بررسی شواهد گسلی در آبرفت های کواترنر (نمونه موردی گسل کوندج در استان قزوین)
دوره 9، 3 و 4، اسفند 1402، صفحه 271-290
https://doi.org/10.22034/irqua.2024.2014719.1015
سعیدمحمد صبوری
چکیده زمینساختفعال به فرایندهای تکتونیکی اطلاق میشود که در طی یک مقیاس زمانی در پوسته زمین تغییرشکلهایی ایجاد میکنند. هدف از این پژوهش بررسی شواهد تکتونیک فعال و فعالیت گسل کوندج در کواترنر میباشد که با بررسیهای ریختزمینساختی و بررسیهای دقیق و بزرگمقیاس میدانی در راستای گسل انجام شده است. بخشهایی از طول گسل در داخل آبرفت بوده و بصورت گسل پنهان است. با بررسی-های انجام شده در راستای گسل موقعیت گسل در آبرفتهای کواترنر بطول 11 کیلومتر در جنوب روستاهای بهجتآباد، تازهآباد و جزمه نسبت به نقشه زمینشناسی اصلاح گردید و در مابقی طول گسل از روستای دارالسرور به سمت شرق به طول 5/3 کیلومتر و از روستای خزین-آباد تا نزدیکی روستای انجیلاق به طول 5/9 کیلومتر منطبق با موقعیت گسل در نقشه زمینشناسی میباشد. در بررسیهای میدانی متوسط شیب صفحه گسل 48 تا 55 درجه به سمت شمال اندازهگیری شد. همچنین متوسط جابجایی افقی و قائم گسل به ترتیب برابر با 5±22 و 5±32 سانتیمتر اندازهگیری شده است.
اثر مخاطرات طبیعی کواترنری بر پهنه بندی خطر سقوط سنگ به روش سیستم مهندسی سنگ(مطالعه موردی استان تهران)
دوره 9، 1و 2، شهریور 1402، صفحه 254-270
https://doi.org/10.22034/irqua.2023.710402
علی خسرونژاد، محسن پورکرمانی، محمود الماسیان، سهیلا بوذری، علی ارومیه ای
چکیده سقوط تودههای سنگی هر ساله خسارات جانی و مالی سنگینی را به بار میآورد. استان تهران به عنوان یکی از پر جمعیت ترین استانهای کشور، دارای سازه های پیشرفته بوده و به همین سبب ترانشههای بی شماری در تودههای سنگی احداث شده است. همین مسئله خطر سقوط سنگ را نسبت به دیگر مناطق افزایش داده است. شرایط جوی و تکتونیکی که در دوره زمین شناسی کنونی بر کشور ایران حاکم است، اثر ویژهای بر ناپایداریهای دامنهای دارد. در این راستا، پس از بررسی ﭘﺎراﻣﺘﺮﻫﺎی مؤثر در سقوط سنگ، ﻧﻘﺸﻪ ﻣﺮﺑﻮط ﺑﻪ ﻫﺮ ﭘﺎراﻣﺘﺮ ﺑﺎ اﺳﺘﻔﺎده از ﻧﻘﺸﻪﻫﺎی ﭘﺎﯾﻪ زﻣﯿﻦﺷﻨﺎﺳﯽ و دادهﻫﺎی ﺗﮑﻤﯿﻠﯽ ﺑﺮای استان تهران ﺗﻬﯿﻪ ﮔﺮدﯾﺪ. ﺳﭙﺲ ﺑﺎ اﺳﺘﻔﺎده از ﻣﺪل ﺗﺤﻠﯿﻞ سیستم مهندسی سنگ، ﻫﺮ ﯾﮏ از ﭘﺎراﻣﺘﺮﻫﺎ ﻣﺘﻨﺎﺳﺐ ﺑﺎ درﺟﻪ اﻫﻤﯿﺖ آنﻫﺎ ﻣﺤﺎﺳﺒﻪ و نهایتاً ﺑﺎ اﻧﺠﺎم ﻫﻤﭙﻮﺷﺎﻧﯽ ﻋﻮاﻣﻞ وزندار شده، ﻧﻘﺸﻪ سقوط سنگ استان تهران ﺗﻬﯿﻪ ﮔﺮدﯾﺪ. در این نقشه ارتباط تعریف شدهای بین مناطق کوهستانی، تغییرات شیب و محل گسلهای اصلی با افزایش خطر سقوط سنگ دیده میشود. بررسیها نشان میدهد زمین لغزشها و ناپایداریهای دامنهای قبلی نیز در پهنههایی با خطر بسیار زیاد تا زیاد واقع شدهاند. توسعه شهری در مناطق کوهستانی نیازمند توجه به مخاطرات زمین شناختی است. خطر سقوط سنگ به عنوان یکی از اصلیترین پارامترها در این خصوص، نقش مهمی را در کاهش خسارات سنگینی دارد که هر ساله به مردم و دولت اعمال میگردد. پیشنهاد میگردد تا نتایج این مطالعات پس از بازنگری، به عنوان اطلاعات مبنایی در طراحیهای آتی استان تهران مد نظر قرار گیرد.
بررسی میکرومورفولوژی و برآورد بارندگی گذشته در توالی لس-پالئوسل شرق استان گلستان
دوره 8، 3 و 4، اسفند 1401، صفحه 414-430
https://doi.org/10.22034/irqua.2023.705440
زانیار امیری، فرهاد خرمالی، مانفرد فرشن، مارتین کهل
چکیده رسوبات لسی شمال شرق ایران بهعنوان آرشیو اقلیمی بینظیری از دوران کواترنر تا حال حاضر دارای اهمیت زیادی است که در دهه اخیر موردتوجه بسیاری از دانشمندان ایرانی و بینالمللی قرارگرفته است. مطالعه خاکهای دستنخورده با استفاده از تکنیکهای میکروسکوپی میتواند اطلاعات ارزشمندی برای درک شرایط محیطی و اقلیمی در زمان تشکیل خاکهای مشتق شده از لس (پالئوسل) در اختیار ما قرار دهد. هدف اصلی این پژوهش بازسازی میزان بارندگی در زمان تشکیل پالئوسلهای مربوط به اواخر دوره پلیستوسن با کمک مطالعات میکرومورفولوژیکی در شرق استان گلستان است. برای این منظور از تمام پالئوسلهای شناساییشده مقطع نازک تهیه گردید و با استفاده از میکروسکوپ پلاریزان مطالعه شد. نتایج مطالعه میکرومورفولوژی نشان داد که با افزایش درجه تکامل پالئوسلها اعداد مربوط به شاخص MISECA نیز افزایش یافت. بررسی دادههای حاصل از میکرومورفولوژی نشان داد که وجود افقهای غنی از کربنات کلسیم و رس در پالئوسلهای بهخوبی توسعهیافته با افزایش مقدار بارندگی رابطه مستقیم دارد. همچنین تفاوت در مقدار شاخص MISECA نشاندهنده شرایط اقلیمی متفاوت در زمان شکلگیری پالئوسلها است.
بررسی ژئوشیمی و خاستگاه سنگ های آتشفشانی کواترنری منطقه شرق اهر (شمال غرب ایران )
دوره 8، 1 و 2، شهریور 1401، صفحه 133-160
https://doi.org/10.22034/irqua.2022.702491
شهره حسن پور، مریم آهنکوب
چکیده سنگ های آتشفشانی شرق اهر با ساختمان های متنوع بر روی واحدهای آذرآواری پلیوپلیستوسن و نهشته های آبرفتی جوان قرار گرفتهاند. این سنگ ها با ماهیت بازالت- تراکی بازالت، بازالت آندزیتی و تراکیت، با بافت میکرولیتیک پورفیری، هیالو میکرولیتیک و پورفیری حفرهدار در منطقه رخنمون دارند. بررسی داده های ژئوشیمیایی دال بر ماهیت قلیایی نمونهها می باشد که در یک محیط زمین ساختی قوس آتشفشانی پس از برخورد تشکیل شدهاند. الگوی پراکندگی عناصر نادر خاکی دال بر غنی شدگی از عناصر نادر خاکی سبک و تهی شدگی از عناصر نادر خاکی سنگین می باشد. این نمونهها دارای آنومالی منفی NbوNb,P,Ti, Zr و آنومالی مثبتCs, Rb, Pb, Ba, U ،La ،Th وLILE می باشد. در نمودار تعیین موقعیت تکتونیکی، این سنگ ها در گستره OIB قرار میگیرند. این الگوی غنیشدگی و تهی شدگی از عناصر نادر خاکی با خاستگاه گوشته استنوسفری تطابق دارد. تلفیق داده های ژئوشیمیایی نشان میدهد که سنگ های اتشفشانی شرق اهر، در موقعیت کششی کمان های پس از برخورد در حاشیه فعال قاره ای در ارتباط با شکستگی ها و گسل های امتدادلغز تشکیل شده اند .
بارزسازی نهشته های کواترنری آهن پلاسری توسط تلفیق دادههای نسبت باندی سنجش از دور و مغناطیسسنجی و زمینشناسی به روش WOI و مقایسه با روشهای SAM و FCC در ورقه یکصدهزارم همدان
دوره 7، 1 و 2، شهریور 1400، صفحه 187-202
https://doi.org/10.22034/irqua.2021.702427
افشین بادکوبه هزاوه، خلیل رضایی
چکیده نهشته های پلاسری کواترنر از اهمیت روزافزونی برخوردار هستند. سنجش از دور به عنوان ابزاری بسیار قدرتمند در بارزسازی نواحی دگرسان شده مرتبط با تودههای نفوذی کانسارساز موثر بوده و به طور قابل توجهی هزینه و زمان اکتشافات را کاهش داده است. در این پژوهش، به منظور شناسایی مناطق آبرفتی آهندار در محدوده ورقه یکصدهزارم همدان از تکنیکهای پردازش تصاویر ماهوارهای نظیر نسبت باندی (B.R)، ترکیب رنگی کاذب (FCC) و روش نقشه برداری زاویه طیفی (SAM) بر روی دادههای مرئی و مادون قرمز نزدیک به علاوه مادون قرمز طول موج کوتاه (VNIR+SWIR) سنجنده ASTER استفاده شده است. دادههای مهم اکتشافی نظیر نقشه زمین شناسی، گسلها و خطوارهها، مغناطیسسنجی و نسبت باندی اعمال شده بر دادههای سنجنده ASTER، پراکندگی آهن دو بار مثبت (Fe2+) و آهن سه بار مثبت (Fe3+) ایجاد و به روش شاخص همپوشانی وزندار (WOI) باهم تلفیق شدند. سپس کانیهای مهم آهندار مثل مگنتیت، هماتیت، لیمونیت و گوتیت بوسیله نقشه برداری زاویه طیفی (SAM) بارزسازی شدند، همچنین سنگ آهن منطقه به روش ترکیب رنگی کاذب (FCC) نیز بارزسازی شد و نتیجه روشهای SAM و FCC با تلفیق شاخص همپوشانی وزندار (WOI) مورد مقایسه قرار گرفت. با توجه به بازدید صحرایی منطقه و این که نتیجه پردازش هر سه روش، همدیگر را به خوبی تایید کردند، میتوان در نبود دادههای اکتشافی تکمیلی نظیر ژئوشیمی و ژئوفیزیک، به نتایج روشهای SAM و FCC به تنهایی و یا در کنار هم استناد کرد.
مطالعه پذیرفتاری مغناطیسی حرارتی و تغییرات رنگ در توالی لسـ خاکهای قدیمی در منطقه چنارلی، شمال شرق استان گلستان
دوره 6، شماره 4، زمستان 1399، صفحه 485-494
https://doi.org/10.22034/irqua.2021.702379
امین غفارپور، فرهاد خرمالی، کریستین رولف، حسین تازیکه، مارتین کهل، مانفرد فرشن، کریستین زیدن
چکیده خواص مغناطیسی واحدهای لسی دوره کواترنر، که با خاکهای قدیمی در شمال ایران متمایز میشوند، مدلی برای درک فرایندهای خاکساز و ارتباط آن با بارندگی کنونی و اقلیم گذشته در این منطقه ارائه میدهد. در این مطالعه تجزیهوتحلیل طیفسنجی بازتابی انتشاری (از این پس DRS) در آزمایشهای اندازهگیری رنگ و همچنین پذیرفتاری مغناطیس وابسته به دما (از این پس χ-T ) در محیط آرگون از توالی لسـ خاک قدیمی اواخر پلیئستوسن در منطقه چنارلی در شمال ایران ارائه شد. بدین منظور مواد معدنی اکسید آهن مغناطیسی، مگنتیت، ماگهمیت، هماتیت، و گوتیت در لس و خاک قدیمی شناسایی شد. نتایج DRS نشان داد نسبت هماتیت به گوتیت با روند فرایندهای خاکساز و بارندگی و تشکیل خاک قدیمی ارتباط مثبت و قابل توجهی دارد. دادههای این تحقیق همچنین نشان داد تشکیل ماگهمیت خاکساز و انحلال آن نقش مهمی در تقویت و کاهش پذیرفتاری مغناطیسی در توالیهای لسـ خاک قدیمی دارد.
تلفیق زمینآماری مطالعات رسوبشناسی و ژئوالکتریک در نهشتههای کواترنر پهنههای ساحلی غربی و شرقی بخش جنوبی دریاچه ارومیه
دوره 5، شماره 1، بهار 1398، صفحه 59-78
https://doi.org/10.22034/irqua.2019.702266
شهره عرفان، خلیل رضایی، راضیه لک، سید محسن آل علی
چکیده مطالعات بینرشتهای نقش مهمی در پاسخگویی به سؤالات پروژههای مهندسی بازی میکنند. مطالعات تلفیقی رسوبشناسی و ژئوالکتریک برای بررسی پراکنش انواع رسوبات دو سوی غربی و شرقی بخش جنوبی دریاچه ارومیه، نقش آنها در تبادل آبهای زیرزمینی و وجود گسل در بستر دریاچه انجام شد. بدین منظور 18 گمانه 10 متری در سه پروفیل در دو سوی دریاچه حفاری و رسوبات ستون چینهشناسی آنها تحت آزمایش دانهبندی و کانیشناسی و تطابق قرار گرفت. تعداد 391 سونداژ ژئوالکتریکی قائم با آرایه شلومبرژه در دشتهای حاشیه برداشت شدند. ستون دانهبندی گمانهها با سونداژ مجاور متناظر شد و با تصحیحات نرمالسازی، به روش دیفیوژن، درونیابی و نقشههای هممقاومت ترسیم و تفسیر شد. در 5 مقطع عرضی، برشهایی از غرب تا شرق دریاچه تهیه و تغییرات دانهبندی و مقاومت الکتریکی در آنها بررسی شد. نتایج نشان داد در دو ناحیه، به دلیل وجود رسوبات درشتدانه و دارای مقاومت الکتریکی بالا، امکان تبادل آبهای زیرزمینی وجود دارد. این نقاط میتوانند مسیلهای قدیمی رودخانه شهرچای و باراندازچای و انشعابات آنها بوده باشند. به دلیل تمایز بالا و اختلاف مقادیر دو پارامتر مقاومت الکتریکی و مغناطیسی در دو سوی دریاچه، یک گسستگی ژئوفیزیکی در دو روش ژئوالکتریک و مغناطیسسنجی هوایی در محل دریاچه قابل اثبات است.
پایش تغییرات شرایط محیطی گذشته دشت تبریز در نهشتههای رسوبی کواترنر
دوره 4، شماره 4، زمستان 1397، صفحه 361-375
https://doi.org/10.22034/irqua.2019.702160
مریم بیاتی خطیبی، فریبا کرمی، بهروز ساری صراف
چکیده دشت تبریز، که بخش مهمی از آذربایجان شرقی است، در طول تاریخ تغییرات اقلیمی مهمی را پشت سر گذاشته و پسروی و پیشروی تودههای آبی مهم، مانند دریاچه ارومیه، بر سطح آن رخ داده است. شواهدی از این تغییرات اقلیمی و پسروی و پیشروی تودههای آبی در سطوح دشت بر جای مانده است که میتوان بخشی از این شواهد را در رسوبات دشت تبریز پیگیری کرد. در این مقاله، برای پاسخ به سؤالات طرحشده در زمینه نوع و نحوه تغییرات گذشته، سعی شده است در محدودههای مشخص، که دادههایی از ویژگیهای فیزیکی و شیمیایی سازندها قابل دسترس بودهاند و بر اساس این دادهها لایهها قابل تفسیرند و از نظر ژئوکرونولوژی اهمیت زیادی دارند، چینهها و لایهها بررسی شوند. همچنین در مواردی برخی ویژگیهای لایهها مورد آزمایش خاک قرار گرفتند. در این تحقیق، از دادههای سازمان قطار شهری بهرهگیری شد و از متخصصان مربوطه اطلاعات لازم به دست آمد. همچنین سعی شد با حضور در محدودههایی که حفاریها و گودبرداریها صورت گرفته همه لایهها از نزدیک مورد بازدید میدانی قرار گیرند و در موارد لازم اندازهگیریها در محل صورت گیرد. برای رسیدن به هدف، از نتایج آزمایشهای SPT، روشهای پالئوپدولوژی، و نتایج آزمایش دانهبندی و ph استفاده شد. نتایج بررسیها نشان داد در بخشهای مهمی از دشت تبریز عمق 5/2 تا 10 متری عموماً از لایههای متشکل از رس سیلتدار سفت تا بسیار سفت همراه یک لایه شن رسدار و عمق 10 تا 5/18 متری از لایهها متشکل از ماسه سیلت/ رسدار بسیار متراکم تشکیل شده است. در بعضی از قسمتهای دشت نیز ماسههای بادی دیده میشود که از حاکمیت شرایط خشک در محدوده دشت حکایت میکند. بررسی دانهبندی لایهها نشان میدهد دشت تبریز دورههایی را با شرایط اقلیمی مرطوب تا خشک پشت سر گذاشته است. گسترش دریاچه ارومیه تراسهایی را در این دشت بر جای گذاشته که خود از وقوع تغییرات اقلیمی مهم در محدوده دشت تبریز حکایت میکند.
بررسی ویژگیهای مورفوـ رسوبی مخروط افکنه رودخانه کالشور نیشابور در شمالشرق ایران با تأکید بر کنترل های اقلیمی کواترنر
دوره 4، شماره 4، زمستان 1397، صفحه 395-412
https://doi.org/10.22034/irqua.2019.702163
عذار خسروی، سیدرضا حسین زاده، مرتضی فتاحی، محمد خانه باد
چکیده رسوبات کواترنری مخروط افکنه ها اطلاعات مهمی از شرایط اقلیمی گذشته و تحولات محیطی حوضه آبریز بالادست خود ارائه میکنند. در این پژوهش نویسندگان به بررسی تکامل الگوی رسوبی بر سطح مخروطافکنه کالشور پرداختند تا با استفاده از تفسیر نتایج حاصل از آنالیزهای ژئوفیزیکی و ژئوشیمیایی این رسوبات محیط رسوبگذاری این رسوبات در دوره کواترنر را بررسی کنند. مخروط افکنه کالشور یک مخروط کوچک و نسبتاً متقارن در شمالشرق ایران و در دامنه جنوبی رشتهکوه بینالود است که بر پایه ویژگیهای رنگ و بافت و اندازه ذرات و مطالعات میدانی سطح آن به 8 سطح مورفوـ رسوبی با نامهای A1 تا A8 تقسیم شده است. بر پایه مطالعات رسوبشناسی، رسوبات مخروطافکنه کالشور دارای جورشدگی بد و بسیار بد، کجشدگی متقارن (تقریباً متقارن تا بسیار مثبت)، کشیدگی (متوسط و پهن)، و بافت گراول و گراول شنی هستند. در تفسیر ویژگیهای ژئوفیزیکی، اندازههای میانه، نمونههای A2 و A5 و A6 و A7 دارای میانه پایینتر، جورشدگی ضعیف، و کشیدگی بیشتر نسبت به بقیه رسوباتاند. همچنین، بر حسب نتایج آنالیزهای شیمیایی حاصل از آزمایش XRF، میزان عناصر اکسیدهای کلسیم و آلومینیوم و سیلیس و همچنین نسبت عناصر منیزیم به کلسیم و منگنز به کلسیم به ترتیب در نمونههای A1 و A3 و A8 کاهش و در نمونههای A6 و A2 و A5 و A7 کاهش مییابد که به ترتیب نشاندهنده شرایط اقلیمی سرد و خشک و گرم و مرطوب است. به طور کلی، با توجه به نتایج آنالیزهای ژئوفیزیکی و ژئوشیمیایی سیلاب حمل کننده در نمونههای A6 و A2 و A5 و A7 دارای سرعت بسیار زیاد (و نه لزوماً دبی بالاتر) است. همچنین این سیلابها در محیطهایی با اقلیم سرد و خشک و با حاکمیت تخریب فیزیکی رخ داده اند و در نمونه های A4 و A1 و A3 و A8 اقلیم گرم و مرطوب با سیلابهای مداوم، اما، با انرژی کمتری رخ دادهاند. بنابراین 4 سطح رسوبی در نتیجه اقلیم سرد و خشک و 4 سطح رسوبی در نتیجه اقلیم گرم و مرطوب در سطح این مخروط قابل مشاهده است.
ارزیابی آلودگی فلزات سنگین در رسوبات آبرفتی کواترنر با بهرهگیری از RS و GIS در منطقه نصرتآباد، باختر زاهدان
دوره 4، شماره 1، بهار 1397، صفحه 1-21
https://doi.org/10.22034/irqua.2018.701925
نسرین صدر محمدی، خلیل رضایی، علی قربانی
چکیده مطالعات زیست محیطی بر روی رسوبات پهنههای کواترنر امروزه با اهداف مختلفی بطور روزافزون در حال گسترش میباشند. در این مطالعه ابتدا واحدهای سنگشناسی شامل پهنه افیولیتی نصرتآباد با استفاده از سنجش از دور تفکیک شدند. سپس با استفاده از دادههای ژئوشیمی رسوبات آبراههای (350 نمونه) برای شناسایی هر چه بهتر مناطق آلوده و یا در معرض آلودگی به فلزات سنگین عناصر نیکل، سرب، روی، مس و مولیبدن، اقدام به تهیه نقشههای پراکنش شاخص آلودگی (Igeo) و فاکتور آلودگی (CF) شد. همچنین از دو روش آماری چندمتغیره ضریب همبستگی و آنالیز خوشهای، به منظور منشأیابی آماری عناصر مورد استفاده قرار گرفتند. بدین منظور ابتدا برای تعیین وضعیت و روند آلودگی خاک این منطقه بمنظور پهنه بندی هر یک از شاخصهای محاسبه شده، از روش درونیابی کریجینگ استفاده شد. از آنجا که به منظور شناسایی مناطق آلودگی دارای تراکم زیاد و کم در مقیاس محلی، روش وزندهی عکس مجذور فاصله IDW)) مناسبتر است،برای هر یک از شاخصهای محاسبه شده در این پژوهش، از این روش در محیط GIS و برای انجام محاسبات پارامترهای آماری نرم افزارSPSS استفاده شد. نتایج نشان دادند که منطقه نصرتآباد از لحاظ وجود عنصر نیکل دارای آلودگی بسیار بالا بویژه در قسمت جنوب شرقی و همچنین عنصر مس نیز دارای آلودگی متوسط در جنوب منطقه است. در نتیجه با توجه به تفکیک واحدهای افیولیتی منطقه توسط سنجش از دور سنگهای با ماهیت بازیک (گابروها و بازالتها) به عنوان در برگیرنده و منشأ عناصر Ni، Cu موجود در منطقه شناسایی شدند.
شواهد ژئومورفولوژی کواترنری دشت قزوین و اشتهارد
دوره 3، شماره 4، زمستان 1396، صفحه 331-346
https://doi.org/10.22034/irqua.2018.701919
فرین نایب زاده، عقیل مددی، قاسم عزیزی
چکیده گاهی از سرگذشت و چگونگی تحول شکلهای زمین، از دیرباز ذهن بسیاری از دانشمندان علوم زمین را به خود مشغول ساخته است و این کار با شواهد ثبتشده در حافظهی تاریخی زمین شکلها امکانپذیر است. در این مقاله شواهد ژئومورفولوژی کواترنری دشت اشتهارد و قزوین بهمنظور پی بردن به چگونگی تحول این منطقه، با استفاده از بازدیدهای میدانی و تهیه ی نقشهی ژئومورفولوژی منطقه در نرمافزار ArcMap، نمونهبرداری از رسوبات از محل ترانشه ها و لندفرم ها، و استفاده از مدل ارتفاع رقومی با دقت 5/12 متر، موردبررسی و تجزیهوتحلیل قرارگرفته است. ابتدا شواهد پالئوژئومورفولوژی منطقه شناسایی، و نمونهبرداری شد. سپس نمونهها به آزمایشگاه منتقلشده و مورد آزمایشهای گرانولومتری، مورفوسکپی و هیدرومتری قرار گرفت و نمودارها و آنالیزهای رسوبی در نرمافزار GRADISTAT 4 انجام شد. در پایان با برقراری ارتباط میان نتایج بهدستآمده از تحلیل ژئومورفولوژیکی منطقه، نتایج آزمایشگاه رسوبشناسی و تحلیلهای ارتفاعی چگونگی تغییر و تحول دشت اشتهارد مورد بررسی قرار گرفت. بر این اساس یک دریاچه درگذشته در شمال اشتهارد و جنوب غربی دشت قزوین وجود داشته است که توسط یک طاقدیس کشیدهی کم ارتفاع به نام تاقدیس حلقه در از جنوب محدود بوده است. در اثر بالا آمدن آب این دریاچه، آب از این ارتفاعات سرریز کرده و شروع به باز کردن مسیر خود می کند. آب تخلیهشده از دریاچه در پشت ارتفاعات یک دریاچه ی دیگر به عمق 10 متر به وجود می آورد و درنهایت سرریز آن در منحنی ارتفاعی 1140 متر، مسیر خود را تا دریاچه ی قم کنونی باز میکند. بعدازآن، دریاچه در شمال و جنوب تاقدیس حلقه در از بین رفته و کف آن تحت تأثیر فرسایش رسوبات قرار می گیرد.
بازسازی قلمروهای مورفودینامیک بر اساس شواهد ژئومورفولوژی یخچالی و مجاور یخچالی (مطالعه موردی؛ کوه های چهل چشمه و سارال در استان کردستان)
دوره 3، شماره 2، تابستان 1396، صفحه 117-130
https://doi.org/10.22034/irqua.2017.701906
امجد ملکی، ایرج جباری، هاشم حسینی
چکیده دینامیک یخچالی و مجاور یخچالی نقش مهمی را در تحولات ژئومورفولوژی ایفا می کند. هدف این تحقیق بازسازی برف مرز کواترنر، بررسی آزمایشگاهی محیط رسوبی و شواهد قلمروهای مورفودینامیک یخچالی و مجاوریخچالی کوه های چهل چشمه و سارال در استان کردستان است. در این رابطه ابتدا سیرک های یخچالی با استفاده از تحلیل نقشه ها و بازدید میدانی شناسایی شدند. سپس با روش خط تعادل آب و برف پورتر، ارتفاع 2483 متر به عنوان برف مرز دائمی کواترنری مشخص گردید که در مقایسه با کوه های زاگرس و البرز در ارتفاع پایین تری قرار گرفته است. جهت شناسایی محیط رسوبی نتایج عملیات آزمایشگاهی به صورت دانه سنجی غربالی و لیزری بر روی نمونه ها نشان داد که منطقه مطالعاتی متاثر از فرایندهای ناشی از انجماد و ذوب برف با حفظ بقایای گیاهی و توزیع ناهمگن و جورشدگی ضعیف ذرات می باشد. در بررسی لندفرم ها شواهدی از جمله سیرک ها، دره های یخچالی، یخرفت ها، سنگ های سرگردان، ترک های سنگی، روانه های سولیفلوکسیونی، نهشته های بهمن و پلکان های سنگی شناسایی شدند. در بررسی توزیع این شواهد به این نتیجه رسیدیم که مرز تحتانی پریگلاسیر تا ارتفاع 2750 متر قرار دارد.
بررسی الگوی تجمع رسوبات کواترنر مسیر رودخانههای دیرین کرج و شور در دشت تهران و کرج با استفاده از مطالعات ژئوالکتریک
دوره 3، شماره 1، بهار 1396، صفحه 1-14
https://doi.org/10.22034/irqua.2017.701889
سید حسن صدوق، محمدمهدی حسین زاده، خلیل رضایی، سمیرا چزغه
چکیده مطالعات رسوبات آبرفتی کواترنر از جنبههای مختلف حائز اهمیت فراوانی میباشد. هدف ازاین پژوهش بررسی ساختار زمینشناسی زیر سطحی رسوبات آبرفتی کواترنر در قسمتی از دشت تهران و کرج به روش توصیفی – تحلیلی و با استفاده از دادههای ژئوفیزیک به روش ژئوالکتریک میباشد. بدین منظور بر اساس مشخصات دشت و وضعیت زمینشناسی تهران و کرج، در ابتدا مرز لایه های آبرفت و سنگ بستر، با استفاده از مقادیر مقاومت الکتریکی بدست آمده از تفسیرها مشخص گردید. در مرحله بعد پروفیلهای منفک شده براساس جنس لایه ها، با استفاده از GIS بر خطوط پیمایش اصلی در دشت منطبق شده و برای هریک از نقاط سونداژ، ضخامت و مقاومت الکتریکی لایههای زیرسطحی تعیین شد. برای تفسیر از تحلیل نقشههای زمین شناسی، ژئومورفولوژی، هم ضخامت آبرفت و نقشه های پیزومتری استفاده شده است. نتایج حاصل از تحقیق یک ساختار ناودیس شکل کشیده بین رودخانه شور و کرج را نشان میدهد که با توجه به مقادیر کم مقاومت ویژه در درون این ناودیس کشیده و تحلیلهای ژئومورفولوژیکی، احتمالا این ناودیس مسیر قدیمی رودخانه شور بوده که در گذشته در قسمتهای شمالیتر دشت جریان داشته است. بعلاوه مورفولوژی سنگ بستر در انتهای دشت تهران یک فرورفتگی که از اطراف با برآمدگی سنگ بستر محاط شده و شیبی به سمت جنوب شرق دارد را نشان میدهد.
تعیین گستره دریاچه پلوویال لوت با استناد به شواهد رسوبی و ژئومورفولوژیکی
دوره 2، شماره 3، پاییز 1395، صفحه 229-241
https://doi.org/10.22034/irqua.2016.701940
مهران مقصودی، عارفه شعبانی عراقی، معصومه بنی صفار
چکیده تحولات اقلیمی مهمترین رویداد دوره کواترنری است و پلایاها میراث این تغییرات اقلیمی هستند. هدف از این پژوهش شناسایی و بررسی شواهد ژئومورفولوژیکی(پادگانههای دریاچهای) و رسوبی لوت، برای بازسازی سطوح و مناطق دیرینه تحت تاثیر نوسانات آب دریاچه است. این دریاچه در لوت جنوبی واقع در جنوب شرقی ایران قرار دارد. در فرآیند این پژوهش با بررسیهای میدانی در مناطق شمالشرقی کلوتها پادگانههایی مشاهده گردید و برای تایید اطلاعات رسوب شناسی برای محدوده حاشیهای دریاچه قدیمی (پادگانهها) در منطقه، برداشت نمونه رسوب انجام پذیرفت. همچنین با گذر هوایی در منطقه جنوبشرقی نیز پادگانههایی در محل شناسایی و با استفاده از تصاویر ماهوارهای وDem 10 متر منطقه پادگانههایی مشابه در مناطق شرقی هم مشاهده و ارتفاع آنها تعیین گردید. با توجه به دادههای ارتفاعی بدست آمده از پادگانهها که همان تراز آب دریاچه در کواترنرند حدود دریاچه برای لوت بازسازی گردید تا محدوده آبگیری دریاچه در دورههای گذشته و گستره دریاچه تعیین شود. همچنین با انجام آزمایشات بر روی نمونه برداشت شده و انجام محاسبات آن در نهایت با توجه به شاخصهای رسوبی و بررسی ویژگیهای رسوبات برداشت شده از پادگانه، این رسوبات بامیانگین رسوبات ماسهای ریز تا متوسط شرایط رسوبی حاشیه دریاچهای در کواترنر را تایید میکنند.
بررسی ژئومورفولوژیکی تحولات اقلیمی حوضه آبریز گرگانرود در کواترنر
دوره 1، شماره 2، تابستان 1394، صفحه 169-180
https://doi.org/10.22034/irqua.2015.701864
علیرضا انتظاری، ابوالقاسم امیر احمدی، امان محمد قرنجیک، علی جهانفر، علی اکبر شایان یگانه
چکیده در این تحقیق سعی شده با استفاده از روشهای معمول ژئومورفولوژی، تحولات اقلیمی دوران چهارم در حوضه آبریز گرگانرود (تا گنبد کاووس) بررسی شود. بدین منظور، ابتدا با تعمق بر فرمهای ژئومورفیکی در منطقه مانند تپههای لسی، سیرکهای یخچالی و پدیدههای کارستی تغییرات محیطی بررسی شد. سپس، با اتکا به تصاویر ماهوارهای و نقشههای توپوگرافی، سیرکهای یخچالی منطقه مشخص و با روش رایت خط برفمرز دائمی در آخرین دوره یخبندان بهدست آمد. با بررسی گرادیان دمایی (دما- ارتفاع) منطقه، نقشه همدمای زمان حاضر و با استفاده از رابطه مزبور و ارتفاع برفمرز دائمی منطقه در کواترنر، نقشه همدمای دوران چهارم ترسیم شد. نتایج به دست آمده و مقایسه دو نقشه حاکی از اختلاف دمای 4/9 درجه سانتیگرادی زمان حاضر با دوره کواترنر است. بررسی اشکال ژئومورفیکی کنونی نیز حاکی از استیلای آبوهوای سرد و مرطوب در دوران چهارم است که نتایج این تحقیق را تأیید میکند.
