شواهد باستان شناختی دوران پلیستوسن و هولوسن در منطقه سومار، استان کرمانشاه
دوره 8، 3 و 4، اسفند 1401، صفحه 316-356
https://doi.org/10.22034/irqua.2023.705332
حجت دارابی، سامان مصطفی پور
چکیده منطقه سومار در شهرستان قصرشیرینِ استان کرمانشاه، به دلیل قرارگیری در حد فاصل دو حوزهی فرهنگی شامل زاگرس مرکزی و بین النهرین یکی از مناطق مهم اما ناشناخته در پژوهشهای باستانشناسی به شمار میرود. این منطقه که بیشتر متشکل از یک دشت کوچک رسوبی و سیلابی است، در زمره مناطق بینابینی است که از نظر جغرافیایی و زمین ریخت شناسی دشتهای پست بین النهرین و نواحی بلند زاگرس را به هم پیوند می دهد. این مناطق حائل، به دلیل مرزی بودن و آلودگی به بقایای انفجاری ناشی از جنگ ایران و عراق تاکنون بسیار کمتر مورد توجه باستان شناسان بوده اند. با این حال، موقعیت جغرافیایی خاص و قابلیت های محیطی منطقه سومار، انجام پژوهشهای باستانشناختی باهدف درک جایگاه ارتباطی آن بین زاگرس و بینالنهرین و نیز مطالعه سیر تغییر و تداوم استقرارهای انسانی در طول زمان را در آن ضرورت میبخشید. در این راستا، با توجه به خطر تسطیح و تخریب محوطه های باستانی ناشی از اجرای طرح انتقال آب گرمسیری فرصتی دست داد تا در زمستان سال 1394، بررسی و شناسایی باستانشناسی اضطراری در سومار صورت گیرد. طی این بررسی شواهد مختلفی از دوران مختلف پلیئستوسن و هولوسن (پارینه سنگی قدیم تا اسلامی متأخر) شناسایی شد که دربرگیرندۀ محوطه باز، تپه، گورستان و پل هستند. با وجود شواهدی از دوران پارینه سنگی در منطقه، به نظر میرسد که سکونت گسترده از پایان دوره نوسنگی و حدود اوایل هزاره ششم پ.م. آغاز شده که این امر احتمالاً در نتیجه گسترش فرهنگهای بینالنهرین (عبید 0/ سامرا جدید) روی داده است. این رویه و ارتباط تنگاتنگ در دوران بعدی تا هزاره نخست پ.م. به روشنی دیده میشود. بیشترین فراوانی محوطه ها مربوط به هزاره سوم و هزاره دوم پ.م. و همچنین دوران تاریخی (اشکانی و ساسانی) است. اغلب محوطه های شناساییشده از منطقه سومار در اطراف رودخانه گنگیر واقع شده اند. این الگوی پراکنش استقراری به دلیل اهمیت زیاد این رودخانه در کنار جایگاه خاص سومار به عنوان مسیر ارتباطی بوده که سرزمینهای پست بین النهرین را به ارتفاعات زاگرس مرتبط میساخت. در این راستا، شواهد به دست آمده از برخی محوطه ها مانند تپه قلا در مرکز دشت به وضوح گویای ارتباط این دو منطقه فرهنگی است. با توجه به شواهد موجود از قبیل موقعیت مکانی، وسعت، میزان و تراکم آثار سطحی میتوان آثار شناسایی شده را به استقرارهای دائم و فصلی نسبت داد. بررسی سومار حکایت از تداوم حضور انسان از دوران پلیستوسن تا به امروز در این منطقه دارد.
بازسازی اقلیم و محیط دیرینه زاگرس میانی
دوره 5، شماره 4، زمستان 1398، صفحه 423-447
https://doi.org/10.22034/irqua.2020.702337
هما رستمی، قاسم عزیزی، سعید بازگیر، حجت دارابی، مهران مقصودی، راجر جان متیوس
چکیده جهت بازسازی شرایط محیطی و اقلیم دیرینه، مربوط به پلئیستوسن پسین و هولوسن (30000 سال گذشته)، در زاگرس مرکزی، از تالاب هشیلان در کرمانشاه مغزههای رسوبی تا عمق 5/5 متری برداشته شد و با استفاده از روش مالتی پروکسی (پذیرفتاری مغناطیسی، جرم کاهی گرمایشی، سن سنجی و ژئوشیمی) مورد مطالعه و آنالیز قرار گرفت . نتایج نشان دهنده آن بود که دوره پلیستوسن پایانی و LGM با شرایط اقلیمی سرد و خشک و طوفان های گرد و غبار در منطقه همراه بوده است. شرایط اقلیمی مذکور با شروع دوره گرم و مرطوب در 18000 سال قبل به پایان رسید که ، با دوره اقلیمی گرم و مرطوب بولینگ آلرود مطابقت زمانی داشته است. هولوسن پیشین با شرایط اقلیمی نسبتا مرطوب به همراه رخدادهای سرد و خشک اقلیمی 2/9 و 2/8 و هولوسن میانی با شرایط اقلیمی گرم و مرطوب تا 5000 سال قبل در منطقه شناسایی شد. همچنین رخدادهای خشک موسوم به 2/4 و 2/3 با افزایش طوفان های گرد و غبار در منطقه تشخیص داده شد. نتایج نشان داد رخدادهای اقلیمی شناساییشده در منطقه با رخدادهای شناختهشده در نیمکره شمالی مطابقت داشته و از یک الگوی مشابه پیروی میکند.
زرزی: صنعتی سهل و ممتنع، ابهامات و تناقضات واپسین صنایع سنگی دوران پلئیستوسن در زاگرس
دوره 5، شماره 1، بهار 1398، صفحه 79-103
https://doi.org/10.22034/irqua.2019.702267
مژگان جایز
چکیده زَرْزی نام صنعتی شاخص مربوط به واپسین دوران پارینهسنگی در منطقه زاگرس است. مطالعات محوطههای منتسب به دوران فراپارینهسنگی در زاگرس مرکزی با چالشهای فراوانی روبهرو است که مهمترین آنها مسئله ویژگیهای صنایعی است که میبایست به صنعت زرزی منتسب نمود. در این مقاله ضمن ارائه خلاصهای از پیشینه مطالعات صورت گرفته درباره زرزی، تلاش شده است تا با نگاهی انتقادی ماهیت زرزی در مطالعات پارینهسنگی ایران بر اساس یافتههای مادی حاصل از محوطههای منتسب به آن، که مهمترین آنها غار زَرزی و پناهگاه صخرهای ورواسی هستند، مورد بررسی قرار گیرد. مهمترین ویژگیهای زرزی در صنایع سنگی آن منعکس شده است که صنایعی با تولید میکرولیتهای هندسی و غیرهندسی و ابزارهای کنگرهدار/دندانهدار همراه با فراوانی خراشندهها به ویژه خراشندههای ناخنی و حضور سایر ابزارها همچون اسکنهها در مقادیر بسیار کمتر از دوران پارینهسنگی جدید و سوراخکنندهها و سرتیرهای شانهای است. به لحاظ فنآوری تولید، زنجیره تولید و مصرف دستساختههای سنگی و ترکیببندی فنآوری در انواع مختلف محوطهها ابهامات فراوانی درباره صنایع زرزی وجود دارد. بر اساس یافتههای موجود میتوان زرزی را نه «فرهنگ دوران فراپارینهسنگی زاگرس»، بلکه صنعتی مربوط به دوران فراپارینهسنگی در ناحیه زاگرس با سنتهای خاص خود دانست که بخشی از فرهنگ گستردهتری محسوب میشود که یافتههای موجود برای تبیین آن بسیار ناکارآمد و ناکافی است.
