موضوعات = باستان شناسی کواترنری
باستان شناسی کواترنری

محاسبه نرخ فرسایش زمین شناختی کانیون آبشار رودمعجن در خراسان رضوی بر اساس معادله کوربل

دوره 10، 3 و 4، اسفند 1403، صفحه 297-314

https://doi.org/10.22034/irqua.2025.2043510.1032

فریبا فروغی، مسلم یزدانی، سامان درویش بسطامی

چکیده کانیون آبشار رودمعجن شهرستان تربت حیدریه، یکی از عوارض زمین شناختی کواترنری شاخص شرق زون ایران مرکزی است که بر روی پهنه ای از آهک­های رودیست دار کرتاسه زیرین، حاوی فرامینیفرهای اوربیتولینا (بارمین- آلبین)، شکل گرفته و از اوایل کواترنری، تغییر شکل عمده و فرسایش شدیدی در بستر آهکی آن رخ داده است. منشا جریان آبی آن مربوط به ذخایر آب کارستی کواترنری ارتفاعات شمالی رودمعجن است. در این تحقیق با استفاده از معادله­ کوربل (1959) و به کمک مطالعات میدانی، نرخ فرسایش کانیون آبشار رود معجن محاسبه گردیده است. با توجه به شرایط تکتونیکی و گسلی منطقه، پیدایش این کانیون را می توان متاثر از عوامل تکتونیکی- گسلی و هم زمان، فرسایش آبی دانست.  نتایج حاصل از محاسبات، حاکی از آن است که نرخ فرسایش انحلال آهک در کانیون آبشار رودمعجن حدود 14/188 میلی­متر بر هزار سال بوده که نشان از کارایی نسبی این مدل دارد.

باستان شناسی کواترنری

ارزیابی ارتباط میزان تولید رسوب‌ و مطلوبیت مکانی در الگوهای استقرار پیش‌ازتاریخی دشت قزوین با بهره‌گیری از ترکیب مدل‌های یادگیری ماشین، فرایند سلسله‌مراتبی و تحلیل مؤلفه‌های اصلی

دوره 10، 3 و 4، اسفند 1403، صفحه 315-348

https://doi.org/10.22034/irqua.2025.2069959.1055

سوده افتخاری، حسن فاضلی نشلی

چکیده این پژوهش به بررسی ارتباط میان رسوب‌گذاری، مطلوبیت مکانی و الگوهای استقرار محوطه‌های پیش‌ازتاریخی (نوسنگی،مس‌سنگی) در سه زیرحوضه آبریز ابهررود،خررود و حاجی‌عرب در دشت قزوین می‌پردازد.در گام نخست نقشه‌های میزان تولید رسوب‌ با استفاده از شاخص فورنیه و سه مدل یادگیری ماشین شامل شبکه‌های عصبی مصنوعی، جنگل تصادفی و رگرسیون خطی چندگانه بازسازی شد که شبکه‌های عصبی توانست الگوهای واقعی رسوب‌گذاری را با دقت بالاتری بازنمایی کند.در ادامه برای تعیین نواحی مستعد استقرار، هفت معیار محیطی و زمین‌ریخت‌شناسی شامل ارتفاع، شیب، جهتِ شیب، تجمع جریان سطحی، فاصله تا منابع آبی، فاصله تا گسل‌ها و شاخص پوشش گیاهی به‌کار گرفته شد.وزن‌دهی معیارها از طریق ترکیب روش فرایند سلسله‌مراتبی و تحلیل مؤلفه‌های اصلی انجام گرفت تا سوگیری ذهنی کاهش یابد.نتایج نشان داد محوطه‌های باستانی بیشتر در مناطقی با میزان تولید رسوب کمتر قرار داشته و میان رسوب‌گذاری و احتمال حضور محوطه‌ها همبستگی منفی معنادار وجود دارد.این امر احتمالاً بیانگر ترجیح جوامع باستانی برای انتخاب محل سکونت در مناطقی با شرایط زمین‌ریختی پایدارتر است.در عین حال باید محدودیت داده‌ها به‌ویژه در نواحیِ با رسوب‌گذاری شدید و احتمال دفن محوطه‌ها نیز در نظر گرفته شود.ترکیب روش‌های یادگیری ماشین و تحلیل‌های مکانی ابزاری کارآمد برای بازسازی الگوهای استقرار گذشته و هدایت پژوهش‌های آینده فراهم می‌سازد.

باستان شناسی کواترنری

معرفی و تحلیل هاون‌ها و سازه‌های صخره‌ای مجاور غارها و پناهگاه‌های پارینه‌سنگی و فراپارینه‌سنگی در دشت ایذه خوزستان

دوره 9، 1و 2، شهریور 1402، صفحه 131-157

https://doi.org/10.22034/irqua.2023.2015330.1016

مژگان جایز

چکیده در بررسی باستان‌شناسانه حاشیه شمال و شرق دشت ایذه، در شمال شرق استان خوزستان، 35 سازه صخره‌ای و 1 هاون سنگی قابل حمل شناسایی شد که اکثر آنها در دامنه غارها و پناهگاه‌های صخره‌ای اواخر پلئیستوسن و در برخی موارد در حاشیه بستر جریان‌های فصلی قرار داشتند. در پژوهش حاضر تلاش شده است با توصیف این آثار، جایگاه آنها در چارچوب گاهنگاری نسبی ادوات سنگی در غرب آسیا از طریق مطالعات نسبی و مقایسه‌ای مشخص شود. تقسیم‌بندی گونه‌شناسانه این آثار، به سه دسته فنجان‌واره‌ها، هاون‌ها و تشتک‌های، و تحلیل ابعاد آنها نشانگر تنوع کارکرد آنها می‌باشد. مطالعات صورت‌گرفته نشان می‌دهد ادوات سنگی از ابتدای دوران پارینه‌سنگی جدید در اوراسیا برای فرآوری مواد غذایی مورد استفاده بوده‌اند، اما فراوانی سازه‌های صخره‌ای در منطقه غرب آسیا از دوران فراپارینه‌سنگی و در منطقه لوانت ناگهان افزایش قابل توجهی یافته و سپس در دوران نوسنگی محل تولید و استفاده از آنها از فضاهای باز به داخل فضاهای مسکونی منتقل شد. بر این اساس و با توجه به اینکه اکثر سازه‌های صخره‌ای ایذه در کنار غارها و پناهگاه‌های صخره‌‌ای پارینه‌سنگی جدید و فراپارینه‌سنگی قرار دارند، به نظر می‌رسد بخشی از آنها را می‌توان آثار به جای‌مانده از این دوران در نظر گرفت.

باستان شناسی کواترنری

تاثیر نوسانات سطح آب دریای خزر در اواخر دوره پلئیستوسن و هولوسن، بر پراکندگی استقرارگاه های پیش از تاریخی مازندران

دوره 9، 1و 2، شهریور 1402، صفحه 158-183

https://doi.org/10.22034/irqua.2023.708965

نرجس حیدری، رحمت عباس نژاد سرستی، مجتبی صفری

چکیده جوامع انسانی همواره در طول تاریخ تحت تاثیر عوامل اقلیمی و جغرافیایی زیست بوم خود بوده اند از این رو مطالعات میان­رشته­ای در جهت شناخت این تاثیرات، کمک شایانی بر درک تحولات فرهنگی جوامع باستان خواهد کرد. یکی از عوامل جغرافیایی تاثیرگذار بر محوطه‌های باستانی مناطق شمالی کشور، دریای خزر است. جدایی این دریاچه از دریاهای آزاد، باعث شده تا سطح آب این دریا به آرامی افزایش یابد و هنگامی که به حداکثر ارتفاع خود می­رسد با همین آهنگ رو به کاهش می­گذارد. این نوسانات به عوامل متعددی مانند میزان آبریز آب رودخانه­ها، شدت تبخیر، رسوب وارده به دریا و عوامل و مولفه­های هواشناسی و هیدرولوژیکی در مناطق ساحلی وابستگی دارد. در این پژوهش تلاش شده با تلفیق اطلاعات حاصل از مطالعات سن­سنجی رسوبات دریا با شواهد و یافته­های باستان‌شناختی، تا جای ممکن، به بررسی تاثیرات پسروی­ها و پیشروی­های آب دریای خزر بر جاگیری استقرارهای پیش از تاریخی منطقه مازندران از دوره پارینه‌سنگی تا عصر آهن پرداخته شود. برای این منظور پژوهش‌های انجام شده در زمینه دامنه ارتفاعی این تغییرات، مورد بررسی قرار گرفت و نتایج بدست آمده در زمینه دیرینه شناسی نوسانات سطح تراز دریای خزر با نتایج مطالعات باستان‌شناختی منطقه تلفیق شدند. همزمان با نوسانات آب دریای خزر در دوره پلئیستوسن و هولوسن، موقعیت محوطه­ها و جمعیت­های پیش از تاریخی ساکن در سواحل جنوبی دریای خزر، نسبت به آب دریا تغییر یافت و با پیشروی آب دریا بقایای شواهد قبلی در زیر رسوبات مدفون شده است.

باستان شناسی کواترنری

مطالعات علوم‌زمین‌ در حل مسائل باستان‌شناسی‌ در شرق دامغان

دوره 9، 1و 2، شهریور 1402، صفحه 239-253

https://doi.org/10.22034/irqua.2023.2010383.1011

کوثر فتحعلیزاده، الهه زارعی، مهدی صرفی

چکیده پژوهش‌های‌ باستان‌شناسی‌ حکایت‌ از حضور انسان از دیرباز تا کنون در حاشیه شمالی کویر مرکزی ایران دارد. از آنجائیکه محل‌ استقرارگاههای‌ باستانی‌ به‌ عنوان سکونتگاه انسانهای‌ پیشین‌، تحت‌ تاثیر عوامل‌ و قابلیت‌های‌ محیطی‌ مانند منابع‌ آب بوده است، جهت شناسایی‌ و بازسازی‌ مرز پهنه‌ آبی منطقه ای بین ایالت ساختاری البرز و ایران مرکزی به طول 13 کیلومتر در مسیر جاده دامغان – شاهرود مورد مطالعات زمین شناسی قرارگرفت. تلفیقی از داده های باستان شناسی و ژئومورفولوژی، بررسی های رسوب شناسی و مطالعات پالینولوژیکی و حضور داینوسیست های شاخص نظیر Operculodinium cf. eirikianum و Bitectatodinium tepikiense نشان دهنده یک محیط آبی وسیع در زمان نئوژن پسین است. تجمع و حضور مکانهای باستانی می تواند موید این ادعا باشد. این محیط آبی مرتبط با دریاچه نمک حاج علی قلی (پلایای چاه جم) در جنوب منطقه مورد مطالعه است و رسوبات مورد مطالعه بر روی پهنه رسی حاشیه شمالی این دریاچه در زمانی که سطح آب بالا بوده است قرار می گرفته است. احتمالا" دو عامل تکتونیک و تغییرات اقلیمی روی کاهش سطح آب موثر بوده و آن را به شکل امروزی در آورده است.

باستان شناسی کواترنری

گونه شناسی و فناوری دست افزارهای سنگی غار قلعه کرد، آوج، استان قزوین

دوره 8، 3 و 4، اسفند 1401، صفحه 262-288

https://doi.org/10.22034/irqua.2023.705430

زهرا کامرانی، حامد وحدتی نسب، استفانی بونیلوقی، سید میلاد هاشمی سروندی، مژگان جایز، محمد اخوان خرازیان، سید ایرج بهشتی، ژیل بریون

چکیده غار قلعه ­کرد در مجاورت روستایی به همین نام در غرب استان قزوین (بخش حصار ولیعصر) و در جنوب­ غربی رشته­ کوه البرز قرار دارد. این غار در حد فاصل بین زاگرس و فلات مرکزی واقع ‌شده است. هدف این مقاله، توصیف گوناگونی دست­ افزارهای سنگی حاصل از فصول اول و دوم کاوش در غار قلعه­ کرد و قرار دادن این محوطه در منطقه­ ای وسیع­تر برای مقایسه با صنایع سنگی موستری زاگرس و پارینه‌سنگی میانی فلات مرکزی است. در غار قلعه­ کرد دو توالی هلوسن و پلیئستوسن و 25 واحد لایه­ نگاری، شناسایی شد. تجزیه‌وتحلیل بافت رسوبی و توزیع دست­ افزارهای سنگی در ترانشه 1، نشان‌دهندۀ پنج تراکم از دست ­افزارهای سنگی و بقایای جانوری بوده که در این نوشتار سه تراکم بالایی نهشته­ های پلیئستوسن غار قلعه­ کرد مورد مطالعه قرار گرفته است. تحلیل های آماری بر روی مؤلفه‌های گونه­ شناسی و فناوری دست ­افزارهای سنگی نشان‌دهنده تشابهات و تمایزاتی مابین نهشته ­های مورد مطالعه است. مقایسه نهشته­ های غار قلعه­ کرد با محوطه­ های زاگرس و فلات ­مرکزی نشان داد که غار قلعه­ کرد در میزان استفاده از روش لوآلوآ، فراوانی خراشنده ­ها به‌خصوص خراشنده یک‌سویه، فراوانی سرپیکان‌ها به‌ویژه سرپیکان موستری، حضور کم‌رنگ کنگره دارها و دندانه­ دارها، شدت رتوش و فراوانی تراشه­ ها، نزدیکی بیشتری به موستری زاگرس نشان می­ دهد.

باستان شناسی کواترنری

کلریت در هزاره سوم پیش از میلاد: نتایج جدید بر اساس ارتباط کانی‌شناسی ژئو‌شیمی و معدن‌شناسی سنگ‌های کلریتی مکشوفه از محوطه کنارصندل جیرفت با معادن فاریاب کرمان

دوره 8، 3 و 4، اسفند 1401، صفحه 289-315

https://doi.org/10.22034/irqua.2023.2003650.1000

محمد امین امامی، مرجان نادری نسب، نصیر اسکندری

چکیده سنگ‌های کلریتی به دست آمده از جدیدترین پژوهش‌های باستان شناسی در محوطه کنار صندل جنوبی جیرفت با هدف تعیین ترکیب شیمیایی و کانی‌شناسی و شناسایی منشاء این مواد مورد بررسی و تحقیق قرار گرفت. اشیای ساخته شده از سنگ کلریت در سراسر حوزه فرهنگی هلیل رود در هزاره سوم پیش از میلاد مورد استفاده بوده است. اشیای کلریتی در این دوره در یک گستره وسیع از جنوب آسیا تا شمال بین النهرین مورد استفاده قرار گرفته اند. تعدادی از آثار مکشوفه در محوطه کنار صندل جنوبی با معادن سنگ کلریت منطقه فاریاب مورد مطالعه و مقایسه قرار گرفتند. روش های پترولوژی، پراش اشعه ایکس (XRD) و فلئورسانس اشعه ایکس (XRF) و طیف‌سنجی انتشار نوری پلاسمای جفت شده القایی (ICP-OES) جهت شناسایی ساختار کانی‌شناسی و ژئوشیمی کلریت‌ها و ارتباط احتمالی این مواد با سنگ‌های معادن کلریتی محدوده فاریاب مورد استفاده قرار گرفتند. تشابهات موجود در ترکیب کانی‌شناسی و ژئوشیمیایی کلریت‌های به دست آمده از کنار صندل و معادن فاریاب، محدوده زون کانی‌شناسی فاریاب در جنوب کرمان را به‌عنوان یکی از جدیدترین مناطق مورد توجه در خصوص منشاء شناسی سنگهای کلریتی در هزاره سوم پیش از میلاد معرفی می‌کند.

باستان شناسی کواترنری

شواهد باستان شناختی دوران پلیستوسن و هولوسن در منطقه سومار، استان کرمانشاه

دوره 8، 3 و 4، اسفند 1401، صفحه 316-356

https://doi.org/10.22034/irqua.2023.705332

حجت دارابی، سامان مصطفی پور

چکیده منطقه سومار در شهرستان قصرشیرینِ استان کرمانشاه، به دلیل قرارگیری در حد فاصل دو حوزه­ی فرهنگی شامل زاگرس مرکزی و بین­ النهرین یکی از مناطق مهم اما ناشناخته در پژوهش­های باستان­شناسی به شمار می­رود. این منطقه که بیشتر متشکل از یک دشت کوچک رسوبی و سیلابی است، در زمره مناطق بینابینی است که از نظر جغرافیایی و زمین­ ریخت­ شناسی دشت‌های پست بین­ النهرین و نواحی بلند زاگرس را به هم پیوند می­ دهد. این مناطق حائل، به دلیل مرزی بودن و آلودگی به بقایای انفجاری ناشی از جنگ ایران و عراق تاکنون بسیار کمتر مورد توجه باستان­ شناسان بوده ­اند. با این حال، موقعیت جغرافیایی خاص و قابلیت ­های محیطی منطقه سومار، انجام پژوهش‌های باستان­شناختی باهدف درک جایگاه ارتباطی آن بین زاگرس و بین­النهرین و نیز مطالعه سیر تغییر و تداوم استقرارهای انسانی در طول زمان را در آن ضرورت می­بخشید. در این راستا، با توجه به خطر تسطیح و تخریب محوطه­ های باستانی ناشی از اجرای طرح انتقال آب گرمسیری فرصتی دست داد تا در زمستان سال 1394، بررسی و شناسایی باستان­شناسی اضطراری در سومار صورت گیرد. طی این بررسی شواهد مختلفی از دوران مختلف پلیئستوسن و هولوسن (پارینه ­سنگی قدیم تا  اسلامی متأخر) شناسایی شد که دربرگیرندۀ  محوطه­ باز، تپه­، گورستان­ و پل هستند. با وجود شواهدی از دوران پارینه ­سنگی در منطقه، به نظر می­رسد که سکونت گسترده از پایان دوره نوسنگی و حدود اوایل هزاره ششم پ.م. آغاز شده که این امر احتمالاً در نتیجه گسترش فرهنگ‌های بین­النهرین (عبید 0/ سامرا جدید) روی داده است. این رویه و ارتباط تنگاتنگ در دوران بعدی تا هزاره نخست پ.م. به ‌روشنی دیده می­شود. بیشترین فراوانی محوطه­ ها مربوط به هزاره سوم و هزاره دوم پ.م. و همچنین دوران تاریخی (اشکانی و ساسانی) است. اغلب محوطه­ های شناسایی‌شده از منطقه سومار در اطراف رودخانه گنگیر واقع شده ­اند. این الگوی پراکنش استقراری به دلیل اهمیت زیاد این رودخانه در کنار جایگاه خاص سومار به عنوان مسیر ارتباطی بوده که سرزمین­های پست بین­ النهرین را به ارتفاعات زاگرس مرتبط می­ساخت. در این راستا، شواهد به دست آمده از برخی محوطه ­ها مانند  تپه قلا در مرکز دشت به وضوح گویای ارتباط این دو منطقه فرهنگی است. با توجه به شواهد موجود از قبیل موقعیت مکانی، وسعت، میزان و تراکم آثار سطحی می­توان آثار شناسایی شده را به استقرارهای دائم و فصلی نسبت داد. بررسی سومار حکایت از تداوم حضور انسان از دوران پلیستوسن تا به امروز در این منطقه دارد.

باستان شناسی کواترنری

تحلیل داده های دیرین اقلیم شناسی و باستان شناسی میان سنگی و نوسنگی جنوب-شرقی دریای کاسپی

دوره 8، 3 و 4، اسفند 1401، صفحه 357-388

https://doi.org/10.22034/irqua.2023.705333

شکیبا رستمیان عمران، رحمت عباس نژاد سرستی، محمد قمری فتیده

چکیده مطالعات دیرین ­اقلیم­ شناسی دریای کاسپی نقش مهمی در مطالعه واکنش­ های انسانی در مواجهه با تغییرات محیطی دارد. تطابق پیشروی‌ها و پس‌روی‌های دریای کاسپی در دوره­های پیشروی خوالنین جدید، پس‌روی منگیشلک، پیشروی نئوکاسپی و پس‌روی رویداد 8400 سال قبل ازجمله رخدادهای دیرین اقلیم دریای کاسپی هستند که تقریباً با دوره­ های باستان‌شناختی میان­سنگی قدیم، میان­ سنگی جدید و نوسنگی هم­زمان هستند. این مطالعه تطبیقی، اولین قدم در شناخت تأثیرات محیط بر زندگی جوامع دوران میان­ سنگی و نوسنگی حوزه جنوب شرق دریای کاسپی است. داده­های باستان­شناختی بخصوص داده­ های جانوری نشان می ­دهند که جوامع پیش‌ازتاریخ منطقه مذکور به پیشروی و پس‌روی آب دریا با تغییر در معیشت خود واکنش نشان داده و خود را به‌خوبی با محیط تطابق می­داده ­اند. زیست-محیط منطقه موردمطالعه، ازنظر منابع غذایی غنی و برخوردار بوده است. به همین دلیل به نظر نمی­رسد تغییرات اقلیمی تأثیر زیادی بر استقرار و معیشت آن‌ها داشته باشد. نکته دیگر آن‌که روند نو سنگی‌شدن و آغاز اهلی سازی، تحت تأثیر همین شرایط محیطی، به‌صورت مدیریت گونه ­های وحشی و تولید غذا در سطح پایین قابل توضیح است.

باستان شناسی کواترنری

مهر تیموران، شاهدی از تعاملات فرهنگی انشان و شوش در نیمه دوم هزاره دوم قبل از میلاد

دوره 8، 3 و 4، اسفند 1401، صفحه 555-572

https://doi.org/10.22034/irqua.2023.705468

حبیب عمادی، کمال الدین نیکنامی

چکیده مهر تیموران در گروه مهرهای استوانه‌ای به سبک هندسی قرار دارد که از تل تیموران، شرقی‌ترین محوطه شناخته‌شده فرهنگ شغا تیموران در حوضه رود کر با وسعتی برابر با 8 هکتار از محوطه‌های اصلی فرهنگ شغا تیموران به‌دست‌آمده است. فرهنگ شغا تیموران در فارس، فرهنگ موازی با حکومت عیلام میانه (نیمه دوم هزاره دوم قبل از میلاد) است. به‌استثنای تل ملیان تاکنون آثار شاخصی از ارتباط محوطه‌های مناطق مرتفع (انشان) با مناطق پست (شوش) در دوره عیلام میانه به دست نیامده است. جنس مهر تیموران عاج  و یافته‌ای قابل‌توجه در شمال شرق فارس محسوب می‌شود. در حوضه رود کر یا منطقه انشان به‌جز تل ملیان در دیگر محوطه‌ها گزارشی از مهر استوانه‌ای در هزاره دوم ق.م در دست نیست. شاید مهر تیموران شاهدی بر ثبت و ضبط کالا در تل تیموران است. از طرفی جنس مهر نیز نشان از تزئینی بودن آن داشته و عوامل ذکرشده بیان‌کننده این است که مهر تیموران در هر دو دسته مهر و مهره قرار خواهد گرفت. گاه نگاری مهر تیموران بر مبنای تاریخ‌گذاری مطلق تل تیموران نیمه دوم هزاره دوم ق.م است. فعالیت‌های گرده‌شناسی در تالاب‌های اطراف حوضه رود کر نشان از تغییرات اقلیمی ملموسی در این دوره زمانی دارد و مهم‌ترین عامل در تغییر الگوی استقراری در محوطه‌های شغاتیموران محسوب می‌شود. نکته حائز اهمیت در تعاملات فرهنگی در حکومت عیلام میانه در دو کانون آن یعنی انشان و شوش تغییرات اقلیمی در این برهه زمانی است که بیانگر اقلیمی گرم و مرطوب نسبت به ادوار قبل و بعد است.

باستان شناسی کواترنری

مطالعۀ در زمانی تغییرات شکلی در دست‌افزارهای سنگی محوطۀ پارینه ‌سنگی میرک به کمک روش ریخت ‌سنجی هندسی سه ‌بُعدی

دوره 6، شماره 3، پاییز 1399، صفحه 344-367

https://doi.org/10.22034/irqua.2020.702372

سید میلاد هاشمی سروندی، حامد وحدتی نسب، ژیل بریون

چکیده امروزه بررسیِ آماری ریخت ‏شناسانۀ دست‏ ساخته ‏های سنگی و تغییرات و گوناگونی‏ های شکل آن‏ها در زمان و مکان اهمیت زیادی در باستان‏ شناسی پارینه ‏سنگی یافته است. از دلایل این توجه روزافزون، رواج بهره ‏گیری از روش‏های آماریِ چندمتغیره در باستان‏ شناسی، ایجاد ارتباط روزافزون میان باستان‏ شناسان و متخصصان برنامه‏ نویسی و علوم زیستی (چون بیوسیستماتیک جانوری)، پیشرفت‏ در فناوری مدرن و روش‏های دریافت اطلاعات، و نیز توانایی روش‏های تحلیل ریخت‏ شناسی در پاسخ به برخی پرسش‏هاست که تاکنون پاسخ دادن بدان‏ها یا امکان نداشته یا از عینیت چندانی برخوردار نبوده است. به دلیل همین نیاز به عینیت، استفاده از چنین روشی در باستان‏شناسی پارینه‏سنگی ایران ضرورت دارد. امروزه به کمک بررسی ریخت‏ شناسی دست ‏ساخته‏ های سنگی امکانِ پاسخ دادن به پرسش‏هایی در زمینه ‏های گوناگون چون مباحث ادراکی، سازمان فناوری، بوم‏شناسی رفتاری انسان، تاریخ فرهنگ، سازوکارهای شارش اطلاعات، و تطور فیلوژنتیکی بیش از پیش مهیا شده است. در این پژوهش یکی از روش‏های بررسی شکلی، به نام «ریخت‏ سنجی هندسی به صورت سه‏ بُعدی»، به منظور بررسی تغییرات درزمانی در شکلِ دست ‏افزارهای سنگی یافت‌شده از دو لایۀ باستان‏ شناسیِ محوطۀ پارینه‏ سنگی میرک، در جنوب سمنان، استفاده شده است. روش پژوهش هم آزمایشگاهی هم کتابخانه‏ای است. پرسش اصلی پژوهشی این بود که آیا میان شکل کلی این دست‏افزارها، که تراشه‏محور هستند، تفاوتی وجود دارد یا خیر؟ دیگر آنکه در صورت وجود یا فقدان تفاوت، یافته‏ها چگونه تحلیل می‏شوند؟ نتایج بررسی‏های ریخت‏سنجی به کمک روش‏های آماریِ کاهش ابعاد و چندمتغیره نشان داد میان شکل کلی دست ‏افزارهای سنگی نهشته ‏های دوم و سوم میرک تفاوت معناداری از نظر آماری وجود ندارد؛ به عبارت دیگر، ریخت‏ شناسیِ کلیِ این دست‏ افزارها دچار تغییری در طول زمان نشده است. به نظر می‏رسد از جمله دلایل این عدم تغییر وجود بزرگ‏ جمعیت‏ها و انتشار اطلاعات فناورانه در پهنۀ شمال دشت کویر مرکزی، ثبات روش‏های کاهش سنگ مادرهای تراشه، و شکل اولیۀ مواد خام سنگی با درجات اثر گوناگون باشد.

باستان شناسی کواترنری

تحلیل سنگ مادرهای ریزتیغه با سطحِ برداشتِ باریک در صنایع سنگی دشت ایذه با نگاهی به الگوهای انتشار جمعیتی و برهمکنش های فرهنگی اواخر پلیئستوسن

دوره 6، شماره 2، تابستان 1399، صفحه 205-227

https://doi.org/10.22034/irqua.2020.702365

مژگان جایز

چکیده بر اساس شکل‌گیری فناوری ریزتیغه و محصولات و روش‌های مربوط به آن، تا امروز مدل‌های متنوعی در زمینه جابه‌جایی جمعیت‌ها یا برهم‌کنش‌های فرهنگی اواخر پلیئستوسن مطرح شده است. یکی از این مدل‌ها مربوط به آسیای مرکزی و شمالی بر اساس فناوری سنگ‌مادرهای با سطحِ ‌برداشتِ‌ باریک بوده است که در منطقه سیبری/ مغولستان شکل گرفته و از سمت غرب الگوی انتشار آن تا منطقه غرب آسیای مرکزی پیگیری شده است. با توجه به شناسایی این آثار در محوطه‌های میان‌سنگی و نوسنگی جنوب شرق دریای مازندران و مطرح شدن احتمال ارتباط آن‌ها با الگوهای جابه‌جایی‌های پیش از تاریخ از آسیای مرکزی، در این پژوهش به شناسایی و معرفی چنین سنگ‌مادرهایی از محوطه‌های پارینه‌سنگی جدید تا نوسنگی دشت ایذه در جنوب غرب ایران پرداخته شد. در بررسی‌های پیمایشی دشت ایذه تعداد زیادی غار و پناهگاه صخره‌ای مربوط به دوران پارینه‌سنگی جدید تا اوایل نوسنگی شناسایی شده است که در صنایع سنگی آن‌ها انواع مختلفی از سنگ‌مادرهای ریزتیغه مشاهده می‌شود و سنگ‌مادرهای با سطحِ ‌برداشتِ ‌باریک یکی از انواع آن‌هاست. به نظر می‌رسد شکل این سنگ‌مادرها در صنایع سنگی به‌دست‌آمده از ایذه تا حد زیادی به پیروی از فرم طبیعی سنگ‌های خام لوحه‌ایِ تخت ایجاد شده باشد. بر اساس مطالعه شکل و نحوه آماده‌سازی سنگ‌مادرهای دشت ایذه و بررسی مباحث مرتبط با تعریف و واژگان مورد استفاده در مطالعه سنگ‌مادرهای با سطحِ‌ برداشتِ‌ باریک و فناوری شکل‌دهی به آن‌ها در آسیای مرکزی و شمالی، احتمال اینکه منطقه ایذه در جنوب غرب ایران در تداوم برهم‌کنش‌های فرهنگی یا جابه‌جایی گروه‌های انسانی به چنین فناوری‌ای دست یافته باشد کمتر مطرح است. انطباق فرم سنگ‌مادرها بر فرم ماده خام در دسترس و حضور هم‌زمان این سنگ‌مادرها در کنار دو نوع دیگر سنگ‌مادرهای ریزتیغه، یعنی سنگ‌مادرهای منشوری و زورقی، باعث ‌می‌شود حضور چنین سنگ‌مادرهایی را بیشتر محصول نوآوری‌های محلی و تنوع در انتخاب‌های ‌فناورانه شکارگران‌ـ گردآورندگان اواخر پلیئستوسن در مواجهه با محدودیت‌ها و امکانات محیطی در منطقه بدانیم.

باستان شناسی کواترنری

زیستگاههای اواخر دورۀ هولوسن میانی کوهپایه های غربی زاگرس مرکزی در بستر جغرافیا (بررسی رابطۀ بستر محیطی و عوامل جغرافیایی در شکل گیری محوطه های هزارۀ چهارم و اوایل هزارۀ سوم پیش از میلاد منطقۀ سرپل زهاب، کرمانشاه)

دوره 6، شماره 1، بهار 1399، صفحه 85-113

https://doi.org/10.22034/irqua.2020.702360

فرهاد فتاحی، سجاد علی بیگی

چکیده دامنه های غربی کوهستان زاگرس، به منزلۀ منطقه ای حایل میان سرزمین پست بین النهرین و ارتفاعات ایران، از نظر مطالعات باستانشناختیِ دورۀ هولوسن منطقه ای جذاب و مهم به شمار میرود. این منطقه، علاوه بر اینکه میتواند به مثابۀ حلقه ای ارتباطی به درک ما از وضعیت فرهنگی نواحی حد فاصل دو چشم انداز اصلی خاورمیانه - دشت هموار بین النهرین و کوهستان مرتفع زاگرس- کمک کند، با شناخت ماهیت استقرارهای آن و همچنین بررسی عوامل مؤثر بر شکل گیری آن، میتوان بسترها و مسیرهای تبادلات منطقه ای و فرامنطقه ای را نیز به نحوی مطلوبتر درک کرد. تا پیش از این پژوهش، آگاهی چندانی در خصوص تعداد، ماهیت، و الگوهای سکونتی محوطه های دورۀ اوروک و جمدتنصر (اواخر هولوسن میانی) واقع در منطقۀ حساس و راهبردی سرپل زهاب، به منزلۀ نخستین دشت کم ارتفاعِ امتدادِ راه خراسان بزرگ، واقع در دامنۀ غربی کوهستان زاگرس، وجود نداشت. ازاینرو، محقق در این پژوهش، برای درک بستر محیطی جغرافیایی این استقرارها، به دنبال پاسخ به این پرسش بود که عوامل تأثیرگذار بر شکل گیری الگوهای استقراری منطقه در هزارۀ چهارم و اوایل هزارۀ سوم پیش از میلاد کدام ها و میزان تأثیر هر یک از آنها به چه اندازه بوده است. در این تحقیق، که با رویکرد باستانشناسی زیست بوم شناسانه و با نگاهی تحلیلی تفسیری و با استفاده از روش همبستگی پیرسون انجام شد، ارتباط عوامل مختلف با ویژگیهای گوناگون سکونتگاه های منطقه مورد سنجش قرار گرفت. بر اساس این پژوهش، سه گونه الگوی استقراری شناسایی و مشخص شد که سه عامل دسترسی به منابع آب دائم، نوع کاربری زمین (نوع خاک)، و میزان دسترسی به راه های اصلی عمده ترین تأثیر را در شکل گیری استقرارهای منطقه داشته اند.

باستان شناسی کواترنری

رسوبات کواترنری و استقرارهای پارینه‎سنگی در حاشیه شمالی دشت کویر مرکزی؛ معرفی محوطه‌ های پارینه‌ سنگی شورقاضی و سردره

دوره 6، شماره 1، بهار 1399، صفحه 153-183

https://doi.org/10.22034/irqua.2020.702363

اصغر ناطقی، سید میلاد هاشمی، حامد وحدتی نسب، عالیه عبداللهی، میراحمد زوار موسوی نیاکی

چکیده رسوبات دورۀ کواترنری همچون سایر ادوار زمین‎شناسی همواره در حال دفن و بایگانی دادههای باستان‎ شناختی و اقلیمی و محیطی بوده‏اند. بنابراین، میتوان گفت رخسارههای رسوبی کواترنری بخشی از میراث برجای‏مانده برای باستان‎‎شناسی است که شواهد مربوط به محیط انسانی، چشمانداز، و تغییرات اقلیمی را در خود حفظ کرده است. برخی مدلهای پراکنش انسانریختها و گروه‏ های انسان مدرن، از افریقا به شرق آسیا، حاشیۀ شمالی دشت کویر مرکزی ایران را یکی از گذرگاه‎ های این پراکنش معرفی میکند. وجود محوطه‎ های پارینهسنگی در این محدوده نیز نشان‏دهنده چنین موضوعی است. در پژوهش حاضر به بررسی روابط بین چشم‎ اندازهای رسوبی کواترنری در حاشیۀ شمالی دشت کویر مرکزی ایران و محوطه‎ های پارینه‎ سنگی در این پهنه پرداخته و برخی دلایل احتمالی حضور انسانریختها و انسان مدرن در این پهنه بررسی می‌شود. همچنین، به کمک اطلاعات موجود از محوطه‏ های پارینه‏ سنگیِ یافت‌شده در حاشیۀ شمالی دشت کویر مرکزی، از دید بستر و فرایندهای دخیل در شکل‏گیری محوطه ‏ها، چند بررسی پیمایشی در این پهنه طراحی و انجام شد که نتیجۀ آن کشف دو چشم ‏انداز نویافتۀ پارینه‏ سنگی در پایین‏ دستِ مخروط‌افکنه‏ های ایوانکی و جاجرود، به ترتیب به نام ‏های سردره و شورقاضی، بود. این دو چشم ‏انداز پارینه‏ سنگی و مجموعه دست‏ ساخته ‏های سنگی یافت‌شده از آنها در این نوشتار به طور خلاصه معرفی می‌شوند.

باستان شناسی کواترنری

خط ساحلی خلیج‌فارس و محوطه نویافته، هزاره پنجم پیش‌از‌میلاد، «تهماچی» در دشت لیراوی (‌دیلم)

دوره 5، شماره 4، زمستان 1398، صفحه 517-540

https://doi.org/10.22034/irqua.2020.702341

عباس مقدم، احمد سرخوش، حسین داودی، لقمان احمدزاده شوهانی، رامین یشمی

چکیده که در آن پژوهش‌های دامنه‌داری برای شناسایی جوامع پیش‌ازتاریخی صورت گرفته به مناطق فرادست (نواحی بلندو فرودست (نواحی پستمحدود شده استشواهد موجود حکایت از آن دارد که پهنه‌های وسیع آبی در شمال و جنوب ایران و سرزمین‌های مجاور آن از دیرباز یکی از کانون‌های جذاب برای جوامع انسانی بوده استبرخی از انگاره‌های پیشین این‌ باور را بین پژوهشگران ایجاد کرده است که به دلیل نوسان پی در پی سطح آب دریا نباید انتظار وجود زیستگاه‌های پیش‌ازتاریخی در سواحل خلیج‌فارس را داشتشواهد زمین‌شناسی و به‌ویژه باستان‌شناسی یکی پس از دیگری اشتباه چنین انگاره‌هایی را بر ما روشن می‌سازدتپه تهماچی یکی از زیستگاه‌های هزاره پنجم پیش‌ازمیلاد در دشت لیراوی (دیلماست که علاوه بر نزدیکی به رودخانه آب شیرین زندارون کمتر از پنج کیلومتر تا ساحل فعلی خلیج‌فارس فاصله داردارزیابی صورتگرفته نشان می‌دهد تهماچی، با بیش از ده متر نهشته فرهنگی، یک زیستگاه موقتی در ساحل دریا نبوده استبنابراین، نخستین بار است که در سواحل شمالی خلیجفارس مدرک مهمی برای توضیح خط ساحلی خلیجفارس در هزاره پنجم پیشازمیلاد به دست آمده است.

باستان شناسی کواترنری

بازسازی شرایط محیطی محوطه‌های باستانی با استفاده از آنالیزهای ژئوشیمی مطالعه موردی: تل ملیان (انشان)، استان فارس

دوره 5، شماره 3، پاییز 1398، صفحه 363-382

https://doi.org/10.22034/irqua.2019.702287

مهران مقصودی، راضیه لک، سید محمد زمان زاده، علیرضا سرداری زارچی، اصغر نویدفر

چکیده مطالعات زمین‌باستان‌شناسی بیان‌کننده روابط بین انسان‌های گذشته با محیط و تأثیر هر یک از این دو بر یک‌دیگر است. در این مطالعه، با استفاده از داده‌های رسوب‌شناسی و ژئوشیمی، به بازسازی تغییرات محیطی در محوطه باستانی تل ملیان استان فارس پرداخته شد. از مجموع 22 گمانه حفرشده در داخل و اطراف تل ملیان، تعداد 140 نمونه خاک بر اساس تغییر لایه برداشته شد. با توجه به تغییرات لایه‌ها، تعداد 72 نمونه برای آنالیز XRF انتخاب شد. بر اساس نتایج این تحقیق، بافت خاک محدوده عمدتاً ریزدانه است و در برخی گمانه‌ها، مانند گمانه 18 و 9، رسوبات درشت‌دانه مربوط به رسوبات رودخانه‌ای دیده می‌شود. جهت رسوب‌گذاری در گمانه 18 غربی‌ـ شمال‌شرقی و در گمانه 9 غربی‌ـ شرقی است. بیشترین شواهد و بافت سیلابی در محدوده گمانه 18 و 9 در بخش‌های شمال‌شرقی محوطه و بخش‌های جنوبی محوطه مشاهده شد. بین لایه‌های سیلابی آثار و بقایای سفال نیز به دست آمد که مؤید آن است که در زمان فعالیت شبکه‌های زهکشی، در تل ملیان، سکونت وجود داشته است. نتایج داده‌های XRF در گمانه 18، به منزله شاخص‌ترین گمانه طبیعی در محوطه تل ملیان، پنچ روند افزایش و کاهش رطوبت را نشان می‌دهد.

باستان شناسی کواترنری

تأثیر عوامل محیطی در مکان گزینی استقرارگاه های باستانی در اطراف کهن دریاچه های شمالی دشت کویر ( هولوسن)

دوره 5، شماره 2، تابستان 1398، صفحه 263-277

https://doi.org/10.22034/irqua.2019.702282

مهران مقصودی، حمید کامرانی دلیر، میلاد هاشمی

چکیده   های جنوبیِ ‌ های باستانی در دامنه ‌ هدف اصلی این پژوهش، شناسایی عوامل محیطی مؤثر در پراکنش مکانی-فضایی محوطه ارتفاعات البرز و حاشیه شمالی کهن دریاچهِ دشت کویر در اواخر دوران کواترنری یعنی دوره هولوسن می باشد .لندفرمهای شاخص با استفاده از عکسهای هوایی، تصاویر ماهواره ای لندست و تصاویر گوگل ارث، شناسایی گردید. سپس عمق کهن  های پژوهشگران پیشین اندازه گیری و منحنی تراز آن رسم گردیده و ‌دریاچه دشت کویر و سطح تراز تقریبی آن با توجه به یافته مرزهای دائمی در اواخر دوران کواترنری محاسبه و به ‌ بر اساس مطالعات پالئوکلیماتولوژی صورت گرفته پیشین، منحنی تراز برف لایه های اطلاعاتی افزوده گردید. در پایان، موقعیت مکانی و جغرافیایی استقرارگاه های باستانی به تفکیک دوره های تاریخی به لایه های اطلاعاتی فوق جهت تلفیق و تجزیه و تحلیل نهایی اضافه گردید. پس از تلفیق و رویهم گذاری لایه های اطلاعاتی  ای معنادار میان جابجایی و پراکنش استقرارگاه های باستانی با تغییرات متناوب اقلیمی و ‌بدست آمده در مراحل فوق، رابطه ژئومورفولوژیکی حاکم در اواخر کواترنری در منطقه مورد مطالعه بدست آمد .نتایج این تحقیق نشان می دهند که پراکنش استقرارگاه های باستانی از یک الگوی پراکنش خطی و ارتفاعی تبعیت می کنند. 

باستان شناسی کواترنری

زرزی: صنعتی سهل و ممتنع، ابهامات و تناقضات واپسین صنایع سنگی دوران پلئیستوسن در زاگرس

دوره 5، شماره 1، بهار 1398، صفحه 79-103

https://doi.org/10.22034/irqua.2019.702267

مژگان جایز

چکیده زَرْزی نام صنعتی شاخص مربوط به واپسین دوران پارینه‌سنگی در منطقه زاگرس است. مطالعات محوطه‌های منتسب به دوران فراپارینه‌سنگی در زاگرس مرکزی با چالش‌های فراوانی روبه‌رو است که مهم‌ترین آنها مسئله ویژگی‌های صنایعی است که می‌بایست به صنعت زرزی منتسب نمود. در این مقاله ضمن ارائه خلاصه‌ای از پیشینه مطالعات صورت گرفته درباره زرزی، تلاش شده است تا با نگاهی انتقادی ماهیت زرزی در مطالعات پارینه‌سنگی ایران بر اساس یافته‌های مادی حاصل از محوطه‌های منتسب به آن، که مهم‌ترین آنها غار زَرزی و پناهگاه صخره‌ای ورواسی هستند، مورد بررسی قرار گیرد. مهم‌ترین ویژگی‌های زرزی در صنایع سنگی آن منعکس شده است که صنایعی با تولید میکرولیت‌های هندسی و غیرهندسی و ابزارهای کنگره‌دار/دندانه‌دار همراه با فراوانی خراشنده‌ها به ویژه خراشنده‌های ناخنی و حضور سایر ابزارها همچون اسکنه‌ها در مقادیر بسیار کمتر از دوران پارینه‌سنگی جدید و سوراخ‌کننده‌ها و سرتیرهای شانه‌ای است. به لحاظ فن‌آوری تولید، زنجیره تولید و مصرف دست‌ساخته‌های سنگی و ترکیب‌بندی فن‌آوری در انواع مختلف محوطه‌ها ابهامات فراوانی درباره صنایع زرزی وجود دارد. بر اساس یافته‌های موجود می‌توان زرزی را نه «فرهنگ دوران فراپارینه‌سنگی زاگرس»، بلکه صنعتی مربوط به دوران فراپارینه‌سنگی در ناحیه زاگرس با سنت‌های خاص خود دانست که بخشی از فرهنگ گسترده‌تری محسوب می‌شود که یافته‌های موجود برای تبیین آن بسیار ناکارآمد و ناکافی است.

باستان شناسی کواترنری

مطالعه زمین ـ باستان‌شناسی محوطۀ میرک (سمنان، ایران) با استفاده از آنالیزهای رسوب‌شناسی و فیزیکو ـ شیمیایی

دوره 4، شماره 3، پاییز 1397، صفحه 273-290

https://doi.org/10.22034/irqua.2018.702075

محمد اخوان خرازیان، گیوم ژامه، سیمون پوئو، مریم حیدری، گیوم گرن، میلاد هاشمی، حامد وحدتی نسب، ژیل بریون

چکیده محوطۀ پارینه‌سنگی میرَک (سمنان، ایران) در یک دشت سیلابی خشک در حدود شمالی دشت کویر قرار دارد. نهشته‏های خاکی ـ رسوبی میرک در محدودۀ زمانی بین پلیئستوسن پایانی تا هولوسن شکل گرفته ‏است. گاه‌نگاری این مطالعه به روش سن‌یابی لومینسانس برانگیخته نوری  (OSL)انجام شد که برای قدیمی‏ترین لایه‏های آزمایش‌شده~50±3.  هزار سال پیش را برآورد می‌کند. در میرک، از لحاظ چینه‏نگاری، دو لایۀ رسوبی مشخص قابل شناسایی است. لایۀ یک دربردارندۀ رسوبات کوهپایه‏ای سیلابی و لایۀ دو دربردارنده رسوبات بادی کربناته است. بخش بالایی این لایه از خاک‏های ریزدانه نارس خشکیده و ترک‌خورده در محیطی گرم‏تر و خشک‏تر شکل گرفته است. لایه‏های دربرگیرندۀ بقایای پارینه‏سنگی میرَک در مرزهای مشخصی پیدا شده و احتمال می‏رود برخی از آن‌ها از انباشت متعدد استقرارهای انسانی تشکیل شده ‏باشند. حوالی ~1.2±0.2 هزار سال پیش، وقفه‌ای به طول مدت سه‌هزار سال ستون رسوبی میرک را قطع کرده که روی آن را حدود 2 متر انباشت بادی پوشانده است. این ناپیوستگی در نتایج آزمایشگاهی به‌خوبی قابل شناسایی است. با وجود اختلاف در رژیم‏های رسوب‏گذاری، داده‏های آزمایش‏های XRD، اسپکتروسکوپی مادون قرمز، میکروسکوپ الکترونی، و میکروسکوپ نوری اختلاف کانی‏شناسی خفیفی را در کل رکورد رسوبی نشان می‏دهد. نتایج این پژوهش حاکی از یک منشأ زمین‏شناسی محلی برای رسوبات انباشته‌شده در محوطۀ میرک است. پس از رسوب‏گذاری، نهشته‏های رودخانه‏ای و بادی، هر دو، در معرض درجات مختلفی از خاک‌زایی (پدوژنز) قرار گرفته‌اند و در نتیجه حاوی نشانه‏های خاک‌زایی مشخصه خاک‏های نوع Entisol و Aridisol آهکی و ژیپسی هستند. مقادیر متغیر آهن و شرایط اکسیدکنندۀ متفاوت بین دو لایه را می‏توان به سطوح بالاتر آب زیرزمینی و محیط کاهندۀ آهن، به‌ویژه در واحدهای رسوبی نهشته‌شده پیش از ~28±2 هزار سال پیش، نسبت داد. به نظر می‌رسد وضعیت در نهشته‏های هولوسن برعکس بوده است.

باستان شناسی کواترنری

استقرارهای آغازینِ دوره هولوسن در منطقه کُهگیلویه

دوره 4، شماره 3، پاییز 1397، صفحه 307-319

https://doi.org/10.22034/irqua.2018.702076

احمد آزادی

چکیده جوامع انسانی، طی یک دوره چندهزارساله، از اواخر دوره پلیئستوسن تا اوایل دوره هولوسن، توانستند شیوه معیشتی خود را که مبتنی بر شکارگری و گردآوری خوراک بود به کشاورزی و یک جانشینی تغییر دهند. این تحول شگرف، که از آن با عنوان فرایند نوسنگی ‏گرایی/ نوسنگی ‏شدن نیز یاد می ‏شود، یکی از مباحث مهم باستان‏ شناسیِ دوره پیش از تاریخ است. در ارتباط با گستره جغرافیایی رخدادِ این تحول مهم، به ‏طور کلی، توافقی عمومی درباره جنوب‏ غرب آسیا بین پژوهشگران وجود دارد. پژوهش‏ های اخیر در ارتفاعات  زاگرس و کوه‏پایه‏ های آن به کشف شواهد بسیار مهمی در ارتباط با فرایند نوسنگی‏ گرایی منجر شده و بار دیگر توجه پژوهشگران را به بخش‏ های شرقی هلال حاصل خیزی معطوف ساخته است. پژوهش‏ های باستان‏ شناختی جدید در منطقه کُهگیلویه، به ‏منزله بخشی از ارتفاعات جنوبی زاگرس، و شناسایی شمار قابل‏ توجهی از استقرارهای آغازین دوره هولوسن از پتانسیل‏ های بالای این منطقه برای مطالعه فرایند نوسنگی‏ گرایی در این بخش از فلات ایران حکایت دارد. در بررسی‏ های انجام ‏شده در منطقه کُهگیلویه شمارِ 16 محوطه از استقرارهای آغازین دوره هولوسن شناسایی شده است. این استقرارها، از منظرِ ریخت‏ شناسی نوعِ محوطه، در چهار گروه تپه‏ ها (5 تپه)، محوطه‏ های باز (8 محوطه)، پناهگاه ‏های صخره ه‏ای (2 پناهگاه)، و یک مورد غار طبقه‏ بندی می‏شوند. در مجموع الگو‏های استقراری و معیشتی این محوطه ‏ها متأثر از چند عاملِ دشت، رودخانه، کوهستان، و تنگه‏ هاست که نشان می ‏دهد جوامع این دوره از همه پتانسیل‏ های زیست‏ محیطی این منطقه بهره برده ‏اند.

باستان شناسی کواترنری

بررسی زمین‌شناسی، هیدرولوژی، ژئومورفولوژی و سایزموتکتونیک و مورفوتکتونیک پهنه باستانی جهانگیر در حاشیه رود کنگیر، شهرستان ایوان، استان ایلام

دوره 4، شماره 1، بهار 1397، صفحه 83-103

https://doi.org/10.22034/irqua.2018.701990

لیلا خسروی، الهام قربانی

چکیده کاوشهای باستان شناسی محوطه جهانگیر ایوان در استان ایلام، منجر به کشف و نمایان شدن چندین بنای منحصر به فرد و گچبریهای بی نظیر برای نخستین بار از دوران ساسانی شد. موقعیت استراتژیک این منطقه در زاگرس مرکزی، واقع شدن بر سر یکی از راههای مهم باستانی به بین­النهرین و وجود رودخانه کنگیر می­تواند از متغیرهای موثر در شکل­گیری این سازه­ معماری باشد. مطالعه علل توسعه و تعیین چگونگی تحولات مدنیت در منطقه و ارتباط توسعه و افول این بنای مهم تاریخی در حاشیه رود کنگیر با تغییرات شرایط محیطی و حوادث طبیعی، آسیب شناسی، اتخاذ مناسب ترین شیوه حفاظت و مرمت و رفع آسیبهای وارده به اثر، تعیین نوع و منشأ جنس سنگهای به کار رفته در ساخت بنا با استفاده از مطالعات زمین شناسی، اقلیم و ... و تطبیق داده های حاصل از کاوش باستان شناسی و سایر مطالعات انجام شده با متون تاریخی و تبدیل آن به یک سایت موزه در کنار حوضچه سد کنگیر، ضرورت استفاده از مطالعات علوم مختلف از جمله زمین شناسی را توجیه نموده و در نهایت به راهکارهای حمایتی از سازه و محافظت در مقابل تهدیدهای محیطی، طبیعی و انسانی تحمیل شده به آن دست یابیم.

باستان شناسی کواترنری

دورۀ پلیئستوسن جدید در شمال دشت کویر مرکزی و شکل‌گیری محوطه‌های پارینه‌سنگی؛ مطالعۀ موردی: محوطۀ میرک سمنان

دوره 3، شماره 4، زمستان 1396، صفحه 405-430

https://doi.org/10.22034/irqua.2018.701924

سید میلاد هاشمی، حامد وحدتی نسب، ژیل بریون، گیوم ژمه، قاسم عزیزی، مژگان جایز، گیوم گران، مریم حیدری، محمد اخوان خرازیان، اصغر ناطقی، عالیه عبداللهی

چکیده محدودۀ مورد بررسی در این مقاله، حاشیۀ شمالی دشت کویر مرکزی ایران است. نظر به وسعت پهنۀ یاد شده، این نوشتار تنها به محوطه­های پارینه­سنگی موجود در استان سمنان امروزی اختصاص دارد. محوطه­های پارینه­سنگی کشف شده در این حوزه شامل میرک، دلازیان، صوفی­آباد و چاه­جم هستند که شواهدی از حضور گروه­های انسانی در طول آخرین چرخۀ یخچالی ارایه می­کنند. تحولات فرهنگی پهنۀ یاد شده در فلات مرکزی ایران در طول آخرین چرخۀ یخچالی کمتر شناخته شده است. علاوه بر آن، نوسانات اقلیمی-محیطی پلیئستوسن جدید در این پهنه تاکنون بررسی نشده است. بنابراین، امکان تحلیل اطلاعات محوطه­های باستان­شناسی پارینه­سنگی براساس اطلاعات دیرین­اقلیمی تاکنون وجود نداشته است. براساس یافته­های باستان­شناختی، به نظر می­رسد در طول دوران پلیئستوسن جدید، پهنۀ یاد شده هم به عنوان کوریدور برای گسترش قلمرو زیستی گروه­های انسانی و هم به عنوان محل زندگی استفاده می­شده است. نوشتار پیش­رو که حاصل چند فصل فعالیت میدانی باستان­شناختی در شمال دشت کویر مرکزی در استان سمنانِ امروزی است، یکی از نخستین تلاش­ها برای کسب اطلاعات دیرین­اقلیمی-محیطی و تحلیل مقدماتی یافته­های باستان­شناختی براساس آن محسوب می­شود. اطلاعات مورد استفاده در این نوشتار اغلب از بررسی یافته­های کاوش در محوطۀ پارینه­سنگی میرک، در حدود 8 کیلومتری جنوب شهر سمنان، حاصل شده است. روش کار، پیوستن اطلاعات در شاخه­های گوناگونِ علمی (رویکرد چندرشته­ای) و ارایۀ تحلیل­های مقدماتی براساس این اطلاعات، در چهارچوب بوم­شناسی رفتاری انسان است.
            شواهد رسوب­شناختی میرک از تغییرات مکرر سطح تراز آب و رطوبتِ در دسترس حکایت می­کند که می­تواند با تحولات اقلیمی در مقیاس­های گوناگون مرتبط باشد (مثلاً ارتباط با نوسانات هزاره­ای در آخرین چرخۀ یخچالی). احتمالاً در نتیجۀ این تحولات، ویژگی­های چشم­انداز چون پراکنش پوشش گیاهی و در نتیجه، گروه­های جانوری تغییر می­کرد. از طرفی، آخرین مرحلۀ یخچالی در مقیاس قاره­ای و منطقه­ای بطور کلی، دوره­ای سرد و خشک محسوب می­شود. بر این اساس، می­توان انتظار داشت که در این دوره، محیط­های معیشتی در پهنه­های قاره­ای (چون فلات مرکزی ایران) اصطلاحاً تکه تکه شوند. بنابراین، از روی نتایج کاوش میرک و بررسی یافته­های سایر محوطه­های بیان شده، احتمالاً می­توان تا حد قابل قبولی به بازسازی مقدماتی ویژگی­های چشم­انداز مورد مطالعه، زمان حضور گروه­های انسانی در آن و برخی ویژگی­های مرتبط با تحرک و معیشت این گروه­ها پرداخت. به نظر می­رسد از دید بوم­شناسی، یافته­های میرک بیش از همه قابل انطباق با مدل­های مرتبط با تحرک بالای آمایشی، اختصاص مکان(های) مرکزی و زندگی در گروه­های پرجمعیت­تر باشد. حضور در چشم­انداز هم احتمالاً از نوع مکرر ولی ناپیوسته بوده است. چنین شرایطی برای سه محوطۀ دیگر هم احتمالاً قابل ادعاست. احتمالاً هیچ­کدام از محوطه­های باستان­شناختیِ پهنۀ مورد بحث، حضور پیوسته و بدون گسست زمانی گروه­های انسانی را در طول پلیئستوسن جدید نشان نمی­دهند.

باستان شناسی کواترنری

راهبردهای سازشی گروه های شکارگر گردآورنده ی پلیئستوسن در زیست بوم های گوناگون

دوره 2، شماره 3، پاییز 1395، صفحه 271-304

https://doi.org/10.22034/irqua.2016.701943

سید میلاد هاشمی

چکیده معیشت تمام گروه­های انسانی و انسان­ریخت کره­ی زمین تا پیش از دوره­ی هلوسن، شکار-گردآوری بوده است. در طول دوره­ی پلیئستوسن، شکارگر-گردآورندگان در زیست­بوم­ها و محیط­های معیشتی گوناگون زیسته و با آن به سازش رسید ه­اند؛ از این­رو، راهبردهای معیشتی این گروه­ها، راهبردهای سازشی خوانده می­شوند.برای مطالعه­ ی راهبردهای سازشیِ گروه­های انسانیِ حاضر در دوره­ی پلیئستوسن، ابتدا می­بایست چارچوبی براساس مدل­های انسان­شناختی و بوم­شناسی تحولی ارایه شده و سپس، بر این اساس، یافته­ های باستان­شناختی تحلیل شوند. در این نوشتار، بیشتر به چارچوب­های کلیِ موجود در بوم­شناسی رفتاری انسان برای مطالعه ­ی گروه­های شکارگر-گردآورنده ­ی پلیئستوسن پرداخته می­شود؛چارچوب­هایی که جز با مشاهده ­ی رفتارهای گروه­های شکارگر-گردآورنده ­ی امروزی و مطالعه ی مآخذ موجود صد سال اخیر در مورد آن­ها به­ دست نخواهد آمد. پس از انجام بررسی­ها،به نظر می­رسد که در دید کلی و در مقیاس­های بزرگ (مکانی و زمانی)، ویژگی­های گوناگون محیط­های معیشتی و زیست­بوم­ها بر راهبردهای سازشی گروه­های شکارگر-گردآورنده ­ی پلیئستوسن اثراتی عمیق گذارده ­اند و وابستگی این گروه­ها به ویژگی­های چشم ­انداز پیرامون زندگی بسیار شدیدتر از کشاورزان هلوسن یا حتی شکارگر-گردآورندگان دوره ­های سپسین بوده است. دو دیگر آن که احتمالاً اثرات ویژگی­های زیست­بوم ­های گوناگون بر گروه ­های انسانی به ­صورت تفاوت در یافته ­های باستان­شناختیِ متعلق به دوره ­ی پلیئستوسن در گوشه و کنار کره ­ی زمین قابل پیگیری است. از جمله ­ی این­ها، تفاوت در اندازه و پیچیدگی ساختارهای محوطه ­های باستان­شناختی و نیز تفاوت­های گهگاه عمیق در بقایای جانوری و دست ­ساخته ­هاست.

باستان شناسی کواترنری

تشکیل دریاچه سدی سیمره و تاثیر آن بر الگوی استقرار محوطه های باستانی

دوره 2، شماره 2، تابستان 1395، صفحه 93-107

https://doi.org/10.22034/irqua.2016.701930

مهران مقصودی، سیامک شرفی، مجتبی یمانی، سید محمد زمان زاده

چکیده تشکیل دریاچه های سدی در محیط های آبرفتی که دارای آب و خاک حاصلخیز می باشند، علاوه بر تغییرات محیطی می تواند باعث جابجایی، از بین رفتن و یا تغییر الگوی استقرارگاههای انسانی در محدوده تشکیل دریاچه شود. وقوع زمین لغزش کبیرکوه و شکل گیری دریاچه سیمره در 4 مرحله، باعث تغییراتی در الگوی استقرار محوطه های باستانی شده است. هدف از این تحقیق، بررسی اثرات شکل گیری دریاچه سیمره بر استقرار محوطه های باستانی محدوده دریاچه می باشد. از ابزاری مانند موقعیت و دوره تشکیل محوطه های باستانی، نقشه های توپوگرافی و زمین شناسی، تصاویر ماهواره ای، مدل رقومی ارتفاع، نرم افزار Arc GIS، Global Mapper و مطالعات میدانی استفاده شده است. نتایج تحقیق نشان می دهد که محوطه های باستانی محدوده دریاچه از دوره پارینه سنگی جدید به بعد، پس از تخلیه دریاچه در مراحل اول و دوم ایجاد شده اند، زیرا قدیمی ترین محوطه ها متعلق به دوره نوسنگی بر روی پادگانه اول و دوم شکل گرفته اند. با توجه به شواهد موجود و استقرار محوطه های باستان بر روی پادگانه های دریاچه ای، رخداد زمین لغزش کبیرکوه و تشکیل دریاچه سیمره قبل از دوران نوسنگی بوده است.

باستان شناسی کواترنری

منشایابی مجموعه دست‌افزارهای پارینه‌سنگی محوطه چم‌سوران در حوضه رودخانه راوند، بخش غربی زاگرس مرکزی

دوره 2، شماره 2، تابستان 1395، صفحه 109-120

https://doi.org/10.22034/irqua.2016.701931

مرتضی ادیب زاده، حامد وحدتی نسب

چکیده محوطه چم­سوران در حوضه رودخانه راوند در غرب روستای لرینی آجودان در شرق شهرستان اسلام‌آباد استان کرمانشاه واقع‌شده و شامل محوطه وسیع و روبازی از دوران پارینه ­سنگی است که پیرامون یک برون‌زد افیولیتی شکل‌گرفته است. این محوطه نسبت به سایر محوطه­ های پارینه­ سنگی روباز منطقه از وسعت بیشتری برخوردار بوده و پراکندگی دست­افزاری نسبتاً زیادی دارد. ازآنجا که منشایابی منابع ماده خام سنگ نقش بسیار مهمی در بازسازی شبکه­ های فرهنگی و ارتباطی در دوران پیش‌ازتاریخ ایفا می­نماید، منشایابی دست­افزارهای سنگی این محوطه، برخی مسائل مطرح‌شده در خصوص فناوری استحصالِ دوران پارینه­ سنگی و ارتباط آن با دسترسی به معادن و کانسارهای سنگ را موردبازنگری قرار می­دهد. بر این اساس، ترکیب عنصری تعداد 8 نمونه دست­افزار سنگی و 8 قطعه برداشت ­شده از نمونه­ های چرت طبیعی جهت شناسایی منابع زمین­شناسی احتمالی و ارتباط آن‌ها با یکدیگر به روش طیف­سنجی پلاسمای جفتی القایی به آزمایشگاه Act labs کانادا ارسال و مورد تجزیه‌وتحلیل قرار گرفت. طبق بررسی­های شیمیایی صورت گرفته در این پژوهش، نمونه ­های سنگ برداشت‌شده از برون‌زد چم­سوران با نمونه قطعات دست ­افزارهای پراکنده در سطح محوطه ازنظر عناصر کمیاب همخوانی داشته و نیز این تطابق عناصر در نمونه­های چرت با منشأ رودخانه­ای نیز دیده می­شود.