بررسی تغییرات اقلیمی در توالی رسوبات تالاب هورالعظیم و تعیین نرخ رسوبگذاری با استفاده از مغزه های رسوبی
دوره 10، 3 و 4، اسفند 1403، صفحه 461-472
https://doi.org/10.22034/irqua.2026.2072242.1057
سیده مرضیه موسویان، جواد درویشی خاتونی
چکیده تالاب هورالعظیم به عنوان یکی از مهمترین تالابهای مرزی ایران و عراق، از نظر زیست محیطی، اقتصادی و اجتماعی اهمیت بالایی دارد. پژوهش حاضر با هدف بررسی تغییرات اقلیمی و تعیین نرخ رسوبگذاری در تالاب هورالعظیم انجام شد. برای این منظور، سه مغزه رسوبی از سه ایستگاه در خروجی رودخانه ساهندی، سابله و نیسان برداشت شد. از مغزه ایستگاه شماره سه (رودخانه نیسان)، سه نمونه رسوبی جهت تعیین نرخ رسوبگذاری به روش کربن ۱۴ استفاده شد. همچنین آنالیز پالینولوژی (شناسایی گردههای گیاهی و هاگها) به منظور بررسی تغییرات پوشش گیاهی و شرایط آبوهوایی گذشته در مغزه شماره یک (رودخانه ساهندی) صورت گرفت. نتایج نشان داد که میانگین نرخ رسوبگذاری در هورالعظیم حدود ۰.۳ میلیمتر در سال است. تحلیل دادهها بیانگر وجود نوسانات اقلیمی در مقیاسهای کوتاهمدت و بلندمدت بوده که بر پوشش گیاهی و شرایط هیدرولوژیک تالاب اثرگذار بوده است. بررسی های گرده شناسی و توالی رسوبات در مغزه های برداشت شده نشان دهنده تغییرات اقلیمی از حدوده ۱۵۰۰ سال پیش تا به امروز، از آب و هوای گرم و مرطوب به گرم و خشک تغییر کرده است. این تغییرات عمدتاً تحت تأثیر عوامل طبیعی همچون بارش، خشکسالی و نیز دخالتهای انسانی مانند سدسازی و بهرهبرداریهای کشاورزی و نفتی قرار داشتهاند.
مروری بر مطالعات اسکلروکرونولوژی صدفها به منظور بازسازی شرایط آبوهوایی: الگوی رشد و سنجش نسبت ایزوتوپهای پایدار اکسیژن
دوره 7، 3 و 4، اسفند 1400، صفحه 427-459
https://doi.org/10.22034/irqua.2022.702443
علیرضا کوچکزایی، سالار یزدانبخش، محسن محمدی آچاچلویی
چکیده اسکلروکرونولوژی، مطالعۀ فیزیکی و شیمیایی بافت سخت موجودات زندهای است که معمولاً از طریق تجمع تدریجی لایهها، رشد میکنند. مطالعۀ میکروسکوپی برش ها، ریختشناسی و بررسی الگوهای رشد صدف بی مهرگان منجر به درک چگونگی از شرایط محیط رشد جاندار میشود. سنجش نسبت ایزوتوپهای پایدار در کنار مطالعۀ مقاطع نازک میکروسکوپی نیز امکان بازسازی شرایط محیطی زمان رشد جانور را فراهم میکند. روشهای اسکلروکرونولوژی در چند دهۀ گذشته علاوه بر زیستشناسان به دلیل دقت بررسی سالانه، ماهانه، هفتگی و حتی روزانه، مورد توجه دیرینهشناسان و باستانشناسان برای پاسخ به پرسشهای دیرین اقلیم بوده است. علی رغم دقت و اهمیت کاربردی آن در زمینه بازسازی شرایط محیطی، به نظر میرسد همچنان برای بسیاری از پژوهشگران ناشناخته است. علاوه بر این در اسکلروکرونولوژی با گونههایی از جانداران روبرو هستیم که تفاوتهایی را در بخشهایی از روند بررسی الگوی رشد یا چگونگی نمونهبرداری جهت آنالیز ایزوتوپی ایجاد میکند. این در حالی است که گاهی گونههای تایید شده برای آنالیز با گذشت زمان این قابلیت را از دست میدهند یا حتی گونههایی هستند که تنها قسمتهای مشخصی از آنها میتواند مورد بررسی قرار گیرد. چنین مواردی برای پژوهشگرانی که به تازگی به این رشته علاقمند شدهاند، مطالعۀ روشهای مربوط را دشوار کرده است. این مقاله با مرور پیشینه و ادبیات اسکلروکرونولوژی و استفاده از روشهای اسکلروشیمی به منطور بازسازی شرایط آبوهوایی از طریق مطالعات کتابخانهای بخش مهمی از این مشکلات را رفع میکند.
بازسازی و بررسی تغییرات اقلیمی اواخر کواترنری پسین در بخش جنوب شرقی دریای خزر
دوره 6، شماره 3، پاییز 1399، صفحه 433-448
https://doi.org/10.22034/irqua.2020.702376
حسین باقری، آرش امینی
چکیده در این مطالعه جهت بازسازی تغییرات عمده اقلیمی در بخش جنوب شرقی دریای خزر یک مغزه رسوبی (N1) به طول 712 سانتیمتر توسط مغزهگیر لرزهای از بخش جنوبی خلیج گرگان و ساحل نوکنده برداشت شد. در آزمایشگاه، جهت بررسی نوع رسوبات، 89 نمونه در طول مغزه برداشت شد و آنالیز لیزری دانهبندی روی آنها انجام گرفت. همچنین، جهت بررسی دمای دیرینه آنالیز ایزوتوپهای پایدار کربن و اکسیژن در 20 نمونه فرامینیفر و جهت سنسنجی نمونهها آنالیز کربن 14 در 3 نمونه حاوی ماده آلی صورت پذیرفت. نتایج دانهبندی نشان داد این مغزه از 6 رخساره اصلی تشکیل شده؛ شامل 39 رخساره سیلت ماسهای (sZ)، 28 رخساره سیلتی (Z)، 9 رخساره ماسه سیلتی، 9 رخساره گل ماسهای گراولدار، 3 رخساره ماسه گلی گراولی، 1 رخساره ماسه گراولی. محدوده سنی آن نیز از حدود 22000 در قدیمیترین واحدها تا عهد حاضر است. در جمعبندی نهایی مشخص شد بیشترین دما 4/27 درجه سانتیگراد مربوط به دوره قبل از یخبندان بزرگ و کمترین دما 9/13 درجه سانتیگراد مربوط به آخرین اوج یخبندان (Wurm) بوده است. در نهایت، با انطباق دادههای مختلف، 7 دوره تغییرات عمده اقلیمی سرد و گرم طی 22000 سال در این منطقه مشخص شد.
تغییرات اقلیمی ایران در دوره هولوسن
دوره 5، شماره 1، بهار 1398، صفحه 1-25
https://doi.org/10.22034/irqua.2019.702214
قاسم عزیزی، محمود داودی
چکیده مطالعه آبوهوای دیرینه میتواند به ابهامات فراوان درباره تغییرات اقلیمی گذشته پاسخ دهد و راهنمای تغییر اقلیم آینده باشد؛ موضوعی که هرچند در ایران کمتر بدان توجه شده، در دنیا محققان فراوانی را مشغول کرده است. هدف این پژوهش واکاوی تغییرات اقلیمی هولوسن در ایران بود. ازینرو، ابتدا منابع مختلف داخلی و خارجی مرتبط با آبوهوای کواترنری پیشین بررسی و تغییرات اقلیمی عمده این دوره در دنیا شناسایی شد. سپس، با تغییرات اقلیمی همین دوره در ایران مورد مقایسه قرار گرفت. برای راستیآزماییِ نتایج مطالعات مروری از یک نمونه موردی کمک گرفته شد.نتایج نشان داد بین دورههای سرد/ گرم بازسازیشده در مطالعات مرتبط با آبوهوای دیرینه کره زمین در دیگر کشورها، بهویژه منطقه اروپا و آبوهوای دیرینه ایران ارتباط خوبی وجود دارد. فاصله زمانی بازسازیشده این دورهها در ایران با شمال اروپا و امریکا تفاوت زمانی تقریباً 200 تا 300 ساله را نشان میدهد. این دورهها با تأخیر در ایران آغاز شدهاند. همچنین وجود دورههای سرد/ خشک و گرم/ مرطوب در اقلیم گذشته ایران قابل مشاهده است. در همه دورههای گرم مقدار شاخص رطوبتی تعداد گردههای درختی به غیردرختی نسبت به دورههای سرد بیشتر بوده است. به نظر میرسد ایران در دورههای گرم نسبت به دورههای سرد مرطوبتر بوده است.
پایش تغییرات شرایط محیطی گذشته دشت تبریز در نهشتههای رسوبی کواترنر
دوره 4، شماره 4، زمستان 1397، صفحه 361-375
https://doi.org/10.22034/irqua.2019.702160
مریم بیاتی خطیبی، فریبا کرمی، بهروز ساری صراف
چکیده دشت تبریز، که بخش مهمی از آذربایجان شرقی است، در طول تاریخ تغییرات اقلیمی مهمی را پشت سر گذاشته و پسروی و پیشروی تودههای آبی مهم، مانند دریاچه ارومیه، بر سطح آن رخ داده است. شواهدی از این تغییرات اقلیمی و پسروی و پیشروی تودههای آبی در سطوح دشت بر جای مانده است که میتوان بخشی از این شواهد را در رسوبات دشت تبریز پیگیری کرد. در این مقاله، برای پاسخ به سؤالات طرحشده در زمینه نوع و نحوه تغییرات گذشته، سعی شده است در محدودههای مشخص، که دادههایی از ویژگیهای فیزیکی و شیمیایی سازندها قابل دسترس بودهاند و بر اساس این دادهها لایهها قابل تفسیرند و از نظر ژئوکرونولوژی اهمیت زیادی دارند، چینهها و لایهها بررسی شوند. همچنین در مواردی برخی ویژگیهای لایهها مورد آزمایش خاک قرار گرفتند. در این تحقیق، از دادههای سازمان قطار شهری بهرهگیری شد و از متخصصان مربوطه اطلاعات لازم به دست آمد. همچنین سعی شد با حضور در محدودههایی که حفاریها و گودبرداریها صورت گرفته همه لایهها از نزدیک مورد بازدید میدانی قرار گیرند و در موارد لازم اندازهگیریها در محل صورت گیرد. برای رسیدن به هدف، از نتایج آزمایشهای SPT، روشهای پالئوپدولوژی، و نتایج آزمایش دانهبندی و ph استفاده شد. نتایج بررسیها نشان داد در بخشهای مهمی از دشت تبریز عمق 5/2 تا 10 متری عموماً از لایههای متشکل از رس سیلتدار سفت تا بسیار سفت همراه یک لایه شن رسدار و عمق 10 تا 5/18 متری از لایهها متشکل از ماسه سیلت/ رسدار بسیار متراکم تشکیل شده است. در بعضی از قسمتهای دشت نیز ماسههای بادی دیده میشود که از حاکمیت شرایط خشک در محدوده دشت حکایت میکند. بررسی دانهبندی لایهها نشان میدهد دشت تبریز دورههایی را با شرایط اقلیمی مرطوب تا خشک پشت سر گذاشته است. گسترش دریاچه ارومیه تراسهایی را در این دشت بر جای گذاشته که خود از وقوع تغییرات اقلیمی مهم در محدوده دشت تبریز حکایت میکند.
تحلیل اقلیم دیرینه برش رسوبی نوده (استان گلستان) با استفاده از ژئوشیمی عناصر
دوره 3، شماره 1، بهار 1396، صفحه 29-39
https://doi.org/10.22034/irqua.2017.701894
وحید فیضی، قاسم عزیزی، حبیب علیمحمدیان، مریم ملاشاهی
چکیده تشکیل رسوبات لسی، یکی از مهمترین پیامدهای تغییرات اقلیمی است. توالی رسوبات لس/خاک دیرین یکی از بهترین آرشیوهای طبیعی برای ثبت تغییرات اقلیم میباشد. از این قابلیت رسوبات لسی، برای بازسازی تغییرات اقلیمی کواترنر و تغییر و تحول ژئومورفولوژیکی میتوان استفاده کرد. در این تحقیق برای بازسازی آب و هوای کواترنر پسین منطقه آزادشهر، برش لسی نودِه انتخاب شد. ستبرای این برش دارای 7/23 متر میباشد. روش تحلیل دادهها مبتنی بر روشهای ژئو شیمیایی و تعیین درصد فراوانی عناصر ذکر شده در هر نمونه رسوبی بوده است. با استفاده از تحلیل عناصر حساس به تغییر شرایط محیطی یعنی عناصر اصلی اکسیدهای آلومینیوم، آهن، کلسیم، منیزیم و سیلیس و نسبت عناصر فرعی استرانسیوم به باریم، استرانسیم به منگنز و منگنز به اکسید کلسیم نتایجی از تغییرات شرایط محیطی بدست آمد. افزایش مقادیر اکسیدهای آلومینیوم، آهن، سیلیس و منیزیم با توجه به پایداری آنها در محیط های رسوبی، نشان از شرایط آب و هوایی گرم و مرطوب و کاهش آنها بیانگر شرایط آب و هوایی سرد و خشک است. افزایش مقدار شاخص هوازدگی شیمیایی و شاخص هوازدگی شیمیایی موثر، نشان از شرایط هوازدگی شدید و کاهش این شاخص ها نشان از هوازدگی ضعیف در برش رسوبی نوده است. خاک های دیرین در منطقه مطالعاتی میزان بالای شاخص های ذکر شده را نشان می دهند و بیانگر تغییر و تحول این رسوبات و شرایط آب و هوایی گرم و مرطوب هستند. بالعکس رسوبات لسی، مقادیر کمتری از شاخص ها را نشان می دهند و بیانگر شرایط آب و هوایی سرد و خشک در برش رسوبی نوده هستند. بدین ترتیب لس ها و خاک های دیرین مطالعه شده به ترتیب در دورههای یخچالی و بین یخچالی و در شرایط آب و هوایی متفاوت تشکیل شدهاند.
بررسی ژئومورفولوژیکی تحولات اقلیمی حوضه آبریز گرگانرود در کواترنر
دوره 1، شماره 2، تابستان 1394، صفحه 169-180
https://doi.org/10.22034/irqua.2015.701864
علیرضا انتظاری، ابوالقاسم امیر احمدی، امان محمد قرنجیک، علی جهانفر، علی اکبر شایان یگانه
چکیده در این تحقیق سعی شده با استفاده از روشهای معمول ژئومورفولوژی، تحولات اقلیمی دوران چهارم در حوضه آبریز گرگانرود (تا گنبد کاووس) بررسی شود. بدین منظور، ابتدا با تعمق بر فرمهای ژئومورفیکی در منطقه مانند تپههای لسی، سیرکهای یخچالی و پدیدههای کارستی تغییرات محیطی بررسی شد. سپس، با اتکا به تصاویر ماهوارهای و نقشههای توپوگرافی، سیرکهای یخچالی منطقه مشخص و با روش رایت خط برفمرز دائمی در آخرین دوره یخبندان بهدست آمد. با بررسی گرادیان دمایی (دما- ارتفاع) منطقه، نقشه همدمای زمان حاضر و با استفاده از رابطه مزبور و ارتفاع برفمرز دائمی منطقه در کواترنر، نقشه همدمای دوران چهارم ترسیم شد. نتایج به دست آمده و مقایسه دو نقشه حاکی از اختلاف دمای 4/9 درجه سانتیگرادی زمان حاضر با دوره کواترنر است. بررسی اشکال ژئومورفیکی کنونی نیز حاکی از استیلای آبوهوای سرد و مرطوب در دوران چهارم است که نتایج این تحقیق را تأیید میکند.
