مدلسازی در کواترنری

تغییرات میدان تنش و رژیم گسلش جهت تعیین امکان فعالیت مجدد گسل‌ها در پوش‌سنگ و مخزن بر اثر تولید و فشارافزایی در میدان نفتی آغاجاری ـ جنوب غرب ایران

دوره 4، شماره 3، پاییز 1397، صفحه 235-251

https://doi.org/10.22034/irqua.2018.702073

حسن فتحی، محسن پورکرمانی، محمد آبدیده، سهیلا بوذری، محمود الماسیان

چکیده تولید و تزریق سیال ممکن است، از طریق تغییر فشار منفذی و تغییرات متناظر در میدان تنش، سبب ایجاد شکست هیدرولیکی، شکست برشی در سطوح ترک، یا فعالیت مجدد گسل‌ها و ناپیوستگی‌های موجود توسط کاهش تنش مؤثر شود. بنابراین، تغییر شکل زمین، لرزه‌های اتفاق‌افتاده، فعالیت مجدد ناپیوستگی‌ها، و ظرفیت ناتراوایی سنگ‌های اطراف مجموعه مخزن ـ پوش‌سنگ از پدیده‌های مهم در اجرای پروژه‌های دربرگیرنده تولید و تزریق گاز در فضاهای زیرزمینی محسوب می‌شوند. استراتژی موفق در توسعه مخزن مطالعه و مدل‌سازی ژئومکانیکی مخزن را می‌طلبد. ساخت یک مدل جامع ژئومکانیکی شامل وضعیت تنش به صورت تابعی از عمق (جهت و مقدار)، خواص فیزیکی سنگ مخزن و سازندهای آن (مقاومت سنگ و مدول‌های الاستیک)، تخمین فشار منفذی، و توصیف و توزیع شکستگی‌ها و گسل‌هاست. در این پژوهش، مدل ژئومکانیکی یک‌بعدی ساخته‌شده در میدان مورد مطالعه با استفاده از نرم‌افزار IP توضیح داده شد و با مدل‏سازی تحلیلی به بررسی و ارزیابی امکان فعالیت مجدد گسل‏های میدان، امکان وقوع شکستگی‏ها طی عملیات تزریق و تولید، و میزان بحران تغییر فشار تزریق و تولید برای ایجاد شکستگی‏های کششی و برشی پرداخته شد.

نئوتکتونیک و گسل ها

تاثیر گسل‌های فعال درکواترنری بر فراوانی آب‌های زیرزمینی حوضه مهارلو، زاگرس مرکزی

دوره 1، شماره 4، زمستان 1394، صفحه 281-291

https://doi.org/10.22034/irqua.2016.701877

مریم ده بزرگی، محسن رضایی

چکیده در این مطالعه، ارتباط بین گسل‌های فعال در کواترنری با وضعیت فراوانی  چشمه‌ها و آبدهی چاه‌ها در بخشی از زاگرس مرکزی مورد بررسی واقع شده است. به این منظور، گسل‌ها، چشمه‌ها و چاه‌های منطقه مورد نظر با مطالعه دقیق نقشه‌های زمین‌شناسی، تصاویر ماهواره‌ای و برداشت‌های میدانی مورد بررسی قرار گرفته و در محیط نرم افزار  GIS10.1  تحت تفسیر واقع گردیده‌اند. نتایج این تحقیق حاکی از آن است که بسیاری از چشمه‌های منطقه از نوع گسلی بوده و یا در شکل گیری آن‌ها گسل‌های دارای فعالیت عهد حاضر نقش اصلی را ایفا نموده‌اند. همخوانی مکانی موقعیت این چشمه‌ها با راستای گسل‌های مهمی همچون پهنه گسلی سروستان و سبزپوشان و همچنین اختلاف فاحش آبدهی چاه‌ها در  پهنه‌های گسلی نسبت به سایر چاه‌ها از جمله شواهد این مدعا است. علاوه بر این، نتایج نشان می‌دهد که ارتباط نزدیکی بین فراوانی منابع آب با عناصر ساختاری در منطقه مورد مطالعه وجود دارد.

تغییر اقلیم، رخدادهای اقلیمی

نقش تغییرات سامانه‌های بزرگ‌مقیاس جوّی در تکوین آب‌و‌هوای پلیئستوسن پسین و هولوسن در زاگرس

دوره 4، شماره 3، پاییز 1397، صفحه 253-271

https://doi.org/10.22034/irqua.2018.702074

رضا صفایی راد، قاسم عزیزی، مهران مقصودی

چکیده کوهستان زاگرس، به منزله بخشی از هلال حاصلخیز که میزبان تمدن‏های دیرینه بوده است، گذشته تاریخی شکوهمندی دارد. با توجه به این مهم، پی بردن به شرایط آب‏و‏هوایی‏ای که این تمدن‏ها در آن می‏زیسته‏اند از اهمیت فراوان برخوردار است. در این پژوهش با به کار بردن روش‏های پذیرفتاری مغناطیسی و جِرم‏کاهی گرمایشی بر مغزه رسوبی تالاب هشیلان کرمانشاه، داده‏هایی با کیفیت زمانی بالا برای بازه زمانی 000/22 تا 200/2 سال پیش تولید شد. نتایج نشان داد در پلیئستوسن پسین، به دلیل شرایط آب‏و‏هوایی سرد و خشک، میزان تبخیر به‌شدت کاهش یافته و تالاب هشیلان تا 400/15 سال پیش حالت دریاچه‏ای داشته است و پس از آن، با افزایش گرما، به تالاب تبدیل شده است. نتایج این پژوهش رابطه متضاد آب‏و‏هوایی بین زاگرس و منطقه آب‏و‏هوایی موسمی تابستانه هندوستان، به‌ویژه در هولوسن پیشین، را آشکار کرد. افزایش خورتابی تابستانه نیم‌کره شمالی در هولوسن پیشین، که مهم‌ترین واداشت آب‏و‏هوایی است، از یک سو سبب تقویت موسمی‏ها و مرطوب شدن مناطق تحت نفوذ آن‌ها شده و از سوی دیگر با تقویت مراکز پرفشار جنب‏حاره‏ای و استقرار طولانی‏تر این مراکز بر زاگرس سبب خشکی آب‏و‏هوای آن شده است. بر اثر کاهش تدریجی میزان خورتابی از هولوسن پیشین به هولوسن میانی، موسمی‏ها تضعیف و به سمت عرض‏های جغرافیایی جنوبی‏تر جابه‌جا شده‏اند. این وضعیت سبب تضعیف و جابه‌جایی جنوب‏سوی پرفشارهای جنب‏حاره‏ای شده که نفوذ بیشتر بادهای غربی باران‏زا به زاگرس و مرطوب شدن آب‏و‏هوای آن از حدود 000/6 سال پیش را در پی داشته است.

نئوتکتونیک و گسل ها

ارزیابی میزان جنبایی زمین‌ساختی و پویایی گسل‌های شمال باختری گستره ایران مرکزی، پهنه قم-ساوه

دوره 1، شماره 4، زمستان 1394، صفحه 292-306

https://doi.org/10.22034/irqua.2016.701878

الهام قربانی، اصغر دولتی، محسن پور کرمانی

چکیده گستره مورد مطالعه، حوضه قم-ساوه، حاشیه شمالی ایران مرکزی و پهنه آتشفشانی ارومیه-دختر، بین گسل­ چپ‌بر کوشک-نصرت در شمال و شمال خاوری و گسل تلخاب در جنوب باختری قرار گرفته است.  مهمترین گسل‌های پهنه مورد مطالعه، بر اساس نقشه‌‌های زمین­شناسی 1:100000 منطقه، شامل کوشک-نصرت، ساوه، ایندس، تفرش، نوبران، تلخاب، البرز و پهنه گسله کوه قرمز  است. در پژوهش حاضر سعی شده میزان فعالیت زمین­ساختی این پهنه، با استفاده از روش­های ریخت­زمین­ساختی مورد بررسی قرار گیرد و برای مستند­سازی داده­های به دست آمده، از شواهد صحرایی و ریخت­ساخت­های موجود در منطقه مورد استفاده قرار گیرد.  به منظور ارزیابی میزان فعالیت زمین­ساختی گستره مورد مطالعه از اندازه­گیری شاخص­های ریخت سنجی و انطباق آنها با محل گسل­های اصلی بهره گرفته شده است. سه شاخص ریخت سنجی (Morphotectonic) شامل، گرادیان طولی (SL)، سینوسیتی پیشانی کوهستان (Smf) و نسبت پهنای کف دره به ارتفاع دره (Vf) مورد توجه قرار گرفته که در محیط Arc GIS 10.1 و با کمک نرم افزار Arc hydro اندازه­گیری شده­اند. تفسیر نتایج به دست آمده، نشان دهنده فعالیت زمین ساختی بالا در نزدیکی گسل­های کوشک-نصرت، نوبران، ایندس، پهنه گسله کوه قرمز و تفرش بوده که این موضوع با شواهد برداشت­های صحرایی از منطقه منطبق است.

باستان شناسی کواترنری

مطالعه زمین ـ باستان‌شناسی محوطۀ میرک (سمنان، ایران) با استفاده از آنالیزهای رسوب‌شناسی و فیزیکو ـ شیمیایی

دوره 4، شماره 3، پاییز 1397، صفحه 273-290

https://doi.org/10.22034/irqua.2018.702075

محمد اخوان خرازیان، گیوم ژامه، سیمون پوئو، مریم حیدری، گیوم گرن، میلاد هاشمی، حامد وحدتی نسب، ژیل بریون

چکیده محوطۀ پارینه‌سنگی میرَک (سمنان، ایران) در یک دشت سیلابی خشک در حدود شمالی دشت کویر قرار دارد. نهشته‏های خاکی ـ رسوبی میرک در محدودۀ زمانی بین پلیئستوسن پایانی تا هولوسن شکل گرفته ‏است. گاه‌نگاری این مطالعه به روش سن‌یابی لومینسانس برانگیخته نوری  (OSL)انجام شد که برای قدیمی‏ترین لایه‏های آزمایش‌شده~50±3.  هزار سال پیش را برآورد می‌کند. در میرک، از لحاظ چینه‏نگاری، دو لایۀ رسوبی مشخص قابل شناسایی است. لایۀ یک دربردارندۀ رسوبات کوهپایه‏ای سیلابی و لایۀ دو دربردارنده رسوبات بادی کربناته است. بخش بالایی این لایه از خاک‏های ریزدانه نارس خشکیده و ترک‌خورده در محیطی گرم‏تر و خشک‏تر شکل گرفته است. لایه‏های دربرگیرندۀ بقایای پارینه‏سنگی میرَک در مرزهای مشخصی پیدا شده و احتمال می‏رود برخی از آن‌ها از انباشت متعدد استقرارهای انسانی تشکیل شده ‏باشند. حوالی ~1.2±0.2 هزار سال پیش، وقفه‌ای به طول مدت سه‌هزار سال ستون رسوبی میرک را قطع کرده که روی آن را حدود 2 متر انباشت بادی پوشانده است. این ناپیوستگی در نتایج آزمایشگاهی به‌خوبی قابل شناسایی است. با وجود اختلاف در رژیم‏های رسوب‏گذاری، داده‏های آزمایش‏های XRD، اسپکتروسکوپی مادون قرمز، میکروسکوپ الکترونی، و میکروسکوپ نوری اختلاف کانی‏شناسی خفیفی را در کل رکورد رسوبی نشان می‏دهد. نتایج این پژوهش حاکی از یک منشأ زمین‏شناسی محلی برای رسوبات انباشته‌شده در محوطۀ میرک است. پس از رسوب‏گذاری، نهشته‏های رودخانه‏ای و بادی، هر دو، در معرض درجات مختلفی از خاک‌زایی (پدوژنز) قرار گرفته‌اند و در نتیجه حاوی نشانه‏های خاک‌زایی مشخصه خاک‏های نوع Entisol و Aridisol آهکی و ژیپسی هستند. مقادیر متغیر آهن و شرایط اکسیدکنندۀ متفاوت بین دو لایه را می‏توان به سطوح بالاتر آب زیرزمینی و محیط کاهندۀ آهن، به‌ویژه در واحدهای رسوبی نهشته‌شده پیش از ~28±2 هزار سال پیش، نسبت داد. به نظر می‌رسد وضعیت در نهشته‏های هولوسن برعکس بوده است.

چینه نگاری و سن سنجی

کانی شناسی و ژئوشیمی تپه‌های ماسه‌ای جنوب سه قلعه شهرستان سرایان، استان خراسان جنوبی

دوره 1، شماره 4، زمستان 1394، صفحه 307-321

https://doi.org/10.22034/irqua.2016.701879

حمزه عبدیان قطب آبادی، غلامرضا میراب شبستری، آرش امینی

چکیده یکی از نمودهای اصلی مناطق بیابانی آثار فرسایش بادی می باشد. تپه­های ماسه ای از جمله اشکال شاخص این گونه مناطق محسوب می­شوند. تاکنون مطالعات تفصیلی در مورد ژئوشیمی تپه های ماسه­ای و از جمله برخانویید در ایران صورت نگرفته است. از این رو در این پژوهش تعداد 27 تپه­ ماسه­ای بادی در 4 زون در محدوده­ای با مختصات ´28 °33 تا´34 °33 عرض شمالی و ´21 °58 تا ´22 °58 طول شرقی، در فاصله 13 کیلومتری جنوب سه قلعه شهرستان سرایان در شرق ایران مورد نمونه­برداری و مطالعه قرارگرفته‌اند. بدین منظور، نخست ترکیب کانی­شناسی تپه­های ماسه­ای سرایان بررسی شده و سپس به منظور انجام مطالعات ژئوشیمیایی تعداد 12 نمونه با  استفاده از روش XRF مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته­اند. داده های حاصل از مطالعات ژئوشیمیایی اکسیدهای مختلف و ترسیم نمودارهای مربوطه نشان داد که یک منشأ آذرین حد واسط تا فلسیک با میزان کوارتز متوسط و محیط تکتونیکی حاشیه فعال قاره­ای را برای تپه­های ماسه­ای سرایان باید در نظر گرفت. شاخص هوازدگی شیمیایی (CIW) در تپه­های ماسه­ای مورد مطالعه از 81/82 درصد تا 96/84 درصد در نوسان است که این مقدار بیانگر آب‌ و هوای گرم و خشک می­باشد. میزان اکسیدهای اصلی TiO2، Fe2O3 و MgO می­تواند نشانه فراوانی یا فقدان کانی­های سنگین باشد که با بررسی این اکسیدها شاهد کاهش این عناصر از غرب به شرق منطقه و در نتیجه شاهد کاهش کانی­های سنگین از غرب به شرق منطقه می­باشیم. این موضوع با وجود باد شمال غرب که دارای قدرت فرسایندگی و جابجایی زیاد می­باشد هم‌خوانی دارد. 

محیط های رسوبی، دیرینه ژئومورفولوژی

شواهد یخچالی در مناطق کوهستانی مرز ایران، ترکیه و عراق (کوهستان بزسینا و دالامپر)

دوره 1، شماره 4، زمستان 1394، صفحه 223-237

https://doi.org/10.22034/irqua.2016.701880

منیژه قهرودی تالی، رسول حسنی قارنایی

چکیده کوهستان بزسینا و دالامپر بین شهرستان‌‌های اشنویه و ارومیه، در نزدیکی مرزهای ایران، عراق و ترکیه قرار دارد. موقعیت مرزی، عدم وجود شرایط مناسب امنیتی، کوهستانی و صعب العبور بودن سبب شده است که بیشتر لندفرمهای یخچالی این ناحیه ناشناخته باقی بماند.  هدف پژوهش حاضر شناخت شواهد وقلمرو یخچالهای دوره های سرد گذشته بوده است. داده مورد استفاده در این پژوهش شامل نقشه‌ها‌ی توپوگرافی 1:25000، داده ارتفاعی سنجنده استر، مشاهدات میدانی و برداشت نمونه‌‌های رسوب بوده است. برای تعیین خط برف مرز دائمی در گذشته ابتدا بر اساس روش رایت خط 60 درصد سیرک‌های منطقه مشخص شد. سپس با به دست آوردن اختلاف ارتفاع بین سیرک‌ها و با استفاده از خط 60 درصد، برف مرز دائمی در منطقه مورد مطالعه در ارتفاع 8/3006 متری مشخص گردید که بر خط همدمای 5 درجه سانتی‌گراد انطباق دارد. برای ارائه مستندات بیشتر در قلمرو یخچالی در مسیر مشاهدات میدانی از عمق 40 سانتی‌متری برای تحلیل‌ها‌ی دانه‌سنجی و شکل‌سنجی نمونه برداری شد. 50 دانه از هرنمونه برای تحلیل شکل سنجی مورد استفاده قرار گرفت و 100 گرم از هر نمونه توسط الک، تا ابعاد حداقل 63/0میکرون مورد تحلیل گرانولومتری قرار گرفت. ضرایب گردی و کرویت نمونه‌های برداشت شده از رسوبات دره یخچالی نشان داد که ذرات تقریبا زاویه‌دار و کشیده هستند و کاملا گرد نشده‌اند که بیانگرقرارگیری آنها در زبانه‌های یخی می‌باشد. 

باستان شناسی کواترنری

استقرارهای آغازینِ دوره هولوسن در منطقه کُهگیلویه

دوره 4، شماره 3، پاییز 1397، صفحه 307-319

https://doi.org/10.22034/irqua.2018.702076

احمد آزادی

چکیده جوامع انسانی، طی یک دوره چندهزارساله، از اواخر دوره پلیئستوسن تا اوایل دوره هولوسن، توانستند شیوه معیشتی خود را که مبتنی بر شکارگری و گردآوری خوراک بود به کشاورزی و یک جانشینی تغییر دهند. این تحول شگرف، که از آن با عنوان فرایند نوسنگی ‏گرایی/ نوسنگی ‏شدن نیز یاد می ‏شود، یکی از مباحث مهم باستان‏ شناسیِ دوره پیش از تاریخ است. در ارتباط با گستره جغرافیایی رخدادِ این تحول مهم، به ‏طور کلی، توافقی عمومی درباره جنوب‏ غرب آسیا بین پژوهشگران وجود دارد. پژوهش‏ های اخیر در ارتفاعات  زاگرس و کوه‏پایه‏ های آن به کشف شواهد بسیار مهمی در ارتباط با فرایند نوسنگی‏ گرایی منجر شده و بار دیگر توجه پژوهشگران را به بخش‏ های شرقی هلال حاصل خیزی معطوف ساخته است. پژوهش‏ های باستان‏ شناختی جدید در منطقه کُهگیلویه، به ‏منزله بخشی از ارتفاعات جنوبی زاگرس، و شناسایی شمار قابل‏ توجهی از استقرارهای آغازین دوره هولوسن از پتانسیل‏ های بالای این منطقه برای مطالعه فرایند نوسنگی‏ گرایی در این بخش از فلات ایران حکایت دارد. در بررسی‏ های انجام ‏شده در منطقه کُهگیلویه شمارِ 16 محوطه از استقرارهای آغازین دوره هولوسن شناسایی شده است. این استقرارها، از منظرِ ریخت‏ شناسی نوعِ محوطه، در چهار گروه تپه‏ ها (5 تپه)، محوطه‏ های باز (8 محوطه)، پناهگاه ‏های صخره ه‏ای (2 پناهگاه)، و یک مورد غار طبقه‏ بندی می‏شوند. در مجموع الگو‏های استقراری و معیشتی این محوطه ‏ها متأثر از چند عاملِ دشت، رودخانه، کوهستان، و تنگه‏ هاست که نشان می ‏دهد جوامع این دوره از همه پتانسیل‏ های زیست‏ محیطی این منطقه بهره برده ‏اند.

محیط های رسوبی دریاچه ای، پلایاها، لس ها

ایزوتوپی - هیدروشیمیایی چشمه کارستی ارناوه و سد مخزنی شیرین‌دره، خراسان شمالی

دوره 4، شماره 3، پاییز 1397، صفحه 321-339

https://doi.org/10.22034/irqua.2018.702077

فاطمه باقری، غلامحسین کرمی، رحیم باقری، رضا نجف زاده، اعظم رونقی

چکیده منابع آب سطحی و زیرزمینی، به‌خصوص چشمه کارستی ارناوه و سد شیرین‌دره، منابع اصلی آب آشامیدنی و کشاورزی در استان خراسان شمالی در شمال شرق ایران است. هدف این مطالعه تعیین منشأ و بررسی خصوصیات هیدروشیمیایی و ایزوتوپی چشمه ارناوه و سد شیرین‌دره و کیفیت آب جهت کشاورزی و شرب بود. نمونه‌های آب طی یک دوره (مهرماه 1397) از چشمه کارستی ارناوه، رودخانه، و سد شیرین‌دره جمع‌آوری و مقادیر EC، TDS، یون‏های اصلی، و ایزوتوپ‏های δ18O و 2Hδ آن‏ها تعیین شد. همچنین، دو ایستگاه باران‌سنجی قلعه بربر و حصه‏گاه نیز جهت نمونه‏ برداری ایزوتوپی از آب باران و ترسیم خط ایزوتوپی بارش انتخاب شدند. نتایج هیدروشیمیایی نشان داد تیپ آب کلیه نمونه‏ ها Ca-Mg-HCO3 و Ca-Mg-SO4 است. میانگین هدایت الکتریکی نمونه ‏ها حدود 900 میکروموس بر سانتی‏متر بود که تغییرات مکانی و عمقی چندانی در محدوده مورد مطالعه ندارد. کیفیت آب رودخانه شیرین‌دره پس از اختلاط با چشمه بهتر شده و مقدار غلظت یون‏ها کاهش یافته است. رابطه به‌دست‌آمده برای خط بارش ایزوتوپی شیرین‌دره + 5.67 (R= 0.96) δ18O 7.14 2H=δ بوده که به دلیل تبخیر ثانویه و شیب و عرض از مبدأ آن نسبت به خط بارش جهانی کاهش پیدا کرده است. بررسی ایزوتوپی نشان می‏دهد منشأ آن‏ها بارش‏های جو‌ّی است و نمونه‏ های مخزن، به دلیل تبخیر، غنی ‏تر از رودخانه است و انحراف ناچیزی از خط بارش محلی دارد. کیفیت آب از نظر شرب و کشاورزی مناسب است.

محیط های رسوبی، دیرینه ژئومورفولوژی

کارست‌زایی سنگ‌های کربناته با بهره‌گیری از RSوGIS در منطقه الموت، شمال قزوین

دوره 1، شماره 4، زمستان 1394، صفحه 339-352

https://doi.org/10.22034/irqua.2016.701881

پرویز غضنفری، مهدی بختیاری، نادر جلالی

چکیده فرایند کارستی­شدن سنگ­های رسوبی از یک سو باعث بروز آسیب­ به پروژه­های راه و ساختمان، همچنین زمین­های کشاورزی می­شود، از سویی دیگر یک پتانسیل مهم برای منابع آب به حساب می­آید. منطقه الموت در زون ساختاری البرز میانی (مرکزی) قرارگرفته است و دربرگیرنده سازندهای دوران­های دیرینه­زیستی، میانه­زیستی، و نوزیستی است. مهمترین سازندهای کربناته الموت سازندهای سلطانیه، روته، الیکا، لار و تیزکوه می­باشند که در این میان گسترش سازندهای روته، الیکا و تیزکوه بیشتر از سازندهای سلطانیه و لار بوده و دارای اهمیت بیشتری نیز هستند. برپایه بررسی­های میدانی، پدیده­های کارست بیرونی و درونی در منطقه دیده ­شدند. بررسی­های سنجش از دور (RS) با بهره­گیری از GIS و نرم­افزار ILWIS بر روی تصاویر ماهوارهای لندست و مدل ارتفاع رقومی انجام گرفت. خطواره­های سازندهای کربناته منطقه از تصاویر ماهواره­ای و نقشه­های زمین­شناسی برداشت شد. این پژوهش نشان داد که میزان فشردگی خطواره­ها در سازند الیکا و روته نسبت به دیگر سازندهای منطقه بیشتر است. همچنین فشردگی شبکه آبراهه‌ها در سازند تیزکوه بیشتر از سازندهای الیکا و روته است که نشان از رابطه وارونه با تراوایی سازندها دارد. برپایه تلفیق بررسی­های توصیفی و داده­های کمی، به ترتیب و  از زیاد به کم: سازندهای الیکا، روته، تیزکوه، لار و سلطانیه دارای بیشترین شدت کارستی­شدن بوده ­اند.

تغییر اقلیم، رخدادهای اقلیمی

بررسی اهمیت منابع انتشار گردوغبار دوره کواترنری بر کیفیت هوای شهر قم

دوره 4، شماره 3، پاییز 1397، صفحه 341-360

https://doi.org/10.22034/irqua.2018.702078

عبداللطیف قوچی زاده، مظاهر معین الدینی، رضا شهبازی، ناهید احمدی، محمود نویری

چکیده این مطالعه با هدف تعیین کانون طوفان‌های گردوغبار و خط سیر آن، با استفاده از مدل HYSPLIT و شاخص‌های تعیین منشأ جهتی، شامل گل‌باد و گل‌غبار و تابع احتمال شرطی، انجام ‌شد. در ابتدا رخدادهای طوفان گردوغبار در بازه زمانی 2008 تا 2017 شناسایی شدند. با مدل الگوریتم انتشار، مسیریابی برای هر یک از رخدادهای شناسایی‌شده در سه سطح ارتفاعی 10 و 500 و 1000 متری به ‌صورت عقب‌گرد به مدت 24 و 72 ساعت انجام شد. کانون‌های گردوغبار محدوده مورد مطالعه اکثراً از نوع سازندهای دوره کواترنری و بیشتر سازندهای تشکیل‌دهنده این کانون‌ها تراس‌های مخروط افکنه قدیمی و پادگانه‌های آبرفتی رسی است که مستعد تولید گردوغبارند. نتایج این تحقیق، از جمله گل‌باد و گل‌غبار و تابع احتمال شرطی، و مدل HYSPLIT نشان داد طوفان‌های گردوغبار از جهت‌های ‌‌جغرافیایی جنوب شرق شرقی و غرب در فصول مختلف به سمت شهر قم حرکت کرده است. دریاچه نمک و اطراف آن، که کانون شماره 4 است و در شرق شهر قم قرار دارد، بیشترین تأثیر را بر کیفیت هوای شهر قم در دوره زمانی مورد مطالعه داشته است. طوفان‌هایی که با منشأهای خارجی در دوره مورد مطالعه شهر قم را تحت تأثیر قرار داده‌اند بیشتر از کشورهای عراق، عربستان، سوریه، و اردن بودند.

نئوتکتونیک و گسل ها

آهنگ لغزش چپگرد گسل چوپانان در زمان کواترنری (پلیستوسن)

دوره 1، شماره 4، زمستان 1394، صفحه 353-367

https://doi.org/10.22034/irqua.2016.701882

فاطمه برزی، علیرضا ندیمی

چکیده منطقه مورد مطالعه در خرد قاره ی ایران مرکزی، بلوک یزد، زیر زون انارک- خور و در حاشیه گسل بزرگ کویر قرار دارد. گسل چوپانان از شاخه‌های فرعی گسل بزرگ کویر است که به عنوان گسل اصلی منطقه مورد مطالعه در نظر گرفته شده است. به دلیل کافی نبودن داده‌های زمین لرزه‌های دستگاهی بزرگ بر روی گسل جنبای چوپانان، بررسی توان لرزه‌ای این گسل، بر اساس کاتالوگ زمین لرزه‌ای غیرممکن می‌باشد. در این پژوهش، با توجه به وجود شواهد ریخت زمین‌ساختی متعدد در امتداد گسل چوپانان و شاخه‌های فرعی آن، از جمله جابه‌جایی آبراهه‌های کوچک و بزرگ و مخروط‌افکنه‌ها، حرکت جنبای گسل در بازه زمانی کواترنری بررسی گردید. شواهد ریخت زمین‌ساختی ارائه شده در گستره جغرافیایی خور نشان از حرکت گسل چوپانان در بازه زمانی پلئیستوسن به صورت امتدادلغز چپگرد است. با در نظر گرفتن حرکات افقی در امتداد سامانه گسلی چوپانان در بخش‌های مختلف آن، بیشترین آهنگ لغزش در شمال روستای عروسان در حدود 4 میلی‌متر بر سال محاسبه گردید.

محیط های رسوبی دریاچه ای، پلایاها، لس ها

ارزیابی پتانسیل عناصر اقتصادی شورابه دریاچه ارومیه

دوره 1، شماره 4، زمستان 1394، صفحه 369-379

https://doi.org/10.22034/irqua.2016.701884

نجمه داوری، راضیه لک، سرمد روزبه کارگر، جواد درویشی خاتونی

چکیده دریاچه ارومیه واقع در شمال غربی کشور ایران به عنوان یکی از بزرگ ترین دریاچه های فوق اشباع از نمک دنیا مطرح است که قابل مقایسه با دریاچه بزرگ نمک آمریکا می باشد.این تحقیق با هدف شناسایی عناصر اقتصادی موجود در شورابه و تعیین روند ته نشست رسوبات تبخیری با گذر زمان انجام شد. روند تبخیر درحوضچه تبخیر مورد مطالعه قرار گرفته است. ابتدا 2025 لیتر شورابه، از شمال غرب دریاچه برداشت گردید و به حوضچه تبخیر که در هوای آزاد و زیر نور مستقیم خورشید جایگیری شده بود، منتقل شد. در طول مدت 96 روز، 255 نمونه شورابه و 3 نمونه نمک جامد از دیواره حوضچه برداشت شد و جهت تعیین میزان عناصر منیزیم، پتاسیم و لیتیم به آزمایشگاه منتقل گردید. در انتهای این مدت حجم شورابه در اثر تبخیر از 2025 به 881/25 لیتر تقلیل یافت. غلظت منیزیم از 56 گرم بر لیتر به 104 گرم بر لیتر رسید. میزان غلظت پتاسیم محلول درشورابه از 10 گرم بر لیتر به 23 گرم بر لیتر افزوده شد و میزان لیتیم از 21 ppm به 34 ppm  افزایش پیدا کرد . در عین حال میزان سدیم محلول در شورابه از 37 گرم بر لیتر به 4 گرم بر لیتر رسید.

باستان شناسی کواترنری

تغییرات محیطی بعد از رخداد زمین‌لغزش کبیرکوه و تأثیر آن در شکل‌گیری محوطه‌های باستانی محدوده دریاچه جایدر

دوره 1، شماره 1، بهار 1394، صفحه 1-14

https://doi.org/10.22034/irqua.2015.701837

مهران مقصودی، سیامک شرفی، مجتبی یمانی، عباس مقدم، سید محمد زمانزاده

چکیده کوهستان زاگرس در بخش مرکزی با محیط جغرافیایی مساعد، مکان مناسبی برای شکل‌گیری استقرارها و جوامع انسانی است. وابستگی شدید جوامع انسانی این منطقه به محیط طبیعی سبب شده تا همواره تحت تأثیر شرایط محیطی و تغییرات ناشی از آن قرارگیرند. تغییر محیطی اوایل دوره هولوسن در نتیجه رخداد زمین‌لغزش کبیرکوه و متعاقب آن شکل‌گیری دریاچه‌های سیمره و جایدر، از جمله تغییرات محیطی است که طی هزاران سال الگوهای استقراری جوامع انسانی منطقه را تحت تاثیر قرار داده است. محدوده مورد مطالعه دریاچه جایدر و روش تحقیق توصیفی- تحلیلی و میدانی بود. از ابزارهایی مانند نقشه‌های توپوگرافی، زمین‌شناسی، تصاویر ماهواره‌ای، GPS و نرم‌افزارهای Arc GIS و Global Mapper جهت بررسی تغییر الگوی استقرار محوطه‌های باستانی استفاده شده است. مطالعه 27 محوطه باستانی شناسایی شده در حوضه رسوب‌گذاری دریاچه جایدر از یک‌سو منجر به شناخت الگوهای استقراری متفاوتی طی دوره زمانی فراپارینه‌سنگی تا اواخر دوران اسلامی در این محدوده شد؛ و از سوی دیگر، شناخت الگوهای استقراری طی این دوران، باعث روشن شدن وضعیت تغییرات محیطی حوضه رسوب‌گذاری دریاچه جایدر شد. نتایج نشان داد که الگوی استقرار محوطه‌های باستانی بعد از رخداد زمین‌لغزش کبیرکوه و تشکیل دریاچه جایدر، از دوره فراپارینه‌سنگی تا اواخر دوران اسلامی به تبعیت از تغییرات سطح آب دریاچه و ضخامت رسوبات پادگانه دریاچه بوده است.

چینه نگاری و سن سنجی

سنگ‌های آتشفشانی تفتان: شاهدی از ماگماتیسم شبه آداکیتی در قوس ماگمایی مکران

دوره 2، شماره 1، بهار 1395، صفحه 1-14

https://doi.org/10.22034/irqua.2016.701886

مرتضی دلاوری، عطا شاکری

چکیده کوه تفتان در جنوب‌ شرق ایران یکی از مراکز آتشفشانی فعال قوس ماگمایی مکران در محدوده زمانی نئوژن- کواترنری است. تفتان از نظر تقسیم بندی ساختاری در زون جوش‌خورده سیستان قرار گرفته و قاعده آن مجموعه‌سنگ‌های افیولیتی، فلیش و سنگ‌های آتشفشانی(عمدتاً کرتاسه تا ائوسن) است. مجموعه‌های فنوکریستی سنگ‌ها شامل پلاژیوکلاز،کلینوپیروکسن،هورنبلند،ارتوپیروکسن، بیوتیت است. شواهد عدم تعادل در کانیها بویژه در پلاژیوکلاز و هورنبلند بر تغییرات شرایط فیزیکوشیمیایی تبلور همچون دما، فشار و ترکیب شیمیایی دلالت دارد. از نظر تنوع شیمیایی گدازه‌های ترم بازیک تا اسیدی حضور دارند؛ اگرچه عمده گدازه‌ها و مواد پیروکلاستیک تفتان ترکیب آندزیتی تا داسیتی دارند. اختصاصات شیمیایی ولکانیسم تفتان همچون بالابودن تمرکز Sr (> 645 ppm)، بالا بودن نسبت La/Yb (>14) و Sr/Y (> 40) سازگار با مذاب‌های شبه‌آداکیتی مرتبط با حواشی فعال قاره‌ای دارای پوسته ضخیم است. بر اساس شواهد شیمیایی و کانی‌شناسی دخالت فرایندهای مختلف گوشته‌ای و پوسته‌ای در ژنز مذاب تفتان قابل استنباط است. ابتدا ذوب گوه گوشته لیتوسفری نسبتاً غنی زیرقاره‌ای که تحت تأثیر فرایندهای زون فرورانش قرار گرفته است. سپس تجمع مذاب‌های گوشته‌ای در عمق پوسته ضخیم قاره‌ای که توأم با ذوب بخشی پوسته‌ای، آلایش و همگن شدن بوده است. در نهایت فرایندهای پوسته‌ای کم‌عمق‌تر شامل هضم پوسته‌ای و تحولات مرتبط با مخزن ماگمایی همچون تغییرات فیزیکوشیمیایی مذاب و تبلور تفریقی که باعث تحول بیشتر مذاب شده است.

محیط های رسوبی دریاچه ای، پلایاها، لس ها

بررسی الگوی تجمع رسوبات کواترنر مسیر رودخانه‌های دیرین کرج و شور در دشت تهران و کرج با استفاده از مطالعات ژئوالکتریک

دوره 3، شماره 1، بهار 1396، صفحه 1-14

https://doi.org/10.22034/irqua.2017.701889

سید حسن صدوق، محمدمهدی حسین زاده، خلیل رضایی، سمیرا چزغه

چکیده مطالعات رسوبات آبرفتی کواترنر از جنبه­های مختلف حائز اهمیت فراوانی می­باشد. هدف ازاین پژوهش بررسی ساختار زمین­شناسی زیر سطحی رسوبات آبرفتی کواترنر در قسمتی از دشت تهران و کرج به روش توصیفی  تحلیلی و با استفاده از داده­های ژئوفیزیک به روش ژئوالکتریک می­باشد. بدین منظور بر اساس مشخصات دشت و وضعیت زمین­شناسی تهران و کرج، در ابتدا مرز لایه ­­های آبرفت و سنگ بستر، با استفاده از مقادیر مقاومت الکتریکی بدست آمده از تفسیرها مشخص گردید. در مرحله بعد پروفیل­های منفک شده براساس جنس لایه ­ها، با استفاده از GIS  بر خطوط پیمایش ­اصلی در دشت منطبق شده و برای هریک از نقاط سونداژ، ضخامت و مقاومت الکتریکی لایه­های زیرسطحی تعیین شد. برای تفسیر از تحلیل نقشه­های زمین ­شناسی، ژئومورفولوژی، هم ضخامت آبرفت و نقشه­ های پیزومتری  استفاده شده است. نتایج حاصل از تحقیق یک ساختار ناودیس شکل کشیده بین رودخانه شور و کرج را نشان می­دهد که با توجه به مقادیر کم مقاومت­ ویژه در درون این ناودیس کشیده و تحلیل­های ژئومورفولوژیکی، احتمالا این ناودیس مسیر قدیمی رودخانه شور بوده که در گذشته در قسمت­های شمالی­تر دشت جریان داشته است. بعلاوه مورفولوژی سنگ بستر در انتهای دشت تهران یک فرورفتگی که از اطراف با برآمدگی سنگ بستر محاط شده و شیبی به سمت جنوب شرق دارد را نشان می­دهد.               

مدلسازی در کواترنری

ارزیابی آلودگی فلزات سنگین در رسوبات آبرفتی کواترنر با بهره‌گیری از RS و GIS در منطقه نصرت‌آباد، باختر زاهدان

دوره 4، شماره 1، بهار 1397، صفحه 1-21

https://doi.org/10.22034/irqua.2018.701925

نسرین صدر محمدی، خلیل رضایی، علی قربانی

چکیده مطالعات زیست محیطی بر روی رسوبات پهنه­های کواترنر امروزه با اهداف مختلفی بطور روزافزون در حال گسترش می­باشند. در این مطالعه ابتدا واحدهای سنگ­شناسی شامل پهنه افیولیتی نصرت­آباد با استفاده از سنجش از دور تفکیک شدند. سپس با استفاده از داده­های ژئوشیمی رسوبات آبراهه­ای (350 نمونه)­ برای شناسایی هر چه بهتر مناطق آلوده و یا در معرض آلودگی به فلزات سنگین عناصر نیکل، سرب،­ روی، مس و مولیبدن، اقدام به تهیه نقشه­های پراکنش شاخص آلودگی (Igeo) و فاکتور آلودگی (CF) شد. همچنین از دو روش آماری چندمتغیره ضریب همبستگی و آنالیز خوشه­ای، به منظور منشأیابی آماری عناصر مورد استفاده قرار گرفتند. بدین منظور ابتدا برای تعیین وضعیت و روند آلودگی خاک این منطقه بمنظور پهنه بندی  هر یک از شاخص­های محاسبه شده، از روش درون­یابی کریجینگ استفاده شد. از آنجا که به منظور شناسایی مناطق آلودگی دارای تراکم زیاد و کم در مقیاس محلی، روش وزن­دهی  عکس مجذور فاصله IDW)) مناسب­تر است،برای هر یک از شاخصهای محاسبه شده در این پژوهش، از این روش در محیط GIS و برای انجام محاسبات پارامترهای آماری نرم افزارSPSS استفاده شد. نتایج نشان دادند که منطقه نصرت­آباد از لحاظ وجود عنصر نیکل دارای آلودگی بسیار بالا بویژه در  قسمت جنوب شرقی و همچنین عنصر مس نیز دارای آلودگی متوسط در جنوب منطقه است.  در نتیجه با توجه به تفکیک واحدهای افیولیتی منطقه توسط سنجش از دور سنگ­های با ماهیت بازیک (گابروها و بازالت­ها) به عنوان در برگیرنده و منشأ عناصر Ni، Cu موجود در منطقه شناسایی شدند.

تغییر اقلیم، رخدادهای اقلیمی

تغییرات اقلیمی ایران در دوره هولوسن

دوره 5، شماره 1، بهار 1398، صفحه 1-25

https://doi.org/10.22034/irqua.2019.702214

قاسم عزیزی، محمود داودی

چکیده مطالعه آب‌وهوای دیرینه می‌تواند به ابهامات فراوان درباره تغییرات اقلیمی گذشته پاسخ دهد و راهنمای تغییر اقلیم آینده باشد؛ موضوعی که هرچند در ایران کمتر بدان توجه شده، در دنیا محققان فراوانی را مشغول کرده است. هدف این پژوهش واکاوی تغییرات اقلیمی هولوسن در ایران بود. ازین‌رو، ابتدا منابع مختلف داخلی و خارجی مرتبط با آب‌وهوای کواترنری پیشین بررسی و تغییرات اقلیمی عمده این دوره در دنیا شناسایی شد. سپس، با تغییرات اقلیمی همین دوره در ایران مورد مقایسه قرار گرفت. برای راستی‌آزماییِ نتایج مطالعات مروری از یک نمونه موردی کمک گرفته شد.نتایج نشان داد بین دوره‌های سرد/ گرم بازسازی‌شده در مطالعات مرتبط با آب‌وهوای دیرینه کره زمین در دیگر کشورها، به‌ویژه منطقه اروپا و آب‌وهوای دیرینه ایران ارتباط خوبی وجود دارد. فاصله زمانی بازسازی‌شده این دوره‌ها در ایران با شمال اروپا و امریکا تفاوت زمانی تقریباً 200 تا 300 ساله را نشان می‌دهد. این دوره‌ها با تأخیر در ایران آغاز شده‌اند. همچنین وجود دوره‌های سرد/ خشک و گرم/ مرطوب در اقلیم گذشته ایران قابل مشاهده است. در همه دوره‌های گرم مقدار شاخص رطوبتی تعداد گرده‌های درختی به غیردرختی نسبت به دوره‌های سرد بیشتر بوده است. به نظر می‌رسد ایران در دوره‌های گرم نسبت به دوره‌های سرد مرطوب‌تر بوده است.

تغییر اقلیم، رخدادهای اقلیمی

آب‌وهوای گذشته بر اساس بازسازی کمّی تعمیم روابط اقلیم‌ـ گرده‌ معاصر به روش MAT

دوره 6، شماره 1، بهار 1399، صفحه 1-22

https://doi.org/10.22034/irqua.2020.702344

محمدامین مرادی مقدم، قاسم عزیزی، احمدرضا محرابیان، فرامرز خوش اخلاق، علی اکبر شمسی پور

چکیده با وجود اینکه بازسازی کمّی با استفاده از گرده‏های گیاهی از دهه‏های گذشته آغاز شده است، مطالعات انجام‌شده درباره آب‌وهوای گذشته ایران عمدتاً کیفی و مقایسه‏ای است. بازسازی کمّی در مناطق مختلف نیازمند شناخت رابطه بین ترکیب‏های گرده‏‏ای و متغیرهای اقلیمی است و سپس تفسیر گرده‏های فسیل بر اساس روابط بین آن‏ها انجام می‏شود. بدین منظور در این پژوهش 119 نمونه برداشت‌شده از لایه 1 سانتی‌متری سطح خاک از غرب ایران و رشته‏کوه زاگرس تفسیر شد. دامنه ارتفاعی این نقاط 150 تا 4130 متر از سطح دریا و دامنه دمای میانگین سالیانه آن‏ها از 94/25 تا 1/2 درجه سانتی‌گراد و دامنه میانگین بارش سالیانه آن‏ها از 203 تا 748 میلی‌متر متغیر است. روابط متغیرهای دمای میانگین سالیانه و دمای میانگین فصول زمستان و تابستان و بارش میانگین سالیانه و فصل‏های زمستان و تابستان و بهار با ترکیب‏های گرده‏ای واکاوی شد. توابع انتقال بر اساس روش مشابهت معاصر (MAT) برای دمای میانگین سالیانه (R2=0.6 و RMSEP=3.74 C)، بارش میانگین سالیانه (R2=0.79 و RMSEP=82.74 mm)، و بارش میانگین فصل بهار (R2=0.62 و RMSEP=21.1 mm) به‏ کار برده شد. نتایج نشان داد ترکیب‏های گرده‏ای قابلیت برآورد پارامترهای اقلیمی را دارند. با به‏کارگیری مدل MAT برای رکورد‏های فسیل دریاچه زریبار در غرب ایران بازسازی کمّی متغیرهای آب‌وهوایی اواخر پلوئیستوسن و دوره هولوسن در این منطقه صورت گرفت. بازسازی کمّی نشان ‏داد دمای میانگین سالیانه در دوره پلوئیستوسن 4 تا 5 درجه سلسیوس سردتر و بارش میانگین سالیانه 20 درصد کمتر از دوره معاصر بوده است.

محیط های رسوبی دریاچه ای، پلایاها، لس ها

رخدادهای خشک اقلیمی هولوسن میانی و پسین در زاگرس مرکزی

دوره 7، 1 و 2، شهریور 1400، صفحه 1-18

https://doi.org/10.22034/irqua.2021.702413

هما رستمی، قاسم عزیزی، حجت دارابی، مهران مقصودی، سحر ملکی، جواد درویشی خاتونی

چکیده پژوهش حاضر با هدف شناسایی و ارائه اطلاعات دقیق از رخدادهای خشک اقلیمی هولوسن میانی و پسین در زاگرس مرکزی انجام شده است. بررسی داده های حاصل از آنالیزهای ژئوشیمی، سن سنجی و حساسیت مغناطیسی بر روی 220 سانتی متر مغزه رسوبی برداشت شده از تالاب هشیلان، امکان بازسازی شرایط اقلیمی 6000 سال گذشته در منطقه زاگرس میانی را فراهم نمود. نتایج این مطالعات نشان دهنده افزایش طوفان‌های گرد و غبار در دوره‌های خشک بود که در دوره‌های زمانی 5200-5400، 4700-4850، 3700-4200، 3250-3400، 2100-2300 و 1500-1700سال قبل در منطقه رخ داده‌اند. بیشترین نوسانات و رخدادهای اقلیمی کوتاه مدت در منطقه متعلق به هولوسن پسین بوده است. همچنین نتایج آنالیزهای ژئوشیمی ، پذیرفتاری مغناطیسی و جرم کاهی گرمایشی، بررسی تغییرات عناصر و نسبت های عنصری رسوبات محیط تالاب نشان‌دهنده مطابقت رخدادهای خشک به همراه طوفان‌های گردوغبار با رخدادهای سرد هولوسن در نیمکره شمالی بود.

تغییر اقلیم، رخدادهای اقلیمی

تغییرات آتی و دیرینه بادهای غرب وزان عرض‌های میانی و سامانه بارشی مدیترانه‌ای بر فراز جنوب استان کرمان( مطالعه موردی ایستگاه سینوپتیک کهنوج)

دوره 8، 1 و 2، شهریور 1401، صفحه 1-16

https://doi.org/10.22034/irqua.2022.702451

علیرضا واعظی

چکیده این مطالعه به ارزیابی عملکرد مدل‏های گردش عمومی جو در پیش‏بینی تغییرات آتی بادهای غرب وزان عرض‏های میانی و سامانه بارشی مدیترانه‏ای بر فراز جنوب استان کرمان، با استفاده از تغییرات دیرینه هیدرولوژیکی منطقه در طول دوره های گرم از اواخر پلیستوسن در می‏پردازد. در این راستا دمای کمینه، دمای بیشینه و میزان بارش برای آینده (2061-2080) به‌وسیله مدل LARS-WG و داده‏های مستخرج از پنج مدل نسل پنجم مدل های گردش عمومی جو (CMIP5 GCM)، تحت سناریوهای انتشار RCP 4.5 و RCP 8.5 بر اساس مجموعه داده‌های آب و هوای سی ساله (1989-2019) در ایستگاه سینوپتیک کهنوج پیش‌بینی گردیدند. روندها نشان می دهد که منطقه تحت هر دو سناریو در آینده افزایش قابل توجه دما و شرایط خشک تری را نسبت به دوره پایه تجربه خواهد کرد. مدل‏های گردش عمومی جو ، کاهش قابل توجهی در بارش های زمستانه مدیترانه‏ای در طول دوره آینده (2061-2080) تحت هر دو سناریو در مقایسه با دوره پایه را پیش‌بینی می‌کنند. نتایج بررسی مطالعات دیرینه اقلیمی در منطقه نشان می دهد این ، کاهش قابل توجه بارش با تغییرات واقعی شدت و مکان بادهای غرب وزان عرض های میانی که در شرایط مشابه گذشته در منطقه رخ داده است، همخوانی دارد.

مخاطرات طبیعی ( زلزله های دیرینه، زمین لغزه ها و ..)

منشا سنگ ریزش های جاده چالوس، تکتونیک فعال یا اقلیم کواترنری

دوره 9، 1و 2، شهریور 1402، صفحه 1-13

https://doi.org/10.22034/irqua.2023.2006347.1004

محسن پورکرمانی، ایمان لباف تهرانی، محمود الماسیان، سهیلا بوذری، محمد رضا جعفری

چکیده جاده چالوس به عنوان یکی از محورهای اصلی ارتباطی شمال و جنوب البرز مرکزی، همواره شاهد وقوع سنگریزش‌های متعدد بوده و این امر خسارات بی شماری را به همراه دارد. در این مقاله، به بررسی نحوه پراکندگی و دلایل وقوع این ریزشها پرداخته می شود. به این منظور از روش پهنه بندی خطر سنگ ریزش با استفاده از عوامل مهندسی سنگ بهره گرفته شده است. نتایج نشان می دهد در حدفاصل سد کرج تا ابتدای محدوده شهری، دست کم نه منطقه اصلی وجود دارد که ریزش سنگ، محور جاده را تحت تاثیر قرار می دهد. شیلهای آسارا، ممبر توف میانی و واحدهای کواترنری به ترتیب بیشترین میزان منشاء سنگ ریزش را به خود اختصاص داده اند. به جز برخی مناطق، ارتباط تعریف شده ای میان زون های خرد شده تکتونیکی و نقاط شروع سنگ ریزش ها دیده نمی شود. بررسیهای آماری نشان می‌دهد بیشتر زمین لغزش ها در انتهای فصل زمستان و ابتدای فصل بهار رخ می دهند. فارغ از آنکه تکتونیک سبب خرد شدگی واحدهای سنگی منطقه شده است، اما زمان وقوع رویدادها گویای ارتباط مستقیم آن ها با وضعیت آب و هوایی کواترنری دارد. پیشنهاد می گردد تا اداره راه، سیستم های پایداری در نقاط پرخطر، اجرا نماید.

بررسی عوامل زمین شناختی پیدایش چشمه کانی بِل پاوه در زاگرس چین خورده

دوره 10، 1 و 2، شهریور 1403، صفحه 1-20

https://doi.org/10.22034/irqua.2024.2043066.1030

فریبا فروغی، مسلم یزدانی، سامان درویش بسطامی

چکیده چشمه «کانی بِل» پاوه، یکی از پدیده های زمین شناختی شاخص کواترنری زاگرس چین خورده در کرمانشاه ایران بوده و از منابع آبی کارستی قابل توجه در این منطقه، محسوب می شود. این چشمه در چینه های سازند داریان و تا حدودی تناوب‌‌های شیلی-آهکی سازند گَدوان، توسعه یافته است. عوامل موثر بر پیدایش این مخزن کارستی، در ابتدا، حرکات کوهزایی متاخر و سپس عوامل ناشی از تکتونیک و گسلش های عمده و متعدد در این ناحیه با دو روند شرقی-غربی و شمالشرق – جنوب غرب است که منجر به جابجایی و حرکت لایه های آهکی شده و روند توسعه کارست را تسریع کرده است. گسلهای این ناحیه از نوع شیب لغز بوده و موجب جابجایی لایه های سنگ آهک در مجاورت هم شده که موقعیت را برای تشکیل یک رژیم فرسایشی شدید و توسعه یک آبخوان کارستی، فراهم کرده است. خوردگی و انحلال سنگ های کربناته، عامل تشکیل شبکه های کارستی پیچیده ای در زاگرس بوده و این پدیده، سبب تکامل و تکوین یکی از مهمترین منابع آبی در این منطقه از زاگرس شده است.

تحول ماگمایی سنگ‌های آتشفشانی جاده هراز: شواهد پتروگرافی و ژئوشیمی کانی‌های پلاژیوکلاز و آمفیبول

دوره 11، 1 و 2، شهریور 1404، صفحه 1-19

https://doi.org/10.22034/irqua.2026.2086702.1064

رامین مازندرانی، سید جمال شیخ ذکریایی، سید مجتبی مرتضوی، منصور وثوقی عابدینی، عبدالله یزدی

چکیده آتشفشان دماوند به‌عنوان بلندترین آتشفشان ایران و خاورمیانه، در فاصله حدود ۵۰ کیلومتری شمال‌شرقی تهران واقع شده است. سنگ‌های آتشفشانی منطقه جاده هراز عمدتاً شامل الیوین‌بازالت، تراکی‌آندزیت و تراکی‌آندزیت بازالتی هستند که فازهای کانیایی اصلی آن‌ها پلاژیوکلاز، پیروکسن و الیوین ایدنگزیتی را دربر می‌گیرند. مطالعات پتروگرافی نشان‌دهنده حضور بافت‌هایی نظیر هیالو‌میکرولیتیک پورفیریک، گلومروپورفیری و حفره‌دار در این سنگ‌ها است. وجود شواهد غیرتعادلی از جمله بافت غربالی در پلاژیوکلازها، منطقه‌بندی ترکیبی نوسانی و معکوس، اپاسیته‌شدن آمفیبول‌ها و حضور قطعات بیگانه سنگی، بیانگر عدم تعادل میان مذاب و بلور و حاکی از تحول ماگما در یک سیستم ترمودینامیکی باز است. بررسی این ویژگی‌ها نشان می‌دهد که فرآیند اختلاط ماگمایی، همراه با تبلور بخشی، نقش اساسی در تحول و تکوین سنگ‌های منطقه ایفا کرده است. تحولات گدازه‌ها عمدتاً در اثر تبلور در فشارهای مختلف، تزریق ماگمای داغ با ترکیب مشابه به درون مخازن ماگمایی و اختلاط آن با ماگمای درون مخزن رخ داده است. بر اساس محاسبات ترمومتری کانی‌های پلاژیوکلاز، تبلور این کانی‌ها در فشارهایی حدود ۲٫۵ تا ۱۸ کیلوبار و در بازه دمایی تقریبی ۷۵۰ تا ۱۲۰۰ درجه سانتی‌گراد صورت گرفته است.

نئوتکتونیک و گسل ها

جابجایی عمودی ناشی از زلزله ۸/۵ ریشتری ۲۹ فروردین ۱۴۰۰ بندر گناوه با استفاده از تداخل سنجی راداری شاهدی بر گسترش پیش ژرفای کواترنری زاگرس

دوره 9، 1و 2، شهریور 1402، صفحه 14-28

https://doi.org/10.22034/irqua.2023.2004107.1002

عبدالرضا پرتابیان

چکیده زلزله ای با بزرگی ۸/۵ در تاریخ ۲۹ فروردین ۱۴۰۰ در شمال شرقی بندر گناوه رخ داد. فوکال مکانیسم این زلزله نشان دهنده این است که یک گسل تراستی با امتداد شمال غرب- جنوب شرق و شیب کم به سمت شمال شرق در عمق ۱۰ کیلومتری عامل آن بوده است. رومرکز این زلزله بر روی تاقدیس بلخاری و نزدیک به گسل پیشانی کوهستان زاگرس به عنوان یک گسل فعال کواترنری قرار گرفته است. در این مطالعه با استفاده از آنالیز تداخل سنجی راداری(InSAR) دو تصویر سنتینل ۱ قبل و بعد از زلزله مقدار جابجایی عمودی ایجاد شده در هنگام زلزله به دست آمد. نتایج نشان دهنده، تغییرات سطحی بالا آمدگی، به صورت یک بیضی دوکی شکل با حداکثر ۱۶۵ میلی متر در محدوده سویه شمال غربی تاقدیس بلخاری و فرونشست ۹ میلی متری می باشد. بررسی و مقایسه بیضی تغییرات سطحی با رومرکز، پس لرزه ها، میزان تخریب سطحی زمین ، روستا های آسیب دیده و مرز کوه و دشت نشان دهنده پیشرفت کوهزایی زاگرس به سمت جنوب غرب و شمال غرب با رشد تاقدیس بلخاری بر اثر این زلزله و در ادامه دگرشکلی دوره کواترنری این کمربند می باشد.