مطالعه شرایط محیطی حاکم بر محوطههای باستانی با تاکید بر آنالیز اندازه رسوبات رودخانه (مطالعه موردی: تپه باستانی میمنت آباد و مافین آباد)
دوره 2، شماره 1، بهار 1395، صفحه 41-51
https://doi.org/10.22034/irqua.2016.701895
مهران مقصودی، سید محمد زمان زاده، اصغر نویدفر، ایوب محمدی، روح الله یوسفی زشک
چکیده در سالهای اخیر مطالعات ژئومورفولوژی با رویکرد زمین باستان شناسی با هدف بررسی زمینههای ظهور و فروپاشی تمدنها و نیز عوامل موثر بر آنها جهت پیدا کرده است. در این پژوهش از دستگاه غربال برای دانه سنجی ذرات بالای 63 میکرون و برای ذرات زیر 63 میکرون از روش پیپت و از نرم افزار گرداستیت برای تحلیل آماری رسوبها بهره گرفته شد. در کنار آن از نتایج کانی شناسی رسی، کلسیمتری و رنگ نیز استفاده شد. بر اساس نتایج گرانولومتری رودخانه کرج در دو بازه زمانی تغییر بستر داده و رسوبات مربوط به دشت سیلابی برجای گذاشته است. ساکنین تپه مافین آباد با توجه به اینکه با فاصه بیشتری نسبت به کانال استقرار پیدا کرده بودند، به نظر میرسد متروکه شدن این سکونتگاه بصورت ناگهانی تحت سیلاب رودخانه نباشد. در مقابل ساکنین تپه میمنت آباد بدلیل استقرار در فاصله کم نسبت به رودخانه تحت تاثیر رژیم رودخانه قرار گرفته اند. بر اساس نتایج کانی شناسی رسی قبل از استقرار ساکنین شرایط آب و هوایی گرم با میزان آبشویی متوسط بر منطقه حاکمیت داشته است. بطور کلی بدلیل نقش ناهمواریهای بین رودخانه شور و کرج در جابجایی عرضی بستر رودخانه کرج، ساکنین تپه میمنت بیشتر متاثر شده اند.
پستانداران فسیل کواترنری بالایی از منطقه زاویه، شمال ساوه
دوره 1، شماره 3، پاییز 1394، صفحه 239-253
https://doi.org/10.22034/irqua.2015.701869
محمدرضا کبریایی زاده، مجید میرزایی عطاآبادی، عرفان خسروی
چکیده برای نخستین بار بقایای فسیلی مهره داران پستاندار از نهشته های کواترنری بالایی منطقه زاویه در شمال ساوه معرفی و مورد بررسی سیستماتیک قرار گرفته اند. نمونه های مورد مطالعه شامل بقایای اسکلتی لگن کرگدن و اندام های حرکتی انتهایی و دندان های جدا شده اسب ها می باشند که در رسوبات دریاچه ای/ آواری زاویه یافت شده اند . این آثار بر اساس روش های استاندارد مورد اندازه گیری و توصیف قرار گرفته و برای تعیین قرابت و شناسایی دقیقتر به کمک آنالیزهای آماری دو متغیره با نمونه های مشابه امروزی و فسیل مقایسه گردیده اند. در نتیجه این تحقیق حضور کرگدن هایی از جنس احتمالی Stephanorhinus و نیز اسبهای استنونیدی، احتمالا از گونه Equus hemionus، در کواترنری بالایی شمال ساوه گزارش می گردد. با توجه به این آثار فسیلی محیط دیرینه باز با پوشش درختی کوتاه یا بوته ای با آب و هوای نیمه مرطوب برای منطقه مورد مطالعه در نظر گرفته می شود.
بررسی زمینباستانشناسی محوطه پیش از تاریخ چالتاسیان در مخروطافکنه جاجرود با استفاده از تکنیک میکرومورفولوژی
دوره 1، شماره 2، تابستان 1394، صفحه 113-123
https://doi.org/10.22034/irqua.2015.701858
مهران مقصودی، سید محمد زمان زاده، افسانه اهدائی، روح الله یوسفی زشک، مجتبی یمانی، حجت الله احمد پور
چکیده هدف از این پژوهش، بررسی نقش عوامل محیطی در مکانگزینی و نحوه زندگی ساکنان باستانی محوطه پیش از تاریخ چالتاسیان، با استفاده از مطالعات زمینباستانشناسی و تکنیک میکرومورفولوژی است. محوطه باستانی چالتاسیان، در دشت ورامین و در قسمتهای میانی مخروطافکنه جاجرود قرار گرفته است. پس از بررسیهای کتابخانهای و میدانی و حفر ترانشه روی تپه شرقی محوطه باستانی، برداشت نمونه رسوب و مکعب در جهت آزمایشهای غربالگری الکترونیکی، کلسیمتری و میکرومورفولوژی صورت گرفت. با مطالعه مقاطع نازک، عناصر موجود در رسوبات شناسایی و بررسی شد. نتایج نشان داد که بیشترین میزان زغال، گیاه، پرشدگیها و کربنات کلسیم در مکعب رسوبی شماره 9 وجود دارد. از آنجا که وجود این عوامل، رابطه مستقیمی با میزان فعالیتهای بشری در لایههای باستانی دارد، میتوان نتیجه گرفت که بیشترین میزان دخالت و فعالیتهای ساکنان باستانی محوطه چالتاسیان در این لایه اتفاق افتاده است. همچنین، پس از آزمایش غربالگری الکترونیکی مشخص شد که تمامی نمونههای رسوب، ریزدانه و از نوع ماسه سیلتی و سیلت ماسهای است. این امر با فراهم کردن خاک مناسب کشاورزی و سفالسازی، تأثیر بسیار زیادی در مکانگزینی محوطه باستانی چالتاسیان داشته است.
تغییرات محیطی بعد از رخداد زمینلغزش کبیرکوه و تأثیر آن در شکلگیری محوطههای باستانی محدوده دریاچه جایدر
دوره 1، شماره 1، بهار 1394، صفحه 1-14
https://doi.org/10.22034/irqua.2015.701837
مهران مقصودی، سیامک شرفی، مجتبی یمانی، عباس مقدم، سید محمد زمانزاده
چکیده کوهستان زاگرس در بخش مرکزی با محیط جغرافیایی مساعد، مکان مناسبی برای شکلگیری استقرارها و جوامع انسانی است. وابستگی شدید جوامع انسانی این منطقه به محیط طبیعی سبب شده تا همواره تحت تأثیر شرایط محیطی و تغییرات ناشی از آن قرارگیرند. تغییر محیطی اوایل دوره هولوسن در نتیجه رخداد زمینلغزش کبیرکوه و متعاقب آن شکلگیری دریاچههای سیمره و جایدر، از جمله تغییرات محیطی است که طی هزاران سال الگوهای استقراری جوامع انسانی منطقه را تحت تاثیر قرار داده است. محدوده مورد مطالعه دریاچه جایدر و روش تحقیق توصیفی- تحلیلی و میدانی بود. از ابزارهایی مانند نقشههای توپوگرافی، زمینشناسی، تصاویر ماهوارهای، GPS و نرمافزارهای Arc GIS و Global Mapper جهت بررسی تغییر الگوی استقرار محوطههای باستانی استفاده شده است. مطالعه 27 محوطه باستانی شناسایی شده در حوضه رسوبگذاری دریاچه جایدر از یکسو منجر به شناخت الگوهای استقراری متفاوتی طی دوره زمانی فراپارینهسنگی تا اواخر دوران اسلامی در این محدوده شد؛ و از سوی دیگر، شناخت الگوهای استقراری طی این دوران، باعث روشن شدن وضعیت تغییرات محیطی حوضه رسوبگذاری دریاچه جایدر شد. نتایج نشان داد که الگوی استقرار محوطههای باستانی بعد از رخداد زمینلغزش کبیرکوه و تشکیل دریاچه جایدر، از دوره فراپارینهسنگی تا اواخر دوران اسلامی به تبعیت از تغییرات سطح آب دریاچه و ضخامت رسوبات پادگانه دریاچه بوده است.
فناوری و گونهشناسی مجموعۀ دستافزارهای سنگی محوطۀ روباز پارینهسنگی جدید گرمرود 2، بلیران، آمل، مازندران
دوره 1، شماره 1، بهار 1394، صفحه 15-27
https://doi.org/10.22034/irqua.2015.701850
مهکامه ابوالفتحی، حامد وحدتی نسب، حسن فاضلی نشلی، اصغر عسگری خانقاه، بنوآ شوریه
چکیده سرزمین ایران با توجه به موقعیت جغرافیایی و اقلیمی مناسب خود، در بین جوامع پیش از تاریخ شاهراه ارتباطی مهمی بوده است و برای شناخت جوامع انسانی در دورۀ پلیئستوسن ناحیهای کلیدی به شمار میرود. تاکنون محوطههای پارینهسنگی بسیاری در ایران شناسایی شدهاند، اما دانش ما در مورد محوطههای پارینهسنگی جدید به منطقۀ زاگرس محدود میشود. محوطههای منتسب به این دوران در بخش شمالی رشتهکوههای البرز و جنوب دریای مازندران ناشناخته بودهاند. محوطۀ گرمرود 2، در سال 1384 توسط گروه مشترک دیرینانسانشناسی ایران- فرانسه کشف شد. اهمیت آن در این است که تنها محوطۀ روباز در دورۀ پارینهسنگی جدید در شمال ایران است و خلأهای مطالعاتی بین محوطههای پارینهسنگی میانی و فراپارینهسنگی یافتشده در این منطقه را پوشش میدهد. دستافزارهای سنگی حاصل از سه فصل کاوش در این محوطه (1385 الی 1387) محور این پژوهش است. مطالعۀ گونهشناسی و فناوری دستافزارهای سنگی این محوطه، با توجه به فراوانی تیغهها و ریزتیغههای بهدست آمده در کنار بقایای استخوانی و آثاری که روی آنها به جای مانده بود نشان داد که این محوطه در مدتزمان کوتاه، در دوران پارینهسنگی جدید محوطۀ شکار و قصابی استفاده شده است.
