بازسازی بارش دیرینه منطقه کرمان با استفاده از اقلیمشناسی درختی گونه ارس
دوره 7، 3 و 4، اسفند 1400، صفحه 306-339
https://doi.org/10.22034/irqua.2022.702438
محمد مهدی آبادیجو راوری، قاسم عزیزی، مصطفی کریمی
چکیده با توجه به تأثیرگذاری همزمان منابع رطوبتی کوتاه مدت و بلند مدت بر رشد سالانه درختان، هدف این مطالعه بررسی تأثیر منابع مختلف رطوبتی بر رشد درختان ارس در رویشگاه تنگل راور در شمال استان کرمان و سپس بازسازی شرایط بارش با استفاده از حلقههای رشد سالیانه این گونه است. نمونههای برداشت شده از 95 درخت بهوسیله میزکار LINTAB و نرمافزار TSAPWin شمارش، و پهنای آنها با دقت 01/0 میلیمتر اندازهگیری و تطابق زمانی بین منحنیهای رویشی درختان و کیفیت منحنیها بررسی شد. با استفاده از نرمافزار ARSTAN تعداد 4 گاهشناسی از درختان ارس منطقه با بیشترین طول 680 سال (1338-2017 میلادی) ساخته و سپس با روش منحنی نمایی منفی و منحنی برازش سه جملهای 20 ساله ، روندزدایی و استاندارد سازی شدند. ارتباط بین بارش و پهنای حلقهها با استفاده از دادههای سه ایستگاه هواشناسی زرند، راور و کوهبنان استان سنجیده شد. نتایج نشان داد که بارش ماههای پیش از فصل رویش و فصل رویش یا در واقع مجموع بارش در فصل بارندگی اثر مستقیمی بر روی پهنای حلقههای رشد دارد. همچنین، بازسازی بارش ماههای اکتبرتا می منطقه مورد مطالعه برای بیش از 6 قرن با دوره اطمینان 250 ساله با استفاده از رگرسیون خطی انجام گرفت و دورههای خشکسالی و ترسالی متعددی در منطقه شناسایی شد.
رخدادهای خشک اقلیمی هولوسن میانی و پسین در زاگرس مرکزی
دوره 7، 1 و 2، شهریور 1400، صفحه 1-18
https://doi.org/10.22034/irqua.2021.702413
هما رستمی، قاسم عزیزی، حجت دارابی، مهران مقصودی، سحر ملکی، جواد درویشی خاتونی
چکیده پژوهش حاضر با هدف شناسایی و ارائه اطلاعات دقیق از رخدادهای خشک اقلیمی هولوسن میانی و پسین در زاگرس مرکزی انجام شده است. بررسی داده های حاصل از آنالیزهای ژئوشیمی، سن سنجی و حساسیت مغناطیسی بر روی 220 سانتی متر مغزه رسوبی برداشت شده از تالاب هشیلان، امکان بازسازی شرایط اقلیمی 6000 سال گذشته در منطقه زاگرس میانی را فراهم نمود. نتایج این مطالعات نشان دهنده افزایش طوفانهای گرد و غبار در دورههای خشک بود که در دورههای زمانی 5200-5400، 4700-4850، 3700-4200، 3250-3400، 2100-2300 و 1500-1700سال قبل در منطقه رخ دادهاند. بیشترین نوسانات و رخدادهای اقلیمی کوتاه مدت در منطقه متعلق به هولوسن پسین بوده است. همچنین نتایج آنالیزهای ژئوشیمی ، پذیرفتاری مغناطیسی و جرم کاهی گرمایشی، بررسی تغییرات عناصر و نسبت های عنصری رسوبات محیط تالاب نشاندهنده مطابقت رخدادهای خشک به همراه طوفانهای گردوغبار با رخدادهای سرد هولوسن در نیمکره شمالی بود.
مسئله واگرایی در برآورد دما بر اساس حلقههای درختی (مطالعه موردی: رویشگاههای کوهستانی ارس شمال استان کرمان)
دوره 7، 1 و 2، شهریور 1400، صفحه 158-186
https://doi.org/10.22034/irqua.2021.702423
قاسم عزیزی، محمد مهدی آبادیجو راوری، مصطفی کریمی
چکیده آنومالی های اقلیمی مانند گرمایش جهانی در دهه های اخیر باعث بروز "مسئله واگرایی" در سری حلقه های درختی برخی نواحی شده است که توانایی این پروکسی برای بازسازی اقلیمی را دچار چالشهایی نظیر بیشبرآوردی دمای بازسازیشده میکند. در این پژوهش مقایسه داده های ایستگاهی (ایستگاه های زرند، کرمان و داده های CRU TS4.01) با گاه شناسی حلقه های رشد سالانه گونه ارس رویشگاه تنگل راور، در ارتفاعات شمالی استان کرمان، نشان داد که به دلیل افزایش دما همراه با کاهش نسبی بارش در چند دهه اخیر به خصوص از سال 1996 میلادی به بعد، داده های دما با گاهشناسی پهنای حلقه ها دچار واگرایی شده اند و در مقیاس زمانی طولانی، دمای بازسازیشده همخوانی مورد انتظار با برآوردهای جهانی را نشان نمیدهد. در پژوهش حاضر از دو روش برای رفع این مشکل استفاده گردید : در روش اول دمای بهینه (17-5/17 درجه سلسیوس) و آستانههای دمایی محدود کننده رشد درختان تعیین و سپس دماهای بالاتر و پایینتر از آن به ترتیب برای بازسازی دما در دوره دارای واگرایی و دوره بدون واگرایی استفاده شدند. در روش دوم از رگرسیون سه متغیره بین دادههای دما، پهنای حلقه ها و بارش استفاده شد. بارش در دوره مشابه 1901-1995 بازسازی و تا انتهای گاه شناسی به عنوان متغیر سوم برای بازسازی دما به کار گرفته شد. نتایج نشان داد استفاده از رگرسیون سه متغیره با وجود برآورد داده های هموارتر نسبت به داده های واقعی، در کل نتایج بهتری را نسبت به تقطیع دادهها براساس آستانه دما به دست میدهد. با این حال روند افزایش و کاهش دمای بازسازی شده در هر دو روش در مقیاس طولانی مدت نتایج مشابهی دارد.
آبوهوای گذشته بر اساس بازسازی کمّی تعمیم روابط اقلیمـ گرده معاصر به روش MAT
دوره 6، شماره 1، بهار 1399، صفحه 1-22
https://doi.org/10.22034/irqua.2020.702344
محمدامین مرادی مقدم، قاسم عزیزی، احمدرضا محرابیان، فرامرز خوش اخلاق، علی اکبر شمسی پور
چکیده با وجود اینکه بازسازی کمّی با استفاده از گردههای گیاهی از دهههای گذشته آغاز شده است، مطالعات انجامشده درباره آبوهوای گذشته ایران عمدتاً کیفی و مقایسهای است. بازسازی کمّی در مناطق مختلف نیازمند شناخت رابطه بین ترکیبهای گردهای و متغیرهای اقلیمی است و سپس تفسیر گردههای فسیل بر اساس روابط بین آنها انجام میشود. بدین منظور در این پژوهش 119 نمونه برداشتشده از لایه 1 سانتیمتری سطح خاک از غرب ایران و رشتهکوه زاگرس تفسیر شد. دامنه ارتفاعی این نقاط 150 تا 4130 متر از سطح دریا و دامنه دمای میانگین سالیانه آنها از 94/25 تا 1/2 درجه سانتیگراد و دامنه میانگین بارش سالیانه آنها از 203 تا 748 میلیمتر متغیر است. روابط متغیرهای دمای میانگین سالیانه و دمای میانگین فصول زمستان و تابستان و بارش میانگین سالیانه و فصلهای زمستان و تابستان و بهار با ترکیبهای گردهای واکاوی شد. توابع انتقال بر اساس روش مشابهت معاصر (MAT) برای دمای میانگین سالیانه (R2=0.6 و RMSEP=3.74 C)، بارش میانگین سالیانه (R2=0.79 و RMSEP=82.74 mm)، و بارش میانگین فصل بهار (R2=0.62 و RMSEP=21.1 mm) به کار برده شد. نتایج نشان داد ترکیبهای گردهای قابلیت برآورد پارامترهای اقلیمی را دارند. با بهکارگیری مدل MAT برای رکوردهای فسیل دریاچه زریبار در غرب ایران بازسازی کمّی متغیرهای آبوهوایی اواخر پلوئیستوسن و دوره هولوسن در این منطقه صورت گرفت. بازسازی کمّی نشان داد دمای میانگین سالیانه در دوره پلوئیستوسن 4 تا 5 درجه سلسیوس سردتر و بارش میانگین سالیانه 20 درصد کمتر از دوره معاصر بوده است.
بازسازی اقلیم و محیط دیرینه زاگرس میانی
دوره 5، شماره 4، زمستان 1398، صفحه 423-447
https://doi.org/10.22034/irqua.2020.702337
هما رستمی، قاسم عزیزی، سعید بازگیر، حجت دارابی، مهران مقصودی، راجر جان متیوس
چکیده جهت بازسازی شرایط محیطی و اقلیم دیرینه، مربوط به پلئیستوسن پسین و هولوسن (30000 سال گذشته)، در زاگرس مرکزی، از تالاب هشیلان در کرمانشاه مغزههای رسوبی تا عمق 5/5 متری برداشته شد و با استفاده از روش مالتی پروکسی (پذیرفتاری مغناطیسی، جرم کاهی گرمایشی، سن سنجی و ژئوشیمی) مورد مطالعه و آنالیز قرار گرفت . نتایج نشان دهنده آن بود که دوره پلیستوسن پایانی و LGM با شرایط اقلیمی سرد و خشک و طوفان های گرد و غبار در منطقه همراه بوده است. شرایط اقلیمی مذکور با شروع دوره گرم و مرطوب در 18000 سال قبل به پایان رسید که ، با دوره اقلیمی گرم و مرطوب بولینگ آلرود مطابقت زمانی داشته است. هولوسن پیشین با شرایط اقلیمی نسبتا مرطوب به همراه رخدادهای سرد و خشک اقلیمی 2/9 و 2/8 و هولوسن میانی با شرایط اقلیمی گرم و مرطوب تا 5000 سال قبل در منطقه شناسایی شد. همچنین رخدادهای خشک موسوم به 2/4 و 2/3 با افزایش طوفان های گرد و غبار در منطقه تشخیص داده شد. نتایج نشان داد رخدادهای اقلیمی شناساییشده در منطقه با رخدادهای شناختهشده در نیمکره شمالی مطابقت داشته و از یک الگوی مشابه پیروی میکند.
بازسازی تغییرات اقلیم کواترنری پسین با استفاده از پذیرفتاری مغناطیسی لس های سعدآباد گرگان
دوره 5، شماره 3، پاییز 1398، صفحه 279-300
https://doi.org/10.22034/irqua.2019.702283
سحر ملکی، قاسم عزیزی، فرهاد خرمالی، رضا شهبازی، مارتین کهل، عاتکه اصلانی
چکیده شناخت علل تغییرات اقلیمی جهانی یکی از چالشهای مهم علمی است. بازسازی آبوهوای گذشته از بایگانیهای مختلف رسوب و یخ نشان میدهد که آبوهوا میتواند به طور چشمگیری در بازههای زمانی متفاوت، از چندین دهه تا هزاره، تغییر کند. گردوغبار بادی، که با تغییرات آبوهوایی جهانی در ارتباط است، یکی از مؤلفههای مهم سیستم آبوهوایی است که تغییرات ناگهانی گذشته را نشان میدهد. لسها به طور بالقوه میتوانند تغییرات دیرینه محیطی را طی چندین چرخه یخبندان ثبت کنند. در این پژوهش، برش رسوبی سعدآباد، واقع در استان گرگان، جهت بررسی آبوهوای دیرینه، مربوط به MIS ۵e (۱۴۷۰۰۰ تا ۵۷۰۰۰ سال پیش) شمالشرق ایران، با توجه به نبود اطلاعات کافی در خصوص آبوهوای دیرینه و سیستمهای تأثیرگذار بر آن در این دوره زمانی، مطالعه شد. بدین منظور ابتدا مطالعات کتابخانهای و میدانی و سپس مطالعات آزمایشگاهی صورت گرفت و تعداد ۹۲ نمونه به فواصل ۱۰ سانتیمتری از توالی مورد نظر تهیه و برای همه آنها پذیرفتاری مغناطیسی اندازهگیری شد. بر اساس نتایج بهدستآمده، نمونه ها دارای نوسانات افزایشی در بخشهای پالئوسولی و کاهشی در بخشهای لسی بودند. نتایج حاکی از آن بود که برش رسوبی سعدآباد در طول حدود ۱۴۷۰۰۰ تا ۵۷۰۰۰ سال گذشته حدود سه دوره آبوهوایی گرم و مرطوب و سه دوره سرد و خشک داشته است. در دوره آبوهوایی گرم و مرطوب لایههای خاک دیرینه و شبهخاک دیرینه با میزان پذیرفتاری مغناطیسی بالا و در دوره آبوهوایی سرد و خشک لایههای لس با میزان پذیرفتاری پایین تشکیل شده است. آبوهوای دیرینه و پی بردن به جزئیات تغییرات آن در گذشته به برنامهریزیهای مدیریتی و زیرساختی و ایجاد سناریوهای منطقی اقلیمی در کشور کمک شایانی خواهد کرد.
تغییرات اقلیمی ایران در دوره هولوسن
دوره 5، شماره 1، بهار 1398، صفحه 1-25
https://doi.org/10.22034/irqua.2019.702214
قاسم عزیزی، محمود داودی
چکیده مطالعه آبوهوای دیرینه میتواند به ابهامات فراوان درباره تغییرات اقلیمی گذشته پاسخ دهد و راهنمای تغییر اقلیم آینده باشد؛ موضوعی که هرچند در ایران کمتر بدان توجه شده، در دنیا محققان فراوانی را مشغول کرده است. هدف این پژوهش واکاوی تغییرات اقلیمی هولوسن در ایران بود. ازینرو، ابتدا منابع مختلف داخلی و خارجی مرتبط با آبوهوای کواترنری پیشین بررسی و تغییرات اقلیمی عمده این دوره در دنیا شناسایی شد. سپس، با تغییرات اقلیمی همین دوره در ایران مورد مقایسه قرار گرفت. برای راستیآزماییِ نتایج مطالعات مروری از یک نمونه موردی کمک گرفته شد.نتایج نشان داد بین دورههای سرد/ گرم بازسازیشده در مطالعات مرتبط با آبوهوای دیرینه کره زمین در دیگر کشورها، بهویژه منطقه اروپا و آبوهوای دیرینه ایران ارتباط خوبی وجود دارد. فاصله زمانی بازسازیشده این دورهها در ایران با شمال اروپا و امریکا تفاوت زمانی تقریباً 200 تا 300 ساله را نشان میدهد. این دورهها با تأخیر در ایران آغاز شدهاند. همچنین وجود دورههای سرد/ خشک و گرم/ مرطوب در اقلیم گذشته ایران قابل مشاهده است. در همه دورههای گرم مقدار شاخص رطوبتی تعداد گردههای درختی به غیردرختی نسبت به دورههای سرد بیشتر بوده است. به نظر میرسد ایران در دورههای گرم نسبت به دورههای سرد مرطوبتر بوده است.
نقش تغییرات سامانههای بزرگمقیاس جوّی در تکوین آبوهوای پلیئستوسن پسین و هولوسن در زاگرس
دوره 4، شماره 3، پاییز 1397، صفحه 253-271
https://doi.org/10.22034/irqua.2018.702074
رضا صفایی راد، قاسم عزیزی، مهران مقصودی
چکیده کوهستان زاگرس، به منزله بخشی از هلال حاصلخیز که میزبان تمدنهای دیرینه بوده است، گذشته تاریخی شکوهمندی دارد. با توجه به این مهم، پی بردن به شرایط آبوهواییای که این تمدنها در آن میزیستهاند از اهمیت فراوان برخوردار است. در این پژوهش با به کار بردن روشهای پذیرفتاری مغناطیسی و جِرمکاهی گرمایشی بر مغزه رسوبی تالاب هشیلان کرمانشاه، دادههایی با کیفیت زمانی بالا برای بازه زمانی 000/22 تا 200/2 سال پیش تولید شد. نتایج نشان داد در پلیئستوسن پسین، به دلیل شرایط آبوهوایی سرد و خشک، میزان تبخیر بهشدت کاهش یافته و تالاب هشیلان تا 400/15 سال پیش حالت دریاچهای داشته است و پس از آن، با افزایش گرما، به تالاب تبدیل شده است. نتایج این پژوهش رابطه متضاد آبوهوایی بین زاگرس و منطقه آبوهوایی موسمی تابستانه هندوستان، بهویژه در هولوسن پیشین، را آشکار کرد. افزایش خورتابی تابستانه نیمکره شمالی در هولوسن پیشین، که مهمترین واداشت آبوهوایی است، از یک سو سبب تقویت موسمیها و مرطوب شدن مناطق تحت نفوذ آنها شده و از سوی دیگر با تقویت مراکز پرفشار جنبحارهای و استقرار طولانیتر این مراکز بر زاگرس سبب خشکی آبوهوای آن شده است. بر اثر کاهش تدریجی میزان خورتابی از هولوسن پیشین به هولوسن میانی، موسمیها تضعیف و به سمت عرضهای جغرافیایی جنوبیتر جابهجا شدهاند. این وضعیت سبب تضعیف و جابهجایی جنوبسوی پرفشارهای جنبحارهای شده که نفوذ بیشتر بادهای غربی بارانزا به زاگرس و مرطوب شدن آبوهوای آن از حدود 000/6 سال پیش را در پی داشته است.
بازسازی تغییرات محیطی ششصد سال اخیر در جنوب شرق ایران منطقه مطالعاتی: دریاچه سردریا، کوه تفتان
دوره 4، شماره 2، تابستان 1397، صفحه 165-175
https://doi.org/10.22034/irqua.2018.702035
داریوش نورالهی، قاسم عزیزی
چکیده به منظور بازسازی آبوهوای منطقه جنوب شرق ایران، مغزهای به طول 5/5 متر از رسوبات کف دریاچه سردریا، در دامنه کوه تفتان، برداشت شد. روی مغزه مورد نظر آنالیزهای زیستشیمی، شامل سنجش سیلیکاتهای زیستزا و مقدار کل مواد آلی و غیرآلی، به انجام رسید. نتایج سنسنجی نشان داد مغزه مورد نظر 578 سال اخیر را پوشش میدهد. شواهد نشان میدهد تغییرات سیلیکاتهای زیستزا روند کاهشی دارند که میتواند حاکی از افزایش تدریجی دمای تابستانه در منطقه باشد. تغییرات مقدار کل کربن آلی و غیرآلی، که روندی مشابه را نشان میدهند، بین سالهای 1460 و 1650، پیکهای افزایشی مشخصی دارند که همزمان است با عصر یخبندان کوچک در دیگر نقاط دنیا. به طور کلی، شواهد نشان میدهد در عصر یخبندان کوچک دورههای متناوب خشکیهای شدید در منطقه رخ داده که با خشکشدگی کامل سطح دریاچه همراه بوده است. این در حالی است که تحقیقات نشان میدهند عصر یخبندان کوچک شرایط مرطوبتری را در نواحی غربی و شمال غربی به وجود آورده است. این نتایج تأییدکننده واکنشهای متضاد آبوهوایی منطقه جنوب شرق نسب به نیمه غربی کشور طی هولوسن است.
شواهد ژئومورفولوژی کواترنری دشت قزوین و اشتهارد
دوره 3، شماره 4، زمستان 1396، صفحه 331-346
https://doi.org/10.22034/irqua.2018.701919
فرین نایب زاده، عقیل مددی، قاسم عزیزی
چکیده گاهی از سرگذشت و چگونگی تحول شکلهای زمین، از دیرباز ذهن بسیاری از دانشمندان علوم زمین را به خود مشغول ساخته است و این کار با شواهد ثبتشده در حافظهی تاریخی زمین شکلها امکانپذیر است. در این مقاله شواهد ژئومورفولوژی کواترنری دشت اشتهارد و قزوین بهمنظور پی بردن به چگونگی تحول این منطقه، با استفاده از بازدیدهای میدانی و تهیه ی نقشهی ژئومورفولوژی منطقه در نرمافزار ArcMap، نمونهبرداری از رسوبات از محل ترانشه ها و لندفرم ها، و استفاده از مدل ارتفاع رقومی با دقت 5/12 متر، موردبررسی و تجزیهوتحلیل قرارگرفته است. ابتدا شواهد پالئوژئومورفولوژی منطقه شناسایی، و نمونهبرداری شد. سپس نمونهها به آزمایشگاه منتقلشده و مورد آزمایشهای گرانولومتری، مورفوسکپی و هیدرومتری قرار گرفت و نمودارها و آنالیزهای رسوبی در نرمافزار GRADISTAT 4 انجام شد. در پایان با برقراری ارتباط میان نتایج بهدستآمده از تحلیل ژئومورفولوژیکی منطقه، نتایج آزمایشگاه رسوبشناسی و تحلیلهای ارتفاعی چگونگی تغییر و تحول دشت اشتهارد مورد بررسی قرار گرفت. بر این اساس یک دریاچه درگذشته در شمال اشتهارد و جنوب غربی دشت قزوین وجود داشته است که توسط یک طاقدیس کشیدهی کم ارتفاع به نام تاقدیس حلقه در از جنوب محدود بوده است. در اثر بالا آمدن آب این دریاچه، آب از این ارتفاعات سرریز کرده و شروع به باز کردن مسیر خود می کند. آب تخلیهشده از دریاچه در پشت ارتفاعات یک دریاچه ی دیگر به عمق 10 متر به وجود می آورد و درنهایت سرریز آن در منحنی ارتفاعی 1140 متر، مسیر خود را تا دریاچه ی قم کنونی باز میکند. بعدازآن، دریاچه در شمال و جنوب تاقدیس حلقه در از بین رفته و کف آن تحت تأثیر فرسایش رسوبات قرار می گیرد.
دورۀ پلیئستوسن جدید در شمال دشت کویر مرکزی و شکلگیری محوطههای پارینهسنگی؛ مطالعۀ موردی: محوطۀ میرک سمنان
دوره 3، شماره 4، زمستان 1396، صفحه 405-430
https://doi.org/10.22034/irqua.2018.701924
سید میلاد هاشمی، حامد وحدتی نسب، ژیل بریون، گیوم ژمه، قاسم عزیزی، مژگان جایز، گیوم گران، مریم حیدری، محمد اخوان خرازیان، اصغر ناطقی، عالیه عبداللهی
چکیده محدودۀ مورد بررسی در این مقاله، حاشیۀ شمالی دشت کویر مرکزی ایران است. نظر به وسعت پهنۀ یاد شده، این نوشتار تنها به محوطههای پارینهسنگی موجود در استان سمنان امروزی اختصاص دارد. محوطههای پارینهسنگی کشف شده در این حوزه شامل میرک، دلازیان، صوفیآباد و چاهجم هستند که شواهدی از حضور گروههای انسانی در طول آخرین چرخۀ یخچالی ارایه میکنند. تحولات فرهنگی پهنۀ یاد شده در فلات مرکزی ایران در طول آخرین چرخۀ یخچالی کمتر شناخته شده است. علاوه بر آن، نوسانات اقلیمی-محیطی پلیئستوسن جدید در این پهنه تاکنون بررسی نشده است. بنابراین، امکان تحلیل اطلاعات محوطههای باستانشناسی پارینهسنگی براساس اطلاعات دیریناقلیمی تاکنون وجود نداشته است. براساس یافتههای باستانشناختی، به نظر میرسد در طول دوران پلیئستوسن جدید، پهنۀ یاد شده هم به عنوان کوریدور برای گسترش قلمرو زیستی گروههای انسانی و هم به عنوان محل زندگی استفاده میشده است. نوشتار پیشرو که حاصل چند فصل فعالیت میدانی باستانشناختی در شمال دشت کویر مرکزی در استان سمنانِ امروزی است، یکی از نخستین تلاشها برای کسب اطلاعات دیریناقلیمی-محیطی و تحلیل مقدماتی یافتههای باستانشناختی براساس آن محسوب میشود. اطلاعات مورد استفاده در این نوشتار اغلب از بررسی یافتههای کاوش در محوطۀ پارینهسنگی میرک، در حدود 8 کیلومتری جنوب شهر سمنان، حاصل شده است. روش کار، پیوستن اطلاعات در شاخههای گوناگونِ علمی (رویکرد چندرشتهای) و ارایۀ تحلیلهای مقدماتی براساس این اطلاعات، در چهارچوب بومشناسی رفتاری انسان است.
شواهد رسوبشناختی میرک از تغییرات مکرر سطح تراز آب و رطوبتِ در دسترس حکایت میکند که میتواند با تحولات اقلیمی در مقیاسهای گوناگون مرتبط باشد (مثلاً ارتباط با نوسانات هزارهای در آخرین چرخۀ یخچالی). احتمالاً در نتیجۀ این تحولات، ویژگیهای چشمانداز چون پراکنش پوشش گیاهی و در نتیجه، گروههای جانوری تغییر میکرد. از طرفی، آخرین مرحلۀ یخچالی در مقیاس قارهای و منطقهای بطور کلی، دورهای سرد و خشک محسوب میشود. بر این اساس، میتوان انتظار داشت که در این دوره، محیطهای معیشتی در پهنههای قارهای (چون فلات مرکزی ایران) اصطلاحاً تکه تکه شوند. بنابراین، از روی نتایج کاوش میرک و بررسی یافتههای سایر محوطههای بیان شده، احتمالاً میتوان تا حد قابل قبولی به بازسازی مقدماتی ویژگیهای چشمانداز مورد مطالعه، زمان حضور گروههای انسانی در آن و برخی ویژگیهای مرتبط با تحرک و معیشت این گروهها پرداخت. به نظر میرسد از دید بومشناسی، یافتههای میرک بیش از همه قابل انطباق با مدلهای مرتبط با تحرک بالای آمایشی، اختصاص مکان(های) مرکزی و زندگی در گروههای پرجمعیتتر باشد. حضور در چشمانداز هم احتمالاً از نوع مکرر ولی ناپیوسته بوده است. چنین شرایطی برای سه محوطۀ دیگر هم احتمالاً قابل ادعاست. احتمالاً هیچکدام از محوطههای باستانشناختیِ پهنۀ مورد بحث، حضور پیوسته و بدون گسست زمانی گروههای انسانی را در طول پلیئستوسن جدید نشان نمیدهند.
نقش و تأثیر تغییر اقلیم بر اهلی شدن و تغییرات فراژنتیکی گندم
دوره 2، شماره 3، پاییز 1395، صفحه 211-227
https://doi.org/10.22034/irqua.2016.701939
قاسم عزیزی، مصطفی کریمی، هما رستمی، سحر ملکی
چکیده تغییرات اقلیمی همواره از راه ایجاد تغییر در مؤلفههای محیطی، اثرات بسیاری بر انقراض ، انطباق و یا سازگاری گیاهان و جانوران داشته است. نتایج بهدستآمده از تحقیقات انجامشده بر چگونگی اهلیشدن گندم و تغییرات ژنتیکی آن نشاندهنده وجود ارتباط میان این تغییرات شرایط آبوهوای گذشته و تغییرات ژنتیکی گندم میباشد. در بیش از ۱۲۵۰۰ سال قبل، گندم برای سازگاری با شرایط اقلیمی سردتر و دارای بادهای شدیدتر با تشکیل یاختههای کوچک و تغییر در اندازه و شکل دانهها و کوتاه و ضخیمتر نمودن ساقه بهنوعی سازگاری در برابر تغییرات ناگهانی اقلیم دستیافت. تغییر اقلیم انسان منشأ کنونی و گرمتر شدن شرایط اقلیمی در عرضهای پایین و میانی در کاهش میزان باروری، تغییر در اندازه، شکل و کیفیت دانههای گیاهان و بهویژه غلات جهت رسیدن به سازگاری با شرایط اقلیمی حاضر مؤثر است. با انتقال کمربندهای کشاورزی به عرض های بالا اگرچه شرایط دمایی مطلوبی جهت رشد گندم وجود خواهد داشت اما عواملی همچون رطوبت زیاد، فقیر بودن خاک این عرضها ازلحاظ مواد آلی و کمضخامت بودن خاک از مهمترین مسائلی است که کشت گندم را محدود میکند ، همچنین احتمال بروز انواع آفات و بیماریهای قارچی غلات افزایش خواهدیافت. در این پژوهش با استفاده از مرور مقالات معتبر در سطح ملی و بین المللی سعی بر آن شد تا با توجه به تغییر اقلیم در عصر حاضر و بحث امنیت غذایی، رشد و سازگاری گونههای گندم در شرایط اقلیمی متفاوت درگذشته مورد بررسی قرار گیرد تا بتوان با توجه به میزان تغییرات بارش و دما در آینده گونههای دارای سازگاری بالاتر را جهت تولید، انتخاب و مکانهای مناسب را جهت کاشت این محصول معرفی نمود.
گردههای فسیل دریاچه پریشان از دیدگاه آبوهواشناسی دیرینه
دوره 1، شماره 3، پاییز 1394، صفحه 265-280
https://doi.org/10.22034/irqua.2015.701871
محمود داوودی، قاسم عزیزی، ولی الله مظفریان، رضا صفایی راد، داوود سلمانی
چکیده امروزه مطالعات آب وهواشناسی دیرینه به دلیل کاربرد در مسایلی چون بررسی تغییرات آب وهوایی گذشته کره زمین، باستانشناسی، درک میزان تأثیر انسان بر تغییرات زیست محیطی، بازسازی دادههای آب و هوایی طولانی مدت، شبیه سازی محیطهای دیرینه یکی از محبوبترین زمینه های مطالعاتی شده است. از جمله روشهای متداول در مطالعات آب وهواشناسی دیرینه روش گردهشناسی است و از جمله مهمترین ابزار این روش، اطلس های گردهشناسی هستند. در ایران مطالعات آب وهواشناسی دیرینه و به تبع آن روش گردهشناسی سابقه چندانی ندارد و کمبودهای زیادی در این رشته وجود دارد. از جمله این کمبودها میتوان به نبود اطلس گرده های گیاهی ایران اشاره کرد. با توجه به این مسئله در این مقاله سعی شده است با ارایه گردههای گیاهی حوضه آبریز دریاچه پریشان، بخشی از این خلاء پر شود. بدین منظور گرده گیاهان منطقه و مغزه دریاچه پریشان استخراج شد. برای جداسازی گرده های گیاهی از نمونه رسوبی از روش استاندارد استخراج گردههای گیاهی استفاده شد. استفاده شد. در نهایت با تهیه اسلاید و کدگذاری آنها، توسط میکروسکوپ نوری گردهها، شناسایی و عکسبرداری شدند. در مجموع تعداد 28 گرده شناسایی شد که مشخصات و تصویر هر گرده ارایه شده است.
