شناسایی مناطق فعال زمینساختی با استفاده از آنالیز فرکتالی زمینلرزهها، خطوارهها، و آبراهههای استان البرز
دوره 6، شماره 3، پاییز 1399، صفحه 369-382
https://doi.org/10.22034/irqua.2020.702373
ونوس تأثیری، محسن پورکرمانی، علی سربی، محمود الماسیان، مهران آرین
چکیده تحلیل فرکتالی زمینلرزهها و خطوارهها و آبراههها ابزاری کاربردی جهت ارزیابی فعالیت زمینساختی هستند. به کمک تحلیل فرکتالی میتوان بلوغ ساختاری و پویایی زمینساختی را ارزیابی کرد. در این پژوهش، با استفاده از تحلیل فرکتالی و بهرهگیری از روش جعبهشمارو مطالعات صحرایی به بررسی و مقایسه ابعاد فرکتالی اندازهگیریشده برای شبکه طراحیشده استان البرز پرداخته شد. این شبکهبندی شامل 65 مربع با طول ضلع 5/12 کیلومتر است که ابعاد فرکتالی زمینلرزهها و خطوارهها و آبراهههای همه آنها، جداگانه، محاسبه شد. نتایج تحلیل فرکتالی خطوارهها و شبکه آبراههها بیانگر فعالیت ساختاری بالا پیرامون گسلهای الموت، مشا، شمال تهران، و طالقان در بخش شمالی و گسلهای ایپک و اشتهارد در بخش جنوبی منطقه مورد مطالعه بود. علاوه بر آن، با توجه به گوناگونی سنگشناسی در گستره مورد مطالعه، تحلیل فرکتالی زمینلرزهها نیز انجام گرفت. پهنههای 54، 55، 45، 46 از فعالیت زمینساختی بالایی برخوردارند که این نتایج تنها در تحلیل فرکتالی زمینلرزهها خود را نمایان ساخت. به طور کلی به نظر میرسد فعالیت زمینساختی در استان البرز بهشدت متأثر از فعالیتهای گسلهای اصلی و البته حضور گسلهای فرعی و پنهان (جنوب استان البرز) در منطقه است که در آنالیز ابعاد فرکتالی زمینلرزهها محرز شد.
کاربرد روشهای ژئوفیزیکی و فرکتال در شناسایی گسل های رسوبات آبرفتی منطقه درکه تهران
دوره 6، شماره 3، پاییز 1399، صفحه 449-468
https://doi.org/10.22034/irqua.2020.702377
محسن جهان بین، سید رضا مهرنیا، حمیدرضا شیروانی مهدوی، حبیب رحیمی
چکیده هدف اصلی این پژوهش شناسایی گسلها در منطقه درکه تهران بود. برای این منظور، پروفیلهای ژئوالکتریک با آرایه ونرـ شلومبرژه، رادار نفوذی به زمین (GPR)، و برای سنجش فرکتالی پروفیل ژئوالکتریک از تابع نمایی پراشـ مسافت استفاده شد. در بازدیدهای میدانی انجامشده شکستگیها و گسلخوردگیهایی با امتدادهای مختلف در سطوح وسیعی از سنگهای منطقه تشخیص داده شد. گسل شمال تهران مهمترین و تأثیرگذارترین گسل منطقه مورد مطالعه است. از دیگر گسلهای فرعی منطقه میتوان به گسلهای امامزاده داود و دربند و شیرپلا اشاره کرد. نتایج پردازش پروفیل ژئوالکتریک نشاندهنده افت بسیار شدید مقاومت ویژه در فاصله 96 متری پروفیل به علت وجود یک زون گسلی است. کمینه تغییرات مقاومت ویژه الکتریکی تحت روش فرکتالی انجامشده نشاندهنده روند خطی همراه با افت نسبی بعد فرکتال است. در برخی مناطق افزایش نامتعارف بعد فرکتال و ایجاد شرایط آشوبناک بیانگر مناطق گسله و خردشده است. همچنین، تغییرات مرتبط با افت شدید دامنه امواج الکترومغناطیسی در رادارگرام GPR در فواصل 90 تا 100 متری مؤید وجود حتمی زون گسلی در منطقه مورد مطالعه است.
استفاده از لومینسانس نوری فروسرخ، به منظور اندازه گیری نرخ لغزش گسل درونه در خلیل آباد
دوره 6، شماره 2، تابستان 1399، صفحه 309-324
https://doi.org/10.22034/irqua.2020.702370
سبا حفیظی، مرتضی فتاحی، حمیده امینی
چکیده سیستم گسلی چپگرد درونه با طولی بیش از 700 کیلومتر فعال است. به منظور برآورد میزان فعالیت گسل به نرخ لغزش و جهت تعیین نرخ لغزش به دو پارامتر جابهجایی و مدت زمان رویداد آن جابهجایی نیاز داریم. سایت مورد بررسی در این تحقیق نزدیک خلیلآباد است که در غرب کاشمر واقع شده است. گسل درونه بادزن آبرفتی شرقی خلیلآباد را به میزان حدود 40 تا 60 متر جابهجا کرده است. دو نمونه رسوب جهت سن یابی به روش لومینسانس از این بادزن برداشت شد. سپس فلدسپار پتاسیم از آنها جدا شد. جهت سنیابی فلدسپار پتاسیم به دو پارامتر دز معادل دز طبیعی و دز سالیانه و دُزسالیانه نیاز است. به منظور اندازهگیری دُزمعادل از روش SAR و برای تحلیل داده ها از برنامه آنالیست استفاده شد دز سالیانه با اندازه گیری های میزان اشعه های رادیواکتیو محیط و اشعه کیهانی و رطوبت محاسبه شد. آخرین دوران رسوبگذاری 11000 تا 16000 سال و نرخ لغزش گسل درونه در ناحیه شرقی بادزنه با تقسیم جابهجایی بر دوران جابهجایی در حدود 5/2 تا 5/5 میلیمتر در سال محاسبه شد.
بررسی نقش سیستم گسلی شرق گسل زندان در زایش محدوده جدید گلفشانی ایران (شرق تنگه هرمز)
دوره 6، شماره 1، بهار 1399، صفحه 23-37
https://doi.org/10.22034/irqua.2020.702345
کرامت نژاد افضلی، مهران مقصودی، راضیه لک
چکیده گلفشان خروج تحت فشار آب و گل همراه با ترکیبات شیمیایی متفاوت است. این جاذبه طبیعی معمولاً به دو شکل مخروطی و حوضچهای یافت میشود و اغلب از مناطق زیرراندگی پوستهای، بهویژه درکمربند آلپـ هیمالیا، پیروی میکند. در ایران گلفشانها اغلب در جلگههای ساحلی دریای خزر و دریای عمان قرار دارند. در تحقیق حاضر، جهت ارزیابی فعالیت تکتونیکی گلفشانهای شرق گسل زندان پنج تاقدیس در بخش جنوبی گسل میناب و شرق آن، توسط سه پارامتر مورفومتری تاقدیس، شامل رویههای سهگوش و درههای شرابی و سینوسیته جبهه تاقدیس، بررسی و اندازهگیری شد. دادههای استفادهشده شامل Dem 30 m منطقه، تصاویر ماهوارههای لندست، و نقشههای زمینشناسی محدوده مورد مطالعه است. تحقیق در دو مرحله محاسبه شاخصها و ارزیابی شواهد انجام گرفت. هدف از این تحقیق ارزیابی منطقه از نظر میزان فعالیت تکتونیکی و نقش آن در شکلگیری گلفشانهای منطقه بود. نتایجی که از تحلیل محاسبه شاخصها به دست آمد نشاندهنده این بود که از منظر ارزیابی و تحلیل شاخصها منطقه فعالیت تکتونیکی بالایی دارد و نقش تکتونیک و سیستم گسلی میناب در شکلگیری گلفشانها چشمگیر است.
ارزیابی کمّی فعالیتهای نوزمینساختی و ریختزمینساختی در شمال و شمال غرب دامغان (البرز شرقی)
دوره 6، شماره 1، بهار 1399، صفحه 131-152
https://doi.org/10.22034/irqua.2020.702362
سید ناصر هاشمی، زهرا حقیقت لاری، حمید محمدی
چکیده در نواحی فعال زمینساختی، ویژگیهای شبکه آبراههای و اشکال توپوگرافی امکان برآوردی کمّی از فعالیتهای زمینساختی و ریختشناسی مناطق مختلف را فراهم میآورند. در این تحقیق، فعالیت نوزمینساختی مناطق شمال و شمال غرب دامغان، به منزله بخشی از واحد زمینساختـ رسوبی البرز، که دربردارنده گسلهای آستانه، دامغان، شمال دامغان، و عطاری است و بخش مهمی از گستره زمینلرزه تاریخی 856 میلادی قومس به شمار میرود، مطالعه شد. در ارزیابی این فعالیت نوزمینساختی، پارامترهای زمینریختسنجی گرادیان آبراههها، سینوسیته پیشانی کوهستان، و تراکم آبراههها با استفاده از دادههای رقومی توپوگرافی منطقه بررسی شد. با مطالعه نتایج بهدستآمده و رسم نقشههای میزان فعالیت زمینساختی نسبی در بخشهای مختلف محدوده مورد مطالعه، مشخص شد در شمال دامغان و مناطق همروند با گسلهای دامغان و شمال دامغان و امتداد آنها تا گسل آستانه فعالیت زمینساختی شدت بیشتری دارد. علاوه بر این، انطباق نسبی روند خطی آنومالیها با روند گسلهای منطقه مؤید تأثیر گسلها در شکلگیری عوارض سطحی زمین و کارآیی شاخصهای زمینریختسنجی در تعیین شدت نسبی فعالیت زمینساختی است.
تحلیل ساختاری و تکتونیک برگشتی نواحی فرادیواره گسل شمال تهران
دوره 5، شماره 4، زمستان 1398، صفحه 493-515
https://doi.org/10.22034/irqua.2020.702340
امیر ظهریه، محمود الماسیان، محسن پورکرمانی، علیرضا شهیدی
چکیده منطقه مورد بررسی مجموعهای از ساختارهای زمینساختی، بهویژه شکستگیهای گوناگون و گسلها و انواع چینخوردگی، را در خود جای داده است. ساختارها با سازوکار خاص متأثر از تنشها (فشارشیـ کششی) بودهاند. بر اساس شواهد زمینشناسی موجود در همه واحدهای سنگی سازند کرج و نهشتههای آبرفتی کواترنری در پهنه گسلی شمال تهران، اعم از خشلغزها و ساختارهای C –S، سازوکار گسل شمال تهران تا قبل از پلیوسن به صورت موربلغز راستگرد با مؤلفه عادی و پس از نئوژن به صورت موربلغز می باشد که در برخی مناطق مؤلفه معکوس غالب است و در برخی مناطق مؤلفه راستالغز چپگرد غالب می باشد . تحولات زمینساختی گستره مورد مطالعه با یک مدل قابل ارائه است. بر اساس این مدل، گستره بین دو گسل شمال تهران و مشاء به صورت یک ابر دوپشته در حال چرخش راستگرد (ساعتگرد) است. موقعیت تنش اصلی σ1 (عمود بر محور چین خوردگی یا راستای کوتاه شدگی) در زمان تشکیل ساختارهای شکل پذیر منطقه راستای شمال باختر- جنوب خاور داشته است.
ارزیابی توان حرکتی گسلهای جنبای گستره گلباف و شهداد در استان کرمان (جنوبخاور ایران)
دوره 5، شماره 3، پاییز 1398، صفحه 349-362
https://doi.org/10.22034/irqua.2019.702286
معصومه صدیقی راد، منوچهر قرشی، محسن پورکرمانی، محمود الماسیان، نوشین بقا
چکیده در این مقاله پتانسیل حرکتی گسلهای فعال ناحیه گلباف، بر اساس رابطه بین ویژگیهای هندسی گسل و میدان تنش تکتونیکی ناحیهای، بررسی شد. این پارامتر برای گسلهای فعال گستره مورد بررسی و به منظور درصدبندی جنبشهای احتمالی تعیین شده است. نتایج این روش با رکوردهای لرزهای گذشته سازگاری بالایی نشان میدهد. بنابراین، این الگوی نظری بر مبنای روابط میان ویژگیهای هندسی گسلها و میدان تنش زمینساختی ناحیهای حاکم است. پس از برداشتهای ساختاری در 18 ایستگاه، معادلات این الگو به کار گرفته شد. با استفاده از روش وارونسازی، تنش اصلی بیشینه به منزله تنش ناحیهای در هر مقطع محاسبه و در معادلات جاگذاری شد. به منظور تحلیل درست ناحیه مطالعاتی، پتانسیل حرکتی هر یک از گسلهای فعال در آن مقاطع محاسبه شد. با توجه به مقادیر پتانسیل حرکت گسل گلباف و شهداد، گسل گلباف گسلی جوان در منطقه مورد مطالعه معرفی میشود. بر مبنای مقادیر بهدستآمده، میتوان چنین تحلیل کرد که با توجه به بالا بودن مقادیر رومرکز زمینلرزههای رخداده در شمالباختر و جنوبخاور ناحیه تجمعِ تنش در ناحیهای وسیع در جهت عمود برآن با روند شمالخاورـ جنوبخاور دور از انتظار نیست.
بررسی فعالیت زمینساختی با استفاده از شاخصهای ریختزمینساختی و GIS در حوضههای ناحیه مراغه (آذربایجان خاوری، شمالباختر ایران)
دوره 5، شماره 1، بهار 1398، صفحه 27-45
https://doi.org/10.22034/irqua.2019.702215
سحر بابایی، منوچهر قرشی، محسن پورکرمانی، حسن حاجی حسینلو، سهیلا بوذری
چکیده مورفوتکتونیک یکی از شاخه های اصلی زمین شناسی که با ارزیابی لند فرم های موجود در سطح زمین، به نیروها و عوامل توسعه آنها می پردازد و در بسیاری از انواع تحقیقات مورد بحث قرار گرفته است. از آنجائیکه لندفرم ها به طور کلی با آخرین حرکات پوسته زمین در ارتباط می باشند، مطالعه آنها می تواند در مورد موضوعات مربوط به زمین شناسی جنبا کمک شایانی کند. از طرف دیگر، اشکال و شکل های سطح زمین فقط محصول عوامل و نیرو های داخلی نیستند در عوض، عوامل خارجی نیز باعث ایجاد تغییر شکل در اشکال و اشکال ناشی از نیروهای داخلی زمین می شوند و در زمینه های ژئومورفولوژی مورد بررسی قرار می گیرند و تأثیر آنها نیز باید در مطالعات مورفوتکتونیک مورد توجه قرار گیرد. با توجه به رابطه نزدیک تکتونیک و ژئومورفولوژی، موضوعی به نام ژئومورفولوژی تکتونیکی تهیه شده است که به تأثیر متقابل این عوامل می پردازد. تمام اشکال و ناهمواری های سطح زمین را می توان با توجه به اندازه، ارتفاع و شیب آنها توصیف کرد و سپس با پارامترهای کمی مقایسه گردد. در حالی که اندازه گیری کمی از این فرم ها امکان محاسبه خصوصیات ویژه یک منطقه مانند سطح فعالیت تکتونیکی آنها را علاوه بر مقایسه دقیق تر شاخص ها و پارامترهای ژئومورفولوژیکی، مهم ترین هدف استفاده از شاخص های مورفوتکتونیک و اندازه گیری های مورفومتریک در ژئومورفولوژی که کسب و بررسی فرم ها و ناهمواری های سطح زمین از یک کیفیت و توصیفی به عددی می باشد را در بر می گیرد. مورفومتری یعنی اندازه گیری کمی شکل مناظر یا چشم اندازها که در این مقاله به عنوان روش اساسی تعیین زمین ساخت نسبی جنبای ناحیه مورد استفاده قرار گرفته است. بنابراین مورفومتری یکی از راه های مهم برای تعیین نرخ فعالیت تکتونیکی منطقه در نظر گرفته می شود، در سطح ساده تر شکل های زمین ساختی می توانند در اندازه و ارتفاع (حداقل، متوسط و حداکثر) مشخص شوند. اندازه گیری های کمی توسط ژئومورفولوژیست ها برای شکل های مختلف زمین ساختی انجام شده است و کمتر به صورت پارامترهای مستقیم تعیین گردیده اند. این موضوع ممکن است جهت تشخیص ویژگی های مشخص کننده سطح فعالیت های تکتونیکی به کار گرفته شوند. بعضی شاخص های ژئومورفولوژیکی به عنوان یک ابزار اکتشافی توسعه یافته اند، تا در مناطق مختلف به طور تجربی سرعت تغییر شکل تکتونیکی را مشخص نمایند. این اطلاعات برای طراحی های تحقیقاتی به کار می روند، تا اطلاعاتی برای فعالیت های تکتونیکی به دست آورند، شاخص های دیگر به صورت توصیف کیفی توسعه پیدا کرده اند. اما شاخص های کمی ژئومورفیکی به ویژه در مطالعات تکتونیکی مفید هستند، چون از آن ها می توان برای ارزیابی سریع مناطق بزرگ استفاده کرد و اطلاعات مورد نیاز اغلب به طور ساده از نقشه های توپوگرافی و عکس های هوایی به دست می آیند. در بررسی های مورفومتری یا ریخت سنجی دو دسته شاخص های کیفی و کمی قابل بررسی هستند. بررسی این شاخص ها به ما کمک می کند، در خصوص وضعیت تکتونیکی منطقه از لحاظ فعالیت یا عدم فعالیت اطلاعات دقیقی را به دست آوریم. به عبارتی مورف یا ریخت ها در منطقه انعکاسی از نرخ فعالیت های تکتونیکی در آن منطقه هستند. اهمیت مطالعه ی مورفوتکتونیکی به منظور دستیابی به نتایج اساسی و مهمی است که معمولا از طریق مطلعات آزمایشگاهی و صحرایی حاصل می گردد. اندازه گیری کمی به ژئومورفولوژیست ها اجازه می دهد که اشکال مختلف سطح زمین را به طور عینی با یکدیگر مقایسه کنند. یکی از مهم ترین شواهد ژئومورفولوژیکی، میزان و نحوه ی عملکرد خطوط گسلی، ویژگی های ژئومورفیک عوارض پیرامون آنها و به ویژه مورفولوژی حوضه آبخیز و مخروط افکنه ها می باشد. همچنین نیروهای درونی زمین در قالب فرآیندهای تکتونیک موجب تشکیل ناهمواری های زمین و تشکیل فرم های اصلی را فراهم می آورد، اما تاثیر آنها در تغییر چشم اندازهای ساختمانی و ژئومورفولوژیک زمین در همه جا یکنواخت و یکسان نیست بلکه همواره در تغییروتحول و ایجاد شکل های جدید نقش اساسی دارد. شاخص های ژئومورفولوژیک در ارزیابی فعالیت تکتونیکی یکی از مهم ترین راه های شناخت این تغییرات می باشد. علم مورفوتکتونیک در بررسی نوع ارتباط بین گسل ها و لندفرم های حاصل، از نقشه های خمیدگی برای تشخیص و توصیف خطوط گسل استفاده می گردد. در این مقاله زمینساخت فعال حوضههای ناحیه مراغه، که در شمالباختر واقع شده، بر پایه شاخصهای زمینریختی بررسی شده است. شاخص طول ـ شیب رودخانه (Sl)، انتگرال فرازسنجی (Hi)، شکل حوضه زهکشی (Bs)، نبود تقارن حوضه زهکشی (Af)، شاخص تقارن توپوگرافی عرضی حوضه (T)، شاخص نسبت پهنای کف دره به ارتفاع آن (Vf)، شاخص سینوسیته پیشانی کوهستانی (Smf) محاسبه شدند. در پایان شاخص زمینساخت فعال نسبی (Iat) محاسبه شد که ترکیبی از شاخصهای بالاست. با میانگینگیری از کلاسهای بهدستآمده (S/n)، منطقه مطالعهشده به سه پهنه زمینساختی تقسیم شد. هدف تعیین سطح فعالیت تکتونیکی بود که به منظور تحلیل درست از ناحیه مطالعاتی مدل تحلیل سلسله مراتبی (AHP) با وزنهای حاصله از ضرایب همبستگی بین شاخصها و در نهایت لایه نهایی زمینساخت فعال ناحیه تهیه شد. با استفاده از شاخصهای ریختزمینساختی و مدل تحلیل سلسله مراتبی (AHP)، فعالیت نسبی زمینساختی از ناحیه مورد مطالعه به دست آمد.
شواهد تکتونیک فعال مرتبط با پهنه گسلی جوان اصلی در منطقه سروآباد، شمالباختر ایران
دوره 5، شماره 1، بهار 1398، صفحه 105-124
https://doi.org/10.22034/irqua.2019.702268
صلاح اشترابه، رضا علی پور، حسن محسنی
چکیده هدف از این مطالعه بررسی شواهد تکتونیک فعال مرتبط با گسل جوان اصلی زاگرس (MRF) در منطقه سروآباد در شمالباختری ایران بود؛ که مطالعهای در مورد ریختزمینساخت و ساختار این منطقه تا قبل از این پژوهش صورت نگرفته است. این گسل با حرکت امتدادلغز راستبر یکی از ساختارهای مهم لرزهخیز در باختر ایران است که مسبب زلزلههای بزرگی بوده است. در این مطالعه، با استفاده از شاخصهای ریختزمینساختی، فعالیت تکتونیکی نسبی در راستای این گسل بررسی شد. نتایج بهدستآمده از شاخصهای ریختزمینساختی بر اساس تحلیلهای سلسلهمراتبی وزندهیشده و وزن هر شاخص در نقشه مربوطه آمده است. برای یکسانسازی فاکتورها با استفاده از منطق فازی هر نقشه به بازه بین 0 تا 1 تبدیل و با همپوشانی همه نقشههای فازی نقشه نهایی فعالیت نسبی تکتونیکی تهیه شد. با توجه به نقشه نهایی بخشهای جنوبی و جنوبخاوری منطقه مورد مطالعه با راستای شمالباختری ـ جنوبخاوری و منطبق با MRF فعالیت نسبی بالایی دارد. شواهد صحرایی نشان میدهد حرکت امتدادلغز راستبر این گسل در منطقه سروآباد همراه مؤلفه فشارشی مثل گسلهای معکوس و ساختارهای گلمثبت (جنوبباختری گسل) و کششی مثل گسلهای نرمال (شمالباختری گسل) است و به صورت درههای خطی گسلی قابل مشاهده است.
آیا نزدیکترین گسل خطرناکترین گسل نیز هست؟ (مطالعه موردی: شهر ساوه)
دوره 4، شماره 4، زمستان 1397، صفحه 473-481
https://doi.org/10.22034/irqua.2019.702176
حسین حاجی علی بیگی، مهسا عبداللهی، سعید محمد صبوری
چکیده در این تحقیق برآورد خطر لرزهای شهر ساوه به روش احتمالاتی انجام شد. محدوده شهر ساوه در زون ایران مرکزی واقع شده و فعالیت لرزهای متوسط دارد. بر اساس مطالعات لرزهخیزی و لرزهزمینساخت انجامگرفته در این تحقیق، نزدیکترین چشمه لرزهزا به این شهر گسل البرز است که از مرکز شهر ساوه عبور میکند و انتظار میرود بیشینه شتاب را برای این شهر ایجاد کند. اما پس از تحلیلهای مربوط به جدایش خطر لرزهای، مشخص شد که گسل ایندس، با فاصلههای 21 کیلومتر از شهر، 12/45 درصد خطر برای شهر ساوه را تحت کنترل خود دارد و در واقع زمینلرزه کنترلکننده در دوره بازگشت 475 سال را به وجود آورده است.
زمینساخت پویا و شواهد تغییرآهنگ لغزش راستبر در امتداد گسل گیلاتو-سیه چشمه-خوی
دوره 4، شماره 1، بهار 1397، صفحه 105-117
https://doi.org/10.22034/irqua.2018.701995
سیروس اسماعیلی، محمد مهدی خطیب، حمید نظری، ژان پیر بورگ، ابراهیم غلامی
چکیده گسل گیلاتو-سیهچشمه-خوی، با سازوکار جنبشی راستالغز راستبر و با راستای NW-SE در بخش میانی پهنه برخوردی صفحههای قارهای عربی-اوراسیا و هم روند با گسلهای شمال تبریز، چالدارن، نخجوان و پامبک-سوان-سونیک، در شمالباختر ایران قرار گرفته است. در این مطالعه، جایگاه زمینساختی گسل گیلاتو-سیهچشمه-خوی، آهنگ لغزش و نیز جنبههای ارتباطی آن با گسلهای شمالتبریز و چالدران به عنوان جنباترین گسلهای منطقه که به ترتیب در پایانههای جنوبخاوری و شمال باختری این گسل قرار دارند، مورد بررسی قرار گرفته است. در پاره گسلی گیلاتو-سیهچشمه (پاره شمالباختری گسل گیلاتو-سیهچشمه-خوی)، با استفاده از جابجایی راستبر در روانههای بازالتی و با استناد به سن تعیین شده برای این بازالت به روشهای Pb206/U238 و Ar40/Ar39، کمینه آهنگ لغزش mm yr-1 1/0±65/1 تعیین شده است. همچنین در پاره گسلی سیهچشمه-خوی (پاره جنوبخاوری گسل گیلاتو-سیهچشمه-خوی) با تعیین سن رادیوکربن از جوانترین نهشته رودخانهای جابجا شده در دیواره آبراهه، کمینه آهنگ لغزش mm yr-1 2/0±8/4 بدست آمد. نتایج آهنگ لغزش در امتداد گسل گیلاتو-سیهچشمه-خوی، اتصال ساختاری پاره گسلی سیهچشمه-خوی را به ترتیب با ادامه باختری و خاوری گسلهای شمالتبریز و چالدران نشان میدهد.
مناطقی با پتانسیل فعالیت زمینساختی بالا در ناحیه تهران ـ قزوین بر اساس روش تحلیل سلسهمراتبی
دوره 4، شماره 1، بهار 1397، صفحه 119-131
https://doi.org/10.22034/irqua.2018.702017
نوشین بقاء
چکیده غالب مطالعات و پژوهش ها، مرتبط با فرایند های زمین ساختی، بر دگرشکلی ها و حوادث لرزه ای و خطرات ناشی از این رخداد ها در مناطق و نواحی مختلف متمرکز بوده است. اما همچنان که مسلم است در بسیاری از مناطق ما شاهد آسیب های ناشی از فعالیت زمین ساختی بدون رخداد های لرزه ای هستیم. بنابر این برای مطالعه جامع و ارزیابی دقیق تر از فعالیت های زمین ساختی، امروزه مطالعات ریخت زمین ساختی به همراه سایر مطالعات مورد توجه قرار گرفته است. لذا در این پژوهش سعی داریم تا با محاسبه بر روی شاخص های ریخت زمین ساختی متعدد در لبه جنوبی البرز مرکزی در محدوده تهران-قزوین و ارزیابی این شاخص ها با توجه به شرایط زمین ساختی و آب و هوائی مناطقی با فعالیت های زمین ساخت نسبی بالا تر را تعیین نمائیم. این نواحی می توانند مناطقی با میزان پتانسیل خطر بالا در آینده به شمار آیند. در این مطالعه، ما ابتدا مدل ارتفاعی رقومی ناحیه مورد مطالعه را بر اساس نقشه های توپوگرافی متعدد و تصاویر ماهواره ای 30*30 Aster در سیستم اطلاعات جغرافیائی می سازیم. سپس شاخص های ریخت سنجی متعدد را محاسبه و ارزیابی می نماییم.از آن جائی که، میزان ارجحیت این شاخص ها در ارزیابی فعالیت زمین ساخت نسبی یک ناحیه می تواند متقاوت باشد، لذا ما برای پهنه بندی ناحیه به مناطقی با میزان فعالیت زمین ساختی مختلف از روش تحلیل سلسله مراتبی استفاده می نماییم.
استفاده از دادههای GPS دوفرکانسه و دادههای ژئوفیزیکی درتعیین نرخ فعالیت زمین ساختی و شناسایی اثر قطعه دوم گسل کواترنری دورود (جنوب باختر ایران)
دوره 3، شماره 4، زمستان 1396، صفحه 347-361
https://doi.org/10.22034/irqua.2018.701920
زهرا کمالی، محمودرضا هیهات، حمید نظری، محمد مهدی خطیب
چکیده گسل دورود به عنوان یکی از مهمترین قطعات لرزهزای گسل اصلی جوان زاگرس از نزدیکی منطقه ارجنگ در یک روند شمالباختری–جنوبخاوری تا بروجرد در طول امتداد یافته است. منطقه مورد بررسی بعنوان قطعه دوم از گسل دورود بین َ10 °33 تا َ25 °33 درجه عرض شمالی وَ05 °49 تا َ25 °49 درجه طول خاوری واقع شده است.در این پژوهش بررسیهای دقیق ریختزمینساختی به روش نزدیک میدان انجام گرفت و با انجام پیمایش به روش RTK توسط دستگاه GPS کینماتیک، مدل ارتفاعی رقومی و نقشه توپوگرافی رقومی با دقت بالا از سطح گسیختگیهای تهیه شده، جابجاییهای محاسبه شده برای 3 ایستگاه به ترتیب: جابجایی تجمعی افقی روی سطح گسل 59/21، 05/10 و 94/13، جابجایی تجمعی قائم روی سطح گسل 58/6، 57/5 و 47/13 و جابجایی تجمعی خالص 58/22، 49/11 و 40/19 بدست آمد. به منظور بررسی سازوکار گسل زاویه ریک گسل محاسبه گردید به ترتیب: °17،°29 و °44 است براساس نتایج بدست آمده گسل دارای مولفه شیبلغز میباشد. همچنین در مطالعات ژئوفیزیک به روش مقاومتویژه با آرایش دوقطبی(دایپل- دایپل) دو نیمرخ مورد استفاده قرار گرفت سپس پرداز نهایی و مدلسازی دادههای مقاومت ویژه در نرمافزار Res2dinv انجام گرفت. در ادامه پیمایش مغناطیسسنجی سزیم بر روی 4 مقطع 160 متری صورت گرفت. پس از اتمام عملیات و برداشت دادهها و پردازش نهایی داده ها تفسیر واضحتری از ساختارهای زیرسطحی به خصوص گسلش و ناپیوستگی در منطقه مورد مطالعه به دست آمد. گسل دورود در این محدوده گسل 3شاخه بوده، که گسل شاخه F4 بهعنوان گسل اصلی دورود و مابقی شاخههای گسلی به موازات آن میباشند.
ولکانیسم کواترنری طبس و نقش گسل بزرگ نای بند
دوره 3، شماره 1، بهار 1396، صفحه 79-89
https://doi.org/10.22034/irqua.2017.701899
سید محمد هاشمی
چکیده در جنوب شرق شهر طبس منطقه ای به وسعت حدود 400 کیلومتر مربع از بازالتهای مربوط به کواترنری پوشیده شده است که از نظر زمین شناسی جزء زون لوت محسوب می گردند . براساس مطالعات ، بافت این سنگها عمدتاً پورفیریک است . فنوکریستهای این بازالتها عمدتاً الیوین از نوع کریزولیت و اوژیت و پلاژیوکلاز (لابرادوریت ) می باشند که در خمیره ای از میکرولیتهای پلاژیوکلاز و بلورهای ریز پیروکسن و گاهی همراه با شیشه جایگزین شده اند . براساس نمودار های مقدار مجموع آلکالن در مقابل مقدارSiO2 ماهیت ماگمای این سنگها آلکالن تا ساب آلکالن تعیین شد مطالعات ایزوتوپهای Sr و Nd این آغشتگی پوسته ای را تایید نموده و بعلاوه نشاندهنده این است که منشاء ماگمای اولیه بازالتها از بخشهای فوقانی جبه می باشد . براساس مطالعات صحرایی و نمونه های تکتونوماگمایی این بازالتها از نوع درون قاره ای می باشند که در کواترنری در اثر فعالیت گسل بزرگ نای بند و بازشدگی در محل تقاطع با شاخه های فرعی این گسل به سطح زمین راه یافته اند .
تحلیل ریختزمینساختی دامنه جنوبی البرز مرکزی
دوره 2، شماره 3، پاییز 1395، صفحه 197-210
https://doi.org/10.22034/irqua.2016.701938
علی شمائلیان، مریم ده بزرگی، منوچهر قرشی، رضا نوزعیم
چکیده تحلیل و بررسی مورفوتکتونیک حوضهی آبریز میتواند در شناخت تکتونیک فعال منطقه مفید بوده و اطلاعات مهم و ارزشمندی در مورد شرایط زمینساختی منطقه و میزان فعالیت تکتونیکی منطقهی مورد نظر، در اختیار ما قرار دهد. در این مقاله زمینساخت فعال دامنهی جنوبی البرز مرکزی در حوضههای آبریز جاجرود، ایوانکی و حبلهرود (گلوشوت) با استفاده از شاخصهای مورفومتری ناهنجاری سلسله مراتبی (Ha)، شاخص انشعابات (Bi)، انتگرال و منحنی هیپسومتری (Hi)، شکل حوضه (Bs)، برجستگی حوضه (Bh) و تراکم حوضهی زهکشی (ρ) در محیط Arc GIS 10.1 اندازهگیری شده است. نتایج به دست آمده نشان داد که در زیر حوضههای منطبق بر گسلهای مشا و امامزادهداوود در ناحیهی شمالی منطقه و گرمسار و ایوانکی و حصاربن در ناحیهی مرکزی و جنوبی منطقه و همچنین مناطق با تراکم گسلی بالا شاخصهای اندازهگیری شده ناهنجاریهای بالایی را نتیجه میدهند که اینچنین ناهنجاری اشاره به امکان تاثیر گسلهای مذکور بر منطقه و فعالیت تکتونیکی بالا در ناحیهی مورد مطالعه میباشند.
بازسازی محیط رسوبی هولوسن مانداب عینک باشواهد رسوبشناسی و ژئوفیزیک (غرب شهر رشت، استان گیلان)
دوره 2، شماره 3، پاییز 1395، صفحه 243-255
https://doi.org/10.22034/irqua.2016.701941
آیدا حاضر مشار، راضیه لک، محمدرضا اسپهبد، نادر کهنسال قدیم وند، مهدی محمدی ویژه، بهنام پاشازاده
چکیده ماندای عینک در استان گیلان،غرب شهر رشت و در نزدیکی رودخانه گوهر رود واقعشده است. جهت بررسی محیط رسوبی این مانداب، تعداد 44 نمونه رسوب سطحی توسط دستگاه گرب برداشت شد. این نمونهها مورد آنالیز دانهبندی و کانیشناسی قرار گرفتند و پارامترهای آماری از قبیل جورشدگی، کج شدگی، کشیدگی و همچنین میانگین اندازه ذرات محاسبه شد. مطالعات ژئوفیزیک با استفاده از 2 روش ژئو الکتریک و رادار نفوذی زمین، باهدف تعیین ساختار و عمق رسوبات، نزدیکی به منشأ و میزان انرژی محیطرسوبی، بررسی حضور ناپیوستگیهای زیرسطحی و ارتباط این مانداب با رودخانه گوهررود صورت گرفت. نتایج دانه سنجی و پارامترهای آماری حضور13 تیپ رسوبی با منشأ رودخانه ای را در منطقه موردمطالعه نشان میدهد. نتایج کانیشناسی حاصل از آنالیز XRD، حاکی از یک محیط رسوبی با مواد آواری است. در پروفیلهای ژئوفیزیک مشخص گردید که حدفاصل مانداب با رودخانه گوهر رود ناحیهای با مقاومت ویژه نسبی بالاست که این مسئله ناشی از وجود گسل رشت در حاشیه مانداب و تغییر جنس رسوبات در این ناحیه است. بررسی پارامترهای آماری رسوبی و مطالعات ژئوفیزیک نشان میدهد که مانداب عینک یک شاخه از رودخانه گوهر رود است که توسط گسل رشت قطعشده و به شکل کنونی درآمده است.
ارزیابی زمینساختفعال بخش مرکزی پانه فزاینده مکران، جنوب خاوری ایران: مقایسه بررسی دادههای صحرایی و مطالعات ریختزمینساختی
دوره 2، شماره 2، تابستان 1395، صفحه 121-133
https://doi.org/10.22034/irqua.2016.701932
اصغر دولتی
چکیده این پژوهش مطالعات صحرایی و زمین ریختساختی را بر روی راندگیهای قصرقند و کهورکان، در بخش خاوری پانه فزاینده مکران در جنوب خاوری ایران، به منظور بررسی میزان فعالیت زمینساختی مورد استفاده قرار داده است. فعالیت امروزی زمینساخت یک منطقه بر روی توپوگرافی و مناظر سطحی زمین تاثیرگذار است و به همین دلیل تجزیه و تحلیل شاخصهای ریختشناختی بر روی شاخصهایی همچون پیشانی کوهستان (Smf)، فرازسنجی (Hi) و گرادیان طولی رود (Sl) برای بررسی فعالیت نسبی راندگیهای ذکر شده، مورد استفاده قرار گرفت. از طرفی مطالعات و مشاهدات صحرایی در شناخت هر چه بهتر نوع فعالیت گسل و تشخیص فعالیت نسبی آن بر اساس تاثیرگذاری گسل بر جدیدترین واحدهای سنگی مورد توجه قرار گرفته است. اندازهگیری و مشاهدات صحرایی ساز و کار گسل قصر قند با راستای خاوری-باختری را در تمام طول خود عملکرد یکسان راندگی نشان داده است. این گسل با شیب به سمت شمال باعث قرار گیری توربیدایتهای الیگوسن در فرادیواره بر روی رسوبات عموما سست و نرم میوسن در فرودیواره شده است. راندگی بر روی رسوبات کواترنری در بخش خاوری گسل حاکی از فعالیت امروزی بالای این بخش از گسل است. در تناقض، تجزیه و تحلیل شاخصهای ریختشناختی تاکید بر فعالیت بالا در سراسر گسل و حتی بخش باختری دارد. بررسیهای انجام شده حاکی از تغییر رخساره رسوبات در فرادیواره راندگی از خاور، شیلی، به باختر، ماسه سنگی، است. این تغییر رخساره باعث تغییر در مقاومت سنگ در برابر فرسایش و در نتیجه تغییر در توپوگرافی و تاثیر بر رفتار شاخصهای ریختشناختی در طول گسل شده است.
بررسی فعالیت گسلها در محل ساختگاه سد بهشتآباد به کمک نهشتههای کواترنر
دوره 2، شماره 2، تابستان 1395، صفحه 135-142
https://doi.org/10.22034/irqua.2016.701933
مرتضی صداقت، کوروش شیرانی، اکبر قاضی فرد
چکیده ساختگاه سد بهشت آباد در پهنه زاگرس مرتفع حدود 6 کیلومتری جنوب گسل اردل و در 7 کیلومتری شمال گسل دوپلان جای گرفته است. وجود گسلهای بزرگ و جنبا در پهنه زاگرس مرتفع نتیجه فرآیند زمین ساختی برخورد میباشد و به دلیل تداوم نیروهای زمین ساختی فشارشی، گسلهای شکل گرفته در این پهنه، فراوان، جنبا و بیشتر از نوع راندگی و معکوس هستند. محل ساختگاه سد بهشت آباد نیز مستثنی نبوده و به شکستگیهای ساختاری مختلفی در پی آن قابل مشاهده است که امکان فعالیت تکتونیکی این خطوارهها تهدیدی برای بقای سازه محسوب میگردد. بنابراین با توجه به اهمیت فعالیت گسلههای محل ساختگاه و وقوع مخاطرات لرزهای ناشی از آن بر پایداری سازه سد، اقدام به بررسی امکان فعالیت این گسلها گردید. با توجه به شرایط خاص محل، عملیات سن سنجی به روش ترمولومینسانس (OSL) بر روی نهشتههای کواترنر استقرار یافته بر روی این گسلها، انجام گردید. بر این اساس، سن 190 هزار سال به نهشتههای کواترنر در محل ساختگاه نسبت داده شد. بنابراین با توجه به عدم وجود شواهد تکتونیکی بر روی این نهشتهها همچون درزه، شکاف، ترک و ...، بر اساس اصول لرزهزمین ساختی، عدم فعالیت گسلهای محل ساختگاه که توسط این نهشتهها پوشیده شده بودند، تأیید گردید.
مطالعه ویژگیهای ژئوتکنیکی نهشتههای کواترنری بندر ماهشهر
دوره 2، شماره 1، بهار 1395، صفحه 15-25
https://doi.org/10.22034/irqua.2016.701887
مهدی تلخابلو، سید محمود فاطمی عقدا، زمان مهرگان
چکیده با توجه به اهمیت مناطق صنعتی در اجرای پروژههای مهندسی، لزوم بررسی ویژگیهای ژئوتکنیکی در جلوگیری از رخدادهای ناخواسته امری اجتنابناپذیر است. منطقه ویژه اقتصادی پتروشیمی بندر ماهشهر در استان خوزستان، شهرستان ماهشهر و در مجاورت بندر امام خمینی واقعشده که ازلحاظ تقسیمبندی رسوبی- ساختاری در زون زاگرس قرارگرفته است. در این پژوهش بر اساس نتایج آزمایشهای شناسایی (هیدرومتری، آتربرگ، دانه بندی) خاک منطقه موردنظر طبقهبندیشده است. همچنین نتایج آزمایش حدود آتربرگ، حد روانی و شاخص پلاستیسیته خاکها نیز تعیین گردیده و تغییرات مدول الاستیسیته بر اساس نوع خاکها محاسبه گردیده است. در تعیین نوع ساختگاه بر اساس آزمایشهای لرزهای از پارامتر سرعت متوسط موجبرشی استفادهشده است. همچنین ضمن بررسی ویژگیهای ژئوتکنیکی نهشتههای کواترنری منطقه به بررسی روابط بین پارامترهای مدول الاستیسیته حاصل از آزمایشهای لرزهای با عدد نفوذ استاندارد و نیز زاویه اصطکاک داخلی خاک بهدستآمده از آزمایش سه محوری با عدد نفوذ استاندارد در محدوده بندر ماهشهر پرداختهشده است. مقایسه نتایج حاصله با روابط مربوط به دیگر محققین نشاندهنده این است که روابط حاصل از این تحقیق مقادیر کمتری برای زاویه اصطکاک داخلی نهشتههای کواترنری بندر ماهشهر به دست میدهد که ناشی از وجود رس در رسوبات منطقه است.
تاثیر گسلهای فعال درکواترنری بر فراوانی آبهای زیرزمینی حوضه مهارلو، زاگرس مرکزی
دوره 1، شماره 4، زمستان 1394، صفحه 281-291
https://doi.org/10.22034/irqua.2016.701877
مریم ده بزرگی، محسن رضایی
چکیده در این مطالعه، ارتباط بین گسلهای فعال در کواترنری با وضعیت فراوانی چشمهها و آبدهی چاهها در بخشی از زاگرس مرکزی مورد بررسی واقع شده است. به این منظور، گسلها، چشمهها و چاههای منطقه مورد نظر با مطالعه دقیق نقشههای زمینشناسی، تصاویر ماهوارهای و برداشتهای میدانی مورد بررسی قرار گرفته و در محیط نرم افزار GIS10.1 تحت تفسیر واقع گردیدهاند. نتایج این تحقیق حاکی از آن است که بسیاری از چشمههای منطقه از نوع گسلی بوده و یا در شکل گیری آنها گسلهای دارای فعالیت عهد حاضر نقش اصلی را ایفا نمودهاند. همخوانی مکانی موقعیت این چشمهها با راستای گسلهای مهمی همچون پهنه گسلی سروستان و سبزپوشان و همچنین اختلاف فاحش آبدهی چاهها در پهنههای گسلی نسبت به سایر چاهها از جمله شواهد این مدعا است. علاوه بر این، نتایج نشان میدهد که ارتباط نزدیکی بین فراوانی منابع آب با عناصر ساختاری در منطقه مورد مطالعه وجود دارد.
ارزیابی میزان جنبایی زمینساختی و پویایی گسلهای شمال باختری گستره ایران مرکزی، پهنه قم-ساوه
دوره 1، شماره 4، زمستان 1394، صفحه 292-306
https://doi.org/10.22034/irqua.2016.701878
الهام قربانی، اصغر دولتی، محسن پور کرمانی
چکیده گستره مورد مطالعه، حوضه قم-ساوه، حاشیه شمالی ایران مرکزی و پهنه آتشفشانی ارومیه-دختر، بین گسل چپبر کوشک-نصرت در شمال و شمال خاوری و گسل تلخاب در جنوب باختری قرار گرفته است. مهمترین گسلهای پهنه مورد مطالعه، بر اساس نقشههای زمینشناسی 1:100000 منطقه، شامل کوشک-نصرت، ساوه، ایندس، تفرش، نوبران، تلخاب، البرز و پهنه گسله کوه قرمز است. در پژوهش حاضر سعی شده میزان فعالیت زمینساختی این پهنه، با استفاده از روشهای ریختزمینساختی مورد بررسی قرار گیرد و برای مستندسازی دادههای به دست آمده، از شواهد صحرایی و ریختساختهای موجود در منطقه مورد استفاده قرار گیرد. به منظور ارزیابی میزان فعالیت زمینساختی گستره مورد مطالعه از اندازهگیری شاخصهای ریخت سنجی و انطباق آنها با محل گسلهای اصلی بهره گرفته شده است. سه شاخص ریخت سنجی (Morphotectonic) شامل، گرادیان طولی (SL)، سینوسیتی پیشانی کوهستان (Smf) و نسبت پهنای کف دره به ارتفاع دره (Vf) مورد توجه قرار گرفته که در محیط Arc GIS 10.1 و با کمک نرم افزار Arc hydro اندازهگیری شدهاند. تفسیر نتایج به دست آمده، نشان دهنده فعالیت زمین ساختی بالا در نزدیکی گسلهای کوشک-نصرت، نوبران، ایندس، پهنه گسله کوه قرمز و تفرش بوده که این موضوع با شواهد برداشتهای صحرایی از منطقه منطبق است.
آهنگ لغزش چپگرد گسل چوپانان در زمان کواترنری (پلیستوسن)
دوره 1، شماره 4، زمستان 1394، صفحه 353-367
https://doi.org/10.22034/irqua.2016.701882
فاطمه برزی، علیرضا ندیمی
چکیده منطقه مورد مطالعه در خرد قاره ی ایران مرکزی، بلوک یزد، زیر زون انارک- خور و در حاشیه گسل بزرگ کویر قرار دارد. گسل چوپانان از شاخههای فرعی گسل بزرگ کویر است که به عنوان گسل اصلی منطقه مورد مطالعه در نظر گرفته شده است. به دلیل کافی نبودن دادههای زمین لرزههای دستگاهی بزرگ بر روی گسل جنبای چوپانان، بررسی توان لرزهای این گسل، بر اساس کاتالوگ زمین لرزهای غیرممکن میباشد. در این پژوهش، با توجه به وجود شواهد ریخت زمینساختی متعدد در امتداد گسل چوپانان و شاخههای فرعی آن، از جمله جابهجایی آبراهههای کوچک و بزرگ و مخروطافکنهها، حرکت جنبای گسل در بازه زمانی کواترنری بررسی گردید. شواهد ریخت زمینساختی ارائه شده در گستره جغرافیایی خور نشان از حرکت گسل چوپانان در بازه زمانی پلئیستوسن به صورت امتدادلغز چپگرد است. با در نظر گرفتن حرکات افقی در امتداد سامانه گسلی چوپانان در بخشهای مختلف آن، بیشترین آهنگ لغزش در شمال روستای عروسان در حدود 4 میلیمتر بر سال محاسبه گردید.
