بررسی شرایط گذشته محیطی مسلط بر چاله دراَنجیر بر اساس تحلیل دادههای رسوبی نبکاها
دوره 5، شماره 3، پاییز 1398، صفحه 301-321
https://doi.org/10.22034/irqua.2019.702284
اسماعیل پاریزی، مجتبی یمانی، سید رضا مهرنیا، مهران مقصودی
چکیده نبکاها یکی از لندفرمهای بادی در مناطق خشک و نیمهخشکاند که رسوبات آنها اطلاعات باارزشی درباره تغییرات محیطی یک منطقه در طول دورههای مختلف ثبت میکنند. هدف از این پژوهش بررسی شرایط رطوبتی و نیز سرعت و مدت نسبی وزش بادهای گذشته بر اساس میزان مواد آلی، دانهبندی و ضخامت رسوبات نبکاها جهت بازسازی الگوی فرسایش بادی در چاله دراَنجیر است. برای دستیابی به این هدف، از تکنیکهای سنجشازدور، دادههای میدانی، و روشهای آزمایشگاهی نظیر هیدرومتری، گرانولومتری و افت حرارتی استفاده شد. در این زمینه، با استفاده از دستور Random در نرمافزار متلب، 4 نبکا به صورت تصادفی انتخاب گردید. سپس، با حفر ترانشههای عمودی، نمونهبرداری از رأس تا قاعده نبکاها با فواصل منظم 5 سانتیمتر انجام گرفت. در مجموع 79 نمونه رسوب از 4 نبکا برداشت و برای آنالیز به آزمایشگاه ژئومورفولوژی انتقال داده شد. نتایج نشان داد که محتوای مواد آلی و دانهبندی رسوبات در مدت تشکیل نبکا تغییرات قابل توجهی کرده است که حاکی از نوسانات سطح پوشش گیاهی، مقدار آب و سرعت آستانه فرسایش بادی در منطقه است. تجزیهوتحلیل مواد آلی مؤید آن است که در مراحل اولیه تشکیل نبکا، منطقه مطالعهشده برای رشد درختچههای پوششدهنده نبکا شرایط آبی مناسب داشته؛ اما، به مرور زمان، بر خشکی آن افزوده شده است. نتایج بررسی دانهبندی رسوبات نیز بیانگر آن است که تجمع ذرات بالای 250 میکرون در لایههای بالایی نبکا به دلیل فعالیتهای انسانی، نظیر رها شدن زمینهای کشاورزی و خشک شدن درختان خرما اطراف نبکاها است که نتیجه آن کاهش سرعت آستانه فرسایش بادی و رُفتوروب ذرات درشتتر در منطقه مطالعاتی است.
بازسازی شرایط محیطی محوطههای باستانی با استفاده از آنالیزهای ژئوشیمی مطالعه موردی: تل ملیان (انشان)، استان فارس
دوره 5، شماره 3، پاییز 1398، صفحه 363-382
https://doi.org/10.22034/irqua.2019.702287
مهران مقصودی، راضیه لک، سید محمد زمان زاده، علیرضا سرداری زارچی، اصغر نویدفر
چکیده مطالعات زمینباستانشناسی بیانکننده روابط بین انسانهای گذشته با محیط و تأثیر هر یک از این دو بر یکدیگر است. در این مطالعه، با استفاده از دادههای رسوبشناسی و ژئوشیمی، به بازسازی تغییرات محیطی در محوطه باستانی تل ملیان استان فارس پرداخته شد. از مجموع 22 گمانه حفرشده در داخل و اطراف تل ملیان، تعداد 140 نمونه خاک بر اساس تغییر لایه برداشته شد. با توجه به تغییرات لایهها، تعداد 72 نمونه برای آنالیز XRF انتخاب شد. بر اساس نتایج این تحقیق، بافت خاک محدوده عمدتاً ریزدانه است و در برخی گمانهها، مانند گمانه 18 و 9، رسوبات درشتدانه مربوط به رسوبات رودخانهای دیده میشود. جهت رسوبگذاری در گمانه 18 غربیـ شمالشرقی و در گمانه 9 غربیـ شرقی است. بیشترین شواهد و بافت سیلابی در محدوده گمانه 18 و 9 در بخشهای شمالشرقی محوطه و بخشهای جنوبی محوطه مشاهده شد. بین لایههای سیلابی آثار و بقایای سفال نیز به دست آمد که مؤید آن است که در زمان فعالیت شبکههای زهکشی، در تل ملیان، سکونت وجود داشته است. نتایج دادههای XRF در گمانه 18، به منزله شاخصترین گمانه طبیعی در محوطه تل ملیان، پنچ روند افزایش و کاهش رطوبت را نشان میدهد.
بازسازی تغییرات اقلیمی دریاچه مهارلو از هولوسن تا عهد حاضر با تاکید بر ردیابی دوره های گرم و سرد
دوره 5، شماره 2، تابستان 1398، صفحه 143-161
https://doi.org/10.22034/irqua.2019.702270
فاطمه سبک خیز، عبدالله سیف، محمدحسین رامشت، مرتضی جمالی
چکیده دریاچه ها به عنوان بایگانی تغییرات محیطی قاره ای در آخرین دوران زمین شناسی به حساب می آیند. در این پژوهش پس از مطالعات میدانی، یک مغزه ی رسوبی از شمال غرب دریاچه مهارلو برداشت و حساسیت مغناطیسی آن اندازه گیری شد. سپس به روش تلفیقی تعداد 150 نمونه انتخاب و تحت مطالعات؛ ژئوشیمی (LOI)، PH متری، مطالعات میکروسکوپی ذرات رسوبی و بقایای گیاهی، (SEM)بقایای جانوری، آنالیز دانه بندی قرار گرفته، با استفاده از سن سنجی ایزوتوپی δ14C سن مغزه ی رسوبی تعیین گردید. شواهد نشان داد؛ سن کف مغزه ی رسوبیBP 60±10813 بوده، وجود لس های یخبندان، عدم وجود بقایای زیستی گیاهی و جانوری، مبنی بر حاکمیت شرایط سرد و خشک در فاز پایانی یانگر دریاس (اواخر دیریخبندان) در دریاچه مهارلو است. دوران هولوسن تحتانی، BP 60±10200 سال پیش ، ابتدا سرد و خشک بوده، سپس حاکمیت محیط فلوویال و دوران گرم و خشک نمایان می شود. هولوسن میانی از BP60±4000 سال پیش با شروع فعالیت چشمه ها ظاهر شده، دوره ی بهینه اقلیم گرم و مرطوب همراه با تناوبهای کوتاه مدت خشک شدگی بر دریاچه تسلط می یابد. هولوسن فوقانی در BP 45±2000 سال پیش، روند رو به خشکی حوضه (پلایا) را نشان میدهد. تغییرات محیطی دریاچه مهارلو در این دوران؛ مشابه با آخرین دوره یخبندان دریاچه های؛ پریشان، هشیلان و نئور و هولوسن پیشین دریاچه ارومیه و منطقه اطلس شمالی می باشد.
پایش تغییرات شرایط محیطی گذشته دشت تبریز در نهشتههای رسوبی کواترنر
دوره 4، شماره 4، زمستان 1397، صفحه 361-375
https://doi.org/10.22034/irqua.2019.702160
مریم بیاتی خطیبی، فریبا کرمی، بهروز ساری صراف
چکیده دشت تبریز، که بخش مهمی از آذربایجان شرقی است، در طول تاریخ تغییرات اقلیمی مهمی را پشت سر گذاشته و پسروی و پیشروی تودههای آبی مهم، مانند دریاچه ارومیه، بر سطح آن رخ داده است. شواهدی از این تغییرات اقلیمی و پسروی و پیشروی تودههای آبی در سطوح دشت بر جای مانده است که میتوان بخشی از این شواهد را در رسوبات دشت تبریز پیگیری کرد. در این مقاله، برای پاسخ به سؤالات طرحشده در زمینه نوع و نحوه تغییرات گذشته، سعی شده است در محدودههای مشخص، که دادههایی از ویژگیهای فیزیکی و شیمیایی سازندها قابل دسترس بودهاند و بر اساس این دادهها لایهها قابل تفسیرند و از نظر ژئوکرونولوژی اهمیت زیادی دارند، چینهها و لایهها بررسی شوند. همچنین در مواردی برخی ویژگیهای لایهها مورد آزمایش خاک قرار گرفتند. در این تحقیق، از دادههای سازمان قطار شهری بهرهگیری شد و از متخصصان مربوطه اطلاعات لازم به دست آمد. همچنین سعی شد با حضور در محدودههایی که حفاریها و گودبرداریها صورت گرفته همه لایهها از نزدیک مورد بازدید میدانی قرار گیرند و در موارد لازم اندازهگیریها در محل صورت گیرد. برای رسیدن به هدف، از نتایج آزمایشهای SPT، روشهای پالئوپدولوژی، و نتایج آزمایش دانهبندی و ph استفاده شد. نتایج بررسیها نشان داد در بخشهای مهمی از دشت تبریز عمق 5/2 تا 10 متری عموماً از لایههای متشکل از رس سیلتدار سفت تا بسیار سفت همراه یک لایه شن رسدار و عمق 10 تا 5/18 متری از لایهها متشکل از ماسه سیلت/ رسدار بسیار متراکم تشکیل شده است. در بعضی از قسمتهای دشت نیز ماسههای بادی دیده میشود که از حاکمیت شرایط خشک در محدوده دشت حکایت میکند. بررسی دانهبندی لایهها نشان میدهد دشت تبریز دورههایی را با شرایط اقلیمی مرطوب تا خشک پشت سر گذاشته است. گسترش دریاچه ارومیه تراسهایی را در این دشت بر جای گذاشته که خود از وقوع تغییرات اقلیمی مهم در محدوده دشت تبریز حکایت میکند.
تشکیل دریاچه سدی سیمره و تاثیر آن بر الگوی استقرار محوطه های باستانی
دوره 2، شماره 2، تابستان 1395، صفحه 93-107
https://doi.org/10.22034/irqua.2016.701930
مهران مقصودی، سیامک شرفی، مجتبی یمانی، سید محمد زمان زاده
چکیده تشکیل دریاچه های سدی در محیط های آبرفتی که دارای آب و خاک حاصلخیز می باشند، علاوه بر تغییرات محیطی می تواند باعث جابجایی، از بین رفتن و یا تغییر الگوی استقرارگاههای انسانی در محدوده تشکیل دریاچه شود. وقوع زمین لغزش کبیرکوه و شکل گیری دریاچه سیمره در 4 مرحله، باعث تغییراتی در الگوی استقرار محوطه های باستانی شده است. هدف از این تحقیق، بررسی اثرات شکل گیری دریاچه سیمره بر استقرار محوطه های باستانی محدوده دریاچه می باشد. از ابزاری مانند موقعیت و دوره تشکیل محوطه های باستانی، نقشه های توپوگرافی و زمین شناسی، تصاویر ماهواره ای، مدل رقومی ارتفاع، نرم افزار Arc GIS، Global Mapper و مطالعات میدانی استفاده شده است. نتایج تحقیق نشان می دهد که محوطه های باستانی محدوده دریاچه از دوره پارینه سنگی جدید به بعد، پس از تخلیه دریاچه در مراحل اول و دوم ایجاد شده اند، زیرا قدیمی ترین محوطه ها متعلق به دوره نوسنگی بر روی پادگانه اول و دوم شکل گرفته اند. با توجه به شواهد موجود و استقرار محوطه های باستان بر روی پادگانه های دریاچه ای، رخداد زمین لغزش کبیرکوه و تشکیل دریاچه سیمره قبل از دوران نوسنگی بوده است.
مطالعه شرایط محیطی حاکم بر محوطههای باستانی با تاکید بر آنالیز اندازه رسوبات رودخانه (مطالعه موردی: تپه باستانی میمنت آباد و مافین آباد)
دوره 2، شماره 1، بهار 1395، صفحه 41-51
https://doi.org/10.22034/irqua.2016.701895
مهران مقصودی، سید محمد زمان زاده، اصغر نویدفر، ایوب محمدی، روح الله یوسفی زشک
چکیده در سالهای اخیر مطالعات ژئومورفولوژی با رویکرد زمین باستان شناسی با هدف بررسی زمینههای ظهور و فروپاشی تمدنها و نیز عوامل موثر بر آنها جهت پیدا کرده است. در این پژوهش از دستگاه غربال برای دانه سنجی ذرات بالای 63 میکرون و برای ذرات زیر 63 میکرون از روش پیپت و از نرم افزار گرداستیت برای تحلیل آماری رسوبها بهره گرفته شد. در کنار آن از نتایج کانی شناسی رسی، کلسیمتری و رنگ نیز استفاده شد. بر اساس نتایج گرانولومتری رودخانه کرج در دو بازه زمانی تغییر بستر داده و رسوبات مربوط به دشت سیلابی برجای گذاشته است. ساکنین تپه مافین آباد با توجه به اینکه با فاصه بیشتری نسبت به کانال استقرار پیدا کرده بودند، به نظر میرسد متروکه شدن این سکونتگاه بصورت ناگهانی تحت سیلاب رودخانه نباشد. در مقابل ساکنین تپه میمنت آباد بدلیل استقرار در فاصله کم نسبت به رودخانه تحت تاثیر رژیم رودخانه قرار گرفته اند. بر اساس نتایج کانی شناسی رسی قبل از استقرار ساکنین شرایط آب و هوایی گرم با میزان آبشویی متوسط بر منطقه حاکمیت داشته است. بطور کلی بدلیل نقش ناهمواریهای بین رودخانه شور و کرج در جابجایی عرضی بستر رودخانه کرج، ساکنین تپه میمنت بیشتر متاثر شده اند.
