طبقه بندی ریگزارهای اطراف دشت کویر و چاله مسیله و ارزیابی تغییرات آنها
دوره 10، 1 و 2، شهریور 1403، صفحه 88-107
https://doi.org/10.22034/irqua.2025.2054847.1042
مهران مقصودی، حمید گنجائیان
چکیده ریگزارها از مجموعهای از تپههای ماسهای تشکیل شده است که به دلیل وضعیت مورفولوژیکی و دینامیکی، تاثیر زیادی بر وضعیت زیستمحیطی و فعالیتهای انسانی از جمله تخریب اراضی کشاورزی دارند. با توجه به اهمیت موضوع، در این پژوهش به طبقهبندی ریگزارهای اطراف دشت کویر و چاله مسیله و ارزیابی تغییرات آنها طی سالهای 2005 تا 2020 پرداخته شده است. برای این منظور، از دادههای آماری 12 ایستگاه هواشناسی و تصاویر ماهوارهای استفاده شد و نرمافزارهای Google Earth، ArcGIS و WRplot بهعنوان ابزار تحلیل بهکار گرفته شدند. ریگزارها ابتدا بر اساس شکل ظاهری طبقهبندی و سپس با بهرهگیری از روشهای سنجش از دور و درونیابی IDW، وضعیت حرکت آنها بررسی شد. نتایج نشان میدهد که این منطقه دارای 13081 کیلومترمربع ریگزار با اشکال متنوع تودههای ماسهای است و حدود 78 درصد آنها فعالاند. جابجایی این تودهها در بازه مطالعهشده بین 5 تا 65 متر متغیر بوده است. همچنین، بین سرعت و جهت باد با میزان جابجایی ماسهها در مناطق شرقی ریگ جن ارتباط معناداری مشاهده شد، در حالیکه در مناطق شمالی بند ریگ کاشان به دلیل تثبیت ماسهها توسط پوشش گیاهی و ویژگیهای مورفولوژیکی، چنین ارتباطی وجود ندارد.
تحلیل ژئوشیمیایی سنگهای حوضه رودخانه قره سو: بررسی نقش آن در آلودگی عناصر سنگین بستر خلیج گرگان
دوره 10، 1 و 2، شهریور 1403، صفحه 239-266
https://doi.org/10.22034/irqua.2025.2058584.1044
سارا رضوی، محمد هاشم امامی، همایون خوشروان، پروین فرشچی، سید جمال شیخ ذکریایی
چکیده مطالعهی ژئوشیمیایی رسوبات حوضههای آبی مانند رودخانهها، مصبها و بستر دریا میتواند گام مؤثری برای پیدا کردن منشأ و ارزیابی مدل توزیع آلایندههای زیستمحیطی در منطقه باشد. در این پژوهش، به مطالعهی ژئوشیمی واحدهای سنگی حوضهی آبریز رودخانهی قرهسو و سهم آن در ایجاد پتانسیل آلودگی عناصر سنگین در رسوبات بستر خلیج گرگان پرداخته شد. شیستهای منطقه دانهبندی ریز تا متوسط دارند و ماهیت سنگ اولیه در بیشتر آنها حفظ شده است. سازندهای کربناته-آواری خوشییلاق و کربناته لار، مهمترین توالیهای رسوبی منطقهی مورد مطالعه هستند. مشخصات مقاطع نازک و مشاهدات میدانی نیز این واقعیت را نشان میدهد که در بیشتر نمونههای مربوط به سازند خوشییلاق، از زمینهی کربناته و دانههای آواری مانند کوارتز و فلدسپار تشکیل شده است. سازند لار غالباً از کربناته خالص تشکیل شده است که شامل کانیشناسی کلسیت و دولومیت است. در نمونههای مورد مطالعه از این سازند، بلورهای لوزی شکل دولومیت به خوبی مشاهده میشود. نهایتاً، نتایج تحلیل دادههای ژئوشیمیایی نشان داد که بین نمونههای رسوب و سنگ و همچنین بین فلزات سنگین در هر سه نوع نمونه (سنگ، رسوب و آب) شباهت بسیار زیادی وجود دارد، به طوری که همه فلزات سنگین در هر سه نمونه در یک خوشه قرار میگیرند که این نشاندهندهی منشأ یکسان این فلزات است. مقادیر فلزات سنگین در نمونههای مورد مطالعه به طور تقریبی برای کبالت 1-27 (میانگین 13)، کروم 134-7 (میانگین 88)، مس 6-59 (میانگین 32)، نیکل 1-76 (میانگین 42)، سرب 1-49 (میانگین 23)، وانادیوم 8-185 (میانگین 100) و روی 9-157 (میانگین 99) به صورت ppm میباشد. غلظت فلزات سنگین به تدریج با فاصله گرفتن از منبع رودخانه و به سمت سواحل خلیج گرگان افزایش مییابد. به طور کلی، منبع اصلی فلزات سنگین عمدتاً شیست گرگان و تشکیل شمسک است. دخالت انسانی در غلظت فلزات سنگین در رودخانهی قرهسو و سواحل خلیج گرگان بسیار کم و نادر است.
ارزیابی شدت آلودگی و خطرات اکولوژیکی عناصر بالقوه سمی در رسوبات دریایی شمال شرقی خلیج فارس
دوره 9، 1و 2، شهریور 1402، صفحه 184-212
https://doi.org/10.22034/irqua.2023.2015322.1017
راضیه لک، علیرضا واعظی
چکیده نتایج نشان داد که As، Cd و Mo در نمونههای رسوبی دارای غنی شدگی قابل توجه میباشند. عناصر (Fe > Pb > Ni > Cr > Mn) در رده غنی شدگی متوسط و عناصر (Cu > Zn > Ba > V > Co) در رده غنی شدگی کم قابل طبقهبندی میباشند. خطر اکولوژیکی کادمیوم در سطح متوسط و برای سایر عناصر در سطح کم ارزیابی گردید. میانگین کلی شاخص پتانسیل خطر اکولوژیکی (RI) در تمام ایستگاههای نمونه برداری نشان دهنده سطح کم خطر اکولوژیکی است. میانگین شاخص خطر سمیت (TRI) نشانگر رده بدون خطر سمیت میباشد. نیکل با 52% اثر، بیشترین سهم را در شاخص خطر سمیت دارد. کروم با 19% سهم دوم را در شاخص خطر سمیت دارد.
غلظت کروم و نیکل در رسوبات عمدتا زمین زاد است، که با همبستگی بالای آنها با آلومینیوم تأیید میشود. غنی شدگی متوسط کروم و نیکل را میتوان به غلظت طبیعی بالای آنها در خاک جنوب ایران نسبت داد. با این حال، مقادیر کمتری از این عناصر نیز منشأ انسان ساخت دارند. غنی شدگی قابل توجه As و Cd در رسوبات نشان دهنده منشأ غالب انسان ساخت این عناصر است.
تبیین موقعیت زمینساختی-فرسایشی بلندیهای البرز شرقی واقع در شمال پلایای دامغان در طی کواترنری
دوره 8، 1 و 2، شهریور 1401، صفحه 36-55
https://doi.org/10.22034/irqua.2022.702459
فاطمه کیارستمی، مجتبی یمانی، ابوالقاسم گورابی، سید محمد زمان زاده، محمدرضا قاسمی
چکیده ارتفاعات البرز شرقی واقع در شمال پلایای دامغان، به سبب وجود گسلهای متعدد همچون گسل آستانه، دامغان، تزره و عطاری جزء نواحی فعال زمینساختی ایران به شمار میرود. هدف اصلی در این پژوهش شناسایی تغییرات زمینساختی و فرسایشی این بخش از ارتفاعات البرز و نواحی اطراف آن شامل پلایای دامغان در قالب پیدایش محورهای فرایش و فرورفتگی در طی کواترنری میباشد که منجر به شکلگیری لندفرمهای متعددی شدهاست. در این راستا، از روش تحلیل و بررسی نقشه های همپایه و تفریقی برمبنای ناهنجاریهای ایجاد شده در ردههای آبراههای متأثر از فرایندهای فرایشی و فرسایشی فعال در کواترنری استفاده به عمل آمد. بررسیهای انجامشده بر روی منطقه مورد مطالعه نشانمیدهد که دو عامل زمینساخت فعال و سنگشناسی بر روی ساختارهای مورفولوژیک و لندفرمهای منطقه تأثیر بسیار زیادی دارند. نتایج نشان میدهد که گسلهای منطقه در طی کواترنری فعال بوده و با سازوکارهای متفاوت رانده و امتدادلغز که در برخی نواحی دارای جایگاههای تراکششی و ترافشارشی نیز بودهاند، مجموعهای از لندفرمهای فرایشیافته یا فروافتاده را در ناحیه دامغان به وجود آوردهاند. برخی از این لندفرمها نشانگر عدم تطابق ساختاری البرز متأثر از فعالیت گسلهای ناحیه در ارتباط با عامل مهم سنگشناسی میباشند.
ژئوشیمی رسوبی به عنوان شاخص تغییرات اقلیم کواترنری پایانی در پلایای جازموریان
دوره 8، 1 و 2، شهریور 1401، صفحه 56-82
https://doi.org/10.22034/irqua.2022.702473
مقصود بیات، صمد فتوحی، حسین نگارش، علی محمدی
چکیده رای تعیین محیطهای رسوبی دوره کواترنری پایانی تعداد پنج مغزه رسوبی با عمق بیشینه 7 متر و مجموع عمق حدود 30 متر از رسوبات بستر مناطق مختلف پلایای جازموریان با استفاده از مغزهگیر دستی برداشت و بررسی شد. رخسارههای رسوبی براساس بافت رسوب، نوع کانیهای تبخیری، وجود مواد آلی، تغییرات رنگ و سایر مولفه های ماکروسکوپی، شناسایی و تفکیک شدند.تعداد 19 نمونه رسوبی از یک مغزه برداشت شده در مرکز پلایا جهت آنالیز عنصری با دستگاه ICP-OES انتخاب شد. جهت برآورد زمانی از وقایع اقلیمی در منطقه از نتایج سنسنجی انجام شده قبلی استفاده شد. میزان متوسط رسوبگذاری در پلایای جازموریان 4/0 میلیمتر در سال بوده و میزان رسوبگذاری برای عمقهای مختلف رسوبات متفاوت است. در این پژوهش با توجه به بررسی های انجام گرفته از نسبتهای عنصری جهت بازسازی وضعیت اقلیمی و محیطی، میزان مواد آواری ریزدانه (معلق و رسوبات رسی) ورودی به حوضه، شدت هوازدگی و فرسایش در حوضه آبریز و نوسانات سطح آب دریاچه استفاده شد. نتایج تحلیلها حاکی از شناسایی 8 رخساره رسوبی، 5 زیر محیط رسوبی شامل محیط های بادی، رودخانهای، دلتایی، دریاچهای و پلایایی است. همچنین در این مطالعه دست کم 2 دوره خشک در حدود 8200 و 4200 سال قبل شناسایی گردید.
بررسی و مطالعه نهشته های لسی اراضی ژئومورفیک محدوده شهرستان ارومیه
دوره 8، 1 و 2، شهریور 1401، صفحه 200-221
https://doi.org/10.22034/irqua.2022.704439
سید اسدالله حجازی، عبدالحمید سرتیپی
چکیده رسوبات لسی در ناحیه نسبتا پهناوری از نواحی جنوب و غرب شهرستان ارومیه تشکیل شدهاند. این نهشتهها در تصاویر ماهوارهای پردازششده بهصورت واحدهای عدسی شکل قابلتفکیک و شناسایی هستند. هدف از این مطالعه شناسایی و تعیین وسعت رسوبات لس در محدوده موردمطالعه با استفاده از روش دورسنجی، نمونهبرداری و مطالعات دانهبندی برای تعیین خصوصیات آن مورداستفاده قرار گرفت.همچنین با تطبیق لایههای تیره و روشن و نیز منحنی تغییرات آبوهوای جهانی سعی در تخمین سن لایههای لس نمودیم. بدین منظور تعداد هفت نمونه لس مورد آنالیز دانهبندی قرار گرفت و نمودارهای تجمعی و هیستوگرام و نسبت جور شدگی به میانگین اندازه ذرات ترسیم شد. بررسی هیستوگرام نمونههای موردمطالعه نشان داد که دو مرکز تجمع مشترک در هر هفت نمونه، محدوده اندازه رس و سیلت میباشد. در این بررسی همچنین جنس و گونه صدفها موردبررسی و شناسایی قرار گرفت و سن برخی از آن ها به دوره های یخچالی وورم و میندل نسبت داده شد. رسوبگذاری لس در شیب شمال تا شمال شرقی یا جهت بادپناه دامنه ارتفاعات و در مواردی داخل فرورفتگیهای ساختاری سنگبستر انجام گرفته است. با تطبیق لایههای تیره و روشن مربوط به ضخیمترین ترانشه موردمطالعه، با منحنی تغییرات آب و هوایی، سن تخمینی ۵۵٠ هزار سال برای قدیمیترین لایه لس به دست آمد. انجام آنالیز دانهبندی نمونههای لس و ترسیم دیاگرامهای رسوبی، پیکهایی را آشکار میکند که نشاندهنده منشا دو تا سهگانه ذرات تشکیلدهنده این لسها میباشد. به علت وجود رس در مقادیر بالا لس ارومیه را میتوان بهعنوان یک لس لومی در نظر گرفت و تناوب لایههای خاک فسیل و لس باعث میشود این واحدهای رسوبی را تحت عنوان "کمپلکسهای لسی" نام ببریم.
بررسی پارامترهای مؤثر بر خشک شدن دریاچه ارومیه با استفاده از فرآیند تحلیل شبکهای فازی
دوره 7، 3 و 4، اسفند 1400، صفحه 460-484
https://doi.org/10.22034/irqua.2022.702444
سحر ملکی، هما رستمی
چکیده دریاچه ارومیه در شمال غربی ایران واقعشده و یکی از بزرگترین دریاچههای فوق شور دائمی جهان و بزرگترین دریاچه فوق شور خاورمیانه میباشد. در دو دهه اخیر در اثر تغییرات آب و هوا و کاهش بارش، افزایش دما و تبخیر و بسیاری دیگر از عوامل تشدیدکننده خشکسالی، مصرف آب در منطقه افزایش یافته همچنین احداث سد و میانگذر شهید کلانتری و استفاده از آب رودهای تغذیهکننده دریاچه جهت مصارف کشاورزی و شهری موجب کاهش شدید آب دریاچه شد. در این تحقیق مدل مفهومی جهت بررسی میزان اثرگذاری و اثرپذیری و تعیین ضرایب اهمیت نسبی و رتبهبندی آنها با استفاده از روش یکپارچهسازی دیمتل و فرآیند تحلیل شبکهای فازی و ماتریس ارتباطات عوامل مؤثر جهت تعیین ضرایب وزنی به روش F.D.ANP ارائه گردید تا مهمترین پارامترهای موثر بر خشکی دریاچه ارومیه شناسایی شود. بررسی اولویتبندی زیر معیارها نشان داد تمامی زیرمعیارهایی که بعد از چهار زیر معیار مدیریتی قرارگرفته است، بهجز افزایش دما، کاهش باران و افزایش تبخیر همگی درصورتیکه یک برنامه مدیریتی صحیح تدوین میشد شرایط افت آب دریاچه رخ نمیداد و یا شدت بسیار کمتری داشت.
رخدادهای خشک اقلیمی هولوسن میانی و پسین در زاگرس مرکزی
دوره 7، 1 و 2، شهریور 1400، صفحه 1-18
https://doi.org/10.22034/irqua.2021.702413
هما رستمی، قاسم عزیزی، حجت دارابی، مهران مقصودی، سحر ملکی، جواد درویشی خاتونی
چکیده پژوهش حاضر با هدف شناسایی و ارائه اطلاعات دقیق از رخدادهای خشک اقلیمی هولوسن میانی و پسین در زاگرس مرکزی انجام شده است. بررسی داده های حاصل از آنالیزهای ژئوشیمی، سن سنجی و حساسیت مغناطیسی بر روی 220 سانتی متر مغزه رسوبی برداشت شده از تالاب هشیلان، امکان بازسازی شرایط اقلیمی 6000 سال گذشته در منطقه زاگرس میانی را فراهم نمود. نتایج این مطالعات نشان دهنده افزایش طوفانهای گرد و غبار در دورههای خشک بود که در دورههای زمانی 5200-5400، 4700-4850، 3700-4200، 3250-3400، 2100-2300 و 1500-1700سال قبل در منطقه رخ دادهاند. بیشترین نوسانات و رخدادهای اقلیمی کوتاه مدت در منطقه متعلق به هولوسن پسین بوده است. همچنین نتایج آنالیزهای ژئوشیمی ، پذیرفتاری مغناطیسی و جرم کاهی گرمایشی، بررسی تغییرات عناصر و نسبت های عنصری رسوبات محیط تالاب نشاندهنده مطابقت رخدادهای خشک به همراه طوفانهای گردوغبار با رخدادهای سرد هولوسن در نیمکره شمالی بود.
تفسیر رخسارههای رسوبی بر اساس آنالیز اندازه ذرات رودخانه (مطالعه موردی: رودخانه حاجیعرب ، استان قزوین)
دوره 7، 1 و 2، شهریور 1400، صفحه 58-81
https://doi.org/10.22034/irqua.2021.702416
معصومه خاکستری، سادات فیض نیا، سید محسن آل علی، مصطفی ده پهلوان
چکیده رودخانه حاجیعرب یک رودخانه فصلی در جنوب استان قزوین است. این مطالعه جهت بررسی رسوبات این رودخانه و تعیین رخسارههای رسوبی آن صورت گرفته است. از چهار گمانه و با بیشینه عمق ۸.۳ متری تعداد 57 نمونه از اطراف تپه باستانی قرهتپه برداشت شده است. دانه بندی رسوبات به روشهای الک خشک، الک تر و الک شیکر لیزری انجام شده است. بررسی رسوبات این رودخانه به شناسایی سه دسته رخساره رسوبی منجر شد که عبارتند از: رخسارههای گلی (Fl ,Fm ,Fr) ، ماسهای (Sm ,Sp ,Sl ,Sh) و گراولی (Gh ,Gcm ,Gms ,Gci ,Gmg ,Gmm)، که در قسمتهای مختلف محیط رودخانهای تهنشست کردهاند. براساس رخسارههای شناسایی شده، عناصر ساختاری خارج کانال (FF)، ماسه با اشکال لایهای (SB)، بار گراولی و اشکال لایه ای (GB)، جریان گراویتهای (SG) و کانال (CH) در این حوضه رسوبی شکل گرفتهاند. مدلهای رسوبی این رودخانه شامل رودخانههای مآندری با بار ریزدانه، مآندری با بار ماسهای، بریدهبریده با بسترگراولی و بریدهبریده گراولی کمعمق میباشد.
تحلیل رخسارهها، محیط رسوبی، و ژئوشیمی مغزههای رسوبی واقع در سواحل جنوبی دریای خزر، شرق استان مازندران
دوره 7، 1 و 2، شهریور 1400، صفحه 129-157
https://doi.org/10.22034/irqua.2021.702422
افسانه دهقان چناری، سادات فیض نیا، سید محسن آل علی، منوچهر قرشی
چکیده دریای خزر بزرگترین توده آبی محصور در خشکی است که از حدود سهمیلیون سال پیش از دریاهای جهان جدا شد. مغزههای مورد مطالعه در بخشهای شرقی بابلسر، شمال شرقی جویبار، و شرق زاغمرز در سواحل جنوبی دریای خزر واقع شده است. این پژوهش با هدف تفکیک و بررسی رخسارهها و محیط رسوبی و نیز ژئوشیمی عناصر با مطالعه مغزههای رسوبی انجام شد. طی بررسیهای میدانی سه مغزه BAG و AZD و AM با تناوبی از رسوبات آواری ریز تا متوسط دانه به ترتیب با عمقهای تقریبی 700 و 500 و 900 سانتیمتری انتخاب شدند. در مجموع 92 نمونه برای مطالعات رسوبشناسی (46 نمونه) و ژئوشیمی (46 نمونه) مورد تجزیهوتحلیل قرار گرفتند. دانهبندی رسوبات درشت و ریز دانه به ترتیب با الک مرطوب و لیزری صورت پذیرفت. تحلیل ژئوشیمی عناصر اصلی و فرعی رسوبات نیز با استفاده از ICP-OES انجام شد. بر اساس مطالعات رسوبشناسی و بافتی، رخسارههای گل ماسهای قهوهای، ماسهای تا ماسهگلی خاکستری، و گلی تا رس سیلتی ماسهای سیاه شناسایی شدند. در توالی مغزهای نسبتهای عنصری Ti/Al و Fe/Al در افقهای رسوبی دانهریز و Si/Al و Zr/Al در افقهای رسوبی دانهدرشت هماهنگی و انطباق خوبی نشان میدهند که به ترتیب حاکی از کاهش و افزایش انرژی محیطی است. همچنین انطباق قوی بین Ca و Sr در برخی افقهای مغزهها حاکی از رسوبگذاری کانیهای کربناته در درون دریا یا دریاچه به صورت زیستی است.
مطالعه پذیرفتاری مغناطیسی حرارتی و تغییرات رنگ در توالی لسـ خاکهای قدیمی در منطقه چنارلی، شمال شرق استان گلستان
دوره 6، شماره 4، زمستان 1399، صفحه 485-494
https://doi.org/10.22034/irqua.2021.702379
امین غفارپور، فرهاد خرمالی، کریستین رولف، حسین تازیکه، مارتین کهل، مانفرد فرشن، کریستین زیدن
چکیده خواص مغناطیسی واحدهای لسی دوره کواترنر، که با خاکهای قدیمی در شمال ایران متمایز میشوند، مدلی برای درک فرایندهای خاکساز و ارتباط آن با بارندگی کنونی و اقلیم گذشته در این منطقه ارائه میدهد. در این مطالعه تجزیهوتحلیل طیفسنجی بازتابی انتشاری (از این پس DRS) در آزمایشهای اندازهگیری رنگ و همچنین پذیرفتاری مغناطیس وابسته به دما (از این پس χ-T ) در محیط آرگون از توالی لسـ خاک قدیمی اواخر پلیئستوسن در منطقه چنارلی در شمال ایران ارائه شد. بدین منظور مواد معدنی اکسید آهن مغناطیسی، مگنتیت، ماگهمیت، هماتیت، و گوتیت در لس و خاک قدیمی شناسایی شد. نتایج DRS نشان داد نسبت هماتیت به گوتیت با روند فرایندهای خاکساز و بارندگی و تشکیل خاک قدیمی ارتباط مثبت و قابل توجهی دارد. دادههای این تحقیق همچنین نشان داد تشکیل ماگهمیت خاکساز و انحلال آن نقش مهمی در تقویت و کاهش پذیرفتاری مغناطیسی در توالیهای لسـ خاک قدیمی دارد.
پایش میزان جابهجایی ارتفاعی پادگانههای دریایی در سواحل مکران (کنارک تا کلات)
دوره 6، شماره 3، پاییز 1399، صفحه 383-405
https://doi.org/10.22034/irqua.2020.702374
علیرضا صالحی پورمیلانی، راضیه مزروعی سبدانی
چکیده پادگانههای دریایی مجموعهای از عوارض تکتونیکی در ایران هستند و در طول سواحل دریای عمان از جاسک تا گواتر امتداد دارند. این پادگانهها پیوسته در حال بالا آمدناند و این امر بر مورفولوژی آنها تأثیر زیادی گذاشته است و نمود بارز آن را میتوان شکلگیری پرتگاههای مارنیـ ماسهسنگی در این مناطق دانست. اما یکی از سؤالات مهم در بررسی این پادگانهها، برآورد میزان برخاستگی این پادگانهها در بخشهای مختلف آن است. هدف از این تحقیق بررسی و برآورد تغییرات ارتفاعی پادگانههای دریایی منطقه کنارک تا کلات با استفاده از تصاویر ماهوارهای، تکنیک تداخلسنجی راداری و همچنین بررسی تأثیر آن بر مورفولوژی این پادگانهها بود. در این تحقیق از تصاویر ماهوارهای رادار ENVISAT در بازه زمانی 2003 تا 2010 و از آنالیز سری زمانی SBAS برای تحلیل میزان جابهجایی و تغییرات ارتفاع پادگانههای دریایی کنارک، گوردیم، تنگ و کلات استفاده شد. نتایج حاصل از این تحقیق بیانگر آن است که میزان برخاستگی سواحل در پادگانههای منطقه مورد مطالعه یکسان نیست و میانگین میزان برخاستگی از 25/0 میلیمتر در سال در پادگانه کنارک در شرق منطقه مورد مطالعه به سمت غرب تا 7/0 میلیمتر در سال در پادگانه کلات افزایش مییابد. در بخشهایی از پادگانههای دریایی، همزمان با برخاستگی، فرونشستهایی مشاهده میشود که دلیل آن را میتوان شکلگیری گسلشهای نرمال در این منطقه و فرونشینی سطح پادگانهها دانست. این برخاستگیها و فرونشستها بر مورفولوژی پادگانههای دریایی تأثیر گذاشته و اشکال ژئومورفولوژی همانند پرتگاههای مارنیـ ماسهسنگی متعدد را در این منطقه به وجود آورده است. علاوه بر آن بررسیها نشان میدهد بالاترین سطوح ارتفاعی در پادگانههای دریایی منطبق بر مناطقی است که میزان برخاستگی آنها بیشتر از سایر نقاط است.
بررسی نهشتههای بادی بستر پلایای گاوخونی در طول پلیئستوسن پایانی و هولوسن
دوره 6، شماره 3، پاییز 1399، صفحه 407-432
https://doi.org/10.22034/irqua.2020.702375
طاهره جلیلیان، علیرضا تقیان، راضیه لک، جواد درویشی خاتونی
چکیده در این پژوهش، ضمن جمعآوری اطلاعات قبلی در ارتباط با مطالعات اقلیم دیرینه و رسوبشناسی، اقدام به برداشت 16 مغزه رسوبی با بیشینه ژرفای 5/11 متر به صورت دستنخورده از رسوبات بستر پلایای گاوخونی توسط مغزهگیر اوگر شد. رخسارههای رسوبی بر اساس رنگ، اندازه دانه، ساخت رسوبی، شکل دانه، و نوع کانیهای تبخیری تفکیک شدند. نمونهبرداری بر اساس تغییر در نوع رسوبات و رخسارههای رسوبی انجام گرفت. تعداد 80 عدد نمونه رسوبی جهت آنالیز دانهبندی تفکیک شد. دانهبندی نمونهها به دو روش الک مرطوب و ذرات ریزتر از ماسه (سیلت و رس) توسط دستگاه لیزر انجام گرفت و با استفاده از نرمافزار سدی لایزر پارامترهای آماری رسوبشناسی محاسبه شد و در نرمافزار SPSS مورد تحلیل قرار گرفت. تیپ غالب رسوبات بستر پلایا گل و محیطهای رسوبی بادی، رودخانه، دلتا، دریاچه، و پلایا است. با توجه به آنالیز سنسنجی به روش ایزوتوپی C14-AMS، میزان رسوبگذاری در بخشهای غربی حدود 4/0 میلیمتر و بخشهای شرقی 25/0 میلیمتر در سال بوده است. در این مطالعه دو دوره مهم خشک (8200 و 4500 سال پیش) در رسوبات هولوسن بستر پلایای گاوخونی شناسایی شد که حاکی از خشک شدن و گسترش رسوبات بادی در بستر پلایاست.
منشأ و تکامل هیدروژئوشیمیایی چشمههای تراورتنساز آذرشهر، شمال غرب ایران
دوره 6، شماره 2، تابستان 1399، صفحه 257-277
https://doi.org/10.22034/irqua.2020.702368
بهنام ابراهیم زاده، مهدی جعفرزاده، رحیم باقری
چکیده تراورتن ها منطقۀ وسیعی در جنوب غرب آذرشهر استان آذربایجان شرقی را پوشش میدهند. در قسمتهایی نیز در حال حاضر چشمه هایی فعال در حال ته نشست تراورتن هستند. در این مطالعه 96 نمونه آب از 1 چشمۀ تراورتن ساز و 5 چشمۀ غیرتراورتن ساز در منطقۀ آذرشهر جهت تعیین غلظت یونهای اصلی، با استفاده از دستگاه کروماتوگرافی یونی، آنالیز شد. تعداد 6 نمونه آب از چشمه های منطقه نیز به منظور تعیین غلظت فلزات سنگین و ایزوتوپهای پایدار اکسیژن18 و دوتریم انتخاب شدند. داده های هیدروژئوشیمیایی و ایزوتوپی به دست آمده در این تحقیق جهت تعیین خصوصیات هیدروشیمیایی، منشأ مواد محلول، منشأ آب چشمه ها، تیپ آب چشمه ها، اختلاط آب چشمه ها، و غلظت فلزات سنگین در آب چشمه های تراورتن ساز و غیرتراورتن ساز مورد استفاده قرار گرفت. مطالعات هیدروشیمیایی نمونه های مورد مطالعه نشان داد، از لحاظ اسیدیته، آب چشمه ها در حد خنثی، مقدار EC آنها بالاتر از حد استاندارد شرب، و تیپ آب چشمه های تراورتن ساز منطقه بیکربناته است. همچنین، نتایج این مطالعه نشان داد منشأ یونهای اصلی موجود در آب چشمه ها نیز انحلال کربناتها و تا حدودی تبخیری هاست. مطالعات ایزوتوپی چشمه ها نشان دهندۀ منشأ اولیۀ جوی است و همچنین نشان میدهد عمق چرخش آب در چشمه های تراورتن ساز قزلداغ و تاپتاپان بسیار زیاد است و ارتفاع منطقۀ تغذیه بالاتری نسبت به دیگر چشمهها دارند.
بررسی تغییرات کیفی آبهای زیرزمینی مرتبط با رسوبات کواترنری دشت جوین با استفاده از روشهای آماری و هیدروشیمیایی
دوره 6، شماره 1، بهار 1399، صفحه 115-130
https://doi.org/10.22034/irqua.2020.702361
غلامرضا فتح آبادی، خلیل رضایی، ژاله پیرخراطی، فاطمه کاکویی
چکیده بررسی و پهنهبندی پارامترهای کیفیت آب زیرزمینی جهت تعیین کاربریهای مختلف اهمیت بسزایی دارد. گاه، نوع و کیفیت رسوبات کواترنر تأثیر بسزایی در این پارامترها دارند. هدف از این تحقیق ارزیابی کیفی آب زیرزمینی در رسوبات کواترنری دشت جوین واقع در شمال شرق ایران و ارزیابی تغییرات مکانی کیفیت آب زیرزمینی در بخشهای مختلف دشت و تعیین عوامل مؤثر بر آن است. در این مطالعه برای ارزیابی کیفیت شیمیایی آب زیرزمینی تلفیقی از روشهای آماری مانند تجزیه خوشهای و ضرایب همبستگی و روشهای هیدروشیمیایی مانند نسبتهای یونی و نمودارهای ترکیبی به کار گرفته شد. بر اساس نتایج تجزیه خوشهای میتوان آبخوان را به چهار زون تقسیم کرد که هر زون ترکیب شیمیایی متفاوتی دارد. بر اساس تطبیق لایههای اطلاعاتی (گروهبندی کیفیت آب زیرزمینی با رخنمونهای کواترنری منطقه)، به لحاظ زمینشناسی، چاههایی که از لحاظ کیفیت آب زون 1 را تشکیل میدهند در پهنه ساختاری آبرفتهای درشتدانه کوهپایهای، چاههایی که زون 2 را تشکیل میدهند در ساختارهای بادبزنی آبرفتی جوان، و چاههایی که زون 3 و4 را تشکیل میدهند در نهشتههای پهنه سیلابی واقع شدهاند. تیپ غالب آب در جهت حرکت آب زیرزمینی از ارتفاعات جنوبی دشت به سمت شمال دشت تا رودخانه کالشور (از زون 1 به سمت زون 4) از بی کربناته سدیک به سولفاته سدیک و در نهایت به کلرور سدیک تغییر میکند. این روند بر اساس تطبیق نمودار کاتیون سدیم با آنیونهای سولفات و کلرید به دست آمد. لیتولوژی حاشیه دشت و رسوبات حاصل از هوازدگی آنها در دشت این پهنهبندی را تأیید میکند. در بررسی نسبتهای یونی، منشأ سدیم از هوازدگی پلاژیوکلاژهاـ آلبیت و تبادل یونی، منشأ منیزیم از گرانیتهای بالادست، و منشأ کلسیم تبادل یونی با رسوبات کواترنری آبخوان است.
بازسازی تغییرات اقلیم کواترنری پسین با استفاده از پذیرفتاری مغناطیسی لس های سعدآباد گرگان
دوره 5، شماره 3، پاییز 1398، صفحه 279-300
https://doi.org/10.22034/irqua.2019.702283
سحر ملکی، قاسم عزیزی، فرهاد خرمالی، رضا شهبازی، مارتین کهل، عاتکه اصلانی
چکیده شناخت علل تغییرات اقلیمی جهانی یکی از چالشهای مهم علمی است. بازسازی آبوهوای گذشته از بایگانیهای مختلف رسوب و یخ نشان میدهد که آبوهوا میتواند به طور چشمگیری در بازههای زمانی متفاوت، از چندین دهه تا هزاره، تغییر کند. گردوغبار بادی، که با تغییرات آبوهوایی جهانی در ارتباط است، یکی از مؤلفههای مهم سیستم آبوهوایی است که تغییرات ناگهانی گذشته را نشان میدهد. لسها به طور بالقوه میتوانند تغییرات دیرینه محیطی را طی چندین چرخه یخبندان ثبت کنند. در این پژوهش، برش رسوبی سعدآباد، واقع در استان گرگان، جهت بررسی آبوهوای دیرینه، مربوط به MIS ۵e (۱۴۷۰۰۰ تا ۵۷۰۰۰ سال پیش) شمالشرق ایران، با توجه به نبود اطلاعات کافی در خصوص آبوهوای دیرینه و سیستمهای تأثیرگذار بر آن در این دوره زمانی، مطالعه شد. بدین منظور ابتدا مطالعات کتابخانهای و میدانی و سپس مطالعات آزمایشگاهی صورت گرفت و تعداد ۹۲ نمونه به فواصل ۱۰ سانتیمتری از توالی مورد نظر تهیه و برای همه آنها پذیرفتاری مغناطیسی اندازهگیری شد. بر اساس نتایج بهدستآمده، نمونه ها دارای نوسانات افزایشی در بخشهای پالئوسولی و کاهشی در بخشهای لسی بودند. نتایج حاکی از آن بود که برش رسوبی سعدآباد در طول حدود ۱۴۷۰۰۰ تا ۵۷۰۰۰ سال گذشته حدود سه دوره آبوهوایی گرم و مرطوب و سه دوره سرد و خشک داشته است. در دوره آبوهوایی گرم و مرطوب لایههای خاک دیرینه و شبهخاک دیرینه با میزان پذیرفتاری مغناطیسی بالا و در دوره آبوهوایی سرد و خشک لایههای لس با میزان پذیرفتاری پایین تشکیل شده است. آبوهوای دیرینه و پی بردن به جزئیات تغییرات آن در گذشته به برنامهریزیهای مدیریتی و زیرساختی و ایجاد سناریوهای منطقی اقلیمی در کشور کمک شایانی خواهد کرد.
وارونسازی دوبعدی دادههای گرانیسنجی در شناسایی سنگ کف آبخوانها (مطالعه موردی: بخشی از دشت قطروم استان یزد)
دوره 5، شماره 3، پاییز 1398، صفحه 383-395
https://doi.org/10.22034/irqua.2019.702288
علی پاسیار، عبدالحمید انصاری، احمد قربانی
چکیده اولین قدم برای بررسی آبخوانها و اکتشاف آبهای زیرزمینی شناخت عمق و هندسه سنگ کف آنهاست. روشهای ژئوفیزیک نقش مهمی در بررسی آبخوانها ایفا میکنند. زیرا این روشها یگانه راه شناسایی ساختارهای زیرسطحی عمیق با هزینهای کمتر از روشهای مستقیم، مثل حفاری، هستند. با توجه به پیچیدگی رسوبات آبرفتی از لحاظ جنس و دانهبندی و همچنین جنس و عمق سنگ کف، نحوه مدلسازیهای ژئوفیزیکی و رسیدن به نتیجه مورد انتظار اهمیت بالایی دارد. حل مسائل نامعین، که تعداد پارامترهای ناشناخته بیشتر از تعداد مشاهدات و اندازهگیریها باشد (به دلیل فقدان داده کافی)، بر اساس فیزیک مسئله، در دستگاه معادلات مشتقات جزئی امکانپذیر است. وارونسازی یکی از راههای مفید برای ایجاد یک مدل منطقی و ارتباط بین نتایج مشاهدات و اندازهگیریهاست. در تحقیق پیش رو، یک قالب برای حل مسائل وارون نامعین در نرمافزار کامسول ارائه میشود که در گستره وسیعی از سیستمهای فیزیکی تابع قوانین معادله مشتقات جزئی کاربرد دارد. ابتدا با استفاده از چند مدل مصنوعی و ایجاد دادههای مصنوعی (مدلسازی پیشرو) وارونسازی دوبعدی گرانیسنجی در نرمافزار کامسول اجرا و اعتبارسنجی شد. سپس با استفاده از دادههای گرانیسنجی واقعی، که به صورت دوبعدی در بخشی از دشت قطروم برداشت شده است، ساختار جانبی سنگ کف در طول دو پروفیل بررسی و با نمودار چاههای موجود در این پروفیلها تطبیق داده شد. نتایج نشان داد این روش، ضمن سرعت بالا در محاسبات، قابلیت تفکیک مناطق با اختلاف چگالی کم را با دقت قابل قبول دارد.اولین قدم برای بررسی آبخوانها و اکتشاف آبهای زیرزمینی شناخت عمق و هندسه سنگ کف آنهاست. روشهای ژئوفیزیک نقش مهمی در بررسی آبخوانها ایفا میکنند. زیرا این روشها یگانه راه شناسایی ساختارهای زیرسطحی عمیق با هزینهای کمتر از روشهای مستقیم، مثل حفاری، هستند. با توجه به پیچیدگی رسوبات آبرفتی از لحاظ جنس و دانهبندی و همچنین جنس و عمق سنگ کف، نحوه مدلسازیهای ژئوفیزیکی و رسیدن به نتیجه مورد انتظار اهمیت بالایی دارد. حل مسائل نامعین، که تعداد پارامترهای ناشناخته بیشتر از تعداد مشاهدات و اندازهگیریها باشد (به دلیل فقدان داده کافی)، بر اساس فیزیک مسئله، در دستگاه معادلات مشتقات جزئی امکانپذیر است. وارونسازی یکی از راههای مفید برای ایجاد یک مدل منطقی و ارتباط بین نتایج مشاهدات و اندازهگیریهاست. در تحقیق پیش رو، یک قالب برای حل مسائل وارون نامعین در نرمافزار کامسول ارائه میشود که در گستره وسیعی از سیستمهای فیزیکی تابع قوانین معادله مشتقات جزئی کاربرد دارد. ابتدا با استفاده از چند مدل مصنوعی و ایجاد دادههای مصنوعی (مدلسازی پیشرو) وارونسازی دوبعدی گرانیسنجی در نرمافزار کامسول اجرا و اعتبارسنجی شد. سپس با استفاده از دادههای گرانیسنجی واقعی، که به صورت دوبعدی در بخشی از دشت قطروم برداشت شده است، ساختار جانبی سنگ کف در طول دو پروفیل بررسی و با نمودار چاههای موجود در این پروفیلها تطبیق داده شد. نتایج نشان داد این روش، ضمن سرعت بالا در محاسبات، قابلیت تفکیک مناطق با اختلاف چگالی کم را با دقت قابل قبول دارد.
ژنز میکرولندفرمهای پهنههای گلی و نمکی دریاچه ارومیه
دوره 5، شماره 2، تابستان 1398، صفحه 237-262
https://doi.org/10.22034/irqua.2019.702281
علی محمدی، جواد درویشی خاتونی، علیرضا صالحی پور میلانی، آمنه کاوه فیروز، راضیه لک
چکیده دریاچه ارومیه در شمال باختر ایران به عنوان یکی از بزرگترین دریاچه های فوق اشباع نمک جهان، به دلیل عوامل انسانی و طبیعی در معرض کاهش شدید تراز آب و خشک شدن قرار دارد. کاهش شدید تراز آب در دو دهه اخیر و رخنمون یافتن بستر دریاچه به صورت پهنه های گلی، گلی-نمکی و نمکی در بخشهای بزرگی از دریاچه منجر به تغییر محیط رسوبی از یک محیط دریاچهای دائمی به یک محیط رسوبی پلایایی تحت تاثیر تغییرات فصلی شده است. ظهور و گسترش میکرولندفرم های محیط های پلایایی در بستر خشک شده دریاچه موید تغییر در محیط رسوبی دریاچه و روند رسوبگذاری است. مهمترین میکرولندفرمهای پهنههای گلی دریاچه شامل ترک های گلی، زمین های پف کرده با ساخت تی پی و دیاپیرهای گلی می باشند. میکرولندفرمها در پهنههای نمکی گسترش و تنوع بیشتری دارند و شامل ساخت های انحلالی نمک در مقیاس میکروسکوپی و ماکروسکوپی، رشد بلورهای هالیت و سیلویت در اشکال و اندازه های مختلف، هالیت های شعاعی، ریپل های نامتقارن نمکی، پلی گون های نمکی، قارچ های نمکی، پشته های نمکی، سواحل و سدهای نمکی، ساخت های نعل اسبی نمکی، حفره ها و غارهای نمکی، پهنه های گسیختگی نمک و فرش های جلبکی می باشند. رخنمون یافتن پهنه های نمکی در بخش های بزرگی از بستر دریاچه و نیز برداشت نمک برای استفاده های صنعتی می تواند منجر به حمل ذرات منفصل نمک به مناطق مسکونی و کشاورزی در زمان طوفان های بادی و گرد و غبار گشته و عوارض زیست محیطی برای ساکنین اطراف دریاچه به همراه داشته باشد.
تلفیق زمینآماری مطالعات رسوبشناسی و ژئوالکتریک در نهشتههای کواترنر پهنههای ساحلی غربی و شرقی بخش جنوبی دریاچه ارومیه
دوره 5، شماره 1، بهار 1398، صفحه 59-78
https://doi.org/10.22034/irqua.2019.702266
شهره عرفان، خلیل رضایی، راضیه لک، سید محسن آل علی
چکیده مطالعات بینرشتهای نقش مهمی در پاسخگویی به سؤالات پروژههای مهندسی بازی میکنند. مطالعات تلفیقی رسوبشناسی و ژئوالکتریک برای بررسی پراکنش انواع رسوبات دو سوی غربی و شرقی بخش جنوبی دریاچه ارومیه، نقش آنها در تبادل آبهای زیرزمینی و وجود گسل در بستر دریاچه انجام شد. بدین منظور 18 گمانه 10 متری در سه پروفیل در دو سوی دریاچه حفاری و رسوبات ستون چینهشناسی آنها تحت آزمایش دانهبندی و کانیشناسی و تطابق قرار گرفت. تعداد 391 سونداژ ژئوالکتریکی قائم با آرایه شلومبرژه در دشتهای حاشیه برداشت شدند. ستون دانهبندی گمانهها با سونداژ مجاور متناظر شد و با تصحیحات نرمالسازی، به روش دیفیوژن، درونیابی و نقشههای هممقاومت ترسیم و تفسیر شد. در 5 مقطع عرضی، برشهایی از غرب تا شرق دریاچه تهیه و تغییرات دانهبندی و مقاومت الکتریکی در آنها بررسی شد. نتایج نشان داد در دو ناحیه، به دلیل وجود رسوبات درشتدانه و دارای مقاومت الکتریکی بالا، امکان تبادل آبهای زیرزمینی وجود دارد. این نقاط میتوانند مسیلهای قدیمی رودخانه شهرچای و باراندازچای و انشعابات آنها بوده باشند. به دلیل تمایز بالا و اختلاف مقادیر دو پارامتر مقاومت الکتریکی و مغناطیسی در دو سوی دریاچه، یک گسستگی ژئوفیزیکی در دو روش ژئوالکتریک و مغناطیسسنجی هوایی در محل دریاچه قابل اثبات است.
ایزوتوپی - هیدروشیمیایی چشمه کارستی ارناوه و سد مخزنی شیریندره، خراسان شمالی
دوره 4، شماره 3، پاییز 1397، صفحه 321-339
https://doi.org/10.22034/irqua.2018.702077
فاطمه باقری، غلامحسین کرمی، رحیم باقری، رضا نجف زاده، اعظم رونقی
چکیده منابع آب سطحی و زیرزمینی، بهخصوص چشمه کارستی ارناوه و سد شیریندره، منابع اصلی آب آشامیدنی و کشاورزی در استان خراسان شمالی در شمال شرق ایران است. هدف این مطالعه تعیین منشأ و بررسی خصوصیات هیدروشیمیایی و ایزوتوپی چشمه ارناوه و سد شیریندره و کیفیت آب جهت کشاورزی و شرب بود. نمونههای آب طی یک دوره (مهرماه 1397) از چشمه کارستی ارناوه، رودخانه، و سد شیریندره جمعآوری و مقادیر EC، TDS، یونهای اصلی، و ایزوتوپهای δ18O و 2Hδ آنها تعیین شد. همچنین، دو ایستگاه بارانسنجی قلعه بربر و حصهگاه نیز جهت نمونه برداری ایزوتوپی از آب باران و ترسیم خط ایزوتوپی بارش انتخاب شدند. نتایج هیدروشیمیایی نشان داد تیپ آب کلیه نمونه ها Ca-Mg-HCO3 و Ca-Mg-SO4 است. میانگین هدایت الکتریکی نمونه ها حدود 900 میکروموس بر سانتیمتر بود که تغییرات مکانی و عمقی چندانی در محدوده مورد مطالعه ندارد. کیفیت آب رودخانه شیریندره پس از اختلاط با چشمه بهتر شده و مقدار غلظت یونها کاهش یافته است. رابطه بهدستآمده برای خط بارش ایزوتوپی شیریندره + 5.67 (R= 0.96) δ18O 7.14 2H=δ بوده که به دلیل تبخیر ثانویه و شیب و عرض از مبدأ آن نسبت به خط بارش جهانی کاهش پیدا کرده است. بررسی ایزوتوپی نشان میدهد منشأ آنها بارشهای جوّی است و نمونه های مخزن، به دلیل تبخیر، غنی تر از رودخانه است و انحراف ناچیزی از خط بارش محلی دارد. کیفیت آب از نظر شرب و کشاورزی مناسب است.
تأثیر ویژگیهای هیدروژئولوژی بر میزان جابهجایی تپههای ماسهای (مطالعه موردی: چاله دراَنجیر)
دوره 4، شماره 2، تابستان 1397، صفحه 151-163
https://doi.org/10.22034/irqua.2018.702033
اسماعیل پاریزی، مجتبی یمانی، سید رضا مهرنیا، مهران مقصودی، سید موسی حسینی
چکیده میزان جابهجایی متفاوت تپههای ماسهای در دو سایت همجوار در چاله دراَنجیر و عوامل اصلی کنترلکننده این لندفرمها موضوع اصلی این پژوهش است. وجود یا نبودِ پوشش گیاهی و تفاوت مکانی تپههای ماسهای این فرضیه را مطرح میکند که تغییر مؤلفههای هیدروژئولوژیکی عامل مهم اختلاف نسبی میزان جابهجایی تپههای ماسهای در دو سایت مجاور است. برای آزمودن این فرضیه و دستیابی به هدف، تکنیکهای دورسنجی، دادههای میدانی، و آنالیزهای ژئوشیمیایی به کار گرفته شدند. در این زمینه، ابتدا میزان جابهجایی سالیانه تپههای ماسهای بر اساس عکسهای هوایی و تصاویر ماهوارهای در بازه پنجاهساله (1346 ـ 1396) محاسبه شد. سپس، با مغزهگیری توسط اوگر دستی، 8 گمانه تا عمق متوسط 20/1 متر حفاری و نمونههای رسوب در هر سایت برداشت شد. حفاری با اوگر تا سطح ایستابی (متوسط عمق 1 متر) انجام گرفت و عمق آب زیرزمینی برای هر گمانه اندازهگیری شد. همچنین در هر گمانه 50 میلیلیتر آب برای آنالیز شیمیایی توسط دستگاه نمونهبردار آب برداشت شد. در مجموع 28 نمونه رسوب از سایت اول، 20 نمونه رسوب از سایت دوم، و 8 نمونه آب از 8 گمانه استخراج شد. تجزیهوتحلیل نتایج مؤید آن است که کمیت و کیفیت آب زیرزمینی به دو شیوه متفاوت بر میزان حرکت تپههای ماسهای تأثیر میگذارند. در سایت اول وجود آب زیرزمینی با شوری کمتر سبب تشکیل پوشش گیاهی شده و سرعت جابهجایی تپههای ماسهای را کاهش داده (45/0 متر در سال) است؛ ولی در سایت دوم عمق کم آب زیرزمینی، قدرت مویینگی بالا، و شوری زیاد باعث شده نرخ حرکت تپههای ماسهای نسبت به سایت اول هم کمتر باشد (23/0 متر در سال).
اندرکنش آبهای سطحی و زیرزمینی در تالاب قرهقشلاق ـ ساحل جنوب شرقی دریاچه ارومیه
دوره 4، شماره 2، تابستان 1397، صفحه 191-199
https://doi.org/10.22034/irqua.2018.702039
امیر شمشکی، غلامحسین کرمی
چکیده تغییرات زمانی و مکانی اندرکنش آبهای سطحی و زیرزمینی در تالابها، به منزله یکی از زیستبومهای آبی مهم، بسیار زیاد و پیچیده است. در محیطهای خشک و نیمهخشک، که میزان بارشهای جوّی بسیار متغیر و به میزان چشمگیری کمتر از میزان تبخیر است، آبهای زیرزمینی عامل اصلی تعادل و حفظ محیط زیست تالابها هستند. در این تحقیق تلاش شد با شناخت بهتر میزان و نحوه تغییرات در اندرکنش آبهای سطحی و زیرزمینی تالاب قرهقشلاق میزان آسیبپذیری این زیستبوم ارزشمند بررسی شود. این تالاب از نوع تالابهای ساحلی است و در انتهای مسیر رودخانههای مردوقچای و زرینهرود در جنوب شرقی دریاچه ارومیه قرار دارد. تالابهای انتهایی، مانند این تالاب، به دلیل نداشتن سازوکار حذف نمک، چنانچه در معرض ورود آب شور قرار گیرند، نسبت به سایر تالابها آسیب بیشتری میبینند. در این پژوهش با ترسیم جهت جریان آب زیرزمینی در زمانهای مختلف این نتیجه به دست آمد که تالاب قرهقشلاق از آبخوانهای بالادست خود تغذیه میشود. با استفاده از قانون دارسی، میزان آب زیرزمینی ورودی به تالاب در سال آبی 1394 ـ 1395 حدود 738/0 میلیون متر مکعب برآورد شد. در روش دیگر، با استفاده از میزان ایزوتوپهای پایدار دوتریم و اکسیژن -18، مقدار آب زیرزمینی ورودی در سال یادشده به ترتیب 8۰۲/0 و 5۵۸/0 میلیون متر مکعب بر سال تخمین زده شد. ارزیابی مؤلفههای بیلان آب در تالاب قرهقشلاق نشان میدهد حدود 20 درصد از آب این تالاب در سال آبی 1394 ـ 1395 با آب زیرزمینی تأمین شده است.
تکامل بخش ایرانی دلتای اروند طی هولوسن با استفاده از شواهد رسوب شناسی
دوره 3، شماره 4، زمستان 1396، صفحه 315-329
https://doi.org/10.22034/irqua.2018.701918
مریم رحمتی، مجتبی یمانی، راضیه لک، سیاوش شایان، منوچهر فرج زاده، کوین وود بریج، جواد درویشی
چکیده دلتاها از پویاترین لندفرم های ژئومورفولوژیک هستند که به طور همزمان تحت تأثیر فرآیندهای دریا و خشکی قرار دارند. دلتای اروند به دلیل شیب بسیار کم در پیش کرانه، طی آخرین دوره کواترنری تا حال حاضر تحت تأثیر تغییرات ائوستاتیکی آب خلیج فارس و رسوبگذاری رودخانه تحوّلات زیادی را تجربه نموده است که از دیدگاه بنیادی ژئومورفولوژی تاکنون به آن پرداخته نشده است. دستیابی به نحوه تغییر و تکامل دلتای اروند مهمترین هدف این پژوهش میباشد. دادههای حاصل از نتایج ژئوشیمی XRD و ICP، دانه بندی و تعیین سن رسوباتِ هفت مغزه برداشت شده، مهم ترین ابزارهای پژوهش می باشند. نتایج بازسازی دیرینه محیط های رسوبی و فرآیندهای شکل زای دلتا در ارتباط با تغییرات تراز آب خلیج فارس، سه محیط رسوبگذاری رودخانه ای، تالابی و جزر و مدی را شناسائی کرد. آنالیزهای ژئوشیمی نسبت به دانه بندی در این دلتا به مراتب بهتر توانسته به تحلیلی منطقیتر از شرایط محیط های رسوبگذاری گذشته کمک کند. آنالیز ایزوتوپ و به همراه سایر مطالعات پیشین نشان داده است دلتای اروند در اثر تداخل فرآیندهای فعال رودخانهای (PB2300) با پیشروی و پسروی های مکرر آب دریا (از 9000 سال پیش) شکل گرفته است.
شواهد ژئومورفولوژی کواترنری دشت قزوین و اشتهارد
دوره 3، شماره 4، زمستان 1396، صفحه 331-346
https://doi.org/10.22034/irqua.2018.701919
فرین نایب زاده، عقیل مددی، قاسم عزیزی
چکیده گاهی از سرگذشت و چگونگی تحول شکلهای زمین، از دیرباز ذهن بسیاری از دانشمندان علوم زمین را به خود مشغول ساخته است و این کار با شواهد ثبتشده در حافظهی تاریخی زمین شکلها امکانپذیر است. در این مقاله شواهد ژئومورفولوژی کواترنری دشت اشتهارد و قزوین بهمنظور پی بردن به چگونگی تحول این منطقه، با استفاده از بازدیدهای میدانی و تهیه ی نقشهی ژئومورفولوژی منطقه در نرمافزار ArcMap، نمونهبرداری از رسوبات از محل ترانشه ها و لندفرم ها، و استفاده از مدل ارتفاع رقومی با دقت 5/12 متر، موردبررسی و تجزیهوتحلیل قرارگرفته است. ابتدا شواهد پالئوژئومورفولوژی منطقه شناسایی، و نمونهبرداری شد. سپس نمونهها به آزمایشگاه منتقلشده و مورد آزمایشهای گرانولومتری، مورفوسکپی و هیدرومتری قرار گرفت و نمودارها و آنالیزهای رسوبی در نرمافزار GRADISTAT 4 انجام شد. در پایان با برقراری ارتباط میان نتایج بهدستآمده از تحلیل ژئومورفولوژیکی منطقه، نتایج آزمایشگاه رسوبشناسی و تحلیلهای ارتفاعی چگونگی تغییر و تحول دشت اشتهارد مورد بررسی قرار گرفت. بر این اساس یک دریاچه درگذشته در شمال اشتهارد و جنوب غربی دشت قزوین وجود داشته است که توسط یک طاقدیس کشیدهی کم ارتفاع به نام تاقدیس حلقه در از جنوب محدود بوده است. در اثر بالا آمدن آب این دریاچه، آب از این ارتفاعات سرریز کرده و شروع به باز کردن مسیر خود می کند. آب تخلیهشده از دریاچه در پشت ارتفاعات یک دریاچه ی دیگر به عمق 10 متر به وجود می آورد و درنهایت سرریز آن در منحنی ارتفاعی 1140 متر، مسیر خود را تا دریاچه ی قم کنونی باز میکند. بعدازآن، دریاچه در شمال و جنوب تاقدیس حلقه در از بین رفته و کف آن تحت تأثیر فرسایش رسوبات قرار می گیرد.
تخریب کیفی و تغییر الگوی هیدروژئولوژیکی آبخوان بحرانی گیسور، خراسان رضوی
دوره 3، شماره 4، زمستان 1396، صفحه 363-372
https://doi.org/10.22034/irqua.2018.701921
مرضیه کعبه، رحیم باقری، مهدی جعفرزاده، مرتضی مظفری
چکیده در مناطق خشک و نیمه خشک به دلیل کمی بارندگی و برداشت بیرویه از منابع آب زیرزمینی باعث تغییر الگوی هیدروژئولوژی، افزایش افت و در نهایت مرگ آبخوانها می گردد. دشت گیسور در جنوب استان خراسان رضوی واقع شده است. جهت بررسی تغییرات حجم ذخیره آبخوان و همچنین اثر آن بر کیفیت آب زیرزمینی، از اطلاعات سطح آب 18 پیزومتر موجود در دشت گیسور استفاده شده است. مقادیر هدایت الکتریکی در صحرا با استفاده از دستگاه هدایت سنج HANA اندازه گیری گردیده است. با توجه به نقشه همپتانسیل، تغذیه آبخوان عمدتا از بخشهای جنوبی، جنوب شرقی، و شمال غربی صورت میگیرد. متوسط سطح آب پیزومترها دارای افت 5/5 متری در طول دوره 23 ساله میباشد. بررسی بیلان آب زیرزمینی برای دوره یک ساله نشان از کسری مخزن به مقدار 12/4 میلیون متر مکعب بوده است. با توجه به نقشهی پراکندگی هدایت الکتریکی، تغییرات هدایت الکتریکی تقریبا با جهت جریان آب زیرزمینی همسو میباشد. مقدار شوری در جهت جریان تا بخشهای میانی روند افزایشی را نشان میدهد که نتیجه تخریب کیفی منابع آب زیرزمینی ناشی از نفوذ آب شور و ایجاد گرادیان زیاد به سمت مرکز در طی برداشت بیش از حد میباشد.
