‌بندی شیمیایی عادی و نوسانی بلورهای کلینوپیروکسن بر تأثیر تحولات ماگمایی منطقه و شرایط متفاوت اکسیداسیون و فوگاسیته اکسیژن دلالت دارد. با بررسی‌ ترموبارومتری این کانی‌ها، تبلور پیروکسن در گستره دمایی 1200 درجه سانتی‌گراد (مقدار < AlVI 02/0 اتم در ساختار کلینوپیروکسن) و فشار 8 تا 11 کیلوبار مشخص شده است. درصد اکسید آهن فریک (1/0 تا 9/4) گریزندگی اکسیژن در منشأ ماگمایی گوشته لیتوسفری با سرشت نیمه‌آلکالن را نشان می‌دهد که در محیط فشارشی کلی با کشش‌های موضعی فوران یافته است.

چینه نگاری و سن سنجی

شیمی کانی‌های مافیک و دما - فشارسنجی سنگ‌های کواترنری آتشفشان بزمان

دوره 5، شماره 2، تابستان 1398، صفحه 205-220

https://doi.org/10.22034/irqua.2019.702279

کیوان شیعیان، رحیم دبیری

چکیده سنگ‌های آتشفشانی بزمان با سن کواترنری، دارای ترکیب آندزیت‌، بازالت‌آندزیت، بازالت‌، تراکی‌بازالت، داسیت و ریوداسیت هستند. آنالیز شیمی ‌کانی‌های مافیک در مورد سه نمونه از ‌بازالت­آندزیت‌ و الیوین بازالت واحد‌های ‌کواترنری انجام ‌گردید. در‌شت بلور‌های الیوین در نمونه الیوین بازالت از نوع کریزولیت هستند. کلینو‌پیروکسن­ها در محدوده اوژیت  و ارتو‌پیرکسن‌ها درمحدوده کلینوانستاتیت قرارمی‌گیرند. آمفیبول این سنگ­ها ازنوع هورنبلند، هورنبلند چرماکیت، هورنبلند منیزیم­دار و هورنبلند هیستینگزایت وچرماکیت است. ماگمایی تشکیل‌دهنده کلینو‌پیروکسن و ارتو‌پیروکسن این بازالت‌ها در محدوده تولئیت و کالک‌آلکالن قرار‌دارد. دما و فشار تعیین‌شده براساس کانی الیوین حدود  c°1100و فشا ر Kbar 5.5 است. همچنین شرایط دما تشکیل ماگما  c°15± 1160 درجه سانتی­گراد و فشار 1±75/5 کیلوبار بر اساس کانی پیروکسن می­باشد.

چینه نگاری و سن سنجی

پتروژنز و جایگاه تکتونیکی سنگ‌های آتشفشانی آداکیتی جوان در حسن‌آباد دره زرشک (جنوب‌غرب یزد)

دوره 5، شماره 1، بهار 1398، صفحه 125-142

https://doi.org/10.22034/irqua.2019.702269

شهریار محمودی، علی محمد خواجه ای

چکیده مجموعه آتشفشانی حسن‌آبادِ دره زرشک در غرب ایران مرکزی، کمربند آتشفشانی ارومیه‌ـ دختر و جنوب‌غربی شهرستان یزد، واقع است. این مجموعه از سنگ‌های آذرین خروجی با ترکیب حد واسط تا اسیدی است. بر اساس خصوصیات چینه‌شناسی، طی یک دوره فعالیت‌های آتشفشانی در پلیوـ کواترنری فوران یافته است. همچمین دایک‌های ، تراکی آندزیت، آندزیت، و دولریت در سنگ‌ها نفوذ کرده. بافت اصلی پورفیری است. اما بافت‌های دیگری نیز دیده می‌شود. برخی از ویژگی‌های بافتی و حاکی از عدم‌ تعادل بلور با مذاب است. روند تغییرات عناصر اصلی و کمیاب و شیمی‌بلورها پدیده آلایش ماگمایی را در  منطقه تأیید می‌کند. الگوی عناصر ناسازگار شاخص‌های ماگماهای کالک آلکالن را در مناطق فرورانش نشان می‌دهد. علاوه بر این ویژگی‌ها، وجود برخی خصوصیات نظیر SiO2 ≥ 56 wt%، Al2O3 ≥ 15 wt%، K2O/Na2O < 0.5 wt%، Sr > 400 ppm، Y ≤ 18 ppm، و Nb < 10 ppm در مجموعه آذرین منطقه بیانگر ماگماهای مناطق فرورانش، با عنوان ماگماهای آداکیتی، تعلق دارند. بر اساس طبقه‌بندی، آداکیت‌های منطقه مطالعاتی در زمره آداکیت‌های پرسیلیس (HSA) هستند. زینولیت‌هایی موجود که منشأ عمق‌تر دارند. شواهد ترموبارمتری به‌دست‌آمده از بررسی شیمی‌کانی‌ها نیز عمق و دمای تشکیل این سنگ‌ها در مناطق مشابه تشکیل ماگمای آداکیتی را تأیید می‌کند.

چینه نگاری و سن سنجی

بررسی شیمی‌کانی، دما‌فشار‌سنجی، و تعادلات فازی در سنگ‌های آتشفشانی بازیک پلیوـ کواترنری شمال‌شرق ورزقان

دوره 4، شماره 4، زمستان 1397، صفحه 377-394

https://doi.org/10.22034/irqua.2019.702161

رحیم دبیری، حبیب مُلایی، عبدالله یزدی، میترا غفاری

چکیده سنگ‌های آتشفشانی شمال‌شرق ورزقان در کمربند ماگمایی اهرـ‌‌ ارسباران فوران کرده‌‌اند. این مجموعه پلیوکواترنری شامل بازالتی‌آلکالن، تراکی‌بازالت، بازالتیک‌تراکی‌آندزیت، تراکی‌آندزیت، آندزیت، داسیت، و ریوداسیت است. بررسی شیمی‌کانی‌های سنگ‌های بازیک منطقه نشان می‌دهد ترکیب بلورهای الیوین از نوع کریزولیت (XFo: 0.74-0.84)، پیروکسن از نوع اوژیت و دیوپسید (Wo42-48، En37-45، Fs10-16) و پلاژیوکلاز کلاسیک تا حد‌ واسط (XAn: 31-93) است. بر پایه محاسبات شیمی‌کانی، دما‌فشار‌سنجی، و تعادلات فازی (بر اساس روش‌های ترکیب خمیره سنگ، ترکیب کلینوپیروکسن، تعادل کلینوپیروکسن‌ـ مذاب، ترکیب الیوین و تعادل الیوین‌ـ مذاب) دمای تشکیل سنگ‌های بازیک منطقه بین 1170 تا 1270 درجه سانتی‌گراد و فشار تبلور کلینوپیروکسن‌های منطقه در حدود 8 کیلوبار (پوسته میانی‌ـ زیرین) تخمین زده می‌شود. ترکیب کلینوپیروکسن‌ها نشان می‌دهد بازالت‌های منطقه در محدوده مربوط به محیط کششی و با سرشت آلکالن قرار می‌گیرند. همچنین ترکیب پیروکسن‌های منطقه نشان می‌دهد ماگمای والد این سنگ‌ها از یک منشأ غنی یا کمترتهی‌شده نشئت گرفته و کمتر دچار تحول شده‌اند.

چینه نگاری و سن سنجی

ژئوشیمی و الگوهای توزیع عنصر بور در سیالات زمین‌‌‌ گرمایی سبلان در شمال‌غرب ایران

دوره 4، شماره 4، زمستان 1397، صفحه 413-434

https://doi.org/10.22034/irqua.2019.702173

روناک گراوند، رحیم معصومی

چکیده سیالات زمین‏گرمایی ظاهرشده در اطراف آتشفشان سبلان ترکیب شیمیایی متفاوتی را نشان می‏دهند. تفاوت‏های ثبت‌شده، هم به لحاظ فراوانی آنیون‏های اصلی هم از نظر ترکیب عناصر کمیاب، حائز اهمیت است. بسته به موقعیت جغرافیایی رخداد سیالات زمین‏گرمایی، انواع سیالات، اعم از سدیم‌ـ کلریدی (شمال‏غرب سبلان) و اسید سولفاته (شرق سبلان) و بی‏کربناته و سدیم‌ـ کلریدی (جنوب سبلان)، شناسایی شده‏اند. این سیالات به لحاظ محتوای عناصر کمیاب و سنگین نیز حائز اهمیت‌اند. عنصر بور (B)، که یکی از عناصر رایج در سیالات زمین‏گرمایی است، در برخی از چشمه‏های آب‏گرم اطراف سبلان (جنوب سبلان) و نمونه‏های برداشته‌شده از چاه‏های اکتشافی (شمال‏غرب سبلان) مقادیر نسبتاً بالایی را نشان می‏دهد. محتوای بور در نمونه‏های مطالعه‌شده از منطقه جنوب سبلان 19 تا 33 میلی‏گرم بر لیتر و در نمونه ‏های مطالعه‌شده از چاه‏های شماره 1 و 4 به طور متوسط 22 میلی‏گرم بر لیتر است. نظر به اینکه اغلب یک رابطه مستقیم و خطی بین بور و دما وجود دارد، در نمونه‏های مطالعه‌شده نیز اغلب این قاعده حکم‌فرماست. تمرکز بور نسبت به pHهای مختلف نیز الگوهای خاصی را نشان می‏دهد؛ به گونه‌ای که گستره pH 6-9 بیشترین فراوانی را نشان می‏دهد و در این محدوده pH گونه B(OH)4 غالب است. از نظر زیست‌محیطی، تمرکزهای بالای بور می‏تواند مخاطره‌آمیز باشد. اختلاط آب‏های زمین‏گرمایی حاوی بور بالا با آب رودخانه‏ها، دریاچه‏ها، آب شرب، و آب پشت سدها می‏تواند سبب به وجود آمدن مشکلات جدی بهداشتی شود. این اتفاق در برخی از رودخانه‏های اطراف سبلان، از جمله خیاوچای، قابل مشاهده است که با محتوای بور 7 میلی‏گرم بر لیتر مقدار نسبتاً بالایی را نشان می‏دهد.

چینه نگاری و سن سنجی

شواهد هیدروشیمیایی و سن‌ سنجی تریتیوم در شناخت الگوی هیدروژئولوژیکی آبخوان آبرفتی شاهرود

دوره 4، شماره 4، زمستان 1397، صفحه 457-472

https://doi.org/10.22034/irqua.2019.702175

زهرا بوسلیک، هادی جعفری

چکیده بررسی رابطه الگوی جریان و کیفیت آب از عوامل مهم کمک‌کننده در مدیریت کمّی و کیفی آب‏های زیرزمینی است. تحقیق حاضر به منظور استفاده از شواهد هیدروشیمیایی و ایزوتوپی در تعیین الگوی جریان آب زیرزمینی در آبخوان شاهرود و بررسی آثار هیدروژئولوژی بر کیفیت آب منطقه انجام گرفت. جهت جریان کلی آب در آبخوان شاهرود از مناطق شمال‌شرقی به  جنوب‌غربی است. به وجود آمدن یک خط تقسیم آب در منطقه باعث ایجاد تغییراتی در جهت جریان کلی آب در برخی بخش‏ها و انحراف جریان به سمت شرق شده است. بررسی‏های هیدروشیمیایی 120 نمونه آب نشان داد در این آبخوان پیوستگی ژئوشیمیایی، به‌ویژه در بخش جنوب‌شرقی، وجود ندارد؛ به گونه‏ای که بخش شرقی و بخش جنوب‌شرقی اختلاف کیفیت فاحشی با بخش‏های شمالی، غربی، و مرکزی نشان می‏دهد. جریان ورودی قوی‌تر از مرز شمالی همراه خط تقسیم آب زیرزمینی باعث جدا افتادن و ساکن شدن آب‏های شور جنوب‌شرق منطقه شده‏ است. در نتیجه، به مرور زمان، تغییر تیپ آب از سولفاته به کلروره در این توده آب نسبتاً راکد رخ داده است. جدا افتادن جریان آب در بخش جنوب‌شرقی باعث شده آب شور آن تأثیر چندانی بر شیمی آبخوان نگذارد. آنالیز 3 نمونه تریتیوم وجود حداقل دو منبع تغذیه با سنین مختلف در آبخوان را اثبات می‏کند. نمونه‏های شور جنوب‌شرقی با میزان تریتیوم کمتر از TU 8/0 نشان‌دهنده آب نسبتاً قدیمی تغذیه‌شده قبل از سال 1952 است؛ درحالی‌که آب شیرین شمال منطقه با میزان تریتیوم TU 2/2 آبی است که به‌تازگی تغذیه شده است. سن بیشتر آب در بخش جنوب‌شرقی به دلیل عدم‌ارتباط هیدرولیکی با آب‏های جوان، سرعت کمتر جریان، و نیز عدم‌خروج آب قدیمی از این بخش از آبخوان به دلیل کم بودن میزان بهره‏برداری است.

محیط های رسوبی دریاچه ای، پلایاها، لس ها

اندرکنش آب‌های سطحی و زیرزمینی در تالاب قره‌قشلاق ـ ساحل جنوب شرقی دریاچه ارومیه

دوره 4، شماره 2، تابستان 1397، صفحه 191-199

https://doi.org/10.22034/irqua.2018.702039

امیر شمشکی، غلامحسین کرمی

چکیده تغییرات زمانی و مکانی اندرکنش آب‏های سطحی و زیرزمینی در تالاب‏ها، به منزله یکی از زیست‏بوم‏های آبی مهم، بسیار زیاد و پیچیده است. در محیط‏های خشک و نیمه‌خشک، که میزان بارش‏های جو‌ّی بسیار متغیر و به میزان چشمگیری کمتر از میزان تبخیر است، آب‏های زیرزمینی عامل اصلی تعادل و حفظ محیط‏ زیست تالاب‏ها هستند. در این تحقیق تلاش شد با شناخت بهتر میزان و نحوه تغییرات در اندرکنش آب‏های سطحی و زیرزمینی تالاب قره‌قشلاق میزان آسیب‏پذیری این زیست‏بوم ارزشمند بررسی شود. این تالاب از نوع تالاب‏های ساحلی است و در انتهای مسیر رودخانه‏های‏ مردوق‏چای و زرینه‏رود در جنوب شرقی دریاچه ارومیه قرار دارد. تالاب‏های انتهایی، مانند این تالاب، به دلیل نداشتن سازوکار حذف نمک، چنانچه در معرض ورود آب شور قرار گیرند، نسبت به سایر تالاب‏ها آسیب بیشتری می‌بینند. در این پژوهش با ترسیم جهت جریان آب زیرزمینی در زمان‏های مختلف این نتیجه به دست آمد که تالاب قره‏قشلاق از آبخوان‌های بالادست خود تغذیه می‏شود. با استفاده از قانون دارسی، میزان آب ‏زیرزمینی ورودی به تالاب در سال آبی 1394 ـ 1395 حدود 738/0 میلیون متر مکعب برآورد شد. در روش دیگر، با استفاده از میزان ایزوتوپ‏های پایدار دوتریم و اکسیژن -18، مقدار آب زیرزمینی ورودی در سال یادشده به ترتیب 8۰۲/0 و 5۵۸/0 میلیون متر مکعب بر سال تخمین زده شد. ارزیابی مؤلفه‏های بیلان آب در تالاب قره‌قشلاق نشان می‌دهد حدود 20 درصد از آب این تالاب در سال آبی 1394 ـ 1395 با آب‏ زیرزمینی تأمین شده است.

چینه نگاری و سن سنجی

شرایط تبلور و شیمی کانیایی آتشفشانهای کواترنری محور قروه-بیجار

دوره 4، شماره 1، بهار 1397، صفحه 47-66

https://doi.org/10.22034/irqua.2018.701986

بهمن رحیم زاده، پروین شکراللهی، غصون زهیره، فریبرز مسعودی

چکیده منطقه قروه- بیجار در شرق استان کردستان و در قسمت شمالی زون سنندج- سیرجان در شمال غرب ایران واقع شده است. سنگ‌های آتشفشانی کواترنری در منطقه دارای ترکیب بازانیت- تفریت تا الیوین بازالت، بازالت و تراکیت می‌باشد. فنوکریست­های تشکیل دهنده عمدتا کلینوپیروکسن، الیوین و پلاژیوکلاز هستند. پلاژیوکلاز به عنوان فاز اصلی زمینه، بهمراه بیوتیت، هورنبلند و آپاتیت کانی‌های فرعی این سنگ‌ها می‌باشند. نتایج حاصل از آنالیز نقطه‌ای کانی‌ها نشان می‌دهد که ترکیب پلاژیوکلازها از نوع اولیگوکلاز تا لابرادوریت در تغییر بوده و منطقه بندی ظریف در آن‌ها دیده می‌شود. آمفیبول‌ از نوع مگنزین‌هاستنگزیت و کلینوپیروکسن منیزیم- کلسیم‌دار بوده و از نوع دیوپسید می‌باشند. الیوین‌ متمایل به قطب منیزیم­دار و از نوع کریزولیت، میکا از نوع فلوگوپیت و کانی های اپک در گروه تیتانومگنتیت قرار گرفته‌اند. بر اساس شیمی آمفیبول و بیوتیت فوگاسیته اکسیژن ماگما در زمان این دو کانی بالا بوده است. بررسی شیمیایی ترکیب کلینوپیروکسن نشان می دهد که سرشت ماگمای سنگ‌های بازالتی آلکالن بوده و در داخل صفحه قاره در محیط کششی ایجاد شده است. دمای ماگما در زمان تبلور کلینوپیروکسن‌ها بین 1150 تا 1200 درجه سانتی‌گراد در فشارهای 5 تا 8 کیلوبار و دمای تبلور پلاژیوکلازها بین 650 تا 900 درجه سانتی‌گراد برآورد شده‌اند.

چینه نگاری و سن سنجی

سنگ چینه‌نگاری نهشته‌های آواری کواترنری شمال باختری زنجان

دوره 3، شماره 4، زمستان 1396، صفحه 373-386

https://doi.org/10.22034/irqua.2018.701922

ستاره رحیمی، نصرالله عباسی، بیژن یوسفی یگانه

چکیده هفده برش از نهشته ­های کواترنری شمال باختری زنجان برای مطالعات سنگ چینه­ نگاری و دیرینه ­شناسی مورد پیمایش قرار گرفتند. هدف از این مطالعات، شناسایی و تفکیک لایه های رسوبی در قالب واحدهای سنگ چینه ای، بررسی تغییرات پارامترهای محیط های رسوبی و در نهایت ارائه یک مدل رسوبی برای محیط رسوبی توالی مورد مطالعه است. بدین منظور شانزده برش در حاشیه آزاد­راه زنجان-تبریز از محل عوارضی تا کیلومتر 40 و یک برش در کیلومتر 8 بلوار فرودگاه برداشت شدند. این نهشته ­ها به طور ناپیوستگی فرسایشی بر روی مارن­ های رنگین پلیو-پلیستوسن قرار می­ گیرند و مرز بالایی آن­ها فرسایشی است. پنج واحد سنگ چینه­ نگاری در قالب توالی دانه درشت شونده به بالا تشخیص داده شدند که از پایین به بالا شامل: (a) توالی رسوبات گل قهوه ­ای تیره تا روشن با میان لایه­های نازک ماسه و گراول دانه ریز؛ (b) ماسه و گروال ریزدانه با جورشدگی متوسط تا خوب با لایه­بندی مورب به رنگ بنفش تا خاکستری با میان لایه­ های پراکنده گل، ماسه و گراول کرم رنگ؛ (c) تناوب منظمی از رسوبات گل، ماسه و گراول به رنگ کرم تا قهوه­ای روشن؛ (d)  گراول بسیار ستبر و دانه درشت و به رنگ روشن با میان لایه­ های گل قهوه­ای-قرمز روشن و (e) گراول سست گل پشتیبان به رنگ کرم تا سبز روشن. با توجه به موقعیت چینه ­نگاری، سن این رسوبات به پلیستوسن-هولوسن است. پارامترهای شاخص محیط رسوبی مانند ژئومتری لایه های رسوبی، نوع رسوبات و ساخت های رسوبی نشان می دهند که این رسوبات در یک محیط مخروط افکنه متاثر از فعالیت­های گسل­های پیرامون نهشته شده ­اند.

چینه نگاری و سن سنجی

بررسی رابطه بین محیط تجمع سنگدانه‌‌های طبیعی کواترنر با مقاومت در برابر تخریب ناشی از تبلور نمک سولفات سدیم

دوره 3، شماره 2، تابستان 1396، صفحه 155-173

https://doi.org/10.22034/irqua.2017.701908

کاظم بهرامی، سید محمود فاطمی عقدا، علی نورزاد، مهدی تلخابلو

چکیده مقاومت سنگدانه ­ها در برابر تخریب ناشی از تبلور سولفات سدیم علاوه بر ویژگی­های سنگ­شناسی می­تواند متاثر از محیط تجمع سنگدانه ­ها باشد. در این تحقیق دو محیط واریزه­ای و رودخانه­ ای در دو منطقه دماوند با سنگ­های آتشفشانی و منطقه دیره با سنگ­های آهکی مورد بررسی قرار گرفته است. انتخاب محیط­های مورد بررسی در هر منطقه به گونه­ای بوده است که هر دو محیط از نظر سنگ­شناسی شرایط مشابهی داشته باشند و تفاوت سنگ­شناسی در این محیط­ها ناچیز باشد. ویژگی­های تخلخل، درصد جذب آب، درصد سنگدانه ­های دارای ریزترک و مقاومت در برابر تبلور سولفات سدیم در نمونه­ های برداشت شده مورد بررسی قرار گرفت. نتایج نشان می­دهد که میزان تخلخل، درصد جذب آب و ریزترک در محیط­های رودخانه­ای نسبت به محیط واریزه­ای بسیار کمتر است که می­تواند ناشی از فرایند حمل و سایش بیشر ذرات در محیط­های رودخانه­ای باشد. میزان افت وزنی آزمایش ساندنس در سنگدانه ­های برداشت شده از محیط رودخانه­ای کمتر از محیط واریزه­ای است. این تفاوت متاثر از اندازه ذرات نیز می­باشد. در منطقه دیره برای سنگدانه­های درشت میزان افت وزنی نمونه­های رودخانه­ای حدود 5 درصد نمونه ­های واریزه­ای است در حالی که برای سنگدانه­ ای ریز (600 تا 300 میکرون) این تفاوت حدود 38 درصد است. این وضعیت در منطقه دماوند نیز وجود دارد اما به علت پایین­تر بودن درصد ریزترک شدت اختلاف کمتر است به­گونه­ای که سنگدانه­های رودخانه­ای درشت حدود 21 درصد و سنگدانه­های ریز حدود 65 درصد میزان افت وزنی سنگدانه ­های  واریزه­ای است.

چینه نگاری و سن سنجی

کانی‌های تبخیری استان کرمان، با نگاهی ویژه به ویژگی های طیفی، کانی‌شناسی و دورسنجی

دوره 2، شماره 4، زمستان 1395، صفحه 315-336

https://doi.org/10.22034/irqua.2017.701958

اعظم سلطانی نژاد، حجت اله رنجبر، سارا درگاهی، مهدی هنرمند

چکیده در این پژوهش، سیمای طیفی کانی‌های تبخیری موجود در مناطق تبخیری استان کرمان مورد بررسی قرارگرفته و قابلیت روش کمینه‌سازی انرژی مقید(CEM) در بارز سازی کانی‌های مذکور با استفاده از تصاویر ماهواره ای استر مورد ارزیابی واقع‌شده است. منحنی طیفی  نمونه‌ها با استفاده از دستگاه اسپکترورادیومتر برداشت و ترکیب کانی‌شناسی این نمونه‌ها با استفاده از روش  تفرق اشعه ایکس((XRD مشخص گردیده است. با استفاده از نتایج XRD، نمونه‌ها در قالب 4 گروه از نمونه‌های با کانی‌های غالب هالیت، ژیپس، کلسیت و تناردیت در مناطق مطالعاتی استان کرمان که شامل پلایای سیرجان، کفه خاتون‌آباد، تبخیری‌های منطقه راور، سه کراتر از کراترهای منطقه راین، کفه کشکوئیه و منطقه شهداد، مورد مطالعه قرار گرفتند. سیمای طیفی هر یک از نمونه‌ها و باندهای جذبی آن‌ها با توجه به ترکیب کانی‌شناسی آن‌ها ارائه‌شده است. نتایج حاصل از اعمال روش CEM نشان داد که این روش، مناطق دارای کانی‌های هالیت، ژیپس و تا حدودی تناردیت را به‌خوبی بارز می‌سازد؛ اما در مورد کانی کلسیت، تفکیک به‌خوبی انجام نمی‌شود که دلیل آن اختلاط زیاد این کانی با سایر کانی‌هاست. بااین‌وجود، با توجه به بازتاب طیفی کمتر کانی کلسیت نسبت به کانی‌های هالیت و ژیپس، تا حدودی می‌توان تفکیک را انجام داد.

خاک شناسی

چینه‌نگاری خاک‌شناختی و تاثیر حذف کربنات‌ها بر توزیع اندازه ذارت توالی‌های لسی-خاک قدیمی جنوب‌غربی ساری

دوره 2، شماره 4، زمستان 1395، صفحه 337-351

https://doi.org/10.22034/irqua.2017.701959

حامد نجفی کرسامی، علیرضا کریمی، فرهاد خرمالی، غلامحسین حق نیا

چکیده توالی‌های لس-خاک قدیمی به فراونی برای شناسایی و بازسازی تغییرات اقلیمی استفاده شده‌اند. برای این منظور، قدم اول شناسایی توالی‌های لس و خاک قدیمی و تعیین ویژگی‌های پدولوژیک، فیزیکی و شمیایی آنها است. اهداف این مطالعه، شناسایی توالی‌های لس - خاک قدیمی جنوب ساری و بررسی تاثیر کربنات­ها بر توزیع اندازه ذرات بود. در مقاطع مورد مطالعه، خاک جدید (MS) از افق‌های کمبیک (Bw) و کلسیک (Bk) تشکیل شده بود. همچنین سه توالی خاک قدیمی شناسایی شد که دو خاک قدیمی (PS1 و PS2) دارای افق آرجیلیک-کلسیک (Btk) و خاک قدیمی سوم (PS3) دارای ویژگی‌های ورتیک (Bssk) بود. کربنات‌های ثانویه به شکل نودول‌های سخت در اندازه 2 تا بیش از 70 میلی‌متر در خاک مشاهده شدند. بیشترین مقدار تجمع کربنات‌ها در لایه‌های لسی بود که از خاک‌های رویی منتقل شده بودند. تجمع کربنات‌ها سخت شده، باعث افزایش بخش شن شده بود که حذف آنها توسط اسید کلرید ریک رقیق باعث کاهش مقدار شن و افزایش قابل توجه سیلت شد. غالب بودن بخش سیلت متوسط نشان می‌دهد که این ته‌نشست‌ها فاصله نسبتاً زیادی را طی کرده‌اند. زیاد بودن مقدار رس در خاک‌های قدیمی، نمایه خوبی از تکامل خاک که بیشترین مقدار آن در PS2 بود. نتایج نشان داد که مقاطع مورد مطالعه برای مطالعات آتی در زمینه بازسازی اقلیم و محیط گذشته مناسب هستند.

چینه نگاری و سن سنجی

هیدروژئوشیمی و منشأ سیالات گرمابی منطقه ی زمین گرمایی سبلان برپایه ی یافته های ایزوتوپی

دوره 2، شماره 3، پاییز 1395، صفحه 183-196

https://doi.org/10.22034/irqua.2016.701937

رحیم معصومی، علی اصغر کلاگری، کمال سیاه چشم، سهیل پرخیال

چکیده شیب زمین­گرمایی بالا در اطراف کوه سبلان حاصل رخداد فعالیت­های پلوتونیک-ولکانیک در این ناحیه بوده که در اواخر دوره­ی ترشیری رخ داده اند. حاصل این فعالیت­ها تشکیل مخروط استراتوولکان سبلان و دیگر مظاهر سطحی عهد حاضر مربوطه از قبیل وجود چشمه­ های آب­گرم، دودخان­ها و منافذ خروج بخار می­باشند. ترکیب عمده این آب­ها سدیم-کلرایدی، کلراید-بی­کربناتی و کلراید-سولفاته می­باشد. در این مطالعه نمونه ­ها از چشمه­ های آب­گرم اطراف سبلان (شمالغرب، شرق و جنوب سبلان) و چاه­ های اکتشافی حفر شده در سایت بهره­ برداری از انرژی زمین­ گرمایی سبلان واقع در شمال غرب سبلان نمونه­ برداری شده و ترکیب شیمیایی و ایزوتوپی این نمونه­ های مورد ارزیابی قرار گرفته شده است. آنالیز ایزوتوپی از آبهای ­گرم چشمه­ های  مورد مطالعه نشان داد که ترکیبات ایزوتوپی از  5/7- تا 4/13- پرمیل برای δ18O ، از 1/71-  تا 6/78- پرمیل برای  δDو از 1/0 تا 6/34TU  برای 3H تغییر می کنند. مقادیر منفی δ18O و δD بدست آمده بواسطه  منشاء جوی این آب­ها، واکنش­های آب-سنگ و حضور کانی­های رسی می باشند.  محتوای 3H این آب­های نیز نشان می­دهد که سیالاتی  نسبتاً با سنین مختلف در درون سیستم زمین­گرمایی سبلان در حال چرخش می­باشند. بعضی از این آبها قبل از انفجارات هسته­ ای سال 1953 وارد سیستم ژئوترمال شدند، ولی بعضی دیگر بعد از آن وقایع وارد سیستم شده اند.

چینه نگاری و سن سنجی

سنگ‌های آتشفشانی تفتان: شاهدی از ماگماتیسم شبه آداکیتی در قوس ماگمایی مکران

دوره 2، شماره 1، بهار 1395، صفحه 1-14

https://doi.org/10.22034/irqua.2016.701886

مرتضی دلاوری، عطا شاکری

چکیده کوه تفتان در جنوب‌ شرق ایران یکی از مراکز آتشفشانی فعال قوس ماگمایی مکران در محدوده زمانی نئوژن- کواترنری است. تفتان از نظر تقسیم بندی ساختاری در زون جوش‌خورده سیستان قرار گرفته و قاعده آن مجموعه‌سنگ‌های افیولیتی، فلیش و سنگ‌های آتشفشانی(عمدتاً کرتاسه تا ائوسن) است. مجموعه‌های فنوکریستی سنگ‌ها شامل پلاژیوکلاز،کلینوپیروکسن،هورنبلند،ارتوپیروکسن، بیوتیت است. شواهد عدم تعادل در کانیها بویژه در پلاژیوکلاز و هورنبلند بر تغییرات شرایط فیزیکوشیمیایی تبلور همچون دما، فشار و ترکیب شیمیایی دلالت دارد. از نظر تنوع شیمیایی گدازه‌های ترم بازیک تا اسیدی حضور دارند؛ اگرچه عمده گدازه‌ها و مواد پیروکلاستیک تفتان ترکیب آندزیتی تا داسیتی دارند. اختصاصات شیمیایی ولکانیسم تفتان همچون بالابودن تمرکز Sr (> 645 ppm)، بالا بودن نسبت La/Yb (>14) و Sr/Y (> 40) سازگار با مذاب‌های شبه‌آداکیتی مرتبط با حواشی فعال قاره‌ای دارای پوسته ضخیم است. بر اساس شواهد شیمیایی و کانی‌شناسی دخالت فرایندهای مختلف گوشته‌ای و پوسته‌ای در ژنز مذاب تفتان قابل استنباط است. ابتدا ذوب گوه گوشته لیتوسفری نسبتاً غنی زیرقاره‌ای که تحت تأثیر فرایندهای زون فرورانش قرار گرفته است. سپس تجمع مذاب‌های گوشته‌ای در عمق پوسته ضخیم قاره‌ای که توأم با ذوب بخشی پوسته‌ای، آلایش و همگن شدن بوده است. در نهایت فرایندهای پوسته‌ای کم‌عمق‌تر شامل هضم پوسته‌ای و تحولات مرتبط با مخزن ماگمایی همچون تغییرات فیزیکوشیمیایی مذاب و تبلور تفریقی که باعث تحول بیشتر مذاب شده است.

چینه نگاری و سن سنجی

کانی شناسی و ژئوشیمی تپه‌های ماسه‌ای جنوب سه قلعه شهرستان سرایان، استان خراسان جنوبی

دوره 1، شماره 4، زمستان 1394، صفحه 307-321

https://doi.org/10.22034/irqua.2016.701879

حمزه عبدیان قطب آبادی، غلامرضا میراب شبستری، آرش امینی

چکیده یکی از نمودهای اصلی مناطق بیابانی آثار فرسایش بادی می باشد. تپه­های ماسه ای از جمله اشکال شاخص این گونه مناطق محسوب می­شوند. تاکنون مطالعات تفصیلی در مورد ژئوشیمی تپه های ماسه­ای و از جمله برخانویید در ایران صورت نگرفته است. از این رو در این پژوهش تعداد 27 تپه­ ماسه­ای بادی در 4 زون در محدوده­ای با مختصات ´28 °33 تا´34 °33 عرض شمالی و ´21 °58 تا ´22 °58 طول شرقی، در فاصله 13 کیلومتری جنوب سه قلعه شهرستان سرایان در شرق ایران مورد نمونه­برداری و مطالعه قرارگرفته‌اند. بدین منظور، نخست ترکیب کانی­شناسی تپه­های ماسه­ای سرایان بررسی شده و سپس به منظور انجام مطالعات ژئوشیمیایی تعداد 12 نمونه با  استفاده از روش XRF مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته­اند. داده های حاصل از مطالعات ژئوشیمیایی اکسیدهای مختلف و ترسیم نمودارهای مربوطه نشان داد که یک منشأ آذرین حد واسط تا فلسیک با میزان کوارتز متوسط و محیط تکتونیکی حاشیه فعال قاره­ای را برای تپه­های ماسه­ای سرایان باید در نظر گرفت. شاخص هوازدگی شیمیایی (CIW) در تپه­های ماسه­ای مورد مطالعه از 81/82 درصد تا 96/84 درصد در نوسان است که این مقدار بیانگر آب‌ و هوای گرم و خشک می­باشد. میزان اکسیدهای اصلی TiO2، Fe2O3 و MgO می­تواند نشانه فراوانی یا فقدان کانی­های سنگین باشد که با بررسی این اکسیدها شاهد کاهش این عناصر از غرب به شرق منطقه و در نتیجه شاهد کاهش کانی­های سنگین از غرب به شرق منطقه می­باشیم. این موضوع با وجود باد شمال غرب که دارای قدرت فرسایندگی و جابجایی زیاد می­باشد هم‌خوانی دارد.