کلیدواژه‌ها = ایران

تحول ماگمایی سنگ‌های آتشفشانی جاده هراز: شواهد پتروگرافی و ژئوشیمی کانی‌های پلاژیوکلاز و آمفیبول

دوره 11، 1 و 2، شهریور 1404، صفحه 1-19

https://doi.org/10.22034/irqua.2026.2086702.1064

رامین مازندرانی، سید جمال شیخ ذکریایی، سید مجتبی مرتضوی، منصور وثوقی عابدینی، عبدالله یزدی

چکیده آتشفشان دماوند به‌عنوان بلندترین آتشفشان ایران و خاورمیانه، در فاصله حدود ۵۰ کیلومتری شمال‌شرقی تهران واقع شده است. سنگ‌های آتشفشانی منطقه جاده هراز عمدتاً شامل الیوین‌بازالت، تراکی‌آندزیت و تراکی‌آندزیت بازالتی هستند که فازهای کانیایی اصلی آن‌ها پلاژیوکلاز، پیروکسن و الیوین ایدنگزیتی را دربر می‌گیرند. مطالعات پتروگرافی نشان‌دهنده حضور بافت‌هایی نظیر هیالو‌میکرولیتیک پورفیریک، گلومروپورفیری و حفره‌دار در این سنگ‌ها است. وجود شواهد غیرتعادلی از جمله بافت غربالی در پلاژیوکلازها، منطقه‌بندی ترکیبی نوسانی و معکوس، اپاسیته‌شدن آمفیبول‌ها و حضور قطعات بیگانه سنگی، بیانگر عدم تعادل میان مذاب و بلور و حاکی از تحول ماگما در یک سیستم ترمودینامیکی باز است. بررسی این ویژگی‌ها نشان می‌دهد که فرآیند اختلاط ماگمایی، همراه با تبلور بخشی، نقش اساسی در تحول و تکوین سنگ‌های منطقه ایفا کرده است. تحولات گدازه‌ها عمدتاً در اثر تبلور در فشارهای مختلف، تزریق ماگمای داغ با ترکیب مشابه به درون مخازن ماگمایی و اختلاط آن با ماگمای درون مخزن رخ داده است. بر اساس محاسبات ترمومتری کانی‌های پلاژیوکلاز، تبلور این کانی‌ها در فشارهایی حدود ۲٫۵ تا ۱۸ کیلوبار و در بازه دمایی تقریبی ۷۵۰ تا ۱۲۰۰ درجه سانتی‌گراد صورت گرفته است.

مخاطرات طبیعی ( زلزله های دیرینه، زمین لغزه ها و ..)

علل تشدید وقوع زمین لغزشهای ناشی از بارش 97-98

دوره 11، 1 و 2، شهریور 1404، صفحه 41-64

https://doi.org/10.22034/irqua.2026.2086024.1063

سعیدمحمد صبوری، سیدامیرحسین گرکانی

چکیده رخداد زمین لغزش در روزهای پایانی سال 1397 و اوایل سال 1398 پس از وقوع سیلاب در بسیاری از استان‌های کشور از جمله خراسان شمالی، گلستان، سمنان، مازندران، گیلان، همدان، لرستان، کردستان، کرمانشاه، آذربایجان شرقی و غربی، زنجان صورت گرفت. در این پژوهش با مطالعات کتابخانه‌ای و مشاهدات میدانی به بررسی اثرات بالاآمدگی تراز آب زیرزمینی و وقوع زمین‌لغزش‌ها پرداخته شده و با مقایسه تغییرات سطح آب زیرزمینی و شرایط رخداد هر زمین‌لغزش میزان اثر بالاآمدن سطح آب زیرزمینی بیان گردیده و تعداد رخداد زمین‌لغزش‌های ناشی از بالاآمدن سطح آب زیرزمینی و اشباع لحظه‌ای مشخص گردید. باتوجه به مشاهدات صحرایی هنگام رخداد زمین-لغزش‌ها و مشاهدات سطح تراز آب زیرزمینی در گمانه‌های حفر شده، در 28 مورد از زمین لغزش‌ها، بدلیل بارش‌های با شدت – مدت زیاد اشباع لحظه‌ای توده خاک شکل گرفته و منجر به رخداد زمین‌لغزش شده است، که در 5 مورد این حرکات دامنه‌ای بصورت گلروانه اتفاق افتاده است. در 25 مورد از زمین‌لغزش‌ها که در گمانه‌های حفر شده در محل توده خاک لغزشی، سطح آب مشاهده گردیده بود، بالاآمدن سطح تراز آب زیرزمینی (ناشی از بارش‌های با شدت – مدت زیاد و نفوذ آب آن به داخل توده) باعث ناپایداری دامنه و رخداد زمین‌لغزش شده است.

ماگماتیسم آلکالن جوان جاده هراز- پلور، البرز مرکزی: شاهدی بر تداوم حوضه کششی کافتی در البرز

دوره 10، 3 و 4، اسفند 1403، صفحه 368-387

https://doi.org/10.22034/irqua.2025.731449

رامین مازندرانی، سید جمال شیخ ذکریایی، سید مجتبی مرتضوی، منصور وثوقی عابدینی، عبدالله یزدی

چکیده آتشفشان چینه­ای دماوند به عنوان بلندترین قله آتشفشانی ایران و خاورمیانه در فاصله حدود 50 کیلومتری شمال شرقی تهران قرار دارد  و در مرحله فعالیت فومرولی هست. در مسیر جاده هراز حجم اصلی گدازه­های آتشفشانی را الیوین بازالت، تراکی آندزیت و تراکی آندزیت بازالتی با کانی­های، الیوین، کلینوپیروکسن)اوژیت(، فلوگوپیت، آپاتیت، اکسیدهای آهن، آمفیبول و زیرکن تشکیل می­دهد. خمیره ­این سنگ­ها متشکل از الیوین، پیروکسن، پلاژیوکلاز، آمفیبول، بلورهای بسیار ریز نفلین، آپاتیت و کانی­های فلزی است. در این تحقیق با هدف بررسی بخشی از البرز مرکزی، از روش بررسی­های صحرایی، مطالعه مقاطع نازک و تجزیه شیمیایی عناصر اصلی و کمیاب انجام شده است. نتایج نشان دهنده آن بود که بر اساس مطالعات ژئوشیمیایی و نمودارهای چند عنصری نرمالیز شده با کندریت و گوشته اولیه، این سنگ­ها خصوصیات آلکالن و غنی شدگی از عناصر LILE و LREEو تهی شدگی از عناصر HFSE و HREE  را نشان می دهند. همچنین ماگمای آنها حاصل ذوب بخشی یک منبع گوشته آستنوسفری مشابه با OIB و در رخساره گارنت لرزولیت می­باشد که در یک محیط تکتونیکی ریفت درون قاره­ای جایگزین شده­ اند.

محیط های رسوبی دریاچه ای، پلایاها، لس ها

تحلیل ژئوشیمیایی سنگ‌های حوضه رودخانه قره سو: بررسی نقش آن در آلودگی عناصر سنگین بستر خلیج گرگان

دوره 10، 1 و 2، شهریور 1403، صفحه 239-266

https://doi.org/10.22034/irqua.2025.2058584.1044

سارا رضوی، محمد هاشم امامی، همایون خوشروان، پروین فرشچی، سید جمال شیخ ذکریایی

چکیده مطالعه‌ی ژئوشیمیایی رسوبات حوضه‌های آبی مانند رودخانه‌ها، مصب‌ها و بستر دریا می‌تواند گام مؤثری برای پیدا کردن منشأ و ارزیابی مدل توزیع آلاینده‌های زیست‌محیطی در منطقه باشد. در این پژوهش، به مطالعه‌ی ژئوشیمی واحدهای سنگی حوضه‌ی آبریز رودخانه‌ی قره‌سو و سهم آن در ایجاد پتانسیل آلودگی عناصر سنگین در رسوبات بستر خلیج گرگان پرداخته شد. شیست‌های منطقه دانه‌بندی ریز تا متوسط دارند و ماهیت سنگ اولیه در بیشتر آن‌ها حفظ شده است. سازندهای کربناته-آواری خوش‌ییلاق و کربناته لار، مهم‌ترین توالی‌های رسوبی منطقه‌ی مورد مطالعه هستند. مشخصات مقاطع نازک و مشاهدات میدانی نیز این واقعیت را نشان می‌دهد که در بیشتر نمونه‌های مربوط به سازند خوش‌ییلاق، از زمینه‌ی کربناته و دانه‌های آواری مانند کوارتز و فلدسپار تشکیل شده است. سازند لار غالباً از کربناته خالص تشکیل شده است که شامل کانی‌شناسی کلسیت و دولومیت است. در نمونه‌های مورد مطالعه از این سازند، بلورهای لوزی شکل دولومیت به خوبی مشاهده می‌شود. نهایتاً، نتایج تحلیل داده‌های ژئوشیمیایی نشان داد که بین نمونه‌های رسوب و سنگ و همچنین بین فلزات سنگین در هر سه نوع نمونه (سنگ، رسوب و آب) شباهت بسیار زیادی وجود دارد، به طوری که همه فلزات سنگین در هر سه نمونه در یک خوشه قرار می‌گیرند که این نشان‌دهنده‌ی منشأ یکسان این فلزات است. مقادیر فلزات سنگین در نمونه‌های مورد مطالعه به طور تقریبی برای کبالت 1-27 (میانگین 13)، کروم 134-7 (میانگین 88)، مس 6-59 (میانگین 32)، نیکل 1-76 (میانگین 42)، سرب 1-49 (میانگین 23)، وانادیوم 8-185 (میانگین 100) و روی 9-157 (میانگین 99) به صورت ppm می‌باشد. غلظت فلزات سنگین به تدریج با فاصله گرفتن از منبع رودخانه و به سمت سواحل خلیج گرگان افزایش می‌یابد. به طور کلی، منبع اصلی فلزات سنگین عمدتاً شیست گرگان و تشکیل شمسک است. دخالت انسانی در غلظت فلزات سنگین در رودخانه‌ی قره‌سو و سواحل خلیج گرگان بسیار کم و نادر است.

مخاطرات طبیعی ( زلزله های دیرینه، زمین لغزه ها و ..)

بررسی ویژگی های ژئوشیمی و محیط زمین ساختی آداکیت های کواترنری سبلان

دوره 8، 1 و 2، شهریور 1401، صفحه 222-246

https://doi.org/10.22034/irqua.2022.704440

اکرم عبدالاحدی، سید جمال شیخ ذکریایی، زاهد موسوی

چکیده فعالیت آتشفشانی کواترنر به عنوان آخرین تکاپوی ماگمایی در ایران تکامل بخش مخروط های آتشفشانی بزرگی همچون دماوند، سهند، سبلان، تفتان و بزمان و همچنین روانه های گدازه ای مانند بازالت های ماکو و بلوک لوت است. سبلان، عضو جوانی از مجموعه آتشفشانی سنوزوئیک، متعلق به کمان ماگمایی البرز AMA)) است. در کوه سبلان، مجموعه­ای از سنگ­های آتشفشانی با ترکیب آندزیت، آندزیت بازالتی، داسیت، ریوداسیت و تراکی آندزیت وجود دارد. بافت این سنگ­ها اغلب پورفیریتیک با خمیره میکرولیتی، پورفیریتیک حفره­دار، گاهی گلومروپورفیری، غربالی و تراکیتی می­باشند. از کانی­های اصلی می­توان به پلاژیوکلاز و یک یا چند کانی مافیک مانند هورنبلند و پیروکسن اشاره کرد. کانی­های ثانویه شامل کانی اوپاک، ایدنگزیت، کلریت و کلسیت است. در نمودارهای چند عنصری عادی شده، غنی شدگی نسبی K و Ba ،Rb و تهی شدگی نسبی Ti و Ta ،Nb حاکی از ماگماتیسم متأثر از فرایندهای فرورانشی است. این سنگ ها از نظر ترکیب شیمیایی عناصر اصلی مانند K2O ،Na2O ،MgO ، Al2O3, SiO2 Mg  و  K2O/Na2O و ترکیب عناصر کمیاب مانند Cr ،Ni ،Yb ،Y ،Sr ،Rb Sr/Y  و La/Yb  در محدودۀ سنگ های آداکیتی قرار می گیرند. به علاوه  ژئوشیمی این سنگ ها از جمله تمرکز Cr ،MgO ،Th ،Rb ،Th/Ce و  K2O/Na2O با آداکیت های مشتق از ذوب بخشی ورقه اقیانوسی فرورانده شده هم خوانی بهتری دارد. براساس نمودارهای سنگ زادی، ماگمای آداکیتی سازنده این سنگ ها، از ذوب بخشی یک سنگ منبع اکلوژیتی یا گارنت آمفیبولیتی حاصل از دگرگونی ورقه اقیانوسی فرورانده شده نئوتتیس به زیر ایران مرکزی، به وجود آمده است.

باستان شناسی کواترنری

مطالعه زمین ـ باستان‌شناسی محوطۀ میرک (سمنان، ایران) با استفاده از آنالیزهای رسوب‌شناسی و فیزیکو ـ شیمیایی

دوره 4، شماره 3، پاییز 1397، صفحه 273-290

https://doi.org/10.22034/irqua.2018.702075

محمد اخوان خرازیان، گیوم ژامه، سیمون پوئو، مریم حیدری، گیوم گرن، میلاد هاشمی، حامد وحدتی نسب، ژیل بریون

چکیده محوطۀ پارینه‌سنگی میرَک (سمنان، ایران) در یک دشت سیلابی خشک در حدود شمالی دشت کویر قرار دارد. نهشته‏های خاکی ـ رسوبی میرک در محدودۀ زمانی بین پلیئستوسن پایانی تا هولوسن شکل گرفته ‏است. گاه‌نگاری این مطالعه به روش سن‌یابی لومینسانس برانگیخته نوری  (OSL)انجام شد که برای قدیمی‏ترین لایه‏های آزمایش‌شده~50±3.  هزار سال پیش را برآورد می‌کند. در میرک، از لحاظ چینه‏نگاری، دو لایۀ رسوبی مشخص قابل شناسایی است. لایۀ یک دربردارندۀ رسوبات کوهپایه‏ای سیلابی و لایۀ دو دربردارنده رسوبات بادی کربناته است. بخش بالایی این لایه از خاک‏های ریزدانه نارس خشکیده و ترک‌خورده در محیطی گرم‏تر و خشک‏تر شکل گرفته است. لایه‏های دربرگیرندۀ بقایای پارینه‏سنگی میرَک در مرزهای مشخصی پیدا شده و احتمال می‏رود برخی از آن‌ها از انباشت متعدد استقرارهای انسانی تشکیل شده ‏باشند. حوالی ~1.2±0.2 هزار سال پیش، وقفه‌ای به طول مدت سه‌هزار سال ستون رسوبی میرک را قطع کرده که روی آن را حدود 2 متر انباشت بادی پوشانده است. این ناپیوستگی در نتایج آزمایشگاهی به‌خوبی قابل شناسایی است. با وجود اختلاف در رژیم‏های رسوب‏گذاری، داده‏های آزمایش‏های XRD، اسپکتروسکوپی مادون قرمز، میکروسکوپ الکترونی، و میکروسکوپ نوری اختلاف کانی‏شناسی خفیفی را در کل رکورد رسوبی نشان می‏دهد. نتایج این پژوهش حاکی از یک منشأ زمین‏شناسی محلی برای رسوبات انباشته‌شده در محوطۀ میرک است. پس از رسوب‏گذاری، نهشته‏های رودخانه‏ای و بادی، هر دو، در معرض درجات مختلفی از خاک‌زایی (پدوژنز) قرار گرفته‌اند و در نتیجه حاوی نشانه‏های خاک‌زایی مشخصه خاک‏های نوع Entisol و Aridisol آهکی و ژیپسی هستند. مقادیر متغیر آهن و شرایط اکسیدکنندۀ متفاوت بین دو لایه را می‏توان به سطوح بالاتر آب زیرزمینی و محیط کاهندۀ آهن، به‌ویژه در واحدهای رسوبی نهشته‌شده پیش از ~28±2 هزار سال پیش، نسبت داد. به نظر می‌رسد وضعیت در نهشته‏های هولوسن برعکس بوده است.

محیط های رسوبی دریاچه ای، پلایاها، لس ها

تحلیل ژئوشیمی و پالینولوژیکی رسوبات دریاچه گهر و شناسایی آب و هوای دیرین زاگرس مرتفع

دوره 2، شماره 1، بهار 1395، صفحه 27-40

https://doi.org/10.22034/irqua.2016.701893

طیبه اکبری، راضیه لک، رضا شهبازی، مهرنوش قدیمی، اشرف اسدی، فریبا کرمی، پیتر ویگاند، کمال الدین علیزاده، هرمان بهلینگ

چکیده در این تحقیق با مطالعه مغزه رسوبی سه متری از دریاچه گهر واقع در زاگرس مرتفع، محیط رسوبی گذشته با استفاده از شاخص­های ژئوشیمی و پالینولوژی مورد بررسی قرار گرفت و با تفسیر تغییرات پوشش­گیاهی به­دست آمده از نمودار گرده­ دریاچه گهر، تغییرات آب و هوایی گذشته بازسازی شد. نتایج نشان داد که منطقه مورد مطالعه به­طور متناوب شرایط آب و هوایی سرد و مرطوب و خشک و گرم را در گذشته تجربه نموده است. از مهمترین دستاوردهای این تحقیق می توان به کاربرد شاخص ژئوشیمی نسبت وانادیوم به کروم (V/Cr) برای تفسیر شرایط آب و هوای گذشته  اشاره نمود. وجود سه بیشینه در شاخص V/Cr و هماهنگی آن با درصد فراوانی گرده های گیاهان مانداب و درختی نظیر بلوط و علفی مانند خانواده چتریان می تواند شاهدی بر وجود سه دوره با افزایش بارش در منطقه مرتفع زاگرس باشد.  به نظر می رسد که سن نسبی مغزه رسوبی بر اساس تطابق داده های بارش و دمای بازسازی شده حاصل از مدل کلان مقیاس طبیعیMCM  و تغییرات فراوانی گرده درختان بلوط حدود هولوسن میانی تا زمان کنونی را پوشش دهد. تحلیل خوشه ای فراوانی گرده های گیاهی درختی و درختچه ای و علفی، چهار زون مجزا در طول مغزه رسوبی بصورت GHA ،GHB ،GHC و GHD را نشان داد که منطقه همزمان با  دو زون GHA وGHB دارای پوشش گیاهی از نوع جنگلی- استپی با چیرگی بلوط بوده است.در مجموع تغییرات فراوانی گرده های بلوط و ریش بز در طول مغزه رسوبی ناشی از تغییرات شرایط رطوبتی و دمایی محیط  می تواند باشد. همچنین شواهدی همانند گرده های درختی دست کاشت بهمراه گرده های گیاه بارهنگ می تواند نشانه دخالت انسان در منطقه مورد مطالعه باشد.