استفاده از هوش مصنوعی در نقشه برداری واحدهای کواترنری
دوره 8، 3 و 4، اسفند 1401، صفحه 389-413
https://doi.org/10.22034/irqua.2023.705273
حمید نظری، جلال کرمی، سعید عارفی پور، الناز آقاعلی
چکیده پیشرفت دانش و فناوری، سبب آزادسازی و دسترسی عمومی به دادههای مکانی-زمانی در مقیاس متوسط و بزرگ در طیفهای مختلف شده است. آنچه که منجر به بیش از سه دهه نظارت مستمر پوسته زمین از بالای جو در مدارهای مختلف توسط ماهوارههای چند حسگر شد، اکنون بر روی یک پلت فرم عمومی تنظیم شده است و برای استفاده تحقیقاتی، دولتی و تجاری قابل دسترسی می باشد. دسترسی نامحدود به تمام داده های از پیش موجود مبتنی بر مکان، امکان زمان بندی و پردازش بسیار سریع در محیط ابری سرور با نمونه های از پیش آماده شده و امکان بارگذاری دادهها علاوه بر آنچه در سرور وجود دارد را فراهم می سازد. در سالهای اخیر دیدگاه جدیدی برای تعریف مجدد استفاده از دادههای ماهوارهای چندحسگر و سرور ایجاد شده است. هدف از این پروژه تدوین و توسعه روشهای جدید برای تهیه نقشههای موضوعی زمینشناسی بر اساس دادههای ماهوارهای از قبل موجود و فرآیند محاسبات ابری بر روی سرورهای عمومی مانند GEE همراه با کنترلهای میدانی و آزمایشگاهی است. با به کارگیری روش شناسی جدید، بستر مناسبی برای انتقال دانش و فناوری و نهادینه سازی آن در صنعت و دانشگاه فراهم می شود. اکتشافات معدنی و آلایندههای معدنی، با قابلیت تفکیک پذیری واحدهای جغرافیایی، ماهیت و منبع ترکیبات در محدوده هدف در مقیاس 1:100,000 می باشد.
ارائه سیستم نظاممند، یکپارچه و بومیسازی شده جهت انجام فهرستبرداری و ارزیابی کمّی ژئوسایت ها در ایران
دوره 8، 3 و 4، اسفند 1401، صفحه 525-554
https://doi.org/10.22034/irqua.2023.705465
نازنین بدری کللو، حنانه حامی مطلق، مرتضی شیخ
چکیده از گامهای مهم در حفاظت و مدیریت و بهرهبرداری پایدار از پدیدهها و عوارض زمینشناختی (ژئوسایتها) شناسایی و تعیین ویژگیهای سایتها (فهرستبرداری) و سپس ارزیابی کمی (اولویتبندی) آنهاست. بنابراین ارائه یک سیستم نظاممند، یکپارچه و بومیسازی شده جهت انجام فهرستبرداری و ارزیابی از ژئوسایتها در کشور ضروری است. مقاله مذکور به ارائه روش بومی فهرستبرداری و ارزیابی کمی ژئوسایتها در کشور بر اساس بررسی، مطالعه، برداشت و تلفیق بهترین پژوهشها و مطالعات منتشر شده بینالمللی و تجربیات کارشناسی نویسندگان، مصاحبه با متخصصان و خبرگان میراثزمینشناختی در کشور پرداخته است. در این پژوهش با مطالعه و بررسی مطالعات پیشین در زمینه ارزیابی ژئوسایتها، روشهای برتر انتخاب شد و پرکاربردترین و پرتکرارترین معیارهای ارزیابی احصا گردید. همچنین مضامین اصلی به عنوان شاخصهای ارزیابی از روش تحلیل مضمون و بر مبنای مصاحبههای انجام شده با خبرگان و متخصصان ذیربط، تعیین گردید. بهمنظور اولویتبندی و وزندهی شاخصهای شناسایی شده، جدول نتایج کدگذاری در قالب پرسشنامه بستهای بر مبنای طیف لیکرت مجدد در اختیار خبرگان قرار گرفت. در تعاریف شاخصها ویژگیهای زمینشناختی، جغرافیایی، عوامل طبیعی و همچنین شرایط اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی کشور در نظر گرفته شده است.
ارزیابی توان زمین گردشگری ژئوسایتهای منتخب منطقه سردشت در استان آذربایجان غربی
دوره 7، 3 و 4، اسفند 1400، صفحه 242-260
https://doi.org/10.22034/irqua.2022.702434
مریم رحمتی، جواد درویشی خاتونی، علی محمدی، سارا نری میسا، سیامک شرفی
چکیده در این مقاله به مقایسه و ارزیابی ژئوسایت های شهرستان سردشت با استفاده از دو مدل بریلها و زوروس پرداخته شده است. با استناد بر روشهای پیمانی، ارزش ژئومورفولوژیکی سایتها با استفاده از شش معیار علمی- آموزشی، تنوع زمینشناختی، زیستمحیطی و زیباییشناختی، ارزش فرهنگی، خطرات بالقوه و نیازهای حفاظتی و پتانسیل برای استفاده (کاربری) موجود در روش زوروس و چهار معیار علمی، آموزشی، گردشگری بالقوه و خطر اضمحلال موجود در روش بریلها بررسی و مقایسه شده است. طی بررسی اولیه توسط کارشناسان خبره و افراد محلی، سه ژئوسایت از دایره ارزیابی با توجه به معیارهای گفته شده خارج و سپس تعداد 15 پرسشنامه برای ارزیابی دو ژئوسایت اصلی و منتخب تهیه و توزیع شد. نتایج ارزیابی نشان داد در مدل بریلها بالاترین ارزش را شاخص خطر اضمحلال و پائینترین ارزش را شاخص گردشگری به خود اختصاص داده است. از نظر درجه خطر اضمحلال، دو ژئوسایت مجموعه آبشار های سه گانه شلماش و مجموعه اشکال چشمه تراورتنی کانی برازان در وضعیت متوسط قرار دارد که اگر با مدیریت بهینه حفاظت نشوند در آیندهای نه چندان دور میتوانند در وضعیت خطر بالای اضمحلال قرار بگیرند. نتیجه ارزیابی ژئومورفوسایتها با مدل زوروس نشان داد کمترین امتیازات شاخص مربوط به عیار حفاظتی و زیست محیطی و بالاترین رتبه شاخصها مربوط به عیار علمی است. لذا با توجه به نتایج این ارزیابی، از یک طرف بر ضرورت داشتن برنامه ای بلندمدت و اصولی در منطقه که بتواند امکان راه اندازی شبکهای از فعالیتهای نظارت و حراست از ژئومورفوسایتها را فراهم کند و از طرفی ارتقاء هویتهای محلی، ایجاد زیرساختهای گردشگری، توسعه محصولات و خدمات جدید محلی، ایجاد فرصتهای جدید شغلی، تشویق رشد اقتصاد محلی و در نتیجه دستیابی به توسعه پایدار محلی را سبب شودتاکید میشود.
ارزیابی عملکرد نسل پنجم مدلهای گردش عمومی جو در پیشبینی بارش های سامانه مونسون اقیانوس هند بر فراز جنوب سیستان و بلوچستان، با استفاده از تغییرات دیرینه هیدرولوژیکی منطقه
دوره 7، 3 و 4، اسفند 1400، صفحه 291-305
https://doi.org/10.22034/irqua.2022.702437
علیرضا واعظی
چکیده در این مطالعه تغییرات هیدرولوژیکی آینده در جنوب استان سیستان و بلوچستان بر اساس مجموعه دادههای آب و هوای سی ساله (1989-2019) ایستگاه سینوپتیک ایرانشهر پیشبینی گردید. سپس نتایج با تغییرات دیرینه اقلیمی در منطقه، برای درک دقیق تغییرات شدت و مکان سامانه مونسون اقیانوس هند بر فراز جنوب شرق ایران مقایسه گردیدند در این راستا با استفاده از مدل LARS-WG و دادههای گردش عمومی جو مستخرج از پنج مدل (EC-EARTH، GFDL-CM3، HadGEM2-ES، MIROC5، MPI-ESM-MR)، دمای کمینه، دمای بیشینه و میزان بارش برای آینده (2061-2080) تحت سناریوهای انتشار RCP 4.5 و RCP 8.5 پیشبینی شد. نتایج نشان می دهد که میانگین 20 ساله دما در محدوده 2/3 تا 6/4 درجه سانتی گراد تحت RCP 8.5 نسبت به دوره پایه افزایش می یابد. نتایج مدل سازی، تغییرات ناچیزی در بارش مونسونی آینده تحت هر دو سناریو در مقایسه با دوره پایه را پیشبینی میکند. نتایج مطالعات دیرینه اقلیمی نشان می دهد این تغییرات ناچیز با تغییرات واقعی دیرینهاقلیمی که در دورههای گرم/مرطوب گذشته در منطقه رخ داده است، سازگار نیست. با توجه به رابطه مستقیم بین افزایش بودجه تشعشع زمین و افزایش میزان مهاجرت به سمت شمال مرز منطقۀ همگرایی بین حارهای و به تبع آن تقویت مونسون تابستانه اقیانوس هند در جنوب شرقی ایران از اواخر پلیستوسن، افزایش شدت بارش های سامانه مونسون اقیانوس هند بر فراز منطقه در آینده قابل انتظار است.
مدلسازی تخریب اراضی در حوضه آبخیز طالقان
دوره 7، 1 و 2، شهریور 1400، صفحه 224-241
https://doi.org/10.22034/irqua.2021.702429
پریسا خرازی، جمال قدوسی، حسن کریم زادگان، میرمسعود خیرخواه زرکش
چکیده تخریب اراضی از پدیدههای منفی اثرگذار بر محیطزیست است و سبب کاهش تدریجی عملکردهای اکوسیستم میشود. با در نظر گرفتن این که بیش از نیمی از مساحت حوضه های آبخیز ایران در مناطق خشک و نیمه خشک واقع شده اند، تخریب اراضی مسئله بسیار مهمی تلقی میشود. تحقیق حاضر با هدف ارائه مدلی جهت برآورد تخریب اراضی در حوضه آبخیز طالقان صورت گرفته است. از نقشههای کاربری اراضی در 4چهار دوره زمانی 1970، 1987، 2002 و 2016، مبتنی بر سامانه اطلاعات جغرافیایی جهت برآورد تخریب اراضی بهرهگیری شده است. شدت تخریب اراضی نیز با استفاده از مدل سازمان خواربار و کشاورزی برای برآورد فرسایش خاک برآورد شد. در نهایت مدلی کاربردی برای بررسی وضعیت فعلی تخریب اراضی در مقیاس حوضه آبخیز ارائه شده است. این مدل دارای 6 معیار و 43 شاخص است که مجموع نمرات آنها در شش کلاس، وضعیت تخریب اراضی را مشخص میکند. نتیجه بررسی وضعیت تخریب اراضی با استفاده از مدل در حوضه آبخیز طالقان به عنوان منطقه تحقیق نشان داد که شدت تخریب اراضی در 5/9% از وسعت آبخیز کم، و به ترتیب در 71، 19 و 5/0 درصد از وسعت آبخیز متوسط، نسبتا "زیاد و زیاد است.
کاربرد روشهای ژئوفیزیکی و فرکتال در شناسایی گسل های رسوبات آبرفتی منطقه درکه تهران
دوره 6، شماره 3، پاییز 1399، صفحه 449-468
https://doi.org/10.22034/irqua.2020.702377
محسن جهان بین، سید رضا مهرنیا، حمیدرضا شیروانی مهدوی، حبیب رحیمی
چکیده هدف اصلی این پژوهش شناسایی گسلها در منطقه درکه تهران بود. برای این منظور، پروفیلهای ژئوالکتریک با آرایه ونرـ شلومبرژه، رادار نفوذی به زمین (GPR)، و برای سنجش فرکتالی پروفیل ژئوالکتریک از تابع نمایی پراشـ مسافت استفاده شد. در بازدیدهای میدانی انجامشده شکستگیها و گسلخوردگیهایی با امتدادهای مختلف در سطوح وسیعی از سنگهای منطقه تشخیص داده شد. گسل شمال تهران مهمترین و تأثیرگذارترین گسل منطقه مورد مطالعه است. از دیگر گسلهای فرعی منطقه میتوان به گسلهای امامزاده داود و دربند و شیرپلا اشاره کرد. نتایج پردازش پروفیل ژئوالکتریک نشاندهنده افت بسیار شدید مقاومت ویژه در فاصله 96 متری پروفیل به علت وجود یک زون گسلی است. کمینه تغییرات مقاومت ویژه الکتریکی تحت روش فرکتالی انجامشده نشاندهنده روند خطی همراه با افت نسبی بعد فرکتال است. در برخی مناطق افزایش نامتعارف بعد فرکتال و ایجاد شرایط آشوبناک بیانگر مناطق گسله و خردشده است. همچنین، تغییرات مرتبط با افت شدید دامنه امواج الکترومغناطیسی در رادارگرام GPR در فواصل 90 تا 100 متری مؤید وجود حتمی زون گسلی در منطقه مورد مطالعه است.
ارزیابی تغییرات سواحل جنوبی استان خوزستان با استفاده از مدل LCM
دوره 6، شماره 3، پاییز 1399، صفحه 469-483
https://doi.org/10.22034/irqua.2020.702378
محمدجواد بهمنی، خلیل رضایی، عبدالرضا هاشمی
چکیده خطوط ساحلی از مناطقی هستند که حساسیت بالایی در برابر فرسایش و رسوبگذاری دارند. خطوط ساحلی همواره مورد توجه کاربریهای انسانی قرار دارند. ولی با توجه به پتانسیل تغییرپذیری بالایی که دارند در معرض مخاطرات هستند. از مخاطرات رایج مناطق ساحلی پسروی و پیشروی خطوط ساحلی است. با توجه به اهمیت موضوع، در این پژوهش به بررسی تغییرات خطوط ساحلی جنوب استان خوزستان پرداخته شد. در این پژوهش به منظور دستیابی به اهداف مورد نظر از مدل رقومی ارتفاعی 30 متر SRTM، تصاویر ماهواره لندست، نقشههای توپوگرافی ۱:۵۰۰۰۰، و نقشههای زمینشناسی ۱:۱۰۰۰۰۰ به عنوان دادههای تحقیق استفاده شد. ابزار مورد استفاده Arc GIS، ENVI، IDRISI بود. روش کار در این تحقیق به این صورت بود که ابتدا تصاویر ماهواره لندست سالهای 1990، 2000، 2010، 2020 تهیه و پیشپردازشهای لازم بر آنها انجام گرفت. پس از آن نقشههای پوشش زمین طی دورههای زمانی مورد مطالعه تهیه شد. سپس با استفاده از مدل LCM روند تغییرات خط ساحلی منطقه ارزیابی شد. بر اساس نتایج حاصله، خط ساحلی جنوب خوزستان با تغییرات زیادی مواجه شده است؛ طوری که طی سالهای 1990 تا 2020 حدود ۷۰۷ کیلومتر مربع از خشکیهای منطقه مورد مطالعه به پهنه آبی تبدیل شده که عمدتاً مربوط به فرسایش نوارهای ماسهای و همچنین پیشروی دریا بوده است. همچنین، در این دوره حدود ۵/۱۴ کیلومتر مربع از پهنه آبی به خشکی تبدیل شده است.
وارونسازی دوبعدی دادههای گرانیسنجی در شناسایی سنگ کف آبخوانها (مطالعه موردی: بخشی از دشت قطروم استان یزد)
دوره 5، شماره 3، پاییز 1398، صفحه 383-395
https://doi.org/10.22034/irqua.2019.702288
علی پاسیار، عبدالحمید انصاری، احمد قربانی
چکیده اولین قدم برای بررسی آبخوانها و اکتشاف آبهای زیرزمینی شناخت عمق و هندسه سنگ کف آنهاست. روشهای ژئوفیزیک نقش مهمی در بررسی آبخوانها ایفا میکنند. زیرا این روشها یگانه راه شناسایی ساختارهای زیرسطحی عمیق با هزینهای کمتر از روشهای مستقیم، مثل حفاری، هستند. با توجه به پیچیدگی رسوبات آبرفتی از لحاظ جنس و دانهبندی و همچنین جنس و عمق سنگ کف، نحوه مدلسازیهای ژئوفیزیکی و رسیدن به نتیجه مورد انتظار اهمیت بالایی دارد. حل مسائل نامعین، که تعداد پارامترهای ناشناخته بیشتر از تعداد مشاهدات و اندازهگیریها باشد (به دلیل فقدان داده کافی)، بر اساس فیزیک مسئله، در دستگاه معادلات مشتقات جزئی امکانپذیر است. وارونسازی یکی از راههای مفید برای ایجاد یک مدل منطقی و ارتباط بین نتایج مشاهدات و اندازهگیریهاست. در تحقیق پیش رو، یک قالب برای حل مسائل وارون نامعین در نرمافزار کامسول ارائه میشود که در گستره وسیعی از سیستمهای فیزیکی تابع قوانین معادله مشتقات جزئی کاربرد دارد. ابتدا با استفاده از چند مدل مصنوعی و ایجاد دادههای مصنوعی (مدلسازی پیشرو) وارونسازی دوبعدی گرانیسنجی در نرمافزار کامسول اجرا و اعتبارسنجی شد. سپس با استفاده از دادههای گرانیسنجی واقعی، که به صورت دوبعدی در بخشی از دشت قطروم برداشت شده است، ساختار جانبی سنگ کف در طول دو پروفیل بررسی و با نمودار چاههای موجود در این پروفیلها تطبیق داده شد. نتایج نشان داد این روش، ضمن سرعت بالا در محاسبات، قابلیت تفکیک مناطق با اختلاف چگالی کم را با دقت قابل قبول دارد.اولین قدم برای بررسی آبخوانها و اکتشاف آبهای زیرزمینی شناخت عمق و هندسه سنگ کف آنهاست. روشهای ژئوفیزیک نقش مهمی در بررسی آبخوانها ایفا میکنند. زیرا این روشها یگانه راه شناسایی ساختارهای زیرسطحی عمیق با هزینهای کمتر از روشهای مستقیم، مثل حفاری، هستند. با توجه به پیچیدگی رسوبات آبرفتی از لحاظ جنس و دانهبندی و همچنین جنس و عمق سنگ کف، نحوه مدلسازیهای ژئوفیزیکی و رسیدن به نتیجه مورد انتظار اهمیت بالایی دارد. حل مسائل نامعین، که تعداد پارامترهای ناشناخته بیشتر از تعداد مشاهدات و اندازهگیریها باشد (به دلیل فقدان داده کافی)، بر اساس فیزیک مسئله، در دستگاه معادلات مشتقات جزئی امکانپذیر است. وارونسازی یکی از راههای مفید برای ایجاد یک مدل منطقی و ارتباط بین نتایج مشاهدات و اندازهگیریهاست. در تحقیق پیش رو، یک قالب برای حل مسائل وارون نامعین در نرمافزار کامسول ارائه میشود که در گستره وسیعی از سیستمهای فیزیکی تابع قوانین معادله مشتقات جزئی کاربرد دارد. ابتدا با استفاده از چند مدل مصنوعی و ایجاد دادههای مصنوعی (مدلسازی پیشرو) وارونسازی دوبعدی گرانیسنجی در نرمافزار کامسول اجرا و اعتبارسنجی شد. سپس با استفاده از دادههای گرانیسنجی واقعی، که به صورت دوبعدی در بخشی از دشت قطروم برداشت شده است، ساختار جانبی سنگ کف در طول دو پروفیل بررسی و با نمودار چاههای موجود در این پروفیلها تطبیق داده شد. نتایج نشان داد این روش، ضمن سرعت بالا در محاسبات، قابلیت تفکیک مناطق با اختلاف چگالی کم را با دقت قابل قبول دارد.
مدلسازی مخروطافکنه کواترنری با استفاده از دادههای رسوبشناسی و ژئوفیزیک (ژئوالکتریک) در جنوب شرق شهر یزد، ایران مرکزی
دوره 5، شماره 2، تابستان 1398، صفحه 221-236
https://doi.org/10.22034/irqua.2019.702280
بهنام پاشازاده، داود جهانی، راضیه لک، حمید نظری، مهدی محمدی ویژه، میشائیلا براسمایر
چکیده مخروط افکنه ها یکی از لندفرم های پویای کواترنری در نـواحی ششـک انـد بـه همـ ین منظـور جهـش شناسـایی د یـ مخروطافکنۀ جنوب شرق شهر یزد، پس از بررسی تصاویر ماهوارهای، شبکۀ نمونهبـرداری متناسـب بـا محـدودۀ مـورد عدد نمونۀ زیرسطحی رسوب از ترانشـۀ حررشـده برداشـش 2 عدد نمونۀ سطحی و تعداد 22مطالعه تعیین شد و تعداد شد سپس، مطالعات آزمایشگاهی بر رسوبات سطحی و زیرسطحی مخروطافکنۀ مورد مطالعـه اناـام پـفیرفش بـ مطالعات رسوبشناسی، سه نوع تیپ رسوبی گراول گلی، گراول ماسهای، گراول ماسهایـ گلـی شناسـایی شـد و سـه رشسارۀ رسوبی در سمشهای مختلف مخروطافکنه شناسایی شد ب بررسیهای رسوبشناسـی نحـوۀ توزیـ ذرات رسوب و علل این تغییرات ترسیر شد جهش مطالعات زیرسطحی مخروطافکنه، علاوه بر حرر ترانشه، از روش ژئوفیزیک (ژئوالکتریک) نیز استراده شده اسش مطالعات ژئوفیزیک به روش ژئوالکتریک بر اساس مقاومش ویژۀ ذرات رسـوبات و پروفیل ولی و عرضی در مخروطافکنۀ مورد مطالعه صورت پفیرفش در پروفیـل ـولی و در بخـ هـای آاـازین 2در مخروط افکنه مقاومش ویژۀ بالایی نسبش به سمشهـای پایـانی مخـروط افکنـه مشـاهده شـد همننـین، بـ نتـای بهدسشآمده از مطالعات رسوبشناسی، انرژی محیط رسوبی در زمان نهشته شـدن رسـوبات بالاسـش و رسـوبات ایـن مخروطافکنه گرانروی بالایی دارند با توجه به نتای به دسش آمده از مطالعۀ رسوبات و نتای داده هـای ژئوالکتریـک یـک مدل رسوبی ترسیم شد
تغییرات میدان تنش و رژیم گسلش جهت تعیین امکان فعالیت مجدد گسلها در پوشسنگ و مخزن بر اثر تولید و فشارافزایی در میدان نفتی آغاجاری ـ جنوب غرب ایران
دوره 4، شماره 3، پاییز 1397، صفحه 235-251
https://doi.org/10.22034/irqua.2018.702073
حسن فتحی، محسن پورکرمانی، محمد آبدیده، سهیلا بوذری، محمود الماسیان
چکیده تولید و تزریق سیال ممکن است، از طریق تغییر فشار منفذی و تغییرات متناظر در میدان تنش، سبب ایجاد شکست هیدرولیکی، شکست برشی در سطوح ترک، یا فعالیت مجدد گسلها و ناپیوستگیهای موجود توسط کاهش تنش مؤثر شود. بنابراین، تغییر شکل زمین، لرزههای اتفاقافتاده، فعالیت مجدد ناپیوستگیها، و ظرفیت ناتراوایی سنگهای اطراف مجموعه مخزن ـ پوشسنگ از پدیدههای مهم در اجرای پروژههای دربرگیرنده تولید و تزریق گاز در فضاهای زیرزمینی محسوب میشوند. استراتژی موفق در توسعه مخزن مطالعه و مدلسازی ژئومکانیکی مخزن را میطلبد. ساخت یک مدل جامع ژئومکانیکی شامل وضعیت تنش به صورت تابعی از عمق (جهت و مقدار)، خواص فیزیکی سنگ مخزن و سازندهای آن (مقاومت سنگ و مدولهای الاستیک)، تخمین فشار منفذی، و توصیف و توزیع شکستگیها و گسلهاست. در این پژوهش، مدل ژئومکانیکی یکبعدی ساختهشده در میدان مورد مطالعه با استفاده از نرمافزار IP توضیح داده شد و با مدلسازی تحلیلی به بررسی و ارزیابی امکان فعالیت مجدد گسلهای میدان، امکان وقوع شکستگیها طی عملیات تزریق و تولید، و میزان بحران تغییر فشار تزریق و تولید برای ایجاد شکستگیهای کششی و برشی پرداخته شد.
شبیه سازی زمین آماری شاخص کیفیت مغزه حفاری، با بررسی پیوستگی مکانی در لایه متراکم آبرفت کواترنری و سازند سخت معدن گهرزمین، جهت تعیین زونهای تراوا
دوره 4، شماره 2، تابستان 1397، صفحه 177-189
https://doi.org/10.22034/irqua.2018.702038
بهشته نخعی سرودانی، رضا جهان شاهی، امین عصاری
چکیده آبخوان دربرگیرنده پیت معدن گهرزمین از دو بخش آبرفتی و سنگی تشکیل شده است. لایه فوقانی از آبرفتهای کواترنری و سازند سخت زیرین عمدتاً از سنگهای دگرگونی مربوط به کمپلکس گلگهر ساخته شده است. در سازند سخت، به دلیل وضعیت تکتونیکی منطقه و درزها و شکافها و بازشدگیها، آبهای زیرزمینی به سمت پیت معدن تمرکز یافتهاند. وجود این آب در پیت معدن، علاوه بر مزاحمتی که در عملیات استخراج ایجاد میکند، سبب ناپایداری دیوارههای پیت و ایجاد هزینههای اضافی در عملیات انفجار میشود. بنابراین، ضروری است محل زونهای تراوا با استفاده از روشهای زمینآمار شناسایی شوند و در طراحی آینده سیستم زهکشی پیت معدن مدنظر قرار گیرند. در این پژوهش روش شبیهسازی زمینآماری گاوسی متوالی جهت نیل به این هدف به کار رفت. تعداد 87 گمانه اکتشافی در لایه متراکم آبرفت کواترنری و سازند سخت موجود است که دادههای شاخص کیفیت مغزه حفاری (RQD) از آنها برداشت شد. در این مطالعه تحلیل اکتشافی ـ مکانی دادهها، شامل بررسی آمار مقدماتی و نقشه موقعیت مکانی و نمودار فراوانی و تغییرنما روی دادههای متغیر RQD، انجام شد. بررسی آمار مقدماتی نشان داد این متغیر از توزیع نرمال تبعیت نمیکند. اعمال وزن دکلاسترینگ تأثیر چندانی بر توزیع آماری دادهها نداشت. بنابراین، دادهها با یک تبدیل گاوسی به مقادیر نرمال تبدیل شدند و تغییرنمای بدون جهت و جهتدار مقادیر نرمال متغیر مذکور ترسیم شد. سه جهت Azimuth 0-Dip 0، Azimuth 90- Dip 0، و Dip 90 بهترین پیوستگی مکانی را نشان دادند. این سه جهت با یکدیگر تلفیق شدند و یک مدل واحد به آنها برازش یافت. بررسی تغییرنمای سهبعدی نشان داد بیشترین پیوستگی مکانی در جهت شرقی ـ غربی نسبت به دو جهت دیگر وجود دارد. در نهایت شبیهسازی گاوسی متوالی متغیر RQD با استفاده از تغییرنمای سهبعدی مقادیر نرمال صورت گرفت و نقشه عدمقطعیت شبیهسازیها رسم شد. نتایج نشان داد قسمتهای جنوب شرقی، جنوب غرب، و غرب پیت بیشترین احتمال وجود زونهای تراوا را دارند.
ارزیابی آلودگی فلزات سنگین در رسوبات آبرفتی کواترنر با بهرهگیری از RS و GIS در منطقه نصرتآباد، باختر زاهدان
دوره 4، شماره 1، بهار 1397، صفحه 1-21
https://doi.org/10.22034/irqua.2018.701925
نسرین صدر محمدی، خلیل رضایی، علی قربانی
چکیده مطالعات زیست محیطی بر روی رسوبات پهنههای کواترنر امروزه با اهداف مختلفی بطور روزافزون در حال گسترش میباشند. در این مطالعه ابتدا واحدهای سنگشناسی شامل پهنه افیولیتی نصرتآباد با استفاده از سنجش از دور تفکیک شدند. سپس با استفاده از دادههای ژئوشیمی رسوبات آبراههای (350 نمونه) برای شناسایی هر چه بهتر مناطق آلوده و یا در معرض آلودگی به فلزات سنگین عناصر نیکل، سرب، روی، مس و مولیبدن، اقدام به تهیه نقشههای پراکنش شاخص آلودگی (Igeo) و فاکتور آلودگی (CF) شد. همچنین از دو روش آماری چندمتغیره ضریب همبستگی و آنالیز خوشهای، به منظور منشأیابی آماری عناصر مورد استفاده قرار گرفتند. بدین منظور ابتدا برای تعیین وضعیت و روند آلودگی خاک این منطقه بمنظور پهنه بندی هر یک از شاخصهای محاسبه شده، از روش درونیابی کریجینگ استفاده شد. از آنجا که به منظور شناسایی مناطق آلودگی دارای تراکم زیاد و کم در مقیاس محلی، روش وزندهی عکس مجذور فاصله IDW)) مناسبتر است،برای هر یک از شاخصهای محاسبه شده در این پژوهش، از این روش در محیط GIS و برای انجام محاسبات پارامترهای آماری نرم افزارSPSS استفاده شد. نتایج نشان دادند که منطقه نصرتآباد از لحاظ وجود عنصر نیکل دارای آلودگی بسیار بالا بویژه در قسمت جنوب شرقی و همچنین عنصر مس نیز دارای آلودگی متوسط در جنوب منطقه است. در نتیجه با توجه به تفکیک واحدهای افیولیتی منطقه توسط سنجش از دور سنگهای با ماهیت بازیک (گابروها و بازالتها) به عنوان در برگیرنده و منشأ عناصر Ni، Cu موجود در منطقه شناسایی شدند.
مدلسازی دگرگونی آب و هوایی بهمنظور آشکارسازی دوره های خشکسالی دریاچه نئور مبتنی بر رویکردهای دیرینهشناسی وپیشنگری آینده
دوره 4، شماره 1، بهار 1397، صفحه 23-45
https://doi.org/10.22034/irqua.2018.701983
طیبه اکبری ازیرانی، محمود احمدی، عباس علی داداشی رودباری
چکیده هدف این پژوهش پایش خشکسالی دریاچه نئور طی دورههای آب و هوایی دیرینه، فعلی و آینده با رهیافتی آماری-مدلسازی است. برای دستیابی به این هدف از شاخص استانداردشده بارش-تبخیر و تعرق (SPEI) با کاربست دادههای پیمونگاهی، مدل کلانمقیاس فیزیکی آب و هوایی (MCM) و دینامیک سیالات ژئوفیزیکی (GFDL) استفاده شد. سنجههای RMSE و R2 نیز برای اعتبارسنجی مدلسازیها بکار برده شد. نتایج صحتسنجیهای بارش و دما در مقیاس فصلی نشان داده است که مدلسازیهای دیرینه و پیشنگری شده از کارایی قابل قبولی برخوردار هستند. به نظر میرسد در شرایط دیرینه باوجود فراوانی بیشتر دورههای خشک در فصل تابستان نسبت به زمستان؛ شدت دورههای خشکسالی همانند توالی آن در زمستان بیشینه بوده است. افزایش شدت دورههای خشکسالی در فصول سرد سال نشان داده است که دورههای سرد منطقه موردمطالعه در حال گرمتر شدن هستند و با کاهش بارش و افزایش دمای هوا بهصورت محلی، تبخیر-تعرق در منطقه افزایش داشته است. مقایسه شاخص خشکسالی دیرینه، فعلی و آینده نشان میدهد که هرچند وضعیت دریاچه نئور در فصول گرم سال نسبت به دوره دیرینه با کاهش دورههای خشک و افزایش دورههای تر همراه است اما در شرایط آینده، فصول گرم با کاهش دورههای تر و افزایش چشمگیر دورههای خشک همراه خواهد بود.
مناطقی با پتانسیل فعالیت زمینساختی بالا در ناحیه تهران ـ قزوین بر اساس روش تحلیل سلسهمراتبی
دوره 4، شماره 1، بهار 1397، صفحه 119-131
https://doi.org/10.22034/irqua.2018.702017
نوشین بقاء
چکیده غالب مطالعات و پژوهش ها، مرتبط با فرایند های زمین ساختی، بر دگرشکلی ها و حوادث لرزه ای و خطرات ناشی از این رخداد ها در مناطق و نواحی مختلف متمرکز بوده است. اما همچنان که مسلم است در بسیاری از مناطق ما شاهد آسیب های ناشی از فعالیت زمین ساختی بدون رخداد های لرزه ای هستیم. بنابر این برای مطالعه جامع و ارزیابی دقیق تر از فعالیت های زمین ساختی، امروزه مطالعات ریخت زمین ساختی به همراه سایر مطالعات مورد توجه قرار گرفته است. لذا در این پژوهش سعی داریم تا با محاسبه بر روی شاخص های ریخت زمین ساختی متعدد در لبه جنوبی البرز مرکزی در محدوده تهران-قزوین و ارزیابی این شاخص ها با توجه به شرایط زمین ساختی و آب و هوائی مناطقی با فعالیت های زمین ساخت نسبی بالا تر را تعیین نمائیم. این نواحی می توانند مناطقی با میزان پتانسیل خطر بالا در آینده به شمار آیند. در این مطالعه، ما ابتدا مدل ارتفاعی رقومی ناحیه مورد مطالعه را بر اساس نقشه های توپوگرافی متعدد و تصاویر ماهواره ای 30*30 Aster در سیستم اطلاعات جغرافیائی می سازیم. سپس شاخص های ریخت سنجی متعدد را محاسبه و ارزیابی می نماییم.از آن جائی که، میزان ارجحیت این شاخص ها در ارزیابی فعالیت زمین ساخت نسبی یک ناحیه می تواند متقاوت باشد، لذا ما برای پهنه بندی ناحیه به مناطقی با میزان فعالیت زمین ساختی مختلف از روش تحلیل سلسله مراتبی استفاده می نماییم.
کاربرد مدل آماری رگرسیون لجیستیک نادر وقوع در ارزیابی پهنهبندی حساسیت به حرکات تودهای
دوره 3، شماره 3، پاییز 1396، صفحه 231-246
https://doi.org/10.22034/irqua.2017.701912
روح الله آدینه وند، محمد زارع، عزت الله رئیسی
چکیده تهیه نقشه های پهنه بندی زمین لغزش جهت شناسایی و تفکیک مناطق مستعد زمین لغزش و مکان های امن برای توسعه اقتصادی آینده یک ناحیه در کشور لرزه خیز و با تنوع زمین شناسی و توپوگرافی زیادی مانند ایران از حساسیت بالایی برخوردار است. در این مطالعه ضمن بررسی عوامل موثر در رخداد زمین لغزش از مدل های آماری برای تهیه نقشه حساسیت به زمین لغزش در محدوده باغملک-ایذه استفاده شده است. بدین جهت با توجه به این واقعیت که محدوده وقوع پدیده زمین لغزشها نسبت به مساحت کل منطقه مورد بررسی بسیار کوچک بوده و در عمل یک نقطه می باشد، از مدل آماری "رگرسیون لجیستیک نادر وقوع، (RELR)" استفاده گردید. پهنههای زمین لغزش به عنوان متغیر وابسته به پدیده های زمین شناسی و کاربری اراضی، پوشش گیاهی، ارتفاع، شیب، جهت شیب و فاصله از جاده، مناطق مسکونی، رودخانه و گسلها و غیره به عنوان متغیرهای مستقل در مدل RELR وارد گردید. ضریب اثر هر کدام از پارامترها با مدل محاسبه و میزان احتمال بدست آمده از مدل RELR به صورت نقشههای پهنهبندی ارائه شد. ارزیابی کیفیت نقشه پهنهبندی حساسیت به زمین لغزش نشان داد که میتوان از آن در برنامههای مدیریتی بحران وکاهش هزینه در بررسیهای دقیقتر زمین لغزش در منطقه استفاده کرد.تهیه نقشه های پهنه بندی زمین لغزش جهت شناسایی و تفکیک مناطق مستعد زمین لغزش و مکان های امن برای توسعه اقتصادی آینده یک ناحیه در کشور لرزه خیز و با تنوع زمین شناسی و توپوگرافی زیادی مانند ایران از حساسیت بالایی برخوردار است. در این مطالعه ضمن بررسی عوامل موثر در رخداد زمین لغزش از مدل های آماری برای تهیه نقشه حساسیت به زمین لغزش در محدوده باغملک-ایذه استفاده شده است. بدین جهت با توجه به این واقعیت که محدوده وقوع پدیده زمین لغزشها نسبت به مساحت کل منطقه مورد بررسی بسیار کوچک بوده و در عمل یک نقطه می باشد، از مدل آماری "رگرسیون لجیستیک نادر وقوع، (RELR)" استفاده گردید. پهنه های زمین لغزش به عنوان متغیر وابسته به پدیده های زمین شناسی و کاربری اراضی، پوشش گیاهی، ارتفاع، شیب، جهت شیب و فاصله از جاده، مناطق مسکونی، رودخانه و گسلها و غیره به عنوان متغیرهای مستقل در مدل RELR وارد گردید. ضریب اثر هر کدام از پارامترها با مدل محاسبه و میزان احتمال بدست آمده از مدل RELR به صورت نقشههای پهنهبندی ارائه شد. ارزیابی کیفیت نقشه پهنهبندی حساسیت به زمین لغزش نشان داد که میتوان از آن در برنامههای مدیریتی بحران وکاهش هزینه در بررسیهای دقیقتر زمین لغزش در منطقه استفاده کرد.
استفاده از داده های سنجش از دور در تعیین محدوده یخچال های زردکوه
دوره 3، شماره 3، پاییز 1396، صفحه 301-314
https://doi.org/10.22034/irqua.2017.701917
هانیه نیل فروشان، بابک ابراهیمی
چکیده یخچالهای طبیعی متاثر از فاکتورهای اقلیمی بوده و لذا به عنوان یک شاخص موثر در بررسی تغییرات اقلیمی، مطالعه می شوند. اگرچه بررسی های مورفومتریک یخچالهای طبیعی بر اساس تجزیه و تحلیل داده های بازتابی سنجنده های ماهواره ای، امکان اندازه گیری رخنمون های یخ را فراهم می سازد، اما شناسایی و تعیین محدوده یخچالهای مدفون شده در زیر واریزه ها و به تبع آن تعیین محدوده واقعی یخچال و سایر پارامترهای آن از جمله سطح و حجم یخچال بر اساس باندهای اپتیکی تصاویر ماهوارهای امکان پذیر نمی باشد. از طرفی وجود منبع سرمایشی یخ در زیر واریزهها که منجر به کاهش قابل توجه دمای سطح واریزه نسبت به مناطق اطراف میگردد، وجه تمایزی برای تفکیک یخچالهای طبیعی پوشیده شده توسط واریزه ها محسوب میگردد. در این تحقیق گسترش یخچالهای طبیعی ارتفاعات زردکوه با تحلیل تلفیقی دادههای حرارتی، اپتیکی (سنجندههای OLI و TIRS لندست 8) بر اساس روش تک پنجره و دادههای رقومی ارتفاعی تعیین گردیده است. به این منظور، پس از اعمال تصحیحات رادیومتریک و هندسی، دمای درخشندگی محاسبه و سپس بر اساس شاخص پوشش گیاهی تفاضلی نرمال شده و مقدار ضریب گسلندگی سطح زمین (LSE) ، دمای سطح زمین (LST) محاسبه گردیده است. بر اساس نتایج این تحقیق سطح پهنه های یخچالی (سطح توام یخ و یخ مدفون زیر واریزهها) در مرداد ماه 1396 برابر با 201 هکتار بوده است که در مقایسه با تحقیقات قبلی، کاهش چشمگیر پهنههای یخی را در دهه گذشته نشان می دهد.
تعیین ارتفاع خط تعادل (ELA) در درهی هراز در آخرین دورهی یخچالی
دوره 2، شماره 4، زمستان 1395، صفحه 305-314
https://doi.org/10.22034/irqua.2017.701948
مجتبی یمانی، حمزه زمانی
چکیده گسترش و بسط نظریهی یخبندان کواترنری به وسیلهی تجزیه و تحلیل دادهها و یافتن ارتباط میان جهت و ارتفاع ناهمواری و چگونگی پدید آمدن اشکال مورفولوژی یخچالی هدفی است که این تحقیق بنیادی در تلاش برای نیل به آن است. بر این اساس، اهداف فرعی زیر مطرح میشوند: الف) شناخت اشکال مورفولوژی یخچالی در درهی هراز؛ و ب) تعیین مرزهای یخچالی کواترنری در البرز مرکزی. درهی هراز، از دامنهی آزادکوه تا درهی اصلی هراز در زردبند، با روند شرقیغربی محل تشکیل اشکال ژئومورفولوژی یخچالی است که این مقاله درصدد است تا با رویکردی آماری، ضمن مطالعهی حدود گسترش یخبندانهای دورهی کواترنری و بازسازی ارتفاع خط تعادل (ELA)، به بررسی توزیع سیرکهای یخچالی منطقه و ارتفاع برفمرز در دورهی یخچالی وورم بپردازد. برای بررسی و بیان چگونگی توزیع سیرکهای یخچالی از روشهای آمار توصیفی و آزمون خی دو استفاده شده است. روشهای گوناگونی برای بازسازی ELA وجود دارد که در اینجا، با روش بررسی کف سیرک، ارتفاع برفمرز دورهی وورم تعیین میشود. نتایج تحقیق ثابت میکنند که در مورد سیرکهای یخچالی بین فراوانیهای مشاهده شده و فراوانیهای مورد انتظار، تفاوت معنیداری وجود دارد و توزیع این سیرکها ناشی از جهت ناهمواری است. در مورد ارتفاع برفمرز دورهی گذشته نیز، ادغام روش بررسی کف سیرک و روشهای آماری پیشنهاد میدهند که در این حوضه، میانگین ارتفاع سیرکهای یخچالی ۲۷۹۹ متر و مقدار نما ۲۷۰۶ متر است. مقدار نما در سیرکهای رو به قطب ارتفاع ۲۸۷۴ متر و در سیرکهای رو به استوا ارتفاع ۲۹۴۱ متر میباشد.
آشکارسازی جابجایی زمین لغزش در پهنه لغزشی پشت قلعه دورود با استفاده از تصاویر ماهوارهای نوری
دوره 2، شماره 1، بهار 1395، صفحه 67-78
https://doi.org/10.22034/irqua.2016.701901
غلامعباس آروان، فریبرز قریب، معصومه خاج معصومی
چکیده استفاده از داده های سنجش از دور، از جمله راهکارهای موثر در پایش و تجزیه و تحلیل مخاطرات زمین ساختی و از جمله زمین لغزش می باشد. در ایران پایش فرایندهای زمین ساختی از قبیل فرونشست و زمین لغزش غالبا با تصاویر راداری انجام می شود. در این مطالعه، برای اولین بار در ایران، از تصاویر VNIR سنجنده ASTER بمنظور تشخیص و آشکارسازی محدوده های زمین لغزش منطقه پشت بادام شهرستان درود استفاده شد. تصاویر مربوط به قبل و بعد از زمین لغزش با استفاده از افزونه COSI-Corr که در نرم افزار ENVI توسعه داده شده است، پردازش شدند. پروسه پیش پردازش تصاویر مربوطه شامل ، رجیستر کردن ، عملیات انطباق و تصحیح سه بعدی انجام شد. به منظور بررسی تغییرات در دو بازه زمانی، با استفاده از افزونه مذکور، عمل انطباق بین دو تصویر انجام گرفت و با انتخاب گزینه نمونه برداری مجدد سینوسی با اندازه زاویه 25 درجه، موتور انطباق فرکانسی، اندازه پنجره 32، اندازه گام 4 و آستانه 90 ، این انطباق انجام شد. خروجی آن به صورت، جابجایی در راستای خاور- باختر، شمالی- جنوبی و نسبت سیگنال به نویز است که ترکیب آنها، تصویر مناطقی است که در بازه زمانی 2001 تا 2008 دچار تغییر شکل سطحی شده، و جابجایی زمین لغزش ها به صورت بخش های انطباق نیافته (پیکسلی) در زمینه ای از تصویر انطباق یافته (بدون پیکسل)، آشکارسازی شده اند.
طبقه بندی لندفرم ها با استفاده از شبکه های عصبی خودسازمانده(Self-organization map) (مطالعه موردی: حوضه آبخیز گاوخونی)
دوره 1، شماره 3، پاییز 1394، صفحه 225-238
https://doi.org/10.22034/irqua.2015.701868
مرضیه مکرم، سعید نگهبان
چکیده امروزه شناسایی لندفرمها و طبقهبندی زمین مبتنی بر روش کارشناسی می باشد که به صورت دستی و با استفاده از عکس های هوایی و نقشه های توپوگرافی انجام می شود که روشی وقت گیر و دارای دقت کمی می باشد. از این رو استفاده از روش های نیمه اتوماتیک و اتوماتیک به منظور طبقه بندی لندفرم ها برای افزایش دقت و سرعت کار، ضروری به نظر می رسد. این پژوهش سعی دارد که به طبقه بندی لندفرم ها بر اساس الگوریتم شبکه های عصبی خودسازمانده (SOM)در حوضه آبخیز گاوخونی بپردازد. پژوهش از نوع تحلیل و توصیفی مبتنی بر روشهای آماری، نرم افزار و میدانی است بدین صورت که که به منظور استفاده از الگوریتم SOM برای طبقه بندی لندفرم ها از 6 پارامتر استفاده شد که شامل جهت (aspect)، ارتفاع (elevation)، شیب (slope)، پروفیل طولی و عرضی (plan , profile) و انحنا (curvature) می باشد. برای این منظور ابتدا با استفاده از شاخص موقعیت توپوگرافی (TPI)، لندفرم های منطقه مورد مطالعه طبقه بندی شدند که از کلاس های لندفرم حاصل از TPI به منظور آموزش مدل SOM استفاده شد. در مرحله بعد از 50 نقطه به عنوان نمونه برای آموزش شبکه استفاده گردید. نتایج حاصل از طبقه بندی لندفرم ها با استفاده از الگوریتم SOM نشان داد که 6 خوشه (کلاس) در محدوده مورد مطالعه وجود دارد، به طوریکه خوشه 1 و 5 شامل لندفرم هایی است که در ارتفاعات زیاد قرار دارند و خوشه 3 شامل لندفرم هایی است که در کمترین ارتفاع واقع شده اند. بقیه خوشه ها شامل لندفرم هایی هستند که در ارتفاعات متوسط در حوضه آبخیز مورد مطالعه قرار دارند. بنابراین از الگوریتم فوق می توان به منظور پیش بینی لندفرم های منطقه مورد مطالعه استفاده کرد.
ارزیابی توان روانگرایی نهشتههای کواترنری بندر امام خمینی
دوره 1، شماره 1، بهار 1394، صفحه 69-82
https://doi.org/10.22034/irqua.2015.701855
مهدی تلخابلو، سید محمود فاطمی عقدا، میلاد معتمدی، زمان مهرگان
چکیده ارزیابی توان روانگرایی نهشتههای کواترنری محدوده بندر امام خمینی با استفاده از دو روش صحرایی آزمایش نفوذ استاندارد (SPT) و اندازهگیری سرعت موجبرشی (Vs) و مقایسه نتایج حاصل از آنها در این مطالعه تحلیل و بررسی شد. خرابی بناها، جادهها، نشست زمین و حتی تلفات جانی ازجمله خطرات پدیده روانگرایی محسوب میشود. بندر امام خمینی بخشی از شهرستان ماهشهر در استان خوزستان است که از لحاظ تقسیمبندی ساختمانی- رسوبی در زون زاگرس قرار گرفته است. برای ارزیابی قابلیت روانگرایی نهشتههای کواترنری با استفاده از آزمایش SPT از طرح سادهشده سید- ادریس و ارزیابی سرعت موجبرشی از طرح انستیتو تحقیقات امریکا استفاده شده است. مقایسه این نتایج همخوانی با یکدیگر را نشان میدهد. کاربرد این نتایج نشانگر قابلیت بالای روش نفوذ استاندارد در پیشبینی روانگرایی در اعماق کم و کاربرد بالای روش موجبرشی در اعماق بالا برای ماسهسنگ سیلتی محل است. با استفاده از نرمافزار GIS نقشه هجوم آب دریا به سمت خشکی تهیه و آبشستگی ذرات ریزدانه به عنوان عامل موثر در روانگرایی معرفی شده است. در نهایت، با تحلیل نتایج و لحاظ کردن شرایط لرزهخیزی منطقه، وضعیت روانگرایی در حد بحرانی تشخیص داده شد که لزوم انجام اقدامات احتیاطی را ضروری میسازد. این اقدامات بهصورت حفر گالری و تراکم خاک پیشنهاد میشود.
