بررسی الگوی تجمع رسوبات کواترنر مسیر رودخانههای دیرین کرج و شور در دشت تهران و کرج با استفاده از مطالعات ژئوالکتریک
صفحه 1-14
https://doi.org/10.22034/irqua.2017.701889
سید حسن صدوق، محمدمهدی حسین زاده، خلیل رضایی، سمیرا چزغه
چکیده مطالعات رسوبات آبرفتی کواترنر از جنبههای مختلف حائز اهمیت فراوانی میباشد. هدف ازاین پژوهش بررسی ساختار زمینشناسی زیر سطحی رسوبات آبرفتی کواترنر در قسمتی از دشت تهران و کرج به روش توصیفی – تحلیلی و با استفاده از دادههای ژئوفیزیک به روش ژئوالکتریک میباشد. بدین منظور بر اساس مشخصات دشت و وضعیت زمینشناسی تهران و کرج، در ابتدا مرز لایه های آبرفت و سنگ بستر، با استفاده از مقادیر مقاومت الکتریکی بدست آمده از تفسیرها مشخص گردید. در مرحله بعد پروفیلهای منفک شده براساس جنس لایه ها، با استفاده از GIS بر خطوط پیمایش اصلی در دشت منطبق شده و برای هریک از نقاط سونداژ، ضخامت و مقاومت الکتریکی لایههای زیرسطحی تعیین شد. برای تفسیر از تحلیل نقشههای زمین شناسی، ژئومورفولوژی، هم ضخامت آبرفت و نقشه های پیزومتری استفاده شده است. نتایج حاصل از تحقیق یک ساختار ناودیس شکل کشیده بین رودخانه شور و کرج را نشان میدهد که با توجه به مقادیر کم مقاومت ویژه در درون این ناودیس کشیده و تحلیلهای ژئومورفولوژیکی، احتمالا این ناودیس مسیر قدیمی رودخانه شور بوده که در گذشته در قسمتهای شمالیتر دشت جریان داشته است. بعلاوه مورفولوژی سنگ بستر در انتهای دشت تهران یک فرورفتگی که از اطراف با برآمدگی سنگ بستر محاط شده و شیبی به سمت جنوب شرق دارد را نشان میدهد.
شواهد ژئومورفولوژی آثار یخچالی در عصر پلئیستوسن(نمونه موردی: حوضه دشت ابراهیم آباد-یزد)
صفحه 15-28
https://doi.org/10.22034/irqua.2017.701892
محمد شریفی پیچون، کاظم طاهری نژاد، فاطمه زارع
چکیده شواهد ژئومورفولوژی یخچالی یکی از مشخصترین میراث تحولات اقلیمی دوره کواترنر در ایران است. این شواهد در ایران مرکزی باوجود شرایط گرم و خشک کنونی، تغییر در سیستمهای مورفوکلیماتیک و بهتبع آن مورفوژنتیک و مورفودینامیک را به شکل مشخصتر و دقیقتری نمایش میدهد. در این پژوهش، بهمنظور بررسی این شواهد و بازسازی سیستمهای شکلزایی گذشته و تغییرات در گستره و مرز این سیستمها در حال حاضر از نقشههای توپوگرافی ۱:۵۰۰۰۰ منطقه، نقشه زمینشناسی، عکسهای هوایی، تصاویر ماهوارهای، نقشه رقومی ارتفاعی و بهویژه بررسیهای صحرایی استفادهشده است. یافتهها نشان میدهد که در منطقه مورد مطالعه آثار کاوشی و تراکمی یخها به شکل خاص قابلمشاهده است. از آثار کاوشی یخچالی وجود حدود ۱۰ سیرک بزرگ و کوچک، درههای بزرگ و عریض، که برخی از آنها بیش از ۵۰۰ متر پهنادارند، تراس سنگی بهعنوان بستر زبانه یخی و از اشکال تراکمی آن میتوان به یخرفتها، بهویژه یخرفتهای انتهایی(سنگهای سرگردان) اشاره نمود که قطر برخی از این سنگها در ورود به دشت بیش از ۱۰ متر و وزن آنها به بیش از ۵۰۰ تن می رسد.براساس این ش.اهد و داده های اقلیمی زمان حال مشخص گردید که یخچالها در عصر پلئیستوسن بخشی از ارتفاعات را در قلمرو خود داشته بهگونهای که پوششهای یخی از ارتفاع ۲۲۰۰ متر به بالا را میپوشاندهاند. از این ارتفاع تا خط تعادل آب و یخ، یعنی حدود ارتفاع ۱۶۰۰ متر در قلمرو سیستمهای شکلزایی جنب یخچالی قرار داشته است و پایینتر از آن تحت تأثیر سیستم فلوویال و بعضاً پلوویال بوده است. اما در شرایط کنونی سیستمهای مورفوکلیماتیک گذشته تغییر پیداکرده و توسط سیستمهای مورفوژنتیک جنب یخچالی(ارتفاعات بالای ۳۰۰۰ متر)، فلوویال(۱۸۰۰-۳۰۰۰ متر) و پدیمانتاسیون پایینتر از ارتفاع ۱۸۰۰ متر جایگزین شده است.
تحلیل اقلیم دیرینه برش رسوبی نوده (استان گلستان) با استفاده از ژئوشیمی عناصر
صفحه 29-39
https://doi.org/10.22034/irqua.2017.701894
وحید فیضی، قاسم عزیزی، حبیب علیمحمدیان، مریم ملاشاهی
چکیده تشکیل رسوبات لسی، یکی از مهمترین پیامدهای تغییرات اقلیمی است. توالی رسوبات لس/خاک دیرین یکی از بهترین آرشیوهای طبیعی برای ثبت تغییرات اقلیم میباشد. از این قابلیت رسوبات لسی، برای بازسازی تغییرات اقلیمی کواترنر و تغییر و تحول ژئومورفولوژیکی میتوان استفاده کرد. در این تحقیق برای بازسازی آب و هوای کواترنر پسین منطقه آزادشهر، برش لسی نودِه انتخاب شد. ستبرای این برش دارای 7/23 متر میباشد. روش تحلیل دادهها مبتنی بر روشهای ژئو شیمیایی و تعیین درصد فراوانی عناصر ذکر شده در هر نمونه رسوبی بوده است. با استفاده از تحلیل عناصر حساس به تغییر شرایط محیطی یعنی عناصر اصلی اکسیدهای آلومینیوم، آهن، کلسیم، منیزیم و سیلیس و نسبت عناصر فرعی استرانسیوم به باریم، استرانسیم به منگنز و منگنز به اکسید کلسیم نتایجی از تغییرات شرایط محیطی بدست آمد. افزایش مقادیر اکسیدهای آلومینیوم، آهن، سیلیس و منیزیم با توجه به پایداری آنها در محیط های رسوبی، نشان از شرایط آب و هوایی گرم و مرطوب و کاهش آنها بیانگر شرایط آب و هوایی سرد و خشک است. افزایش مقدار شاخص هوازدگی شیمیایی و شاخص هوازدگی شیمیایی موثر، نشان از شرایط هوازدگی شدید و کاهش این شاخص ها نشان از هوازدگی ضعیف در برش رسوبی نوده است. خاک های دیرین در منطقه مطالعاتی میزان بالای شاخص های ذکر شده را نشان می دهند و بیانگر تغییر و تحول این رسوبات و شرایط آب و هوایی گرم و مرطوب هستند. بالعکس رسوبات لسی، مقادیر کمتری از شاخص ها را نشان می دهند و بیانگر شرایط آب و هوایی سرد و خشک در برش رسوبی نوده هستند. بدین ترتیب لس ها و خاک های دیرین مطالعه شده به ترتیب در دورههای یخچالی و بین یخچالی و در شرایط آب و هوایی متفاوت تشکیل شدهاند.
شبیهسازی جریان آب زیرزمینی و نفوذ آبشور در آبخوان ساحلی دشت شبستر با استفاده از نرمافزار GMS
صفحه 41-50
https://doi.org/10.22034/irqua.2017.701896
صادق صابری مهر، اصغر اصغری مقدم، عطاالله ندیری
چکیده دشت شبستر در سمت شمالشرقی دریاچه ارومیه؛ یکی از دشتهای حاصلخیز کشور است که سالیانه کشاورزی در آن به وسعت بسیار زیاد انجام میپذیرد. علاوه بر آبهای سطحی که بخش کمی از آبهای مورد نیاز کشاورزی منطقه را تأمین مینماید؛ بطورکلی کشاورزی منطقه به آب زیرزمینی دشت وابسته است و حجم زیادی از آب زیرزمینی هر ساله در همین جهت استخراج میشود. دشت شبستر طی سالیانه گذشته تحت تأثیر نفوذ پیشرونده آب شور قرار گرفته است که منبع و علت شوری آن شورابههای به دامافتاده در رسوبات انتهای دشت میباشد. مدل کمی و کیفی دشت با استفاده از نرمافزار GMS جهت مدیریت صحیح برداشت از آب زیرزمینی منطقه و جلوگیری از پیشرفت جبهه آب شور در این پژوهش انجام شده است. تغییرات سطح آب با استفاده از آمار سطح ایستابی 24 حلقه چاه پیزومتری موجود در محدوده مورد مطالعه، مورد ارزیابی قرار گرفته و پس از تعیین پارامترهای آبخوان در اثنای واسنجی مدل و اطمینان از منطقی بودن جوابها و پس از طی مرحله صحت سنجی وضعیت هیدرولیکی آبخوان بررسی و تحلیل گردید. در دو منطقه از دشت یکی در قسمت جنوبی و دیگری در قسمت شمالغربی دشت بعلت وجود تراکم چاهها افت شدید تراز آب ملاحظه گردید. درنهایت از کد عددی MT3DMS که انتقال تودهای ذرات را شبیهسازی میکند برای تخمین مسیر حرکت جبهه آب شور استفاده گردید که نشان داد نفوذ جبهه آب شور در قسمت جنوبی و در منطقهای که افت تراز آب ایجاد شده بود اتفاق میافتد.
شناسایی شواهد ژئومورفیک تشکیل دریاچه سد لغزشی شور در استان خوزستان
صفحه 51-68
https://doi.org/10.22034/irqua.2017.701897
سیامک شرفی، مسعود صادقی راد، زینب بهرانمی
چکیده در صورتی که محل وقوع زمین لغزشها در مسیر شبکههای زهکشی و جریان رودخانهها باشد، باعث مسدود شدن مسیر جریان آب و تشکیل دریاچههای سدی میشوند. دریاچه سدی شور در اثر رخداد زمین لغزش کوه سه تنان و مسدود کردن جریان رودخانه شور در دره دوزویل شهرستان لالی در استان خوزستان شکل گرفته است. هدف از این تحقیق، بررسی ارتباط رخداد زمین لغزش و شکل گیری دریاچه و بازسازی وسعت و ویژگی های مورفومتری دریاچه می باشد. با استفاده از مطالعات میدانی گسترده، نقشههای توپوگرافی و زمینشناسی و نرم افزار Arc GIS، شواهد ناشی از رخداد زمین لغزش و تشکیل دریاچه سدی شور بازسازی گردید. سپس با استفاده از ارتفاع پادگانه ها و موقعیت آنها نسبت به بستر فعلی رودخانه، محدوده هر پادگانه مشخص و روی نقشه انتقال داده شد. در ادامه ویژگی های مورفومتری دریاچه براساس مطالعات میدانی، مقاطع طولی و عرضی، ویژگی های رسوب شناسی و شواهد باستان شناسی تجزیه و تحلیل شد. نتایج نشان داد به دلیل عرض کم دره و بزرگی قطعات لغزشی به صورت بلوکهای سنگی، دره دوزویل مسدود و دریاچه شور در پشت آن شکل گرفته است. بر اساس بقایای رسوبی پادگانههای دریاچهای و ویژگی های رسوب شناسی، رخداد زمین لغزش در یک مرحله بوده و دریاچه شور در نتیجه تخلیه تدریجی در 3 مرحله شکل گرفته است. با توجه به بقایای پل تاریخی مربوط به دوره ساسانی بر روی دره دوزویل و محل پارگی دریاچه به نام پل دوزویل (توقسه)، احتمالا زمان تخلیه دریاچه مقارن با دوره ساسانی(250 تا 650 میلادی) بوده است.
قطعه بندی گسل آبیز بر مبنای شاخصهای مورفوتکتونیکی
صفحه 69-78
https://doi.org/10.22034/irqua.2017.701898
سعید حائری فرد، منوچهر قرشی، محسن پورکرمانی، محمود الماسیان
چکیده در این پژوهش به بررسی زمین ساخت فعال نسبی گسل آبیز بر پایه شاخصهای زمین ریختی به وسیله نرم افزار ArcGIS پرداخته شده است. در این راستا به منظور سهولت در انجام محاسبات، در نرم افزار ArcGIS، چندین برنامه نوشته و طراحی گردید. شاخصهای محاسبه شده عبارتند از شاخص طول-شیب رودخانه(SL)، نسبت عرض کف دره به ارتفاع آن(Vf)، شاخص عدم تقارن حوضه(AF)، شکل حوضه زهکشی(Bs)، منحنی فراسنجی(HC)، انتگرال فراسنجی(Hi)، شاخص پیچ و خم رودخانه(S)، پیچ و خم پیشانی کوهستان(Smf) و در پایان بررسی این ویژگیها با هم به عنوان شاخص زمین ساخت فعال نسبی(IRAT) محاسبه شد که ترکیبی از شاخصهای بالا است.دست کم 3 منطقه فعال از نظر مورفوتکتونیکی در طول گسل آبیز قابل شناسایی می باشد.این مناطق از جنوب شرق به شمال غرب به ترتیب در حد فاصل شمال زیدان تا جنوب غرب آهنگران،غرب حاجی آباد تا جنوب نوده و نهایتا شرق اسفاد تا شرق فندخت واقع شده اند.در دو منطقه اردگول و گال شود کمترین میزان شاخص IRAT وجود دارد. می توان انتظار داشت که این مناطق به عنوان نقاط مستعد رویداد زمین لرزه در آینده مد نظر قرار گیرند.
ولکانیسم کواترنری طبس و نقش گسل بزرگ نای بند
صفحه 79-89
https://doi.org/10.22034/irqua.2017.701899
سید محمد هاشمی
چکیده در جنوب شرق شهر طبس منطقه ای به وسعت حدود 400 کیلومتر مربع از بازالتهای مربوط به کواترنری پوشیده شده است که از نظر زمین شناسی جزء زون لوت محسوب می گردند . براساس مطالعات ، بافت این سنگها عمدتاً پورفیریک است . فنوکریستهای این بازالتها عمدتاً الیوین از نوع کریزولیت و اوژیت و پلاژیوکلاز (لابرادوریت ) می باشند که در خمیره ای از میکرولیتهای پلاژیوکلاز و بلورهای ریز پیروکسن و گاهی همراه با شیشه جایگزین شده اند . براساس نمودار های مقدار مجموع آلکالن در مقابل مقدارSiO2 ماهیت ماگمای این سنگها آلکالن تا ساب آلکالن تعیین شد مطالعات ایزوتوپهای Sr و Nd این آغشتگی پوسته ای را تایید نموده و بعلاوه نشاندهنده این است که منشاء ماگمای اولیه بازالتها از بخشهای فوقانی جبه می باشد . براساس مطالعات صحرایی و نمونه های تکتونوماگمایی این بازالتها از نوع درون قاره ای می باشند که در کواترنری در اثر فعالیت گسل بزرگ نای بند و بازشدگی در محل تقاطع با شاخه های فرعی این گسل به سطح زمین راه یافته اند .
