تحلیل زمینشناسی و هیدروژئولوژیکی فرونشست دشت هشتگرد و عوامل موثر بر تشدید یا مهار فرونشست
دوره 10، 3 و 4، اسفند 1403، صفحه 283-296
https://doi.org/10.22034/irqua.2025.2054321.1041
سیده فاطمه کلانتریان، مرتضی شیخ، محمود ناوورنویری
چکیده مطالعات جامع و شرایط زمین ساختی حاکم بر دشت هشتگرد بیانگر وجود سفره آب زیرزمینی چند لایه است (مطالعات بیلان دشت هشتگرد، 1395). در طول سه دهه اخیر دشت هشتگرد متاثر از برداشت های بی رویه از منابع آب زیرزمینی تحت تاثیر مخاطره فرونشست قرار گرفته است. در بخش های شمالی دشت هشتگرد- نظرآباد از سال 1365 تا 1400 تراز آب زیرزمینی 40 متر افت داشته است. به دلیل وجود ضخامت زیادی از رسوبات تراوا و دانه درشت در این بخش، علیرغم برداشت از منابع آب، شواهد سطحی فرونشست زمین وجود ندارد. در بخش های مرکزی و جنوبی دشت هشتگرد به دلیل وجود میان لایه های رسی و رسوبات دانه ریز، افت تراز آب زیزمینی منجر به ایجاد مخاطره فرونشست شده است. سهم مناطق درگیر مخاطره فرونشست از تخلیه سفره آب زیرزمینی هشتگرد تنها 24 درصد از حجم برداشت سالیانه است (داده های وزارت نیرو، 1390). در واقع برداشت های بی رویه در بالادست و محدود شدن تغذیه سفره آب زیرزمینی، منجر به فرونشست زمین در بخش های مرکزی و جنوبی دشت هشتگرد شده است. در حاشیه جنوبی، علاوه بر جابجایی قائم، شواهدی از حرکت افقی مشاهده شده است. میزان نرخ فرونشست ارائه شده بر اساس داده های سنجش از دور، حداکثر 20 سانتیمتر در سال به صورت نقطه ای و 6 تا 7 سانتیمتر در سال بصورت میانگین است.
زمین لغزش روستای حسین آباد کالپوش در استان سمنان (از رخداد تا تثبیت)
دوره 10، 3 و 4، اسفند 1403، صفحه 388-411
https://doi.org/10.22034/irqua.2025.2068825.1051
سعیدمحمد صبوری، سیدامیرحسین گرکانی، ابراهیم حق شناس
چکیده رخداد زمین لغزش در روزهای پایانی سال 1397 و اوایل سال 1398 پس از وقوع سیلاب در بسیاری از استان های کشور از جمله خراسان شمالی، گلستان، سمنان، مازندران، گیلان، همدان، لرستان، کردستان، کرمانشاه، آذربایجان شرقی و غربی، زنجان صورت گرفت. در روستای حسین آباد کالپوش در شهرستان میامی استان سمنان نیز تعداد زیادی زمین لغزش اتفاق افتاد. زمین لغزش های رخداده در روستا به 5 پهنه مختلف شامل 1- پهنه لغزشی پایین دست سد کالپوش، 2- پهنه لغزشی بالا محله و دامنههای جنوبی رودخانه قوشه-دگرمان، 3- پهنه لغزشی بالا محله سعادتآباد، 4- پهنه لغزشی بعثتآباد و 5- پهنه لغزشی محله حسنآباد و دامنههای بالادست آن دسته بندی گردید. زمین لغزش های رخداده به تعداد زیادی از منازل روستایی، تاسیسات و زیرساخت ها آسیب رساند. جهت تثبیت و پایداسازی زمین لغزش های رخ داده در روستا تعداد 8 گمانه ماشینی و 6 پروفیل ژئوالکتریک با آرایه دوقطبی - دوقطبی، سه پروفیل لرزه نگاری شکست مرزی امواج S و P، برداشتهای تک ایستگاهی و آرایهای خردلرزهسنجی (میکروترمور) شامل یک برداشت آرایهای در محل و 17 برداشت تکایستگاهی انجام گردیده است. با انجام تثبیت، پایدارسازی و ایمن سازی روستای حسین آباد کالپوش، از مهاجرت و جابجایی حدود 1000 خانوار با جمعیتی بالغ بر 3500 نفر جلوگیری گردید و از تبعات زیانبار جابجایی های ناموفق پیشگیری شده است. لذا باتمهیدات اتخاذ شده و انجام مطالعات و اجرای طرح های پایدارسازی در روستای حسین آباد کالپوش از تکرار تجربه های ناموفق و پرهزینه جابجایی روستایی جلوگیری بعمل آمده است.
تحلیل زمینشناسی و هیدروژئولوژیکی فرونشست آبخوان اشتهارد و عوامل موثر بر گسترش شکافهای سطحی
دوره 10، 1 و 2، شهریور 1403، صفحه 21-36
https://doi.org/10.22034/irqua.2025.2048762.1036
سیده فاطمه کلانتریان، محمود ناوور نویری، مرتضی شیخ
چکیده تحلیل پدیده فرونشست در هر دشت منوط به شناخت کامل هندسه آبخوان، مطالعات ژئوفیزیک، زمین شناسی و هیدروژئولوژی است. مطالعات جامع و شرایط زمین ساختی حاکم بر دشت اشتهارد بیانگر وجود دو محیط رسوبگذاری مجزا در دشت است. در بخش شرقی دشت اشتهارد یک محیط رسوبی با آبخوان سطحی کم عمق وجود دارد که به دلیل کیفیت پایین آب و بهره برداری کم، مساله فرونشست در آن وجود ندارد. بخش غربی اشتهارد یک حوضه عمیق رسوبگذاری است که تا عمق حدود 70 متری دارای میان لایه های دانه ریز رس و سیلت است. در این بخش که سفره عمیق است بهره برداری از سال 1365 تا کنون بسیار زیاد بوده است و تا 40 متر تراز آب زیرزمینی پایین آمده است تا جاییکه این تغییر تراز در مجاورت شهرک صنعتی اشتهارد منجر به برعکس شدن شیب هیدرولیکی و از بین رفتن تعادل سفره آب زیرزمینی شده است. مطالعات مکانیک خاک انجام شده ثابت میکند گسیختگی های سطحی بوجود آمده در فاصله 7 کیلومتری شمال غرب شهرک صنعتی اشتهارد (مختصات جغرافیایی " 57' 44° 35 عرض شمالی و " 19' 12° 50 عرض شرقی) به دلیل ویژگی های خاک شناسی و رسوب شناسی منطقه است که تحت تاثیر رخدادهای اقلیمی گسترش یافته است و در طول زمان با کاربری و بارگزاری های نامناسب شدت گرفته است.
منشا سنگ ریزش های جاده چالوس، تکتونیک فعال یا اقلیم کواترنری
دوره 9، 1و 2، شهریور 1402، صفحه 1-13
https://doi.org/10.22034/irqua.2023.2006347.1004
محسن پورکرمانی، ایمان لباف تهرانی، محمود الماسیان، سهیلا بوذری، محمد رضا جعفری
چکیده جاده چالوس به عنوان یکی از محورهای اصلی ارتباطی شمال و جنوب البرز مرکزی، همواره شاهد وقوع سنگریزشهای متعدد بوده و این امر خسارات بی شماری را به همراه دارد. در این مقاله، به بررسی نحوه پراکندگی و دلایل وقوع این ریزشها پرداخته می شود. به این منظور از روش پهنه بندی خطر سنگ ریزش با استفاده از عوامل مهندسی سنگ بهره گرفته شده است. نتایج نشان می دهد در حدفاصل سد کرج تا ابتدای محدوده شهری، دست کم نه منطقه اصلی وجود دارد که ریزش سنگ، محور جاده را تحت تاثیر قرار می دهد. شیلهای آسارا، ممبر توف میانی و واحدهای کواترنری به ترتیب بیشترین میزان منشاء سنگ ریزش را به خود اختصاص داده اند. به جز برخی مناطق، ارتباط تعریف شده ای میان زون های خرد شده تکتونیکی و نقاط شروع سنگ ریزش ها دیده نمی شود. بررسیهای آماری نشان میدهد بیشتر زمین لغزش ها در انتهای فصل زمستان و ابتدای فصل بهار رخ می دهند. فارغ از آنکه تکتونیک سبب خرد شدگی واحدهای سنگی منطقه شده است، اما زمان وقوع رویدادها گویای ارتباط مستقیم آن ها با وضعیت آب و هوایی کواترنری دارد. پیشنهاد می گردد تا اداره راه، سیستم های پایداری در نقاط پرخطر، اجرا نماید.
بررسی ارتباط بین رخداد زمین لغزش با پهنه های گسلی در ایران
دوره 9، 1و 2، شهریور 1402، صفحه 80-107
https://doi.org/10.22034/irqua.2023.709266
سعیدمحمد صبوری
چکیده نحوه تاثیر پهنههای گسلی و فعالیت تکتونیکی بر رخداد زمینلغزشها و ارتباط بین آنها را میتوان از طریق بررسی چگالی رخداد زمینلغزش در پهنه گسلی و حریم آنها و تاثیر فعالیت تکتونیکی بر رخداد زمینلغزش ارزیابی نمود. تاثیر فعالیت تکتونیکی به وسیله رخداد زمینلرزه و ایجاد نیروی محرک، بالا آمدگی های تکتونیکی، ایجاد شرایط و مصالح مستعد زمین لغزش از طریق ایجاد و توسعه شکستگیها و خردشدگیهای ناشی ازگسلش، ایجاد درزه و شکاف در سنگ ها و تسریع فرایند هوازدگی مکانیکی و شیمیایی، ایجاد گوژ و برش گسلی؛ افزایش نفوذپذیری سنگها، تغییر در میزان و جهت شیب لایههای زمینشناسی و توپوگرافی است. در این پژوهش با مقایسه موقعیت مکانی زمین لغزش های رخ داده شناسایی شده در کشور با گسل های فعال و میزان شیب محل رخداد زمین لغزش ها، مشاهدات و بررسی های میدانی سه نمونه زمین لغزش در منطقه زاگرس، آذربایجان و البرز به منظور شناخت تاثیر فعالیت گسلی در ایجاد مصالح مستعد زمین لغزش مورد بررسی قرار گرفته است. در نتیجه مشخص گردید که در محدوده نزدیک گسل های فعال تراکم رخداد زمین لغزش های شناسایی شده به میزان 65 درصد بیشتر مناطق دور از گسل است و درصد بالایی از زمین لغزش ها در شیب های بالاتر از 15 درجه رخ داده که ناشی از افزایش میزان شیب و برخاستگی کوه ها تحت تاثیر فعالیت تکتونیکی است. همچنین در بررسی میدانی زمین لغزش های قلعه رستم در منطقه زاگرس، زمین لغزش کفچرین در منطقه آذربایجان و زمین لغزش قلعه قافه بالا در منطقه البرز شرقی مشخص گردید که فعالیت گسل ها باعث ایجاد شکستگی، خردشدگی، افزایش نفوذپذیری، تغییرات در شیب و لایه بندی سنگ ها و از همه مهمتر باعث ایجاد مصالح مستعد زمین لغزش شده است.
تبیین موقعیت زمینساختی-فرسایشی بلندیهای البرز شرقی واقع در شمال پلایای دامغان در طی کواترنری
دوره 8، 1 و 2، شهریور 1401، صفحه 36-55
https://doi.org/10.22034/irqua.2022.702459
فاطمه کیارستمی، مجتبی یمانی، ابوالقاسم گورابی، سید محمد زمان زاده، محمدرضا قاسمی
چکیده ارتفاعات البرز شرقی واقع در شمال پلایای دامغان، به سبب وجود گسلهای متعدد همچون گسل آستانه، دامغان، تزره و عطاری جزء نواحی فعال زمینساختی ایران به شمار میرود. هدف اصلی در این پژوهش شناسایی تغییرات زمینساختی و فرسایشی این بخش از ارتفاعات البرز و نواحی اطراف آن شامل پلایای دامغان در قالب پیدایش محورهای فرایش و فرورفتگی در طی کواترنری میباشد که منجر به شکلگیری لندفرمهای متعددی شدهاست. در این راستا، از روش تحلیل و بررسی نقشه های همپایه و تفریقی برمبنای ناهنجاریهای ایجاد شده در ردههای آبراههای متأثر از فرایندهای فرایشی و فرسایشی فعال در کواترنری استفاده به عمل آمد. بررسیهای انجامشده بر روی منطقه مورد مطالعه نشانمیدهد که دو عامل زمینساخت فعال و سنگشناسی بر روی ساختارهای مورفولوژیک و لندفرمهای منطقه تأثیر بسیار زیادی دارند. نتایج نشان میدهد که گسلهای منطقه در طی کواترنری فعال بوده و با سازوکارهای متفاوت رانده و امتدادلغز که در برخی نواحی دارای جایگاههای تراکششی و ترافشارشی نیز بودهاند، مجموعهای از لندفرمهای فرایشیافته یا فروافتاده را در ناحیه دامغان به وجود آوردهاند. برخی از این لندفرمها نشانگر عدم تطابق ساختاری البرز متأثر از فعالیت گسلهای ناحیه در ارتباط با عامل مهم سنگشناسی میباشند.
بررسی ویژگی های ژئوشیمی و محیط زمین ساختی آداکیت های کواترنری سبلان
دوره 8، 1 و 2، شهریور 1401، صفحه 222-246
https://doi.org/10.22034/irqua.2022.704440
اکرم عبدالاحدی، سید جمال شیخ ذکریایی، زاهد موسوی
چکیده فعالیت آتشفشانی کواترنر به عنوان آخرین تکاپوی ماگمایی در ایران تکامل بخش مخروط های آتشفشانی بزرگی همچون دماوند، سهند، سبلان، تفتان و بزمان و همچنین روانه های گدازه ای مانند بازالت های ماکو و بلوک لوت است. سبلان، عضو جوانی از مجموعه آتشفشانی سنوزوئیک، متعلق به کمان ماگمایی البرز AMA)) است. در کوه سبلان، مجموعهای از سنگهای آتشفشانی با ترکیب آندزیت، آندزیت بازالتی، داسیت، ریوداسیت و تراکی آندزیت وجود دارد. بافت این سنگها اغلب پورفیریتیک با خمیره میکرولیتی، پورفیریتیک حفرهدار، گاهی گلومروپورفیری، غربالی و تراکیتی میباشند. از کانیهای اصلی میتوان به پلاژیوکلاز و یک یا چند کانی مافیک مانند هورنبلند و پیروکسن اشاره کرد. کانیهای ثانویه شامل کانی اوپاک، ایدنگزیت، کلریت و کلسیت است. در نمودارهای چند عنصری عادی شده، غنی شدگی نسبی K و Ba ،Rb و تهی شدگی نسبی Ti و Ta ،Nb حاکی از ماگماتیسم متأثر از فرایندهای فرورانشی است. این سنگ ها از نظر ترکیب شیمیایی عناصر اصلی مانند K2O ،Na2O ،MgO ، Al2O3, SiO2 Mg و K2O/Na2O و ترکیب عناصر کمیاب مانند Cr ،Ni ،Yb ،Y ،Sr ،Rb Sr/Y و La/Yb در محدودۀ سنگ های آداکیتی قرار می گیرند. به علاوه ژئوشیمی این سنگ ها از جمله تمرکز Cr ،MgO ،Th ،Rb ،Th/Ce و K2O/Na2O با آداکیت های مشتق از ذوب بخشی ورقه اقیانوسی فرورانده شده هم خوانی بهتری دارد. براساس نمودارهای سنگ زادی، ماگمای آداکیتی سازنده این سنگ ها، از ذوب بخشی یک سنگ منبع اکلوژیتی یا گارنت آمفیبولیتی حاصل از دگرگونی ورقه اقیانوسی فرورانده شده نئوتتیس به زیر ایران مرکزی، به وجود آمده است.
بررسی تأثیر شیل های نفتی بر کیفیت هیدروژئوشیمیایی آب های سطحی برای شرب (مطالعه موردی: منطقه قالیکوه، استان لرستان، جنوب غربی ایران)
دوره 7، 1 و 2، شهریور 1400، صفحه 39-57
https://doi.org/10.22034/irqua.2021.702415
امیرسعید حسینی، سعید حکیمی آسیابر، مژگان صلواتی
چکیده رودخانه ها از مهمترین منابع آبی بوده و بررسی کیفیت آب آن ها بسیار حیاتی می باشد. از این رو در این مطالعه از 15 ایستگاه آبراهه های دائمی پیربادوش و گشون رودخانه قلیان استان لرستان که در مسیر شیل های نفتی قرار دارند، نمونه برداری صورت گرفت. با آنالیز نمونه ها در آزمایشگاه، پارامترهای هیدروژئوشیمیایی محاسبه شدند و سپس مقایسه با استانداردها و رسم نمودارهای هیدروژئوشیمیایی جهت بررسی کیفیت آب شرب منطقه انجام شد. نتایج نشان داد، آب رودخانه قلیان حاوی کربنات کلسیم فراوانی است (به جزء نمونه P3 که مقدار بیشتری کربنات منیزیم دارد) که به دلیل دارا بودن کلسیم بالا برای نوشیدن نامناسب، ولی بر اساس سایر پارامترها مناسب است. بر اساس طبقه بندی کیفی شولر، نمونه های گشون کیفیت پایین تری نسبت به پیربادوش دارند و طبق استانداردها، اکثر نمونه ها در حد مجاز-مطلوب می باشند. براساس نمودارهای هیدروژئوشیمیایی، کیفیت آب آبراهه پیربادوش بهتر از گشون است و بر اساس نمودار گیبس، سنگ های بستر و هوازدگی و انحلال از عوامل اصلی کنترل کننده شیمی آب منطقه هستند. در این منطقه نوع واحدهای سنگی و حتی وجود شیل های نفتی تأثیر مخربی بر کیفیت آب شرب منطقه نداشته است.
مطالعه فرونشست دشت ابرکوه یزد با استفاده از فن تداخل سنجی راداری با دریچه مصنوعی
دوره 6، شماره 2، تابستان 1399، صفحه 185-204
https://doi.org/10.22034/irqua.2020.702364
متین شرافت، عبدالحمید انصاری، سید حسین مجتهد زاده، احمد قربانی
چکیده تداخلسنجی راداری ابزاری کارآمد در بررسی تغییرات سطح زمین، بهویژه در محاسبه میزان فرونشست، معرفی شده است. در این روش، با استفاده از اختلاف فاز دو تصویر راداری، سعی در برآورد میزان تغییر شکل و جابهجایی سطح زمین است. فرونشست جابهجایی رو به پایین سطح زمین است. در تحقیق پیش رو به بررسی فرونشست دشت ابرکوه یزد پرداخته شد. بهرهبرداری بیش از اندازه از منابع آب زیرزمینی یکی از علل ایجاد فرونشست در این منطقه شناخته شده است. مطالعات آبشناسی در این منطقه نشاندهنده افت سطح آب زیرزمینی، به میزان شش دهم متر در سال، است. نقشه شوری خاک با استفاده از تصاویر لندست 7 بیانگر این موضوع است که میزان شوری خاک در حال افزایش است و یکی از مخاطرات ناشی از فرونشست گزارش شده است. با استفاده از 55 تصویر در گذر پایین سنجنده SENTINEL-1A، در سالهای 2017 تا 2019، 54 تداخلنگاشت محاسبه و سری زمانی تداخلنگاشتها با بهره بردن از فن پراکنشگرهای پایا مطالعه و در نهایت نقشه سرعت متوسط فرونشست در دشت ابرکوه بررسی شد. در دو بخش شهر ابرکوه و مهردشت، بیشینه میزان فرونشست به ترتیب 3 تا 4 سانتیمتر در سال و 6 تا 7 سانتیمتر در سال اعلام شده است.
مطالعه آلودگی و پروفیل عمقی فلزات سنگین در رسوبات اطراف محل دفن زباله شهر اراک
دوره 5، شماره 4، زمستان 1398، صفحه 560-579
https://doi.org/10.22034/irqua.2020.702343
فریدون قدیمی، محمود میرزایی
چکیده امروزه رسوبات کواترنری محل دفن پسماندهایی است که با آلودگیهای خاک، آب، و هوا همراه است. محل دفن زبالۀ اراک در بالادست چاههای آب آشامیدنی منبع آلایندۀ آب محسوب میشود. به منظور ارزیابی آلودگی رسوبات در محل دفن زباله 31 نمونه رسوب از سه گمانه تهیه و غلظت فلزات سنگین و پارامترهای فیزیکی و شیمیایی آنها تعیین شد. برای تعیین عناصر آلاینده، غلظت فلزات سنگین با مقدار مرجع پوسته فوقانی مقایسه و شاخصهای آلودگیـ مانند ضریب غنیشدگی، ضریب زمینانباشت، و درجۀ آلودگی فلزات سنگینـ تعیین شد. مطالعه حاضر نشان داد سرب، کروم، نیکل، مس، روی، آرسنیک، و جیوه از مرجع پوسته بالاترند و غلظت متوسط آنها به ترتیب 32، 39، 64، 25، 73، 15، 15، و 6/6 میلیگرم در کیلوگرم است. رسوبات آلوده به آرسنیک و جیوهاند و درجۀ آلودگی آنها در سطح و اعماق پایین گمانهها از متوسط تا زیاد متغیر است. تجزیهوتحلیل عاملی نشان داد بین منگنز و سرب، نیکل، مس، و روی همبستگی مثبت وجود دارد. همچنین همبستگی بین ماده آلی با جیوه مثبت و با آرسنیک منفی است. بنابراین، منگنز و ترکیبات آلی نقش مهمی در توزیع فلزات سنگین در رسوب محل دفن زبالۀ اراک دارند.
ارزیابی روشهای ژئوفیزیکی در شناسایی گسلهای پنهان کواترنری واقع در رسوبات آبرفتی (مطالعه موردی: بوستان چیتگر)
دوره 5، شماره 2، تابستان 1398، صفحه 163-183
https://doi.org/10.22034/irqua.2019.702277
عباس علیان نژادی، سید رضا مهرنیا، سلیمه کیمیاگر، حبیب رحیمی، نسرین صدرمحمدی
چکیده در این تحقیق برای تشخیص گسلهای پنهان کواترنری در رسوبات آبرفتی واقع در جنوب غربی بوستان جنگلی چیتگر (منطقه 22 تهران)، از روشهای ژئوفیزیکی رادار نفوذی به زمین (GPR) و ژئوالکتریک استفاده شده است. با مطالعه پروفیل (GPR) مناطق دارای گسل شناسایی شدند. نتایج به دست آمده از 2 پروفیل ژئوالکتریک، حاکی از وجود دو زون با مقاومت الکتریکی پایین و مقاومت الکتریکی بالا در کنار یکدیگر است. افت مقاومت الکتریکی در رسوبات منطقه میتواند در ارتباط با عواملی مانند وجود سنگهای هوازده نشده، هوا در داخل رسوبات، دانه ریز بودن رسوبات و با جنگلی بودن منطقه مورد مطالعه به علت آبیاری درختان و نفوذ آب باران در زیرزمین باشد. مقاومت الکتریکی بالا نشان دهنده خردشدگی سنگها در اثر فعالیت گسلها، رسوبات دانه درشت و خشک است. نتایج حاصل از روشهای مورد استفاده در این تحقیق نشان دهنده، وجود یک زون گسلی با طول تقریبی 140 متر است. با توجه به روندهای ساختاری اغلب گسلهای شناسایی شده، ادامه داشتن امتداد گسلها به سمت قسمتهای بالایی بوستان چیتگر بسیار محتمل است. با توجه به پتانسیل لرزهخیزی و احتمال آسیبپذیری سازههای مسکونی بویژه در شمال و شمال غربی منطقه مورد مطالعه، نتایج این تحقیق حائز اهمیت است. استفاده از آن برای تحلیل مخاطرات زمینساختی و ارتقای کیفی نقشههای موضوعی توصیه میگردد.
