تلفیق زمینآماری مطالعات رسوبشناسی و ژئوالکتریک در نهشتههای کواترنر پهنههای ساحلی غربی و شرقی بخش جنوبی دریاچه ارومیه
دوره 5، شماره 1، بهار 1398، صفحه 59-78
https://doi.org/10.22034/irqua.2019.702266
شهره عرفان، خلیل رضایی، راضیه لک، سید محسن آل علی
چکیده مطالعات بینرشتهای نقش مهمی در پاسخگویی به سؤالات پروژههای مهندسی بازی میکنند. مطالعات تلفیقی رسوبشناسی و ژئوالکتریک برای بررسی پراکنش انواع رسوبات دو سوی غربی و شرقی بخش جنوبی دریاچه ارومیه، نقش آنها در تبادل آبهای زیرزمینی و وجود گسل در بستر دریاچه انجام شد. بدین منظور 18 گمانه 10 متری در سه پروفیل در دو سوی دریاچه حفاری و رسوبات ستون چینهشناسی آنها تحت آزمایش دانهبندی و کانیشناسی و تطابق قرار گرفت. تعداد 391 سونداژ ژئوالکتریکی قائم با آرایه شلومبرژه در دشتهای حاشیه برداشت شدند. ستون دانهبندی گمانهها با سونداژ مجاور متناظر شد و با تصحیحات نرمالسازی، به روش دیفیوژن، درونیابی و نقشههای هممقاومت ترسیم و تفسیر شد. در 5 مقطع عرضی، برشهایی از غرب تا شرق دریاچه تهیه و تغییرات دانهبندی و مقاومت الکتریکی در آنها بررسی شد. نتایج نشان داد در دو ناحیه، به دلیل وجود رسوبات درشتدانه و دارای مقاومت الکتریکی بالا، امکان تبادل آبهای زیرزمینی وجود دارد. این نقاط میتوانند مسیلهای قدیمی رودخانه شهرچای و باراندازچای و انشعابات آنها بوده باشند. به دلیل تمایز بالا و اختلاف مقادیر دو پارامتر مقاومت الکتریکی و مغناطیسی در دو سوی دریاچه، یک گسستگی ژئوفیزیکی در دو روش ژئوالکتریک و مغناطیسسنجی هوایی در محل دریاچه قابل اثبات است.
رسوبشناسی و محیط رسوبی دیرینه آبرفتهای کواترنر با تلفیق دادههای رسوبشناسی و روش رادار نفوذی به زمین (مطالعه موردی: منطقه کوچصفهان ـ استان گیلان)
دوره 4، شماره 4، زمستان 1397، صفحه 435-456
https://doi.org/10.22034/irqua.2019.702174
دارا داس برزین، خلیل رضایی، راضیه لک، مهدی محمدی ویژه، حامد مسلمی
چکیده شناسایی آبرفتها، رسوبات، و محیط رسوبی دیرینه تهنشست آنها در حالتی که در مطالعه آنها از روشهای ترکیبی استفاده شده همواره اهمیت بالایی دارد. اینگونه مطالعات ترکیبی معمولاً به روش مستقیم (نمونهبرداری) و روش غیرمستقیم (روشهای ژئوفیزیکی) انجام میشود. هدف اصلی این تحقیق شناسایی رسوبات و محیط رسوبی دیرینه آبرفتهای منطقه کوچصفهان با تلفیق دادههای رسوبشناسی حاصل از چاهکها و روش راداری نفوذی به زمین (GPR) بود. برای این منظور، دادههای رادار نفوذی به زمین به طول 11 کیلومتر در امتداد جاده کوچصفهان به سمت لشتنشا برداشت شد. سپس، با توجه به پروفیلهای راداری 7 گمانه رسوبی با عمق متوسط 7/2 متری جهت تلفیق با دادههای رسوبشناسی حفاری شد. بررسیهای انجامشده به شناسایی 5 رخساره راداری ـ شامل خطوط راداری به صورت گسسته و غیرموازی مقعر محدب، خطوط راداری به صورت منحنیهای پیوسته موازی، خطوط راداری با شیبهای متفاوت به صورت گسسته، خطوط راداری به صورت ناپیوسته موازی با شیب کم، خطوط راداری ناپیوسته موازی با شیب کم و میرایی شدید ـ و 8 رخساره رسوبی ماسه بسیار ریز سیلتی، ماسه ریز، گراول ماسهای، ماسه ریز گراولی، مواد آلی، ماسه درشت سیلتی، ماسه درشت، ماسه گلی با کمی گراول انجامید که نشاندهنده قسمتهای مختلف محیطهای رودخانهای بود. در این منطقه میزان ذرات دانهریز رسوبی و مواد آلی از جنوب به سمت شمال منطقه افزایش مییابد.
مقایسه رخسارههای رسوبی هولوسن پلایاهای حوض سلطان و گرمسار
دوره 2، شماره 2، تابستان 1395، صفحه 167-182
https://doi.org/10.22034/irqua.2016.701936
سعید رضائیان لنگرودی، راضیه لک، داود جهانی
چکیده این پژوهش با هدف تفکیک زیرمحیطهای رسوبی پلایای حوض سلطان و گرمسار با مطالعه مغزههای رسوبی و بر اساس شواهد رسوبشناسی و کانیشناسی انجام گرفته است. در این پژوهش، تعداد 9 مغزه از پلایای حوض سلطان تهیه گردید. از بخشهای سطحی تا عمق 20 سانتیمتری پلایای گرمسار نیز نمونهبرداری انجام شد. 113 نمونه از رخسارههای رسوبی پلایای حوض سلطان و 30 نمونه از پلایای گرمسار، تهیه و مورد آنالیز دانهبندی و کانیشناسی قرار گرفت. تیپ رسوبات هر دو پلایا از نظر اندازه ذرات شامل گل ماسهای با کمی گراول، ماسه گلی با کمی گراول، گل، گل ماسهای و ماسه گلی میباشد. در پلایای حوض سلطان سه نوع رخساره تخریبی، کربناته و تبخیری و در پلایای گرمسار سه نوع رخساره سیلیسی تخریبی، مخلوط سیلیسی تخریبی با تبخیری و تبخیری مشاهده شده است. کانیهای تشکیلدهنده پلایای حوض سلطان شامل کوارتز، فلدسپات، کانیهای رسی، کلسیت و بهندرت آراگونیت ژیپس، هالیت، انیدریت، پلیهالیت، کارنالیت، تناردیت، باسانیت و هگزاهیدریت هستند. کانیهای تشکیلدهنده پلایای گرمسار هالیت، ژیپس، کلسیت، باسانیت، کارنالیت، کارنالیت آمونیوم، سیلویت، کلرید منیزم پتاسیم، کوارتز، آلبیت، آنورتیت، مسکویت، کلریت و ایلیت هستند. ترکهای گلی، تودههای ماسهای بادی، تیپی و سطوح گل کلمی از متداولترین عارضههای شناسائیشده در هر دو پلایا هستند. زیرمحیطهای رسوبی هر دو پلایا شامل از خارج به داخل حوضه شامل بادبزن آبرفتی، پهنه ماسهای، پهنه گلی، پهنه گلینمکی، پهنه نمکی و دریاچه موقت میباشد. این زیرمحیطهای رسوبی بر اساس تغییر محیط رسوبی که متاثر از تغییر اقلیم در دوره هولوسن است، به یکدیگر تبدیل میگردند.
رسوب شناسی و مورفومتری تپه های ماسه ای (نوع برخان و نبکا) حاشیه کویر حاج علی قلی واقع در جنوب دامغان
دوره 1، شماره 3، پاییز 1394، صفحه 255-264
https://doi.org/10.22034/irqua.2015.701870
میثم پریمی، محمد خانه باد، رضا موسوی حرمی، اسد اله محبوبی
چکیده نهشته های ماسه ای از پدیدههای زیبای ژئومرفولوژی مناطق بیابانی در جنوب دامغان هستند. هدف تحقیق مقایسه رسوب شناسی دو نوع از تپه های ماسه ای (نوع برخانی و نبکا) و بررسی خصوصیات مورفومتری آنها در حاشیه کویر حاج علیقلی دامغان میباشد. طی برداشت صحرایی تعداد 27 رسوب ماسه ای از تپه های برخانی و 15 نمونه از تپه ماسهای نوع نبکا برداشت گردید و همچنین هر دو نوع نبکای فعال و غیرفعال شناسایی شد. برای بررسی ارتباط آماری بین مولفه های مورفومتری تپه های ماسه ای برخانی طول قله، دامنه رو به باد و پشت به باد اندازه گیری شدند و همچنین برای بررسی پارامترهای مورفومتری تپه های ماسه ای نوع نبکا طول محورهای بلند، کوتاه و ارتفاع آنها مورد اندازه گیری قرار گرفت. طی مطالعات آزمایشگاهی نمونه ها مورد آنالیز دانه سنجی قرارگرفته و پارامترهای آماری آنها محاسبه شد. میانگین قطر دانههای تپههای ماسهای برخانی برابر 435/2 فی (ماسه ریزدانه)، جورشدگی آنها 530/0 فی (متوسط خوب جورشده)، کج شدگی 268/0- (به سمت ذرات دانه درشت کج شده ) و شاخص کشیدگی 054/1 (به طور متوسط کشیده) است و همچنین میانگین قطر دانههای تپه ماسه ای نوع نبکاها برابر800/2 فی (ماسه ریزدانه)، جورشدگی آنها 540/0 فی (متوسط خوب جورشده)، کج شدگی 070/0- (تقریبا متقارن) و شاخص کشیدگی 640/1 (خیلی کشیده) میباشد. نتایج به دست آمده از مورفومتری تپه های ماسه ای برخانی نشان میدهد که مولفه دامنه قله و پشت به باد بهترین ضریب همبستگی را نشان میدهند و برای به دست آوردن ارتفاع میتوان از آنها استفاده کرد. برای تپه های ماس ای نوع نبکا رگرسیون خطی برای هر یک از متغیرهای مستقل در برابر متغیر وابسته به طول محور بلند محاسبه شد. با توجه به نتایج میتوان گفت هر دو متغیر برای تعیین طول محور بلند مناسب میباشند.
بررسی زمینباستانشناسی محوطه پیش از تاریخ چالتاسیان در مخروطافکنه جاجرود با استفاده از تکنیک میکرومورفولوژی
دوره 1، شماره 2، تابستان 1394، صفحه 113-123
https://doi.org/10.22034/irqua.2015.701858
مهران مقصودی، سید محمد زمان زاده، افسانه اهدائی، روح الله یوسفی زشک، مجتبی یمانی، حجت الله احمد پور
چکیده هدف از این پژوهش، بررسی نقش عوامل محیطی در مکانگزینی و نحوه زندگی ساکنان باستانی محوطه پیش از تاریخ چالتاسیان، با استفاده از مطالعات زمینباستانشناسی و تکنیک میکرومورفولوژی است. محوطه باستانی چالتاسیان، در دشت ورامین و در قسمتهای میانی مخروطافکنه جاجرود قرار گرفته است. پس از بررسیهای کتابخانهای و میدانی و حفر ترانشه روی تپه شرقی محوطه باستانی، برداشت نمونه رسوب و مکعب در جهت آزمایشهای غربالگری الکترونیکی، کلسیمتری و میکرومورفولوژی صورت گرفت. با مطالعه مقاطع نازک، عناصر موجود در رسوبات شناسایی و بررسی شد. نتایج نشان داد که بیشترین میزان زغال، گیاه، پرشدگیها و کربنات کلسیم در مکعب رسوبی شماره 9 وجود دارد. از آنجا که وجود این عوامل، رابطه مستقیمی با میزان فعالیتهای بشری در لایههای باستانی دارد، میتوان نتیجه گرفت که بیشترین میزان دخالت و فعالیتهای ساکنان باستانی محوطه چالتاسیان در این لایه اتفاق افتاده است. همچنین، پس از آزمایش غربالگری الکترونیکی مشخص شد که تمامی نمونههای رسوب، ریزدانه و از نوع ماسه سیلتی و سیلت ماسهای است. این امر با فراهم کردن خاک مناسب کشاورزی و سفالسازی، تأثیر بسیار زیادی در مکانگزینی محوطه باستانی چالتاسیان داشته است.
