موضوعات = خاک شناسی
خاک شناسی

بازسازی نوسانات اقلیمی در توالی لس-پالئوسول منطقه سعدآباد ۳ (شمال ایران) با استفاده از داده‌های میکرومورفولوژی و شاخص MISECA

دوره 11، 1 و 2، شهریور 1404، صفحه 88-106

https://doi.org/10.22034/irqua.2026.2084349.1062

لیلا رسولی، فرهاد خرمالی، فرشاد کیانی، سحر ملکی، رجب کربانف

چکیده توالی لسپالئوسول سعدآباد در دامنه‌های شمالی رشته‌کوه البرز به‌عنوان آرشیوی ارزشمند برای بازسازی نوسانات اقلیمی پلیستوسنهولوسن شناخته می‌شود و شواهدی از دوره‌های سرد و خشک و نیز گرم و مرطوب را در خود ذخیره کرده است. پژوهش موردنظر با هدف بررسی ویژگی‌های میکرومورفولوژیکی و شاخص توسعه خاک MISECA در افق‌های مختلف این توالی انجام گردیده است. توالی مورد پژوهش سعدآباد ۳ در دامنه‌های شمالی رشته‌کوه البرز، استان گلستان، شهرگرگان قرار گرفته است ودارای ارتفاع تقریبی حدود دوازده متر و شامل بیست و هشت افق مجزا می­باشد. به منظور بررسی میکروموفولوژیکی این توالی، نمونه­های دست نخورده تهیه شد و پس از تهیه مقطع نازک از نمونه­ها با استفاده از میکروسکوپ پلاریزان مورد مطالعه قرار گرفت. نتایج مطالعات صحرایی و آزمایشگاهی نشان داد که افق‌های پالئوسول دارای ساختار بلوکی، پوشش‌های رسی، نودول‌های آهکی، پدوفیچرهای آهن و منگنز و شاخص بالای تکامل خاک هستند که همگی بیانگر شرایط اقلیمی مرطوب‌تر و فرآیندهای خاک‌زایی می‌باشند. این یافته‌ها نشان می‌دهد که منطقه سعدآباد ۳ در طول زمان تحت تأثیر نوسانات اقلیمی چندمرحله‌ای قرار گرفته و شرایط متنوع سرد و خشک و گرم و مرطوب را تجربه کرده است؛ شرایطی که زمینه‌ساز تکامل ژنتیکی خاک در این ناحیه بوده است میزان بارش سالانه ماکزیمم در توسعه‌یافته‌ترین افق خاک، یعنی افق Btkgss1وBtk1 حدود 741 میلی‌متر برآورد گردید. و در مقابل، درکم‌توسعه‌ یافته­ترین افق، افق BCkg با میزان 470 میلی مترمشخص شد. و در افق­های Bkkmو CBkکه همزمان توزیع خاک و فرونشست ذرات لسی رانشان می­دهد میزان بارندگی تا حدود 370 میلی‌متر نیز کاهش یافته است.

خاک شناسی

برآورد سطح آلودگی و ارزیابی ریسک زیست محیطی خاک به ترکیبات آروماتیک چند حلقه ای در محدوده میدان نفتی اهواز با استفاده از شاخص ERL، ERM و TEF

دوره 9، 3 و 4، اسفند 1402، صفحه 366-382

https://doi.org/10.22034/irqua.2024.2030806.1027

علی کاظمی، حسین پرورش، محسن دهقانی قناتغستانی، صابر قاسمی

چکیده آلودگی خاک به ترکیبات نفتی در محدوده مناطق نفتخیز یک چالش مهم زیست محیطی محسوب می شود. تحقیق حاضر با هدف برآورد سطح آلودگی و ارزیابی ریسک زیست شناختی خاک به ترکیبات آروماتیک چند حلقه ای در محدوده میدان نفتی اهواز با استفاده از شاخص ERL، ERM و TEF در سال 1402 انجام شده است. منطقه مورد مطالعه شامل خاک محدوده 4 مرکز نفتی و محدوده کنترل در محدوده میدان نفتی اهواز بود. تعداد 20 نمونه خاک برداشت شد. برای اندازه گیری ترکیبات آروماتیک در خاک محدوده تاسیسات نفتی از روش HPLC استفاده شد. بنابر نتایج آروماتیک حلقوی Indene[1,2,3-cd]pyrene (IndPy) با 13.47 کم ‌ترین میانگین PAH و آروماتیک حلقویPhenanthrene (Phen) با 721.54 میکروگرم بر کیلوگرم بیشترین میانگین PAH را در منطقه مورد مطالعه داشتند.نیز آروماتیک حلقوی Fluoranthene (Flu) بیشترین و Acenaphthene (Ace) کم ‌ترین میزان ERM و آروماتیک حلقوی Anthracene(Ant) بیشترین و Acenaphthene (Ace)کم‌ترین میزان ERL را در محدوده مورد مطالعه دارا بودند.حضور ترکیبات آروماتیک چندحلقه ای در قسمت های سطحی و عمقی خاک و ته نشینی آن ها در محیط های پذیرنده علاوه بر اینکه باعث بروز اثرات مخرب محیط زیستی و بهداشتی می شود؛ بازسازی و احیای این محیط ها نیازمند صرف زمان، هزینه و انرژی بسیار است.

خاک شناسی

بررسی علل آلودگی خاک های کواترنری لنگرود، دفن پسماند شهری یا پدیده زمین شناسی

دوره 9، 1و 2، شهریور 1402، صفحه 52-79

https://doi.org/10.22034/irqua.2023.2009783.1010

فاطمه غلامی کندسری، علی مقیمی کندلوس، سعید تاکی، علیرضا گنجی

چکیده دفن پسماندهای شهری از معضلات اصلی قرن حاضر به شمار می‌رود. تا جایی که منابع حیاتی زندگی بشر را تحت تاثیر خود قرار داده است. شهرستان لنگرود در استان گیلان، مانند هر شهر دیگری در دنیا، درگیر مسئله پسماند شهری است. عدم راه اندازی کارخانه کمپوست این شهرستان در منطقه اطاقور سبب دپوی حجم عظیم زباله و نفوذ شیرابه های سمی در طی بیش از یک دهه و بروز مشکلات عدیده‌ برای ساکنین شده است. هدف از این مطالعه، بررسی وضعیت آلایندگی خاک‌های کواترنری منطقه می‌باشد. روش این مطالعه مبتنی بر هشت شاخص آلایندگی شامل شاخص زمین انباشتگی(Igeo)، ضریب غنی شدگی(Ef)، درجه آلودگی اصلاح شده(mCd)، ضریب آلودگی (CF)، شاخص بار آلودگی (PLI)، شاخص خطر سمی(TRI)، ضریب خطر اصلاح شده (mHQ) و خطر زیست محیطی بالقوه(RI) هستند. نتایج نشان می دهد خاک های کواترنری منطقه، آلوده به فلزات سنگین هستند. هر دو عامل زمین زاد و انسان زاد نقش اساسی در این آلودگی ها ایفا نموده اند. فرسایش واحدهای دگرگونی، عامل اصلی در تجمع برخی از فلزات سنگین به صورت زمین زاد است. باید توجه داشت که به جز دو فلز سرب و روی، سهم آلایندگی انسان زاد بسیار کمتر از عامل زمین زاد است.

خاک شناسی

بررسی ژئوشیمیایی و زیست محیطی آلودگی فلزات سنگین در خاک های منطقه شهری اصفهان

دوره 9، 1و 2، شهریور 1402، صفحه 108-130

https://doi.org/10.22034/irqua.2023.709267

مازیار میرتمیزدوست، علی مقیمی کندلوس، مژگان صلواتی، سید جواد مرتضوی امیری

چکیده در تابستان 1401 به منظور بررسی آلودگی فلزات سنگین در خاک مناطق شهری اصفهان از 23 ایستگاه نمونه برداشت شد. نمونه­ها پس از آماده­سازی با استفاده از روش ICPOES با هضم 4 اسید تجزیه شیمیایی شدند. شاخص زمینانباشتگی نشان داد به ترتیب فلزات Cd>As بیشترین میزان آلودگی را دارا هستند. نتایج حاصل از فاکتور غنی­شدگی تمام فلزات حاکی از زمین­زاد بودن منشأ تمامی فلزات به جز Pb، Cd و As مورد مطالعه در خاک مناطق شهری و زمین­زاد بودن تجمع آن­ها بود. نتایج فاکتور آلودگی بیشترین ضریب آلودگی را برای فلزات Pb و Cr نشان داد. نتایج حاصل از شاخص بار آلودگی نشان داد که 8 نمونه دارای آلودگی و 15 نمونه فاقد آلودگی در خاک مناطق شهری اصفهان می­باشند. نتایج بررسی خطر اکولوژیکی و خطر محیط­زیستی فلزات سنگین نشان داد، تمام نمونه­های مورد بررسی به جز 9 نمونه برای فلز Cd و 1 نمونه برای فلز Pb، دارای خطر اکولوژیک طبقه پایین هستند. همچنین یافته­های بررسی شاخص خطر محیط زیستی با توجه به مقادیر به­دست آمده برای خاک مناطق شهری اصفهان نشان داد که خطر محیط زیستی فلزات سنگین پایین می­باشد. طبق نتایج مشخص شد که پتانسیل خطرپذیری فلزات سنگین در خاک مناطق مورد مطالعه به بیماری­های سرطانی و غیرسرطانی در کودکان بیش­تر از بزرگسالان است.

خاک شناسی

ارزیابی شدت آلودگی و خطرات اکولوژیکی عناصر بالقوه سمی در رسوبات دریایی شمال شرقی خلیج فارس

دوره 9، 1و 2، شهریور 1402، صفحه 184-212

https://doi.org/10.22034/irqua.2023.2015322.1017

راضیه لک، علیرضا واعظی

چکیده نتایج نشان داد که As، Cd و Mo در نمونه‌های رسوبی دارای غنی شدگی قابل توجه می‏باشند. عناصر (Fe > Pb > Ni > Cr > Mn) در رده غنی شدگی متوسط و عناصر (Cu > Zn > Ba > V > Co) در رده غنی شدگی کم قابل طبقه‌بندی می‏باشند. خطر اکولوژیکی کادمیوم در سطح متوسط و برای سایر عناصر در سطح کم ارزیابی گردید. میانگین کلی شاخص پتانسیل خطر اکولوژیکی (RI) در تمام ایستگاه‏‏های نمونه برداری نشان دهنده سطح کم خطر اکولوژیکی است. میانگین شاخص خطر سمیت (TRI) نشانگر رده بدون خطر سمیت می‏باشد. نیکل با 52% اثر، بیشترین سهم را در شاخص خطر سمیت دارد. کروم با 19% سهم دوم را در شاخص خطر سمیت دارد.
غلظت کروم و نیکل در رسوبات عمدتا زمین زاد است، که با همبستگی بالای آنها با آلومینیوم تأیید می‏شود. غنی شدگی متوسط کروم و نیکل را می‏توان به غلظت طبیعی بالای آنها در خاک جنوب ایران نسبت داد. با این حال، مقادیر کمتری از این عناصر نیز منشأ انسان ساخت دارند. غنی شدگی قابل توجه As و Cd در رسوبات نشان دهنده منشأ غالب انسان ساخت این عناصر است.

خاک شناسی

اثر مخاطرات طبیعی کواترنری بر پهنه بندی خطر سقوط سنگ به روش سیستم مهندسی سنگ(مطالعه موردی استان تهران)

دوره 9، 1و 2، شهریور 1402، صفحه 254-270

https://doi.org/10.22034/irqua.2023.710402

علی خسرونژاد، محسن پورکرمانی، محمود الماسیان، سهیلا بوذری، علی ارومیه ای

چکیده سقوط توده­های سنگی هر ساله خسارات جانی و مالی سنگینی را به بار می­آورد. استان تهران به عنوان یکی از پر جمعیت ترین استان­های کشور، دارای سازه های پیشرفته بوده و به همین سبب ترانشه­های بی شماری در توده­های سنگی احداث شده است. همین مسئله خطر سقوط سنگ را نسبت به دیگر مناطق افزایش داده است. شرایط جوی و تکتونیکی که در دوره زمین شناسی کنونی بر کشور ایران حاکم است، اثر ویژه­ای بر ناپایداری­های دامنه­ای دارد. در این راستا، پس از بررسی ﭘﺎراﻣﺘﺮ‌ﻫﺎی مؤثر در سقوط سنگ، ﻧﻘﺸﻪ ﻣﺮﺑﻮط ﺑﻪ ﻫﺮ ﭘﺎراﻣﺘﺮ ﺑﺎ اﺳﺘﻔﺎده از ﻧﻘﺸﻪ‌ﻫﺎی ﭘﺎﯾﻪ‌ زﻣﯿﻦ‌ﺷﻨﺎﺳﯽ و داده‌ﻫﺎی ﺗﮑﻤﯿﻠﯽ ﺑﺮای استان تهران ﺗﻬﯿﻪ ﮔﺮدﯾﺪ. ﺳﭙﺲ ﺑﺎ اﺳﺘﻔﺎده از ﻣﺪل ﺗﺤﻠﯿﻞ سیستم مهندسی سنگ، ﻫﺮ ﯾﮏ از ﭘﺎراﻣﺘﺮ‌ﻫﺎ ﻣﺘﻨﺎﺳﺐ ﺑﺎ درﺟﻪ اﻫﻤﯿﺖ آن‌ﻫﺎ ﻣﺤﺎﺳﺒﻪ و نهایتاً ﺑﺎ اﻧﺠﺎم ﻫﻤﭙﻮﺷﺎﻧﯽ ﻋﻮاﻣﻞ وزن‌دار  شده، ﻧﻘﺸﻪ‌ سقوط سنگ استان تهران ﺗﻬﯿﻪ ﮔﺮدﯾﺪ. در این نقشه ارتباط تعریف شده­ای بین مناطق کوهستانی، تغییرات شیب و محل گسل­های اصلی با افزایش خطر سقوط سنگ دیده می­شود. بررسی­ها نشان می­دهد زمین لغزش­ها و ناپایداری­های دامنه­ای قبلی نیز در پهنه­هایی با خطر بسیار زیاد تا زیاد واقع شده­اند. توسعه شهری در مناطق کوهستانی نیازمند توجه به مخاطرات زمین شناختی است. خطر سقوط سنگ به عنوان یکی از اصلی­ترین پارامترها در این خصوص، نقش مهمی را در کاهش خسارات سنگینی دارد که هر ساله به مردم و دولت اعمال می­گردد. پیشنهاد می­گردد تا نتایج این مطالعات پس از بازنگری، به عنوان اطلاعات مبنایی در طراحی­های آتی استان تهران مد نظر قرار گیرد.

خاک شناسی

بررسی میکرومورفولوژی و برآورد بارندگی گذشته در توالی لس-پالئوسل شرق استان گلستان

دوره 8، 3 و 4، اسفند 1401، صفحه 414-430

https://doi.org/10.22034/irqua.2023.705440

زانیار امیری، فرهاد خرمالی، مانفرد فرشن، مارتین کهل

چکیده رسوبات لسی شمال شرق ایران به‌عنوان آرشیو اقلیمی بی‌نظیری از دوران کواترنر تا حال حاضر دارای اهمیت زیادی است که در دهه اخیر موردتوجه بسیاری از دانشمندان ایرانی و بین‌المللی قرارگرفته است. مطالعه خاک‌های دست‌نخورده با استفاده از تکنیک‌های میکروسکوپی می‌تواند اطلاعات ارزشمندی برای درک شرایط محیطی و اقلیمی در زمان تشکیل خاک‌های مشتق شده از لس (پالئوسل) در اختیار ما قرار دهد. هدف اصلی این پژوهش بازسازی میزان بارندگی در زمان تشکیل پالئوسل­های مربوط به اواخر دوره پلیستوسن با کمک مطالعات میکرومورفولوژیکی در شرق استان گلستان است. برای این منظور از تمام پالئوسل­های شناسایی‌شده مقطع نازک تهیه گردید و با استفاده از میکروسکوپ پلاریزان مطالعه شد. نتایج مطالعه میکرومورفولوژی نشان داد که با افزایش درجه تکامل پالئوسل­ها اعداد مربوط به شاخص MISECA نیز افزایش یافت. بررسی داده‌های حاصل از میکرومورفولوژی نشان داد که وجود افق‌های غنی از کربنات کلسیم و رس در پالئوسل­های به‌خوبی توسعه‌یافته با افزایش مقدار بارندگی رابطه مستقیم دارد. همچنین تفاوت در مقدار شاخص MISECA نشان‌دهنده شرایط اقلیمی متفاوت در زمان شکل‌گیری پالئوسل­ها است.

خاک شناسی

ارزیابی آلودگی فلزات سنگین خاکهای محدوده معدن سرب و روی گل زرد، شمال شرقی الیگودرز (استان لرستان)

دوره 8، 3 و 4، اسفند 1401، صفحه 431-454

https://doi.org/10.22034/irqua.2023.705463

گلناز کرمی، آرتیمس قاسمی دهنوی، امین جمشیدی

چکیده این تحقیق به‌منظور ارزیابی میزان آلودگی خاک­های محدوده معدن سرب و روی گل زرد به فلزات سنگین انجام‌شده است. به همین منظور، فلزات سنگین 33 نمونه خاک سطحی محدوده معدن با دستگاه طیف ­سنج جذب اتمی شعله­ ای AAS آنالیز شدند. شاخص ­های منشأ یابی و تعیین درجه آلودگی شامل شاخص غنی­ شدگی (Ef)، شاخص زمین انباشت (Igeo) و شاخص آلودگی (Cf) برای ارزیابی آلودگی خاک به فلزات سنگین محاسبه گردید. بر اساس نتایج، میانگین غلظت فلزات سنگین شامل اسکاندیم، آرسنیک، ایتریم، کادمیوم، مس، نیکل، وانادیم، کروم، سرب، باریم، منگنز و روی به ترتیب93/20، 19/28، 84/35، 2/56، 90/63، 69/71، 39/141، 39/176، 22/197، 87/404، 55/475، 27/492 میلی­ گرم بر کیلوگرم بود که عنصر روی بیشترین و اسکاندیم کمترین میانگین رادارند. همچنین نتایج  نشان داد که منطقه موردمطالعه آلودگی کلی نسبت به فلزات سنگین ندارد. غلظت برخی از فلزات سنگین مانند سرب، روی و کادمیوم  به‌صورت نقطه ­ای در برخی از نقاط بسیار زیاد است که سبب بالا رفتن آلودگی خاک شده است. این موضوع به دلیل نوع کانی­ های منطقه معدنی شامل اسفالریت و گالن می ­باشد. 

خاک شناسی

بررسی شدت آلودگی عناصر سنگین در خاک‌های سطحی

دوره 7، 3 و 4، اسفند 1400، صفحه 409-426

https://doi.org/10.22034/irqua.2022.702442

مهرنوش صفاری، عبدالرضا جعفریان، محمدعلی گنجویان، جواد اسماعیلی

چکیده مطالعه حاضر با هدف بررسی آلودگی عناصر سنگین در خاک محدوده شهرکرد با استفاده از شاخص‌های مختلف با تجزیه شیمیایی 61 نمونه خاک از عمق 25-0 سانتی‌متری انجام شد. غلظت کل عناصر سنگین بااستفاده از دستگاه (ICP-MS) در شرکت زرآزما اندازه‌گیری گردید. نتایج نشان داد عناصر آرسنیک، مس، نیکل، کروم، وانادیوم، سرب و روی پایین‌تر از حدمجاز و عنصر کبالت برای حدود 65 درصد نمونه‌ها بالاتر از حد استاندارد کانادا است. براساس شاخص زمین‌انباشتگی خاک منطقه موردمطالعه غیرآلوده است و صرفاً میزان اندکی آلودگی در ارتباط با آرسنیک مشاهده شد. براساس شاخص فاکتور تجمع، آرسنیک غنی‌شدگی متوسط و سایر عناصر، غنی‌شدگی کمی را نشان دادند. مقادیر فاکتور غنی‌شدگی زمین‌زاد بودن منشأ این عناصر را تأیید می‌کند. براساس میانگین شاخص PI، سطح آلودگی خاک منطقه مورد مطالعه برای 8 فلز مورد بررسی در کلاس آلودگی کم تا متوسط بود. به طورکلی خاک شهرستان شهرکرد در مقایسه با خاک برخی شهرهای جهان تمرکز غلظت عناصر کروم، نیکل و وانادیوم بیش‌تری دارد.

خاک شناسی

ارزیابی شاخص‌های آلودگی عناصر سمی بالقوه در خاک‌های شهرستان چادگان اصفهان، با نگرشی به اطراف مناطق مسکونی

دوره 6، شماره 2، تابستان 1399، صفحه 325-341

https://doi.org/10.22034/irqua.2020.702371

رامین ساریخانی، آرتمیس قاسمی دهنوی، شهلا پرویزپور، علی مرادپور

چکیده امروزه آلودگی خاک‏های کشاورزی توسط انواع آلاینده‏های مخرب به یکی از معضلات زیست‌محیطی بشر تبدیل شده است. منابع مختلف ایجادکننده آلودگی شامل انواع آلاینده‌های کشاورزی و نفتی، فلزات سنگین، ضایعات صنعتی، و غیره سبب کاهش کیفیت خاک، گسترش آلودگی در آب‌های زیرزمینی، و بروز سایر مشکلات زیست‌محیطی می‌شود؛ گرچه عدم مدیریت صحیح دفع مواد آلی نیز می‏تواند افزایش غلظت املاح و فلزات سنگین و ریزجانداران بیماری‌زا را در پی داشته باشد. در این پژوهش، با هدف بررسی و اندازه‌گیری غلظت فلزات سنگین و عناصر سمی بالقوه، تعداد 128 نمونه از خاک منطقه شمال غربی شهرستان چادگان در مناطق مختلف و اطراف مناطق شهری انتخاب شد تا، ضمن دستیابی به میزان غلظت این فلزات، مناطق پر خطر و آلوده مشخص شود. نتایج حاصل از تجزیه ICP نمونه‌های خاک این منطقه نشان داد روند تغییرات غلظت فلزات سنگین و عناصر سمی بالقوه به صورت Cr>Sr>Mn>Ni>Zn>B>Cu>Y>Pb>Sc<Ba است. نتایج شاخص‌های خاک بیانگر آن بود که خاک‌های مورد مطالعه دارای آلودگی کم یا فاقد آلودگی‌اند. نتایج ضریب آلودگی حاکی از آن بود که به جز عنصر سرب، که در بعضی از نقاط نمونه‌برداری دارای غنی‌شدگی متوسط است، مابقی عناصر دارای غنی‌شدگی ضعیف‌اند. شاخص بار آلودگی نشان داد نمونه‌های مورد مطالعه آلودگی ندارند و غلظت مناسب دارند. این در حالی است که غنی‌شدگی کروم و مس و سرب در بعضی از نقاط نمونه‌برداری در حد متوسط است که این غنی‌شدگی را می‏توان آلودگی با منشأ زمین‌زاد در نظر گرفت.

خاک شناسی

تأثیر پوسته‌ های زیستی گلسنگی بر ویژگی‌های خاک‌ های مشتق‌شده از رسوبات شنی اوایل هولوسن

دوره 5، شماره 4، زمستان 1398، صفحه 449-466

https://doi.org/10.22034/irqua.2020.702338

محسن سلیمان زاده، فرهاد خرمالی، محمد سهرابی، رضا قربانی نصرآبادی، مارتین کهل

چکیده پوسته‏ های زیستی نقش قابل توجهی در تثبیت تپه‏ های شنی ایفا می‏کنند. پوسته‏ های زیستی گلسنگی و فیزیکی پراکنش گسترده‌ای بر تپه‏ های شنی اوایل هولوسن در شمال استان گلستان دارند. مطالعه ‏ای با هدف بررسی تأثیر پوسته‏ های زیستی گلسنگی بر خصوصیات خاک سطحی و در نتیجه تکامل و پایداری این تپه‏ های شنی انجام شد. نمونه‏برداری از خاک‏های تحت پوشش سه گونه گلسنگی انجام و برخی خصوصیات فیزیکیوشیمیایی و بیولوژیکی خاک اندازه‏گیری شد. نتایج نشان داد حضور پوسته‏ های زیستی و فیزیکی خصوصیات سطح خاک را تغییر می‏دهند. درصد مقادیر در اندازه شن ریز و سیلت درشت در خاک‏ها تحت پوشش گلسنگ بیشتر از پوسته ‏های فیزیک است. به نظر می‏رسد مورفولوژی و ساختار پوسته‏ های زیستی گلسنگی سبب به دام انداختن ذرات در اندازه شن ریز و سیلت درشت شده است. خاک‏های تحت پوشش گونه‌های مختلف گلسنگ دارای مقادیر کربن آلی، کربوهیدرات، و پایداری خاک‌دانه‏ های بیشتر نسبت به پوسته ‏ها فیزیکی بودند. هدایت الکتریکی به مقدار قابل توجهی در خاک‏های تحت پوشش گونه‏های گلسنگ نسبت به پوسته‏های فیزیکی کاهش نشان داد. به نظر می‏رسد حضور پوسته ‏های زیستی بر خاک‏های مشتق‌شده از رسوبات شنی اوایل هولوسن نقش مهمی در بهبود خصوصیات خاک و به دام انداختن گرد و غبار ایفا می‏کنند.

خاک شناسی

تحلیل داده‌های ژئوشیمی رسوبات رودخانه‌ای، افق‌های سیمانی کربناته، و خاک‌های دیرینه و کاربرد آن در منشأیابی و هوازدگی شیمیایی (مطالعه موردی: رودخانه سقز)

دوره 5، شماره 3، پاییز 1398، صفحه 397-421

https://doi.org/10.22034/irqua.2019.702289

خه بات درفشی

چکیده در این پژوهش، به منظور مطالعات ژئوشیمیایی رسوبات رودخانه‏ای، افق‏های سیمانی کربناته، و خاک‏های دیرینه حوضه آبخیز رودخانه سقز شانزده نمونه از محل‏های مختلف نمونه‏برداری شد. تجزیه عناصر با دستگاه ICP-MS و روش هضم 4 اسیدی، به‌لحاظ عناصر اصلی، در نمونه‏های کربناتی (چه نمونه‏های کربنات پدوژنیک چه نمونه‌های سیمانی کربناتی) نشان داد مقدار درصد عنصر Ca نسبت به سایر عناصر بیشتر است که در واقع کلسیتی بودن این نمونه‌ها را از نظر نوع سیمان کربناتی نشان می‏دهد. به منظور بررسی فرایندهای پدوژنیک بر اساس نسبت‏های عناصر اصلی و ردیاب در نمونه‏های رسوب آبرفتی متأثر از پدوژنیک (خاک قدیمی)، از رابطه‏های نسبت‌های عناصر اصلی (  ) و آبشویی (Ba/Sr) و به منظور درک شدت هوازدگی در پروفیل خاک قدیمی از شاخص‌های CIA، CIW، و ƩBases/Al استفاده شد. میانگین شاخص   معادل 35/0 به دست آمد که بسیار پایین است و شور شدن کم نمونه‏های مورد بررسی از پروفیل خاک قدیمی سقز را نشان می‌دهد. میانگین شاخص Ba/Sr معادل 74/0 به دست آمد. با توجه به این میانگین، مقدار Sr در نمونه‏ها بیشتر از Ba بوده و آبشویی در این پروفیل کمتر اتفاق افتاده است. میانگین CIA محاسبه‌شده 5/66 بود. این مقدار با CIA خاک‏های قدیمی مشابه آلفی‏سول (آرجیلی‏سول) بازالت در گروه بازالت سیلابی رودخانه کلمبیا، تحت شرایط دمایی که مقادیر CIA افق B را به 60 تا 70 رسانده است، همخوانی دارد. میانگین شاخص ƩBases/Al 96/0 بود. با توجه به مقدار 5/0 از نسبت ƩBases/Al، که یک خط تقسیم مهم آماری میان آلفی‏سول و آلتی‏سول است، افق خاک قدیمی مشابه آلفی‏سول‏هاست. پس، بر اساس این شاخص ژئوشیمیایی، کربنات پدوژنیک در شرایط آب‌وهوایی سرد و خشک پلیستوسن پایانی تحول پیدا کرده است.

خاک شناسی

نقشه پراکنش واحدهای مختلف مواد مادری در فلات لسی شرق استان گلستان با استفاده از تکنیک سنجش‌ازدور (منطقه مطالعاتی: آق‌بند)

دوره 5، شماره 1، بهار 1398، صفحه 47-58

https://doi.org/10.22034/irqua.2019.702265

زانیار امیری، فرهاد خرمالی، چوقی بایرام کمکی

چکیده بسیاری از نقشه‌های خاک ایران به به‌روزرسانی نیاز دارند. اما روش‌های رایج در نقشه‌برداری خاک پُرهزینه و زمان‌بر است. به همین دلیل امروزه استفاده از داده‌های سنجش‌ازدور مطرح است. مناطق مختلفی از استان گلستان با رسوبات لسی پوشیده شده‌اند. مطالعات اخیر در فلات لسی استان گلستان نشان می‌دهند این لس‌ها حاوی اطلاعاتی مفید برای تغییر اقلیم و تکامل زمین‌نما در دوره کواترنرند. در این تحقیق با استفاده از داده‌های ماهواره لندست 8 و سنتینل 2 نقشه پراکنش واحدهای مختلف مواد مادری به روش‌های طبقه‌بندی ماشین‌­بردار پشتیبان و حداکثر احتمال در 4000 هکتار از اراضی لسی منطقه آق‌بند تهیه شد. پس از تهیه نقشه پراکنش واحدهای مختلف مواد مادری، دقت آن‌ها با استفاده از 607 نقطه در ماتریس خطا بررسی شد، که نتایج برای طبقه‌بندی تصویر سنتینل 2 به روش­های ماشین‌بردار پشتیبان  و حداکثر احتمال به ترتیب دقت 45/89 درصد و 8/87 درصد و همچنین با طبقه‌بندی تصویر لندست به روش‌‌های مذکور دقت 17/85 درصد و 87/81 درصد حاصل شد. با توجه به دقت‌های به‌دست‌آمده، این نتیجه حاصل می‌شود که روش ماشین‌بردار پشتیبان  نسبت به روش حداکثر احتمال از دقت بالاتری برخوردار است.

خاک شناسی

ویژگی‌های ژئوشیمیایی خاک‌های لسی جنگلی در یک ردیف بارندگی در شمال ایران

دوره 4، شماره 2، تابستان 1397، صفحه 133-150

https://doi.org/10.22034/irqua.2018.702018

معصومه پور معصومی پرشکوه، فرهاد خرمالی، مارتین کهل، فرشاد کیانی، شمس الله ایوبی، ایوا لهندورف

چکیده چکیده[AD1] 
خصوصیات ژئوشیمیایی رسوبات لسی منعکس‌کننده شرایط هوازدگی گذشته است و از آن می‏توان برای تعیین ماهیت و منشأ رسوبات لسی استفاده کرد. به ‏این منظور شش خاک‌رخ جنگلی تشکیل‌شده بر مواد مادری لس در طول یک گرادیان بارش در شمال ایران به روش استاندارد تشریح و نمونه‏های خاک و مواد مادری برای آزمایش‏های فیزیکو‏شیمیایی برداشت شد. غلظت کل عناصر اصلی و کمیاب با دستگاه XRF اندازه‏گیری شد تا عوامل تأثیر‏گذار بر ترکیب شیمیایی خاک‏ها و رفتار عناصر در طول فرایندهای خاک‏سازی ارزیابی شود. آزمایش‏های فیزیکوشیمیایی و نیز مطالعات صحرایی نشان داد آب‌شویی کربنات‏ها و متعاقب آن تجمع رس فرایند‏های مسئول در تفکیک افق‏های ژنتیکی در خاک‏های مورد مطالعه‌اند. مواد مادری همه خاک‏های مورد مطالعه ترکیب شیمیایی یکسانی داشتند که نشان‏دهنده تاریخچه هوازدگی مشابه این رسوبات است. در کل، لس‏ها تخلیه شدید عنصر محلول Na و تخلیه ضعیف عناصر محلول Sr و Mg و نیز غنی‏شدگی قابل ملاحظه Ca را در مقایسه با ترکیب شیمیایی پوسته فوقانی قاره‏ای (UCC) نشان دادند. اما روند تغییرات در هر دو گروه از عناصر با روند تغییرات ترکیب شیمیایی شیل متعلق به بعد از آرکئن استرالیا (PAAS) کمی متفاوت ولی مشابه مقدار متوسط جهانی لس (AWL) بود. الگوی عناصر اصلی و کمیاب در افق Bt خاک‌رخ‏ها در مقایسه با مواد مادری هر خاک‌رخ روندی مشابه یا نزدیک به محور اصلی نشان داد به استثنای Ca و Sr که به‌شدت نسبت به مواد مادری تهی شده‏اند؛ ‏طوری ‏که میزان تهی‏شدگی با افزایش بارندگی در گرادیان مورد نظر افزایش نشان داد. روند تهی‌شدگی Na و P نیز با شدت کمتر با گرادیان بارش موجود در منطقه هم‏خوانی دارد. در مجموع به‏ نظر می‏رسد غلظت مطلق عناصر اصلی، به‏ویژه Si، در خاک‏های مورد مطالعه تحت تأثیر اثر رقت کربنات‏ها قرار گرفته و مقدار عنصر مذکور به‏ طور معنا‏دار در مقایسه با ترکیب شیمیایی PAAS و AWL کاهش یافته است. همبستگی‏های آماری و برخی شاخص‏های ژئوشیمیایی، مانند Ba/Sr و Rb/Sr، این فرض را تقویت می‏کند که ژئوشیمی خاک‏های مورد مطالعه تحت تأثیر ترکیب کانی‌شناسی مواد مادری و فرایندهای پدوژنیک، مثل کلسیتی شدن، قرار گرفته است. به‏علاوه شاخص CIA و منحنی مثلثی A-CN-K نشان‏دهنده درجه هوازدگی متوسط این خاک‏هاست که با رژیم هوازدگی غالب این منطقه سازگار است.

مدلسازی در کواترنری

ارزیابی آلودگی فلزات سنگین در رسوبات آبرفتی کواترنر با بهره‌گیری از RS و GIS در منطقه نصرت‌آباد، باختر زاهدان

دوره 4، شماره 1، بهار 1397، صفحه 1-21

https://doi.org/10.22034/irqua.2018.701925

نسرین صدر محمدی، خلیل رضایی، علی قربانی

چکیده مطالعات زیست محیطی بر روی رسوبات پهنه­های کواترنر امروزه با اهداف مختلفی بطور روزافزون در حال گسترش می­باشند. در این مطالعه ابتدا واحدهای سنگ­شناسی شامل پهنه افیولیتی نصرت­آباد با استفاده از سنجش از دور تفکیک شدند. سپس با استفاده از داده­های ژئوشیمی رسوبات آبراهه­ای (350 نمونه)­ برای شناسایی هر چه بهتر مناطق آلوده و یا در معرض آلودگی به فلزات سنگین عناصر نیکل، سرب،­ روی، مس و مولیبدن، اقدام به تهیه نقشه­های پراکنش شاخص آلودگی (Igeo) و فاکتور آلودگی (CF) شد. همچنین از دو روش آماری چندمتغیره ضریب همبستگی و آنالیز خوشه­ای، به منظور منشأیابی آماری عناصر مورد استفاده قرار گرفتند. بدین منظور ابتدا برای تعیین وضعیت و روند آلودگی خاک این منطقه بمنظور پهنه بندی  هر یک از شاخص­های محاسبه شده، از روش درون­یابی کریجینگ استفاده شد. از آنجا که به منظور شناسایی مناطق آلودگی دارای تراکم زیاد و کم در مقیاس محلی، روش وزن­دهی  عکس مجذور فاصله IDW)) مناسب­تر است،برای هر یک از شاخصهای محاسبه شده در این پژوهش، از این روش در محیط GIS و برای انجام محاسبات پارامترهای آماری نرم افزارSPSS استفاده شد. نتایج نشان دادند که منطقه نصرت­آباد از لحاظ وجود عنصر نیکل دارای آلودگی بسیار بالا بویژه در  قسمت جنوب شرقی و همچنین عنصر مس نیز دارای آلودگی متوسط در جنوب منطقه است.  در نتیجه با توجه به تفکیک واحدهای افیولیتی منطقه توسط سنجش از دور سنگ­های با ماهیت بازیک (گابروها و بازالت­ها) به عنوان در برگیرنده و منشأ عناصر Ni، Cu موجود در منطقه شناسایی شدند.

خاک شناسی

آنتروپوژئومورفولوژی: نقش انسان در تغییر چهره زمین

دوره 3، شماره 2، تابستان 1396، صفحه 107-116

https://doi.org/10.22034/irqua.2017.701905

رضا خوشرفتار

چکیده آنتروپوژئومورفولوژی، شاخه تقریباً جدیدی از علم ژئومورفولوژی است که به بررسی نقش انسان در تغییر چهره­ لندفرم­ها و اصلاح عملکرد فرایندهای ژئومورفولوژیکی مانند هوازدگی، فرسایش، حمل و نهشته­گذاری می­پردازد. افزایش میزان فرسایش خاک در نتیجه تغییر کاربری اراضی، نمونه­ایی از تاثیرات غیر مستقیم انسان بر فرایندها و لندفرم­ها است. با­توجه به اینکه نرخ رشد جمعیت، شاخص مناسبی برای ارزیابی کیفی و کمی فرایندهای متاثر از عملکرد انسان، نخواهد بود، معادله­ پتانسیل آنتروپوژئومورفولوژیکی معرفی شده که دو عنصر اساسی آن درجه­ توسعه­یافتگی(میزان دخالت در محیط) و میزان­ درک و آگاهی مردم) فرسایش ناشی از­ عملکرد انسان) است. بر این اساس، هرچه درجه توسعه یافتگی و میزان آگاهی­های زیست­محیطی مردم کمتر باشد، پتانسیل فرسایش ناشی از عملکرد انسان، افزایش خواهد یافت. برای ارزیابی پتانسیل آنتروپوژئومورفولوژیکی با استفاده از روش نیر، 31 کشور از قاره­های متفاوت انتخاب و مورد بررسی قرار گرفت و شاخص آن­ها بین 0-1، محاسبه شد. بر­اساس نتایج به دست آمده، کشورها در سه گروه با پتانسیل آنتروپوژئومورفولوژیکی کم(I<0.30)، متوسط (0.30 ≤ ≤ 0.49) و زیاد(≥ 0.50) تقسیم­بندی شدند. کشورهای مجارستان، ایران و شیلی به ­ترتیب در گروه پتانسیل آنتروپوژئومورفولوژیکی کم، متوسط و زیاد، قرار می­گیرند. بر همین اساس، اقدامات مقتضی مدیریتی و مهندسی باید انجام شود.

خاک شناسی

چینه‌نگاری خاک‌شناختی و تاثیر حذف کربنات‌ها بر توزیع اندازه ذارت توالی‌های لسی-خاک قدیمی جنوب‌غربی ساری

دوره 2، شماره 4، زمستان 1395، صفحه 337-351

https://doi.org/10.22034/irqua.2017.701959

حامد نجفی کرسامی، علیرضا کریمی، فرهاد خرمالی، غلامحسین حق نیا

چکیده توالی‌های لس-خاک قدیمی به فراونی برای شناسایی و بازسازی تغییرات اقلیمی استفاده شده‌اند. برای این منظور، قدم اول شناسایی توالی‌های لس و خاک قدیمی و تعیین ویژگی‌های پدولوژیک، فیزیکی و شمیایی آنها است. اهداف این مطالعه، شناسایی توالی‌های لس - خاک قدیمی جنوب ساری و بررسی تاثیر کربنات­ها بر توزیع اندازه ذرات بود. در مقاطع مورد مطالعه، خاک جدید (MS) از افق‌های کمبیک (Bw) و کلسیک (Bk) تشکیل شده بود. همچنین سه توالی خاک قدیمی شناسایی شد که دو خاک قدیمی (PS1 و PS2) دارای افق آرجیلیک-کلسیک (Btk) و خاک قدیمی سوم (PS3) دارای ویژگی‌های ورتیک (Bssk) بود. کربنات‌های ثانویه به شکل نودول‌های سخت در اندازه 2 تا بیش از 70 میلی‌متر در خاک مشاهده شدند. بیشترین مقدار تجمع کربنات‌ها در لایه‌های لسی بود که از خاک‌های رویی منتقل شده بودند. تجمع کربنات‌ها سخت شده، باعث افزایش بخش شن شده بود که حذف آنها توسط اسید کلرید ریک رقیق باعث کاهش مقدار شن و افزایش قابل توجه سیلت شد. غالب بودن بخش سیلت متوسط نشان می‌دهد که این ته‌نشست‌ها فاصله نسبتاً زیادی را طی کرده‌اند. زیاد بودن مقدار رس در خاک‌های قدیمی، نمایه خوبی از تکامل خاک که بیشترین مقدار آن در PS2 بود. نتایج نشان داد که مقاطع مورد مطالعه برای مطالعات آتی در زمینه بازسازی اقلیم و محیط گذشته مناسب هستند.

خاک شناسی

ارزیابی آلودگی و توزیع فلزات سنگین با استفاده از داده های ژئوشیمیایی و تحلیل های آماری در خاکهای محدوده پالایشگاه کرمانشاه

دوره 2، شماره 3، پاییز 1395، صفحه 257-269

https://doi.org/10.22034/irqua.2016.701942

مسلم امیری، رامین ساریخانی، آرتمیس قاسمی دهنوی، علی مرادپور

چکیده امروزه اهمیت مطالعه رسوبات کواترنری وخاکهای تشکیل یافته برروی آنها به حدی است که بخش وسیعی ازمطالعات را درنقاط مختلف جهان به خود اختصاص داده است.درکشورهای نفت خیزی نظیر ایران آلودگی ناشی از نشت آلاینده‌های نفتی ازمخازن نگهداری و خطوط انتقال، خاک مناطق اکتشافی و پالایشگاهها را مورد تهدیدی جدی قرار می دهد.در این مطالعه خاک محدوده پالایشگاه کرمانشاه به منظور برآورد غلظت فلزات سنگین و تعیین منشاء آلودگی مورد بررسی قرار گرفته است. نتایج حاصل از آنالیزICP-MSو شاخص زمین انباشت عناصر آرسنیک، کادمیم، کبالت، کروم، نیکل، روی، سرب، مس، اسکاندیوم و وانادیوم حاکی از آن است که شدت آلودگی خاک پالایشگاه نسبت به فلزات کروم و نیکل در رده بدون آلودگی تا آلودگی متوسط دسته بندی می شوند.بر اساس شاخص غنی شدگی فلزات کادمیم، مس، سرب، رویو کروم غنی شدگی متوسط نشان می دهند. شاخص بار آلودگی فلزات کروم، مس، نیکل، روی و سرب دال بر کیفیت نامناسب خاک است؛ قابل توجه ترین میزان آلودگی مربوط به مقدار کروم است. بر اساس ضریب پیرسون، هم بستگی بالایی بین برخی عناصر حاکی از منشاء یکسان آنها یا رفتار مشابه ژئوشیمیایی عناصر نسبت به هم است.

خاک شناسی

بررسی نقش پوشش گیاهی در تشکیل و تکامل نبکاهای کویر انار

دوره 1، شماره 1، بهار 1394، صفحه 45-55

https://doi.org/10.22034/irqua.2015.701852

محسن پورخسروانی

چکیده نبکاها یکی از اشکال فرسایش بادی است که در اثر تجمع ماسه در اطراف گیاهان شکل می‌گیرد. این پژوهش سعی دارد با استفاده از مدل‌های آماری نقش پارامترهای مورفولوژی گیاهی را در تشکیل نبکاهای گونه کؤبر در کویر انار بررسی کند. پس ابتدا با ترسیم ترانسکت‌هایی نبکاهایی که در امتداد آن‌ها قرارگرفت شناسایی، سپس پارامترهای ارتفاع، قطر قاعده و شیب دامنه نبکا، همچنین طول و تعداد شاخه‌ها اندازه‌گیری و با استفاده از مدل‌های آماری روابط بین این پارامترها تحلیل شد. نتایج نشان می‌دهد که هرچند توسعه هوایی اندام‌های این گیاه محدود است، توسعه جانبی اندام‌های این گیاه بر روی زمین میزان خروجی را به حداقل رسانده است و به نسبت سایر گیاهان حجم بالایی از رسوبات بادی را به دام می‌اندازد. بنابراین، هرچند نبکاهای این گونه زیاد نیست، حجم ماسه تثبیت‌شده آن قابل توجه است، به‌طوری که این گونه قادر است به طور میانگین در حدود 25/0 مترمکعب رسوب را تثبیت کند. مقادیر بالای ضریب تبیین به میزان 88 درصد بین مؤلفه‌های ارتفاع نبکا با طول شاخه‌های گیاه و 83 درصد بین حجم نبکا و طول شاخه‌های گیاه بیانگر نقش مهم مورفولوژی این گیاه در انباشت رسوبات بادی است.