پایش تغییرات شرایط محیطی گذشته دشت تبریز در نهشتههای رسوبی کواترنر
صفحه 361-375
https://doi.org/10.22034/irqua.2019.702160
مریم بیاتی خطیبی، فریبا کرمی، بهروز ساری صراف
چکیده دشت تبریز، که بخش مهمی از آذربایجان شرقی است، در طول تاریخ تغییرات اقلیمی مهمی را پشت سر گذاشته و پسروی و پیشروی تودههای آبی مهم، مانند دریاچه ارومیه، بر سطح آن رخ داده است. شواهدی از این تغییرات اقلیمی و پسروی و پیشروی تودههای آبی در سطوح دشت بر جای مانده است که میتوان بخشی از این شواهد را در رسوبات دشت تبریز پیگیری کرد. در این مقاله، برای پاسخ به سؤالات طرحشده در زمینه نوع و نحوه تغییرات گذشته، سعی شده است در محدودههای مشخص، که دادههایی از ویژگیهای فیزیکی و شیمیایی سازندها قابل دسترس بودهاند و بر اساس این دادهها لایهها قابل تفسیرند و از نظر ژئوکرونولوژی اهمیت زیادی دارند، چینهها و لایهها بررسی شوند. همچنین در مواردی برخی ویژگیهای لایهها مورد آزمایش خاک قرار گرفتند. در این تحقیق، از دادههای سازمان قطار شهری بهرهگیری شد و از متخصصان مربوطه اطلاعات لازم به دست آمد. همچنین سعی شد با حضور در محدودههایی که حفاریها و گودبرداریها صورت گرفته همه لایهها از نزدیک مورد بازدید میدانی قرار گیرند و در موارد لازم اندازهگیریها در محل صورت گیرد. برای رسیدن به هدف، از نتایج آزمایشهای SPT، روشهای پالئوپدولوژی، و نتایج آزمایش دانهبندی و ph استفاده شد. نتایج بررسیها نشان داد در بخشهای مهمی از دشت تبریز عمق 5/2 تا 10 متری عموماً از لایههای متشکل از رس سیلتدار سفت تا بسیار سفت همراه یک لایه شن رسدار و عمق 10 تا 5/18 متری از لایهها متشکل از ماسه سیلت/ رسدار بسیار متراکم تشکیل شده است. در بعضی از قسمتهای دشت نیز ماسههای بادی دیده میشود که از حاکمیت شرایط خشک در محدوده دشت حکایت میکند. بررسی دانهبندی لایهها نشان میدهد دشت تبریز دورههایی را با شرایط اقلیمی مرطوب تا خشک پشت سر گذاشته است. گسترش دریاچه ارومیه تراسهایی را در این دشت بر جای گذاشته که خود از وقوع تغییرات اقلیمی مهم در محدوده دشت تبریز حکایت میکند.
بررسی شیمیکانی، دمافشارسنجی، و تعادلات فازی در سنگهای آتشفشانی بازیک پلیوـ کواترنری شمالشرق ورزقان
صفحه 377-394
https://doi.org/10.22034/irqua.2019.702161
رحیم دبیری، حبیب مُلایی، عبدالله یزدی، میترا غفاری
چکیده سنگهای آتشفشانی شمالشرق ورزقان در کمربند ماگمایی اهرـ ارسباران فوران کردهاند. این مجموعه پلیوکواترنری شامل بازالتیآلکالن، تراکیبازالت، بازالتیکتراکیآندزیت، تراکیآندزیت، آندزیت، داسیت، و ریوداسیت است. بررسی شیمیکانیهای سنگهای بازیک منطقه نشان میدهد ترکیب بلورهای الیوین از نوع کریزولیت (XFo: 0.74-0.84)، پیروکسن از نوع اوژیت و دیوپسید (Wo42-48، En37-45، Fs10-16) و پلاژیوکلاز کلاسیک تا حد واسط (XAn: 31-93) است. بر پایه محاسبات شیمیکانی، دمافشارسنجی، و تعادلات فازی (بر اساس روشهای ترکیب خمیره سنگ، ترکیب کلینوپیروکسن، تعادل کلینوپیروکسنـ مذاب، ترکیب الیوین و تعادل الیوینـ مذاب) دمای تشکیل سنگهای بازیک منطقه بین 1170 تا 1270 درجه سانتیگراد و فشار تبلور کلینوپیروکسنهای منطقه در حدود 8 کیلوبار (پوسته میانیـ زیرین) تخمین زده میشود. ترکیب کلینوپیروکسنها نشان میدهد بازالتهای منطقه در محدوده مربوط به محیط کششی و با سرشت آلکالن قرار میگیرند. همچنین ترکیب پیروکسنهای منطقه نشان میدهد ماگمای والد این سنگها از یک منشأ غنی یا کمترتهیشده نشئت گرفته و کمتر دچار تحول شدهاند.
بررسی ویژگیهای مورفوـ رسوبی مخروط افکنه رودخانه کالشور نیشابور در شمالشرق ایران با تأکید بر کنترل های اقلیمی کواترنر
صفحه 395-412
https://doi.org/10.22034/irqua.2019.702163
عذار خسروی، سیدرضا حسین زاده، مرتضی فتاحی، محمد خانه باد
چکیده رسوبات کواترنری مخروط افکنه ها اطلاعات مهمی از شرایط اقلیمی گذشته و تحولات محیطی حوضه آبریز بالادست خود ارائه میکنند. در این پژوهش نویسندگان به بررسی تکامل الگوی رسوبی بر سطح مخروطافکنه کالشور پرداختند تا با استفاده از تفسیر نتایج حاصل از آنالیزهای ژئوفیزیکی و ژئوشیمیایی این رسوبات محیط رسوبگذاری این رسوبات در دوره کواترنر را بررسی کنند. مخروط افکنه کالشور یک مخروط کوچک و نسبتاً متقارن در شمالشرق ایران و در دامنه جنوبی رشتهکوه بینالود است که بر پایه ویژگیهای رنگ و بافت و اندازه ذرات و مطالعات میدانی سطح آن به 8 سطح مورفوـ رسوبی با نامهای A1 تا A8 تقسیم شده است. بر پایه مطالعات رسوبشناسی، رسوبات مخروطافکنه کالشور دارای جورشدگی بد و بسیار بد، کجشدگی متقارن (تقریباً متقارن تا بسیار مثبت)، کشیدگی (متوسط و پهن)، و بافت گراول و گراول شنی هستند. در تفسیر ویژگیهای ژئوفیزیکی، اندازههای میانه، نمونههای A2 و A5 و A6 و A7 دارای میانه پایینتر، جورشدگی ضعیف، و کشیدگی بیشتر نسبت به بقیه رسوباتاند. همچنین، بر حسب نتایج آنالیزهای شیمیایی حاصل از آزمایش XRF، میزان عناصر اکسیدهای کلسیم و آلومینیوم و سیلیس و همچنین نسبت عناصر منیزیم به کلسیم و منگنز به کلسیم به ترتیب در نمونههای A1 و A3 و A8 کاهش و در نمونههای A6 و A2 و A5 و A7 کاهش مییابد که به ترتیب نشاندهنده شرایط اقلیمی سرد و خشک و گرم و مرطوب است. به طور کلی، با توجه به نتایج آنالیزهای ژئوفیزیکی و ژئوشیمیایی سیلاب حمل کننده در نمونههای A6 و A2 و A5 و A7 دارای سرعت بسیار زیاد (و نه لزوماً دبی بالاتر) است. همچنین این سیلابها در محیطهایی با اقلیم سرد و خشک و با حاکمیت تخریب فیزیکی رخ داده اند و در نمونه های A4 و A1 و A3 و A8 اقلیم گرم و مرطوب با سیلابهای مداوم، اما، با انرژی کمتری رخ دادهاند. بنابراین 4 سطح رسوبی در نتیجه اقلیم سرد و خشک و 4 سطح رسوبی در نتیجه اقلیم گرم و مرطوب در سطح این مخروط قابل مشاهده است.
ژئوشیمی و الگوهای توزیع عنصر بور در سیالات زمین گرمایی سبلان در شمالغرب ایران
صفحه 413-434
https://doi.org/10.22034/irqua.2019.702173
روناک گراوند، رحیم معصومی
چکیده سیالات زمینگرمایی ظاهرشده در اطراف آتشفشان سبلان ترکیب شیمیایی متفاوتی را نشان میدهند. تفاوتهای ثبتشده، هم به لحاظ فراوانی آنیونهای اصلی هم از نظر ترکیب عناصر کمیاب، حائز اهمیت است. بسته به موقعیت جغرافیایی رخداد سیالات زمینگرمایی، انواع سیالات، اعم از سدیمـ کلریدی (شمالغرب سبلان) و اسید سولفاته (شرق سبلان) و بیکربناته و سدیمـ کلریدی (جنوب سبلان)، شناسایی شدهاند. این سیالات به لحاظ محتوای عناصر کمیاب و سنگین نیز حائز اهمیتاند. عنصر بور (B)، که یکی از عناصر رایج در سیالات زمینگرمایی است، در برخی از چشمههای آبگرم اطراف سبلان (جنوب سبلان) و نمونههای برداشتهشده از چاههای اکتشافی (شمالغرب سبلان) مقادیر نسبتاً بالایی را نشان میدهد. محتوای بور در نمونههای مطالعهشده از منطقه جنوب سبلان 19 تا 33 میلیگرم بر لیتر و در نمونه های مطالعهشده از چاههای شماره 1 و 4 به طور متوسط 22 میلیگرم بر لیتر است. نظر به اینکه اغلب یک رابطه مستقیم و خطی بین بور و دما وجود دارد، در نمونههای مطالعهشده نیز اغلب این قاعده حکمفرماست. تمرکز بور نسبت به pHهای مختلف نیز الگوهای خاصی را نشان میدهد؛ به گونهای که گستره pH 6-9 بیشترین فراوانی را نشان میدهد و در این محدوده pH گونه B(OH)4 غالب است. از نظر زیستمحیطی، تمرکزهای بالای بور میتواند مخاطرهآمیز باشد. اختلاط آبهای زمینگرمایی حاوی بور بالا با آب رودخانهها، دریاچهها، آب شرب، و آب پشت سدها میتواند سبب به وجود آمدن مشکلات جدی بهداشتی شود. این اتفاق در برخی از رودخانههای اطراف سبلان، از جمله خیاوچای، قابل مشاهده است که با محتوای بور 7 میلیگرم بر لیتر مقدار نسبتاً بالایی را نشان میدهد.
رسوبشناسی و محیط رسوبی دیرینه آبرفتهای کواترنر با تلفیق دادههای رسوبشناسی و روش رادار نفوذی به زمین (مطالعه موردی: منطقه کوچصفهان ـ استان گیلان)
صفحه 435-456
https://doi.org/10.22034/irqua.2019.702174
دارا داس برزین، خلیل رضایی، راضیه لک، مهدی محمدی ویژه، حامد مسلمی
چکیده شناسایی آبرفتها، رسوبات، و محیط رسوبی دیرینه تهنشست آنها در حالتی که در مطالعه آنها از روشهای ترکیبی استفاده شده همواره اهمیت بالایی دارد. اینگونه مطالعات ترکیبی معمولاً به روش مستقیم (نمونهبرداری) و روش غیرمستقیم (روشهای ژئوفیزیکی) انجام میشود. هدف اصلی این تحقیق شناسایی رسوبات و محیط رسوبی دیرینه آبرفتهای منطقه کوچصفهان با تلفیق دادههای رسوبشناسی حاصل از چاهکها و روش راداری نفوذی به زمین (GPR) بود. برای این منظور، دادههای رادار نفوذی به زمین به طول 11 کیلومتر در امتداد جاده کوچصفهان به سمت لشتنشا برداشت شد. سپس، با توجه به پروفیلهای راداری 7 گمانه رسوبی با عمق متوسط 7/2 متری جهت تلفیق با دادههای رسوبشناسی حفاری شد. بررسیهای انجامشده به شناسایی 5 رخساره راداری ـ شامل خطوط راداری به صورت گسسته و غیرموازی مقعر محدب، خطوط راداری به صورت منحنیهای پیوسته موازی، خطوط راداری با شیبهای متفاوت به صورت گسسته، خطوط راداری به صورت ناپیوسته موازی با شیب کم، خطوط راداری ناپیوسته موازی با شیب کم و میرایی شدید ـ و 8 رخساره رسوبی ماسه بسیار ریز سیلتی، ماسه ریز، گراول ماسهای، ماسه ریز گراولی، مواد آلی، ماسه درشت سیلتی، ماسه درشت، ماسه گلی با کمی گراول انجامید که نشاندهنده قسمتهای مختلف محیطهای رودخانهای بود. در این منطقه میزان ذرات دانهریز رسوبی و مواد آلی از جنوب به سمت شمال منطقه افزایش مییابد.
شواهد هیدروشیمیایی و سن سنجی تریتیوم در شناخت الگوی هیدروژئولوژیکی آبخوان آبرفتی شاهرود
صفحه 457-472
https://doi.org/10.22034/irqua.2019.702175
زهرا بوسلیک، هادی جعفری
چکیده بررسی رابطه الگوی جریان و کیفیت آب از عوامل مهم کمککننده در مدیریت کمّی و کیفی آبهای زیرزمینی است. تحقیق حاضر به منظور استفاده از شواهد هیدروشیمیایی و ایزوتوپی در تعیین الگوی جریان آب زیرزمینی در آبخوان شاهرود و بررسی آثار هیدروژئولوژی بر کیفیت آب منطقه انجام گرفت. جهت جریان کلی آب در آبخوان شاهرود از مناطق شمالشرقی به جنوبغربی است. به وجود آمدن یک خط تقسیم آب در منطقه باعث ایجاد تغییراتی در جهت جریان کلی آب در برخی بخشها و انحراف جریان به سمت شرق شده است. بررسیهای هیدروشیمیایی 120 نمونه آب نشان داد در این آبخوان پیوستگی ژئوشیمیایی، بهویژه در بخش جنوبشرقی، وجود ندارد؛ به گونهای که بخش شرقی و بخش جنوبشرقی اختلاف کیفیت فاحشی با بخشهای شمالی، غربی، و مرکزی نشان میدهد. جریان ورودی قویتر از مرز شمالی همراه خط تقسیم آب زیرزمینی باعث جدا افتادن و ساکن شدن آبهای شور جنوبشرق منطقه شده است. در نتیجه، به مرور زمان، تغییر تیپ آب از سولفاته به کلروره در این توده آب نسبتاً راکد رخ داده است. جدا افتادن جریان آب در بخش جنوبشرقی باعث شده آب شور آن تأثیر چندانی بر شیمی آبخوان نگذارد. آنالیز 3 نمونه تریتیوم وجود حداقل دو منبع تغذیه با سنین مختلف در آبخوان را اثبات میکند. نمونههای شور جنوبشرقی با میزان تریتیوم کمتر از TU 8/0 نشاندهنده آب نسبتاً قدیمی تغذیهشده قبل از سال 1952 است؛ درحالیکه آب شیرین شمال منطقه با میزان تریتیوم TU 2/2 آبی است که بهتازگی تغذیه شده است. سن بیشتر آب در بخش جنوبشرقی به دلیل عدمارتباط هیدرولیکی با آبهای جوان، سرعت کمتر جریان، و نیز عدمخروج آب قدیمی از این بخش از آبخوان به دلیل کم بودن میزان بهرهبرداری است.
آیا نزدیکترین گسل خطرناکترین گسل نیز هست؟ (مطالعه موردی: شهر ساوه)
صفحه 473-481
https://doi.org/10.22034/irqua.2019.702176
حسین حاجی علی بیگی، مهسا عبداللهی، سعید محمد صبوری
چکیده در این تحقیق برآورد خطر لرزهای شهر ساوه به روش احتمالاتی انجام شد. محدوده شهر ساوه در زون ایران مرکزی واقع شده و فعالیت لرزهای متوسط دارد. بر اساس مطالعات لرزهخیزی و لرزهزمینساخت انجامگرفته در این تحقیق، نزدیکترین چشمه لرزهزا به این شهر گسل البرز است که از مرکز شهر ساوه عبور میکند و انتظار میرود بیشینه شتاب را برای این شهر ایجاد کند. اما پس از تحلیلهای مربوط به جدایش خطر لرزهای، مشخص شد که گسل ایندس، با فاصلههای 21 کیلومتر از شهر، 12/45 درصد خطر برای شهر ساوه را تحت کنترل خود دارد و در واقع زمینلرزه کنترلکننده در دوره بازگشت 475 سال را به وجود آورده است.
