شناسایی و ارزیابی توان زمین گردشگری غارهای نیمه غربی استان اصفهان با استفاده از مدل پرالونگ اصلاح شده
دوره 10، 1 و 2، شهریور 1403، صفحه 37-61
https://doi.org/10.22034/irqua.2025.2047923.1035
فاطمه سبک خیز، مژگان انتظاری، محمدجواد احمدیان دهاقانی، زهراسادات حمیدنیا
چکیده چینخوردگی آلپی بهمراه فعالیتهای کارستیک در استان اصفهان موجب تشکیل غارهای عدیدهای شده است. در پژوهش حاضر بهمنظور شناخت ژئومورفوسایتهای مورد مطالعه، با استفاده از مطالعات کتابخانهای و میدانی، به بررسی ویژگیهای زمینشناختی و ژئومورفولوژیکی، نواحی کارستیک شناسایی و رتبهبندی گردید. در ابتدا با انتخاب مولفههای پنجگانه، ارزش گردشگری غارهای؛ خاصهتراش، پریان، شاهقنداب، یکهچاه، کلهرود و سنگریز، با تکمیل پرسشنامه توسط کارشناسان به روش پرالانگ اصلاح شده تعیین و ارزیابی شد. در این روش برای هر یک از ارزشهای تعیین شده، ژئومورفوسایت های مذکور، رتبه بندی شد. در این رتبه بندی؛ ارزش های هر یک از غارهای مورد مطالعه؛ حداقل 0.4 و حداکثر 1 و بطور متوسط؛ 0.70 محاسبه و بدست آمد. نتایح نشان داد؛ هر غار بطور متوسط 0.73 ارزش نهایی (توریستی) را کسب کرده که از 0.60 برای غار سنگریز تا 0.98 برای غار کلهرود محاسبه گردید. مقایسه مقادیر ارزش های ژئوتوریستی این غارهای کارستیک؛ منجر به اولویتبندی توسعه گردشگری آنها شد. در این درجه بندی برای ژئومورفوسایتهای مذکور، به ترتیب اهمیت: غار کلهرود، یکهچاه، خاصهتراش، پریان، شاهقنداب و سنگریز تعیین شد. لذا با توجه به پتانسیل بالا در این غارها، اجرای طرح های توسعه ژئوتوریستی بهمراه مدیریت، نظارت مداوم، تخصیص سرمایهگذاری و فرصت بازار پراهمیت می باشد.
تحلیل گسیختگی و تحولات ژئومورفولوژیکی در حوضه آبریز قزلاوزن-شاهرود در رشته کوه های البرز ایران
دوره 10، 1 و 2، شهریور 1403، صفحه 108-128
https://doi.org/10.22034/irqua.2025.2057593.1043
غلام حسن جعفری
چکیده این پژوهش به بررسی تغییرات سطح اساس و تحولات ژئومورفولوژیکی حوضه آبریز سفیدرود و زیرحوضههای آن میپردازد. تحلیل مکانیسمهای تبدیل حوضههای آندروئیک به آگزورئیک نشان میدهد که عواملی مانند فرسایش قهقرایی، سرریز بیش از حد و فعالیتهای تکتونیکی نقش بنیادینی در شکلگیری لندفرمها و الگوهای رسوبگذاری دارند. تغییرات سطح اساس دریای خزر بهعنوان یکی از عوامل کلیدی، باعث فرسایش شدید و انحراف رودخانهها شده است. این پدیده در کنار فعالیتهای تکتونیکی محلی و تغییرات اقلیمی، منجر به شکلگیری لندفرمهای متنوعی مانند پادگانههای آبرفتی، آبشارها، دودکشهای جن، و تنگهای عمیق شده است. در حوضه طارم، تغییرات سطح اساس دریای خزر و فعالیتهای تکتونیکی محلی، شبکه زهکشی و فرسایش قهقرایی را تحت تأثیر قرار دادهاند. در حوضه زنجانرود، فعالیتهای گسلی مانند گسل شمال زنجان و سلطانیه همراه با تغییرات سطح اساس منجر به تشکیل مخروطهای افکنه و پادگانههای آبرفتی شده است. در حوضه ماهنشان، وجود دریاچههای کواترنری و لندفرمهای ناشی از فرسایش تفریقی، نشاندهنده تعامل پیچیده بین عوامل تکتونیکی و اقلیمی است. در حوضه بیجار نیز تغییر مسیر رودخانهها و اسارت شبکه آبراههای، شواهدی از کاهش سطح اساس و فعالیتهای تکتونیکی را نشان میدهد.
معرفی تعدادی از گونه های نانوپلانکتون های آهکی هولوسن (مگالاین) از خلیج فارس و بررسی خاصیت بایولومینسانس آنها
دوره 9، 3 و 4، اسفند 1402، صفحه 315-328
https://doi.org/10.22034/irqua.2024.713609
فریبا فروغی، فریده سیاوشی، مهدی عطایی ترزنق
چکیده این مطالعه، بر روی تنوع بیولوژیکی نانوپلانکتونهای آهکی از آبهای پنج ناحیه خلیج فارس، از غرب و جنوب جزیره هرمز، جنوب جزیره مرجانی کیش، لاوان و سواحل بوشهر دربازههای زمانی متفاوت، طی چند سال انجام شدهاست. در این تحقیق، 29 گونه از 18 جنس از نانوپلانکتونهای آهکی شناسایی شدند که نشاندهنده غنا و تنوع بیولوژیکی در این مناطق است. جنس و گونههایی با فراوانی بالا مانند Gephyrocapsa oceanica Helicosphaera carteri, Coccolithus plagicus, Emiliania huxleyi, ، Braarudosphaera bigelowii و Holococcolithesدر این آبها یافت شدند. مجموعه ای از نانوپلانکونهایی که در زمان پالئوژن و کرتاسه ظهور پیدا کرده و هم اکنون نیز در دریاها حضور دارند، در آبهای این مناطق یافت شدند. همچنین یکسری آزمایشاتPCR برای تعیین مقدار باکتریهای حاوی بایولومینسانس نیز در آن انجام شد و کم بودن مقدار باکتریهایPhotorhabdus, Shewanella, Vibrio و Aliivibrioکه ساکن آبهای دریایی هستند و تولید کننده آنزیم luciferase می باشند، در این آبها مشخص شد. این مطالعه نشان داد که آبهای مذکور غنی از مواد غذایی و دارای تنوع بالایی ازنانوپلانکتونها هستند.
بررسی پارامترهای رسوبشناسی، آنالیز رخسارههای سنگی و مدل رسوبگذاری رودخانه افین، جنوب شرق قائن
دوره 9، 3 و 4، اسفند 1402، صفحه 403-429
https://doi.org/10.22034/irqua.2024.2033256.1028
مریم مرتضوی مهریزی، نجمه کریمی
چکیده حوضه آبریز رودخانه افین با مساحت 1181 کیلومتر مربع در جنوب شرقی شهرستان قائن (خراسان جنوبی) واقع شده است. به منظور مطالعه روند ریزشوندگی رسوبات رودخانه افین تعداد 55 نمونه رسوب از کانال اصلی بررسی شده است. نتایج آنالیز نشان میدهد که ریزشوندگی ذرات به سمت پایین دست جریان از روند یکنواختی برخوردار نبوده و شامل 6 پیوستگی و 5 ناپیوستگی رسوبی است. ورود رسوبات دانه درشت از رودخانههای فرعی، تغییرات سنگشناسی، فعالیتهای تکتونیکی و ظهور سنگ بستر از مهم ترین عوامل ایجاد این ناپیوستگیهای رسوبی است. شناسایی رخسارههای رسوبی موجود در دیواره کانال رودخانه مورد مطالعه بر اساس اختصاصات بافتی و ساختمانهای رسوبی صورت گرفته که بر اساس آن رخسارههای آواری (گراولی، ماسهای و گلی) و غیرآواری (کربناتهای خاکزا) از هم تفکیک شدهاند. با توجه به رخسارههای رسوبی و عناصر ساختاری شناسایی شده در دیواره کانال رودخانه افین (CH، GB، SG، SB و FF) دو نوع کانال رودخانهای برای بخشهای بالادست تا پایین دست جریان پیشنهاد و مدل رسوبی مربوط به هر یک ارائه شده است.
ارزیابی زمینساخت فعال مبتنی بر تحلیل های ژئومورفولوژیکی و مورفوتکتونیکی حوضه های آبریز (مطالعه موردی: جزیره قشم)
دوره 9، 1و 2، شهریور 1402، صفحه 213-238
https://doi.org/10.22034/irqua.2023.709905
عادل رسولی، مهران مقصودی، ابوالقاسم گورابی
چکیده جزیره قشم با مساحت1486کیلومترمربع است که در انتهای جنوبشرقی کمربند زاگرس، در حاشیه غربی تنگه هرمز واقع است. به نظر می رسد با توجه به موقع زمینساختی آن، بتوان به کمک شاخصهای تکتونیک حوضه، تأثیرات نوزمینساختی و دینامیک گسلها بر مورفوتکتونیک، جزیره را ارزیابی کرد. بر این اساس این پژوهش با بهرهمندی از تصاویر ماهوارهای، نقشههای زمین شناسی، عکسهای هوایی، و مدل رقومی ارتفاعی(30 متر) در قالب نرمافزارهای مختلف، اقدام به استخراج و محاسبه 5 شاخص؛ قرینگی یا عدم تقارن آبراهه (AF)، شاخص شکل حوضه(BS)، شاخص تقارن توپوگرافی عرضی(T)، و شاخص پیچناکی رودخانه (S) و ارزیابی مجموع آنها در قالب مدل (IAT)، شاخص ارزیابی سطح فعالیت تکتونیکی در حوضه کرده است. نتایج حاصل بیانگر دینامیک و پویایی نسبی زمینساختی متفاوت جزیره است. همچنین براساس شاخص IAT از 44 زیرحوضه تعداد26 مورد در کلاس تکتونیکی خیلی زیاد و زیاد واقع شده و در غرب جزیره به دلیل منطبق بودن با تعداد گسلهای بیشتر تکتونیک فعال بیشتر مشاهده میگردد.
بررسی و تحلیل شواهد ژئومورفولوژیکی و تکتونیکی فعال با استفاده از شاخص های ژئومورفولوژیکی در دامنه های شمالی دشت جیرفت
دوره 8، 1 و 2، شهریور 1401، صفحه 17-35
https://doi.org/10.22034/irqua.2022.702455
کرامت نژادافضلی، فاطمه بیاتانی
چکیده مطالعه و اندازه گیری مناظر و اشکال ایجاد شده توسط تکتونیک فعال از موارد مهم علم ژئومورفولوژی به حساب می آید. گسل جبال بارز در شمال دشت جیرفت در جنوب استان کرمان قرار داشته و از دیدگاه تکتونیکی فعال است. به دلیل عملکرد گسل جبال بارز در منطقه، مورفولوژی مشخصی در دامنه های شمالی دشت جیرفت ایجاد شده است که می تواند در شناسایی بخش های مختلف این گسل مورد استفاده قرار گیرد. شاخص های ژئومورفولوژیک ابزار مفیدی در ارزیابی فعالیت های نوزمین ساختی مناطق به شمار می روند. امتیاز مهم این شاخص ها سرعت بالا در تحلیل و تعیین سطح فعالیت نوزمین ساختی است. هدف اصلی این پژوهش بررسی میزان فعالیت تکتونیک فعال گسل جبال بارز با استفاده از شاخص های مورفوتکتونیکی( SL، S، Smf Facet%، VF) است. نتایج به دست آمده از شاخص های مورفوتکتونیکی گویای تداوم حرکت های نئو تکتونیکی و بالاآمدگی در منطقه مورد مطالعه می باشد که با شواهد ژئومورفولوژیکی موجود در منطقه مورد پژوهش همچون وجود پرتگاه های گسلی خطی و مستقیم، اشکال مثلثی شکل، دره های ژرف و V شکل، مطابقت می کنند.
بررسی ژئوشیمی توالی رسوبات بستر دریاچه آبزالو در راستای بازسازی شرایط اقلیمی و ژئومورفولوژیکی هولوسن پسین
دوره 8، 1 و 2، شهریور 1401، صفحه 83-106
https://doi.org/10.22034/irqua.2022.702489
جواد درویشی خاتونی، صمد فتوحی، حسین نگارش، علی محمدی
چکیده دریاچه آبزالو در جنوب شهر قلعهخواجه، مرکز شهرستان اندیکا، در شمالشرق استان خوزستان، در دامنه ارتفاعات زاگرس چینخورده، زیر واحد ایذه، در تقسیمبندی ژئومورفولوژیکی واقع شده است. برای تعیین محیطهای رسوبی طول هولوسن پسین دریاچه آبزالو، تعداد 8 مغزه رسوبی از بخش داخلی دریاچه برداشت شد. عمق متوسط مغزههای رسوبی 5 و بیشینه عمق 5/7 متر است. رخسارههای رسوبی براساس بافت رسوب، نوع کانیهای تبخیری، وجود مواد آلی، تغییرات رنگ و سایر مولفههای ماکروسکوپی، شناسایی و تفکیک شدند و نمونهبرداری براساس تغییر در نوع رسوبات و رخسارههای رسوبی انجام گرفت. تعداد 36 نمونه رسوبی از 2 مغزه جهت آنالیز عنصری با دستگاهICP-OES و دستگاه XRF (X-Ray fluorescence) انتخاب شد و نیز تعداد 3 نمونه مورد آنالیز سنسنجی به روش ایزوتوپی C14-AMS قرار گرفت. تعیین پارامترهای آماری، نمودارهای هیستوگرام فراوانی عناصر و آنالیز خوشهای به منظور تعیین ارتباط عناصر با یکدیگر در محیط نرم افزار SPSS انجام پذیرفت. در این پژوهش با توجه به بررسیهای انجام گرفته از نسبتهای عنصری V/Cr، Mn/Al، K/Al، Rb/Al، Si/Fe، Ti/K جهت بازسازی وضعیت اقلیمی و محیطی، میزان مواد آواری ریزدانه (معلق و رسوبات رسی) ورودی به حوضه، شدت هوازدگی و فرسایش در حوضه آبریز و نوسانات سطح آب دریاچه استفاده شد. براساس آنالیز سنسنجی، بازسازی اقلیم و جغرافیای گذشته دریاچه آبزالو حداقل در 5 هزار سال گذشته انجام گرفت. با توجه به بررسیهای انجام گرفته حداقل دو دوره پرآبی و دو دوره خشک در طول هولوسن پسین (5000 سال گذشته) شناسایی شد. دورههای مرطوب از 1800 تا 500 سال پیش در یک دوره 1300 ساله و از 4400 تا 2500 سال پیش در یک دوره 1900 ساله طول کشیده است. دورههای خشک، با مدت زمان کوتاهتر از دورههای مرطوب، از 2500 تا 1800 سال پیش در یک دوره 700 ساله و از 4400 تا 4700 سال پیش در یک دوره 300 ساله امتداد داشته است. دوره های خشک در منطقه با ورود رسوبات گرد و غبار همراه بوده است. مشخصه دوره های مرطوب نیز افزایش در میزان فرسایش و هوازدگی در حوضه آبریز می باشد.
تحلیل اقلیمی شواهد یخچالی در آخرین دوره سرد در درۀ کومه بران، شمال غربی پیرانشهر
دوره 8، 1 و 2، شهریور 1401، صفحه 106-127
https://doi.org/10.22034/irqua.2023.2007128.1006
رسول حسنی قارنایی، منیژه قهرودی تالی، خدیجه علی نوری
چکیده منطقه کومه بران با قرارگیری در ارتفاعات واحد شمال غربی بستری برای ثبت تمامی این تغییرات در پیشینهی اقلیمی خود بوده است. تغییرات برودتی و رطوبتی در اواخر کواترنر تأثیر قابلتوجهی بر آثار یخچالی داشته، لذا بررسی آنها هدف اصلی پژوهش حاضر است. جهت مطالعه منطقه از مشاهدات میدانی، روش رایت، بازسازی اقلیمی و همچنین آنالیز دانهبندی و XRD نمونهها استفاده شده است. آنالیز دانهبندی آثار بهجامانده از عملکرد یخچال را تأیید میکند، که بیانگر تخریب فیزیکی سنگهای الترامافیک و سرپانتین در منطقه می باشد. نتایج نشان داد که خط برف دائمی در کواترنر حدود 4/2574 متری بوده است. بارش دریافتی حوضه حدود 230 میلیمتر بیشتر از زمان حال بوده، همچنین میانگین دمای سالانه در کواترنر پایانی حدود 4/11 درجه سانتیگراد کمتر از زمان حال بوده است. بنابراین شرایط دمایی و بارش برای شکلگیری یخچالها مناسب بوده است. آنچه بیش از همه در به وجود آمدن آثار یخچالی تأثیرگذار بوده؛ کاهش دمای منطقه نسبت به زمان حاضر و از طرفی پایین بودن تبخیر بوده است که امکان انباشت برف در منطقهی بالاتر از خط تعادل و تبدیل آن به یخچال را فراهم کرده است.
شواهد ژئومورفولوژیکی و زمینشناسی زمینلغزش قدیمی مله کبود
دوره 8، 1 و 2، شهریور 1401، صفحه 179-199
https://doi.org/10.22034/irqua.2022.702493
علی رضاپور، ایرج جباری، کاظم بهرامی
چکیده زمینلغزش قدیمی، میتواند در تشکیل یا وقوع زمینلغزش اثرگذار باشد. هدف این تحقیق، بررسی زمین لغزش های قدیمی قبل از رخداد زمینلغزش ناشی از زلزلۀ 3/7 ریشتر در سال 1396 در منطقه شمال غرب سرپلذهاب (مله کبود) میباشد. در این تحقیق از شواهد ژئومورفولوژیکی و زمینشناسی مانند شکل هندسی و توپوگرافی زمین، حرکت لایههای مارن بر رسوبات آبرفتی کواترنر، رسوبشناسی و تحلیل لایههای زمینشناسی و آثار انحلالی سنگها استفاده شده است. شواهد نشان میدهد که منطقه مورد مطالعه قبل از وقوع لغزش ، توپوگرافی مشابه با محدودههای لغزش یافته دارد. در بخشهای بالای این ناهمواری شیب کمتر با پوششی از رسوبات ریزدانه رسی و در بخشهای پایینی شیب بیشتر و از ذرات و سنگهای درشتدانه تشکیل شده است. جابجایی لایههای زیرین مارن بر روی لایههای سطحی آبرفتی و کج شدگی آثار انحلالی سنگها از دیگر شواهد وقوع زمین زمینلغزشهای قدیمی است. لاپیهها که باید عمود بر سطح و در جهت بیشترین شیب باشند در جهاتی متفاوت قرارگرفتهاند که همگی نشان دهنده وقوع زمینلغزشهای قدیمی در محدوده مورد بررسی است.
بررسی زمین ساخت فعال منطقه کوهرنگ با نگاهی ویژه بر رفتار گنبد نمکی کوهرنگ
دوره 7، 1 و 2، شهریور 1400، صفحه 100-116
https://doi.org/10.22034/irqua.2021.702420
لیلی ایزدی کیان، غلامرضا خدادادی
چکیده گنبد نمکی کوهرنگ در شمال غرب استان چهارمحال و بختیاری و در زیر پهنه ساختاری زاگرس مرتفع قرار دارد. این گنبد نمکی در کوهپایه ارتفاعات زردکوه(زرده) و تحت تاثیرفعالیت گسل های کوهرنگ ، دهنو، زردکوه و گسل های عرضی (فرعی) بین گسل های کوهرنگ و زردکوه قرار دارد. توالی های رسوبی ستبر زاگرس سنگ هایی با سن اینفراکامبرین تا عهد حاضر را در بر می گیرد. هدف از این پژوهش ارزیابی فعالیت نوزمین ساختی منطقه با استفاده از شاخص های ژئومورفیک شامل انتگرال هیپستومتری(Hi)، شاخص عدم تقارن حوضه زهکشی(Af) ، شاخص گرادیان رودخانه(SL)، شاخص سینوسیته جبهه کوهستان(Smf)، شاخص نسبت پهنای دره به عمق دره) (Vfو شاخص زمین ساخت نسبی (Iat)می باشد. براساس نتایج بدست آمده بیشترین فعالیت نو زمین ساختی مربوط به قله های زردکوه، کلونچین و دره خدنگ بوده و در قسمت های گنبد نمکی کوهرنگ و شهر کوهرنگ و زمین های کشاورزی اطراف گنبد نمکی ، فعالیت کم تا متوسط می باشند. با توجه به مقاومت پایین واحدهای گنبد نمکی، اغلب شاخص های ژئومورفیک برای حوضه های مجاور آن مقدار پایین را نشان می دهند ولی شاخص عدم تقارن حوضه بخاطر برخاستگی گنبد نمکی فعالیت آن را بهتر از شاخص های دیگر نشان می دهد.
بارزسازی نهشته های کواترنری آهن پلاسری توسط تلفیق دادههای نسبت باندی سنجش از دور و مغناطیسسنجی و زمینشناسی به روش WOI و مقایسه با روشهای SAM و FCC در ورقه یکصدهزارم همدان
دوره 7، 1 و 2، شهریور 1400، صفحه 187-202
https://doi.org/10.22034/irqua.2021.702427
افشین بادکوبه هزاوه، خلیل رضایی
چکیده نهشته های پلاسری کواترنر از اهمیت روزافزونی برخوردار هستند. سنجش از دور به عنوان ابزاری بسیار قدرتمند در بارزسازی نواحی دگرسان شده مرتبط با تودههای نفوذی کانسارساز موثر بوده و به طور قابل توجهی هزینه و زمان اکتشافات را کاهش داده است. در این پژوهش، به منظور شناسایی مناطق آبرفتی آهندار در محدوده ورقه یکصدهزارم همدان از تکنیکهای پردازش تصاویر ماهوارهای نظیر نسبت باندی (B.R)، ترکیب رنگی کاذب (FCC) و روش نقشه برداری زاویه طیفی (SAM) بر روی دادههای مرئی و مادون قرمز نزدیک به علاوه مادون قرمز طول موج کوتاه (VNIR+SWIR) سنجنده ASTER استفاده شده است. دادههای مهم اکتشافی نظیر نقشه زمین شناسی، گسلها و خطوارهها، مغناطیسسنجی و نسبت باندی اعمال شده بر دادههای سنجنده ASTER، پراکندگی آهن دو بار مثبت (Fe2+) و آهن سه بار مثبت (Fe3+) ایجاد و به روش شاخص همپوشانی وزندار (WOI) باهم تلفیق شدند. سپس کانیهای مهم آهندار مثل مگنتیت، هماتیت، لیمونیت و گوتیت بوسیله نقشه برداری زاویه طیفی (SAM) بارزسازی شدند، همچنین سنگ آهن منطقه به روش ترکیب رنگی کاذب (FCC) نیز بارزسازی شد و نتیجه روشهای SAM و FCC با تلفیق شاخص همپوشانی وزندار (WOI) مورد مقایسه قرار گرفت. با توجه به بازدید صحرایی منطقه و این که نتیجه پردازش هر سه روش، همدیگر را به خوبی تایید کردند، میتوان در نبود دادههای اکتشافی تکمیلی نظیر ژئوشیمی و ژئوفیزیک، به نتایج روشهای SAM و FCC به تنهایی و یا در کنار هم استناد کرد.
تحلیل ژئومورفیک در تعیین سلولهای ساحلی و نقش آن در مدیریت ساحلی (مورد مطالعه: سواحل بندر انزلی تا چالوس)
دوره 5، شماره 4، زمستان 1398، صفحه 467-491
https://doi.org/10.22034/irqua.2020.702339
مجتبی یمانی، ابوالقاسم گورابی، مهیار حقیقی
چکیده سیستم های ساحلی یکی از سیستمهای پیچیدۀ محیطی هستند که تحت تأثیر فرایندهای هیدرودینامیکی خشکی و دریا
دچار تغییرات سریع میشوند. در این پژوهش برای تعیین سلولهای ساحلی به منظور مدیریت بهینۀ محدودۀ ساحلی
بین بندر انزلی تا چالوس نگاهی سیستمی به این موضوع شد. نقشه های توپوگرافی و ژئومورفولوژی، دادههای
هیدرولوژی رودخانه ها، داده های هیدرودینامیک دریا، و تصاویر ماهوارهای مهمترین داده های پژوهش بودند.
تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از ارزیابی حجم دبی جریان و رسوب، شناسایی عمق فعال رسوبی، تحلیل دینامیک موج
و جریان با نرمافزارهای Arc GIS 10.5 و Excel 2016 انجام شد. طی این مراحل طول نوار ساحلی به 4 سلول رسوبی
تفکیک شد. هر یک از این سلولها، با توجه به جریان رسوب و شرایط محیطی و سایر عوامل تأثیرگذار، متمایزند. نتایج
نشان داد رودخانهها از پدیدههای مهمی هستند که در تفاوت ژنتیکی سلولهای رسوبی، در کنار سایر عوامل
ژئومورفولوژیکی، نقشی مهم در تعیین سلولهای ساحلی داشتهاند. هر یک از سلولها، با توجه به ماهیت و فرایندهای
همگن، یک واحد مدیریت ساحلی شناسایی شدند. بدیهی است سلولهای تعیین شده میتوانند در مدیریت بهینۀ ساحل،
مدیریت یکپارچۀ ساحل، و همچنین کنترل آثار مخرب ناشی از فرایندهای ساحلی مؤثر باشند.
پایش تغییرات شرایط محیطی گذشته دشت تبریز در نهشتههای رسوبی کواترنر
دوره 4، شماره 4، زمستان 1397، صفحه 361-375
https://doi.org/10.22034/irqua.2019.702160
مریم بیاتی خطیبی، فریبا کرمی، بهروز ساری صراف
چکیده دشت تبریز، که بخش مهمی از آذربایجان شرقی است، در طول تاریخ تغییرات اقلیمی مهمی را پشت سر گذاشته و پسروی و پیشروی تودههای آبی مهم، مانند دریاچه ارومیه، بر سطح آن رخ داده است. شواهدی از این تغییرات اقلیمی و پسروی و پیشروی تودههای آبی در سطوح دشت بر جای مانده است که میتوان بخشی از این شواهد را در رسوبات دشت تبریز پیگیری کرد. در این مقاله، برای پاسخ به سؤالات طرحشده در زمینه نوع و نحوه تغییرات گذشته، سعی شده است در محدودههای مشخص، که دادههایی از ویژگیهای فیزیکی و شیمیایی سازندها قابل دسترس بودهاند و بر اساس این دادهها لایهها قابل تفسیرند و از نظر ژئوکرونولوژی اهمیت زیادی دارند، چینهها و لایهها بررسی شوند. همچنین در مواردی برخی ویژگیهای لایهها مورد آزمایش خاک قرار گرفتند. در این تحقیق، از دادههای سازمان قطار شهری بهرهگیری شد و از متخصصان مربوطه اطلاعات لازم به دست آمد. همچنین سعی شد با حضور در محدودههایی که حفاریها و گودبرداریها صورت گرفته همه لایهها از نزدیک مورد بازدید میدانی قرار گیرند و در موارد لازم اندازهگیریها در محل صورت گیرد. برای رسیدن به هدف، از نتایج آزمایشهای SPT، روشهای پالئوپدولوژی، و نتایج آزمایش دانهبندی و ph استفاده شد. نتایج بررسیها نشان داد در بخشهای مهمی از دشت تبریز عمق 5/2 تا 10 متری عموماً از لایههای متشکل از رس سیلتدار سفت تا بسیار سفت همراه یک لایه شن رسدار و عمق 10 تا 5/18 متری از لایهها متشکل از ماسه سیلت/ رسدار بسیار متراکم تشکیل شده است. در بعضی از قسمتهای دشت نیز ماسههای بادی دیده میشود که از حاکمیت شرایط خشک در محدوده دشت حکایت میکند. بررسی دانهبندی لایهها نشان میدهد دشت تبریز دورههایی را با شرایط اقلیمی مرطوب تا خشک پشت سر گذاشته است. گسترش دریاچه ارومیه تراسهایی را در این دشت بر جای گذاشته که خود از وقوع تغییرات اقلیمی مهم در محدوده دشت تبریز حکایت میکند.
بررسی ویژگیهای مورفوـ رسوبی مخروط افکنه رودخانه کالشور نیشابور در شمالشرق ایران با تأکید بر کنترل های اقلیمی کواترنر
دوره 4، شماره 4، زمستان 1397، صفحه 395-412
https://doi.org/10.22034/irqua.2019.702163
عذار خسروی، سیدرضا حسین زاده، مرتضی فتاحی، محمد خانه باد
چکیده رسوبات کواترنری مخروط افکنه ها اطلاعات مهمی از شرایط اقلیمی گذشته و تحولات محیطی حوضه آبریز بالادست خود ارائه میکنند. در این پژوهش نویسندگان به بررسی تکامل الگوی رسوبی بر سطح مخروطافکنه کالشور پرداختند تا با استفاده از تفسیر نتایج حاصل از آنالیزهای ژئوفیزیکی و ژئوشیمیایی این رسوبات محیط رسوبگذاری این رسوبات در دوره کواترنر را بررسی کنند. مخروط افکنه کالشور یک مخروط کوچک و نسبتاً متقارن در شمالشرق ایران و در دامنه جنوبی رشتهکوه بینالود است که بر پایه ویژگیهای رنگ و بافت و اندازه ذرات و مطالعات میدانی سطح آن به 8 سطح مورفوـ رسوبی با نامهای A1 تا A8 تقسیم شده است. بر پایه مطالعات رسوبشناسی، رسوبات مخروطافکنه کالشور دارای جورشدگی بد و بسیار بد، کجشدگی متقارن (تقریباً متقارن تا بسیار مثبت)، کشیدگی (متوسط و پهن)، و بافت گراول و گراول شنی هستند. در تفسیر ویژگیهای ژئوفیزیکی، اندازههای میانه، نمونههای A2 و A5 و A6 و A7 دارای میانه پایینتر، جورشدگی ضعیف، و کشیدگی بیشتر نسبت به بقیه رسوباتاند. همچنین، بر حسب نتایج آنالیزهای شیمیایی حاصل از آزمایش XRF، میزان عناصر اکسیدهای کلسیم و آلومینیوم و سیلیس و همچنین نسبت عناصر منیزیم به کلسیم و منگنز به کلسیم به ترتیب در نمونههای A1 و A3 و A8 کاهش و در نمونههای A6 و A2 و A5 و A7 کاهش مییابد که به ترتیب نشاندهنده شرایط اقلیمی سرد و خشک و گرم و مرطوب است. به طور کلی، با توجه به نتایج آنالیزهای ژئوفیزیکی و ژئوشیمیایی سیلاب حمل کننده در نمونههای A6 و A2 و A5 و A7 دارای سرعت بسیار زیاد (و نه لزوماً دبی بالاتر) است. همچنین این سیلابها در محیطهایی با اقلیم سرد و خشک و با حاکمیت تخریب فیزیکی رخ داده اند و در نمونه های A4 و A1 و A3 و A8 اقلیم گرم و مرطوب با سیلابهای مداوم، اما، با انرژی کمتری رخ دادهاند. بنابراین 4 سطح رسوبی در نتیجه اقلیم سرد و خشک و 4 سطح رسوبی در نتیجه اقلیم گرم و مرطوب در سطح این مخروط قابل مشاهده است.
رسوبشناسی و محیط رسوبی دیرینه آبرفتهای کواترنر با تلفیق دادههای رسوبشناسی و روش رادار نفوذی به زمین (مطالعه موردی: منطقه کوچصفهان ـ استان گیلان)
دوره 4، شماره 4، زمستان 1397، صفحه 435-456
https://doi.org/10.22034/irqua.2019.702174
دارا داس برزین، خلیل رضایی، راضیه لک، مهدی محمدی ویژه، حامد مسلمی
چکیده شناسایی آبرفتها، رسوبات، و محیط رسوبی دیرینه تهنشست آنها در حالتی که در مطالعه آنها از روشهای ترکیبی استفاده شده همواره اهمیت بالایی دارد. اینگونه مطالعات ترکیبی معمولاً به روش مستقیم (نمونهبرداری) و روش غیرمستقیم (روشهای ژئوفیزیکی) انجام میشود. هدف اصلی این تحقیق شناسایی رسوبات و محیط رسوبی دیرینه آبرفتهای منطقه کوچصفهان با تلفیق دادههای رسوبشناسی حاصل از چاهکها و روش راداری نفوذی به زمین (GPR) بود. برای این منظور، دادههای رادار نفوذی به زمین به طول 11 کیلومتر در امتداد جاده کوچصفهان به سمت لشتنشا برداشت شد. سپس، با توجه به پروفیلهای راداری 7 گمانه رسوبی با عمق متوسط 7/2 متری جهت تلفیق با دادههای رسوبشناسی حفاری شد. بررسیهای انجامشده به شناسایی 5 رخساره راداری ـ شامل خطوط راداری به صورت گسسته و غیرموازی مقعر محدب، خطوط راداری به صورت منحنیهای پیوسته موازی، خطوط راداری با شیبهای متفاوت به صورت گسسته، خطوط راداری به صورت ناپیوسته موازی با شیب کم، خطوط راداری ناپیوسته موازی با شیب کم و میرایی شدید ـ و 8 رخساره رسوبی ماسه بسیار ریز سیلتی، ماسه ریز، گراول ماسهای، ماسه ریز گراولی، مواد آلی، ماسه درشت سیلتی، ماسه درشت، ماسه گلی با کمی گراول انجامید که نشاندهنده قسمتهای مختلف محیطهای رودخانهای بود. در این منطقه میزان ذرات دانهریز رسوبی و مواد آلی از جنوب به سمت شمال منطقه افزایش مییابد.
نقش جهت باد و شاخص همگنی وزش در توسعه زمانی و تعیین مورفولوژی تپههای ماسهای (مطالعه موردی: ارگ صادقآباد ـ بافق)
دوره 4، شماره 2، تابستان 1397، صفحه 201-214
https://doi.org/10.22034/irqua.2018.702040
علی شهریار، کاظم طاهری نژاد
چکیده یکی از جنبههای ژئومورفولوژیکی مورد توجه در مناطق خشک با مورفولوژی تپههای ماسهای مرتبط است. در این زمینه، به منظور مطالعه مورفولوژی ارگ صادقآباد بافق، باد غالب و جهت باد غالب حامل ماسه (RDD) و شاخص همگنی وزش باد (UDI) بررسی شد. به این ترتیب، با استفاده از آمار بیستساله هواشناسی ایستگاه بافق در نرمافزار Wrplot باد غالب سالیانه و فصلی تعیین و مقادیر RDD و UDI نیز با استفاده از نرمافزار SandRose Graph در مقیاسهای زمانی سالیانه و فصلی و ماهیانه محاسبه شد. نتایج نشان داد بیشترین ثبات حاکم بر جهت باد مربوط به تابستان و به صورت بادهای یکجهتی شمال غربی است که بهترین شرایط را برای ایجاد تپههای ماسهای هلالی و برخانی دارد. شاخصهای بادی زمستانی و بهاری نیز از وجود بادهای دوجهته و در نتیجه توسعه سیفها حکایت دارد. فصل پاییز و بهخصوص آبانماه نیز با حداقل مقادیر مربوط به UDI بهترین زمان جهت توسعه هرمهای ماسهای است. از طرفی مقدار پایین شاخص UDI سالیانه نیز سبب شده تپههای ماسهای هرمی در ارگ صادقآباد بافق در سراسر سال پایدار باقی بمانند.
ارزیابی آنومالیهای حرارتی و برودتی بین زمان حال و دوره سرد یخچالی پلیوـ پلئیستوسن با استفاده از شاخصهای ژئومورفیک (نمونه موردی: حوضه آبریز کذابـ یزد)
دوره 4، شماره 2، تابستان 1397، صفحه 215-233
https://doi.org/10.22034/irqua.2018.702043
محمد شریفی یچون، فاطمه زارع، کاظم طاهری نژاد
چکیده پژوهشهای مختلف نشان داده اند در پلئیستوسن آبوهوای کره زمین دستخوش تغییرات متوالی شده؛ به گونهای که گاه با کاهش دما و احتمالاً افزایش بارشها یخچالها پیشرَوی و با افزایش دما یا کاهش بارشها یخچالها پسرَوی کردهاند. در این پژوهش، با استفاده از آمار دما در ایستگاههای کنونی و نقشه رقومی ارتفاعی، نقشه همدمای حال حاضر تهیه شد. در ادامه، بر پایه آثار ژئومورفیک یخچالها، مانند آثار سیرکها و درههای یخچالی و مورنهای برجایمانده، با دو روش رایت و پورتر، برفمرزهای دائمی پلئیستوسن بازسازی و بر مبنای آن و همچنین همبستگی بین دما و ارتفاع نقشه همدمای زمان گذشته ترسیم شد. یافتهها حاکی از کاهش درجه حرارت در گذشته در منطقه به مقدار 2/13 درجه سانتیگراد است. میانگین سالیانه حداقل دما در ارتفاعات 4/4- درجه برآورد شد. با کاهش دما عمده بارشها به شکل برف بوده و زبانههای یخی بزرگی شکل گرفته که تا ارتفاع حدود 1750 متر، یعنی خط همدمای 2/3 درجه سانتیگراد، پایین میآمده است. تفاوتهای دمایی همچنین افزایش گرادیان دمایی، بیش از 8/0 درجه سانتیگراد، در آن دوره را نشان میدهد. حجم و ارتفاع بالای شیرکوه و جهت دامنهها در محل استقرار و پایین آمدن خطوط برفمرز و تعادل آب و یخ اثر داشته است.
قلمرو فرسایش یخچالهای کواترنری در واحد ژئومورفیک شمالی ایران
دوره 4، شماره 1، بهار 1397، صفحه 67-81
https://doi.org/10.22034/irqua.2018.701988
غلام حسن جعفری، نسرین حضرتی
چکیده شواهد یخچالی از بارزترین میراث تغییرات اقلیمی دوران کواترنری به شمار میرود. در این پژوهش، با استفاده از نقشههای توپوگرافی 1:50000، تعداد 2055 سیرک یخچالی در منطقه موردبررسی شناسایی شد. برای برآورد ارتفاع برف مرز دائمی کواترنری از روشهای رایت، ارتفاع کف سیرک پورتر، نسبت پنجه به دیواره و نسبتهای ارتفاعی در جهات مختلف جغرافیایی استفاده شد. با توجه به تأثیر جهت شیب بر شکلگیری لندفرمهای سیرکی مناطق معتدله، نمیتوان بدون در نظر گرفتن جهت سطوح ارضی به ارتفاع برف مرز برآورد شده اعتماد کرد و یافتهها نشان میدهد که ارتفاع برف مرز به کمک روش ارتفاع کف سیرک پورتر و روش نسبتهای ارتفاعی نسبت به سایر روشها، در جهات مختلف مقبولتر برآورد شده است. بالاترین ارتفاع برف مرز برآورده شده در این واحد 2987 متر مربوط به حوضه آبریز سفیدرود- هراز و کمترین ارتفاع 2460 متر مربوط به حوضه آبریز قرهسو- گرگانرود است. حوضه آبریز تالش- مرداب انزلی با امتداد شمالی- جنوبی کوههای تالش، یک استثنای مهم است و کمترین برف مرز را در بین حوضههای آبریز داشته است (2033 متر). متوسط ارتفاع برف مرز برآورد شده این واحد 2589 متر است.
شواهد یخچالهای رندوله و بابوله در قلمرو مرزهای ایران، ترکیه و عراق
دوره 3، شماره 3، پاییز 1396، صفحه 277-288
https://doi.org/10.22034/irqua.2017.701915
منیژه قهرودی تالی، رسول حسنی قارنایی، طاهر خورشیدی، مهرنوش حیدری
چکیده کوهستانهای رندوله و بابوله در دو طرف یک دره یخچالی بخشی از رشته کوه ماکو – بانه در مرزهای ایران، ترکیه و عراق است. این منطقه از نظر ساختمانی در زون سنندج – سیرجان واقع شده است و از روند زاگرس تبعیّت می کند. این پژوهش با استفاده از نقشههای توپوگرافی، نقشههای زمین شناسی، تصاویر ماهوارهای، دادههای اقلیمی، داده ارتفاعی، مشاهدات میدانی و نمونهبرداری رسوب انجام شده است. با استفاده از نقشههای توپوگرافی در مناطق یخچالی موقعیت چندین سیرک بزرگ و کوچک شناسایی شد و برف مرز با استفاده از روش رایت محاسبه گردید. مسیر مشاهدات میدانی تعیین و بازدیدهای مکرر از منطقه مورد مطالعه انجام شده است. یافتههای تحقیق نشان می دهد که خط برف مرز دایمی در آخرین دوره سرد در ارتفاع 2600 متری قرار داشته است و چندین سیرک بزرگ و کوچک یخچالی همراه با درههای U شکل و مورنهای کناری برجای مانده در حواشی درهها حاکی از شکل زایی یخچالی در آخرین دوره سرد بوده است. با گرم شدن هوا بعد از عصر یخبندان و بالارفتن خط برف مرز، احتمالاً ذوب یخچالها ، جریانهای سیلابی قوی را ایجاد کرد که سبب حرکت مواد یخچالی و ته نشین شدن آنها در نواحی کم ارتفاع تر شد، که در حال حاضر بستر شهر اشنویه و چندین روستای منطقه را تشکیل می دهد.
دیرینه ژئومورفولوژی سکانسهای دریاچه ای و تأثیرات آن بر مدنیت منطقه سیمره
دوره 3، شماره 2، تابستان 1396، صفحه 91-105
https://doi.org/10.22034/irqua.2017.701903
صمد عظیمی راد، شهرام روستا، داوود مختاری، سید اسدالله حجازی، مجتبی یمانی
چکیده لغزش سیمره به عنوان بزرگ ترین لغزش دنیا در زاگرس چیم خورده منجر به تشکیل دریاچه های سدی پی در پی در طی چند دوره در اواخر کواترنر شده است. پراکندگی کح.طه های باستانی برروی رسوبات ته نشست شده در این دریاچه ها شواهد پالئوژئومورفولوژی و زمین باستانشناسی منطقه ارتباط معنیداری بین تحولات تمدنی و رخدادهای پالئوژئومورفولوژی آن نشان میدهد. هدف این پژوهش، تعیین و تحلیل ارتباط بین توسعه و افول تمدنی با تحولات پالئوژئومورفولوژی منطقه است. روش تجزیهوتحلیل تجربی و بر اساس دادههای میدانی و آزمایشگاهی است. مطالعات میدانی بر روی رسوبات دریاچهای، حفر ترانشه و مکانگزینی سکونتگاههای انسانی انجام شد. به منظور تعیین دورههای دریاچهایی و اثرات قطعی تمدنی آن دو ترانشه در محدوده محوطههای باستانی حفر شد و سپس لایه نگاری و نمونهبرداری انجام شد. چندین نمونه مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت و در این میان چهار نمونه به روش OSL سنیابی شد. نتایج حاصل از مطالعات میدانی، آزمایشگاهی و سنیابی رسوبات دریاچهای نشان میدهد که بعد از رخداد زمین لغزش سیمره دریاچههای متعددی در منطقه شکلگرفته؛ به گونه ایی که میتوان اواخر کواترنری به ویژه دوره هولوسن را به دورههای دریاچهای و بین دریاچهای تقسیم نمود. سه دوره دریاچهای (به ترتیب 6460 و 3110 و 570 سال قبل) هم زمان با دورههای تاریخی سکونت انسان و توسعه تمدن در منطقه رخ داده است. توسعه تمدن و افزایش سکونتگاههای انسانی هم زمان با دورههای بین دریاچهایی، و افول تمدنی، نابودی سکونتگاههای انسانی و انتقال فرهنگی مصادف با دورههای دریاچهای بوده است. تغییر و نوسان روند سکونتگزینی در منطقه تحت تأثیر این عامل بوده و متقابلاً این تغییرات وقوع دورههای دریاچهای را اثبات میکند. به طور کلی تشکیل محیطهای دریاچهای پیدرپی به عنوان یک عامل ژئومورفیک مهمترین نقش را در توسعه و افول تمدنی در منطقه سیمره در هولوسن ایفا نموده است.
آنتروپوژئومورفولوژی: نقش انسان در تغییر چهره زمین
دوره 3، شماره 2، تابستان 1396، صفحه 107-116
https://doi.org/10.22034/irqua.2017.701905
رضا خوشرفتار
چکیده آنتروپوژئومورفولوژی، شاخه تقریباً جدیدی از علم ژئومورفولوژی است که به بررسی نقش انسان در تغییر چهره لندفرمها و اصلاح عملکرد فرایندهای ژئومورفولوژیکی مانند هوازدگی، فرسایش، حمل و نهشتهگذاری میپردازد. افزایش میزان فرسایش خاک در نتیجه تغییر کاربری اراضی، نمونهایی از تاثیرات غیر مستقیم انسان بر فرایندها و لندفرمها است. باتوجه به اینکه نرخ رشد جمعیت، شاخص مناسبی برای ارزیابی کیفی و کمی فرایندهای متاثر از عملکرد انسان، نخواهد بود، معادله پتانسیل آنتروپوژئومورفولوژیکی معرفی شده که دو عنصر اساسی آن درجه توسعهیافتگی(میزان دخالت در محیط) و میزان درک و آگاهی مردم) فرسایش ناشی از عملکرد انسان) است. بر این اساس، هرچه درجه توسعه یافتگی و میزان آگاهیهای زیستمحیطی مردم کمتر باشد، پتانسیل فرسایش ناشی از عملکرد انسان، افزایش خواهد یافت. برای ارزیابی پتانسیل آنتروپوژئومورفولوژیکی با استفاده از روش نیر، 31 کشور از قارههای متفاوت انتخاب و مورد بررسی قرار گرفت و شاخصI آنها بین 0-1، محاسبه شد. براساس نتایج به دست آمده، کشورها در سه گروه با پتانسیل آنتروپوژئومورفولوژیکی کم(I<0.30)، متوسط (0.30 ≤ I ≤ 0.49) و زیاد(I ≥ 0.50) تقسیمبندی شدند. کشورهای مجارستان، ایران و شیلی به ترتیب در گروه پتانسیل آنتروپوژئومورفولوژیکی کم، متوسط و زیاد، قرار میگیرند. بر همین اساس، اقدامات مقتضی مدیریتی و مهندسی باید انجام شود.
بازسازی قلمروهای مورفودینامیک بر اساس شواهد ژئومورفولوژی یخچالی و مجاور یخچالی (مطالعه موردی؛ کوه های چهل چشمه و سارال در استان کردستان)
دوره 3، شماره 2، تابستان 1396، صفحه 117-130
https://doi.org/10.22034/irqua.2017.701906
امجد ملکی، ایرج جباری، هاشم حسینی
چکیده دینامیک یخچالی و مجاور یخچالی نقش مهمی را در تحولات ژئومورفولوژی ایفا می کند. هدف این تحقیق بازسازی برف مرز کواترنر، بررسی آزمایشگاهی محیط رسوبی و شواهد قلمروهای مورفودینامیک یخچالی و مجاوریخچالی کوه های چهل چشمه و سارال در استان کردستان است. در این رابطه ابتدا سیرک های یخچالی با استفاده از تحلیل نقشه ها و بازدید میدانی شناسایی شدند. سپس با روش خط تعادل آب و برف پورتر، ارتفاع 2483 متر به عنوان برف مرز دائمی کواترنری مشخص گردید که در مقایسه با کوه های زاگرس و البرز در ارتفاع پایین تری قرار گرفته است. جهت شناسایی محیط رسوبی نتایج عملیات آزمایشگاهی به صورت دانه سنجی غربالی و لیزری بر روی نمونه ها نشان داد که منطقه مطالعاتی متاثر از فرایندهای ناشی از انجماد و ذوب برف با حفظ بقایای گیاهی و توزیع ناهمگن و جورشدگی ضعیف ذرات می باشد. در بررسی لندفرم ها شواهدی از جمله سیرک ها، دره های یخچالی، یخرفت ها، سنگ های سرگردان، ترک های سنگی، روانه های سولیفلوکسیونی، نهشته های بهمن و پلکان های سنگی شناسایی شدند. در بررسی توزیع این شواهد به این نتیجه رسیدیم که مرز تحتانی پریگلاسیر تا ارتفاع 2750 متر قرار دارد.
شواهد ژئومورفولوژی آثار یخچالی در عصر پلئیستوسن(نمونه موردی: حوضه دشت ابراهیم آباد-یزد)
دوره 3، شماره 1، بهار 1396، صفحه 15-28
https://doi.org/10.22034/irqua.2017.701892
محمد شریفی پیچون، کاظم طاهری نژاد، فاطمه زارع
چکیده شواهد ژئومورفولوژی یخچالی یکی از مشخصترین میراث تحولات اقلیمی دوره کواترنر در ایران است. این شواهد در ایران مرکزی باوجود شرایط گرم و خشک کنونی، تغییر در سیستمهای مورفوکلیماتیک و بهتبع آن مورفوژنتیک و مورفودینامیک را به شکل مشخصتر و دقیقتری نمایش میدهد. در این پژوهش، بهمنظور بررسی این شواهد و بازسازی سیستمهای شکلزایی گذشته و تغییرات در گستره و مرز این سیستمها در حال حاضر از نقشههای توپوگرافی ۱:۵۰۰۰۰ منطقه، نقشه زمینشناسی، عکسهای هوایی، تصاویر ماهوارهای، نقشه رقومی ارتفاعی و بهویژه بررسیهای صحرایی استفادهشده است. یافتهها نشان میدهد که در منطقه مورد مطالعه آثار کاوشی و تراکمی یخها به شکل خاص قابلمشاهده است. از آثار کاوشی یخچالی وجود حدود ۱۰ سیرک بزرگ و کوچک، درههای بزرگ و عریض، که برخی از آنها بیش از ۵۰۰ متر پهنادارند، تراس سنگی بهعنوان بستر زبانه یخی و از اشکال تراکمی آن میتوان به یخرفتها، بهویژه یخرفتهای انتهایی(سنگهای سرگردان) اشاره نمود که قطر برخی از این سنگها در ورود به دشت بیش از ۱۰ متر و وزن آنها به بیش از ۵۰۰ تن می رسد.براساس این ش.اهد و داده های اقلیمی زمان حال مشخص گردید که یخچالها در عصر پلئیستوسن بخشی از ارتفاعات را در قلمرو خود داشته بهگونهای که پوششهای یخی از ارتفاع ۲۲۰۰ متر به بالا را میپوشاندهاند. از این ارتفاع تا خط تعادل آب و یخ، یعنی حدود ارتفاع ۱۶۰۰ متر در قلمرو سیستمهای شکلزایی جنب یخچالی قرار داشته است و پایینتر از آن تحت تأثیر سیستم فلوویال و بعضاً پلوویال بوده است. اما در شرایط کنونی سیستمهای مورفوکلیماتیک گذشته تغییر پیداکرده و توسط سیستمهای مورفوژنتیک جنب یخچالی(ارتفاعات بالای ۳۰۰۰ متر)، فلوویال(۱۸۰۰-۳۰۰۰ متر) و پدیمانتاسیون پایینتر از ارتفاع ۱۸۰۰ متر جایگزین شده است.
قطعه بندی گسل آبیز بر مبنای شاخصهای مورفوتکتونیکی
دوره 3، شماره 1، بهار 1396، صفحه 69-78
https://doi.org/10.22034/irqua.2017.701898
سعید حائری فرد، منوچهر قرشی، محسن پورکرمانی، محمود الماسیان
چکیده در این پژوهش به بررسی زمین ساخت فعال نسبی گسل آبیز بر پایه شاخصهای زمین ریختی به وسیله نرم افزار ArcGIS پرداخته شده است. در این راستا به منظور سهولت در انجام محاسبات، در نرم افزار ArcGIS، چندین برنامه نوشته و طراحی گردید. شاخصهای محاسبه شده عبارتند از شاخص طول-شیب رودخانه(SL)، نسبت عرض کف دره به ارتفاع آن(Vf)، شاخص عدم تقارن حوضه(AF)، شکل حوضه زهکشی(Bs)، منحنی فراسنجی(HC)، انتگرال فراسنجی(Hi)، شاخص پیچ و خم رودخانه(S)، پیچ و خم پیشانی کوهستان(Smf) و در پایان بررسی این ویژگیها با هم به عنوان شاخص زمین ساخت فعال نسبی(IRAT) محاسبه شد که ترکیبی از شاخصهای بالا است.دست کم 3 منطقه فعال از نظر مورفوتکتونیکی در طول گسل آبیز قابل شناسایی می باشد.این مناطق از جنوب شرق به شمال غرب به ترتیب در حد فاصل شمال زیدان تا جنوب غرب آهنگران،غرب حاجی آباد تا جنوب نوده و نهایتا شرق اسفاد تا شرق فندخت واقع شده اند.در دو منطقه اردگول و گال شود کمترین میزان شاخص IRAT وجود دارد. می توان انتظار داشت که این مناطق به عنوان نقاط مستعد رویداد زمین لرزه در آینده مد نظر قرار گیرند.
سنگ رخساره ها و شرایط ته نشینی سازند کهریزک(پلیستوسن میانی-پسین) در خاور تهران
دوره 2، شماره 4، زمستان 1395، صفحه 393-403
https://doi.org/10.22034/irqua.2017.701980
پیمان رضائی، پروانه فریدی، هنگامه نجفی
چکیده دوره کواترنری، کوتاهترین دوره زمین شناسی است که مشخصه های متمایز زیادی دارد. از جمله این مشخصه ها، گستردگی زیاد نهشته های آن در سطح زمین و ماهیت آواری بسیاری از این نهشته ها است. سازند کهریزک از جمله نهشته های کواترنری در دامنه جنوبی البرز مرکزی و در محدوده تهران است که با توجه به موقعیت چینه شناسی خود، دارای محدوده سنی پلئستوسن میانی- پسین میباشد. در این تحقیق 4 توالی از این سازند در خاور شهر تهران، در مسیر تهران- رودهن مورد بررسی قرار گرفت. اجزای متشکله این سازند از فرسایش نهشته های قدیمیتر بویژه سازند کرج (توف، سنگ آهک، شیل و بازالت) و سازند هزار دره ناشی شده اند. براساس مطالعات صحرایی و آزمایشگاهی 4 لیتوفاسیس گراولی (Gmm، Gcm، Gh و Gci)، 2 لیتوفاسیس ماسهای (Sh و Sm) و 2 لیتوفاسیس دانه ریز (Fl و Fm) مورد شناسایی قرار گرفت که 3 عنصر ساختاری CH، SG و FF را تشکیل میدهند. وجود این عناصر ساختاری در کنار سایر مشخصه های رسوبی نشان میدهد که نهشته های آواری سازند کهریزک در یک سیستم رودخانه ای بریده بریده با بستر گراولی و ته نشست های جریان ثقلی- رسوبی بر جای گذاشته شده است.
