تغییرات اقلیمی ایران در دوره هولوسن
صفحه 1-25
https://doi.org/10.22034/irqua.2019.702214
قاسم عزیزی، محمود داودی
چکیده مطالعه آبوهوای دیرینه میتواند به ابهامات فراوان درباره تغییرات اقلیمی گذشته پاسخ دهد و راهنمای تغییر اقلیم آینده باشد؛ موضوعی که هرچند در ایران کمتر بدان توجه شده، در دنیا محققان فراوانی را مشغول کرده است. هدف این پژوهش واکاوی تغییرات اقلیمی هولوسن در ایران بود. ازینرو، ابتدا منابع مختلف داخلی و خارجی مرتبط با آبوهوای کواترنری پیشین بررسی و تغییرات اقلیمی عمده این دوره در دنیا شناسایی شد. سپس، با تغییرات اقلیمی همین دوره در ایران مورد مقایسه قرار گرفت. برای راستیآزماییِ نتایج مطالعات مروری از یک نمونه موردی کمک گرفته شد.نتایج نشان داد بین دورههای سرد/ گرم بازسازیشده در مطالعات مرتبط با آبوهوای دیرینه کره زمین در دیگر کشورها، بهویژه منطقه اروپا و آبوهوای دیرینه ایران ارتباط خوبی وجود دارد. فاصله زمانی بازسازیشده این دورهها در ایران با شمال اروپا و امریکا تفاوت زمانی تقریباً 200 تا 300 ساله را نشان میدهد. این دورهها با تأخیر در ایران آغاز شدهاند. همچنین وجود دورههای سرد/ خشک و گرم/ مرطوب در اقلیم گذشته ایران قابل مشاهده است. در همه دورههای گرم مقدار شاخص رطوبتی تعداد گردههای درختی به غیردرختی نسبت به دورههای سرد بیشتر بوده است. به نظر میرسد ایران در دورههای گرم نسبت به دورههای سرد مرطوبتر بوده است.
بررسی فعالیت زمینساختی با استفاده از شاخصهای ریختزمینساختی و GIS در حوضههای ناحیه مراغه (آذربایجان خاوری، شمالباختر ایران)
صفحه 27-45
https://doi.org/10.22034/irqua.2019.702215
سحر بابایی، منوچهر قرشی، محسن پورکرمانی، حسن حاجی حسینلو، سهیلا بوذری
چکیده مورفوتکتونیک یکی از شاخه های اصلی زمین شناسی که با ارزیابی لند فرم های موجود در سطح زمین، به نیروها و عوامل توسعه آنها می پردازد و در بسیاری از انواع تحقیقات مورد بحث قرار گرفته است. از آنجائیکه لندفرم ها به طور کلی با آخرین حرکات پوسته زمین در ارتباط می باشند، مطالعه آنها می تواند در مورد موضوعات مربوط به زمین شناسی جنبا کمک شایانی کند. از طرف دیگر، اشکال و شکل های سطح زمین فقط محصول عوامل و نیرو های داخلی نیستند در عوض، عوامل خارجی نیز باعث ایجاد تغییر شکل در اشکال و اشکال ناشی از نیروهای داخلی زمین می شوند و در زمینه های ژئومورفولوژی مورد بررسی قرار می گیرند و تأثیر آنها نیز باید در مطالعات مورفوتکتونیک مورد توجه قرار گیرد. با توجه به رابطه نزدیک تکتونیک و ژئومورفولوژی، موضوعی به نام ژئومورفولوژی تکتونیکی تهیه شده است که به تأثیر متقابل این عوامل می پردازد. تمام اشکال و ناهمواری های سطح زمین را می توان با توجه به اندازه، ارتفاع و شیب آنها توصیف کرد و سپس با پارامترهای کمی مقایسه گردد. در حالی که اندازه گیری کمی از این فرم ها امکان محاسبه خصوصیات ویژه یک منطقه مانند سطح فعالیت تکتونیکی آنها را علاوه بر مقایسه دقیق تر شاخص ها و پارامترهای ژئومورفولوژیکی، مهم ترین هدف استفاده از شاخص های مورفوتکتونیک و اندازه گیری های مورفومتریک در ژئومورفولوژی که کسب و بررسی فرم ها و ناهمواری های سطح زمین از یک کیفیت و توصیفی به عددی می باشد را در بر می گیرد. مورفومتری یعنی اندازه گیری کمی شکل مناظر یا چشم اندازها که در این مقاله به عنوان روش اساسی تعیین زمین ساخت نسبی جنبای ناحیه مورد استفاده قرار گرفته است. بنابراین مورفومتری یکی از راه های مهم برای تعیین نرخ فعالیت تکتونیکی منطقه در نظر گرفته می شود، در سطح ساده تر شکل های زمین ساختی می توانند در اندازه و ارتفاع (حداقل، متوسط و حداکثر) مشخص شوند. اندازه گیری های کمی توسط ژئومورفولوژیست ها برای شکل های مختلف زمین ساختی انجام شده است و کمتر به صورت پارامترهای مستقیم تعیین گردیده اند. این موضوع ممکن است جهت تشخیص ویژگی های مشخص کننده سطح فعالیت های تکتونیکی به کار گرفته شوند. بعضی شاخص های ژئومورفولوژیکی به عنوان یک ابزار اکتشافی توسعه یافته اند، تا در مناطق مختلف به طور تجربی سرعت تغییر شکل تکتونیکی را مشخص نمایند. این اطلاعات برای طراحی های تحقیقاتی به کار می روند، تا اطلاعاتی برای فعالیت های تکتونیکی به دست آورند، شاخص های دیگر به صورت توصیف کیفی توسعه پیدا کرده اند. اما شاخص های کمی ژئومورفیکی به ویژه در مطالعات تکتونیکی مفید هستند، چون از آن ها می توان برای ارزیابی سریع مناطق بزرگ استفاده کرد و اطلاعات مورد نیاز اغلب به طور ساده از نقشه های توپوگرافی و عکس های هوایی به دست می آیند. در بررسی های مورفومتری یا ریخت سنجی دو دسته شاخص های کیفی و کمی قابل بررسی هستند. بررسی این شاخص ها به ما کمک می کند، در خصوص وضعیت تکتونیکی منطقه از لحاظ فعالیت یا عدم فعالیت اطلاعات دقیقی را به دست آوریم. به عبارتی مورف یا ریخت ها در منطقه انعکاسی از نرخ فعالیت های تکتونیکی در آن منطقه هستند. اهمیت مطالعه ی مورفوتکتونیکی به منظور دستیابی به نتایج اساسی و مهمی است که معمولا از طریق مطلعات آزمایشگاهی و صحرایی حاصل می گردد. اندازه گیری کمی به ژئومورفولوژیست ها اجازه می دهد که اشکال مختلف سطح زمین را به طور عینی با یکدیگر مقایسه کنند. یکی از مهم ترین شواهد ژئومورفولوژیکی، میزان و نحوه ی عملکرد خطوط گسلی، ویژگی های ژئومورفیک عوارض پیرامون آنها و به ویژه مورفولوژی حوضه آبخیز و مخروط افکنه ها می باشد. همچنین نیروهای درونی زمین در قالب فرآیندهای تکتونیک موجب تشکیل ناهمواری های زمین و تشکیل فرم های اصلی را فراهم می آورد، اما تاثیر آنها در تغییر چشم اندازهای ساختمانی و ژئومورفولوژیک زمین در همه جا یکنواخت و یکسان نیست بلکه همواره در تغییروتحول و ایجاد شکل های جدید نقش اساسی دارد. شاخص های ژئومورفولوژیک در ارزیابی فعالیت تکتونیکی یکی از مهم ترین راه های شناخت این تغییرات می باشد. علم مورفوتکتونیک در بررسی نوع ارتباط بین گسل ها و لندفرم های حاصل، از نقشه های خمیدگی برای تشخیص و توصیف خطوط گسل استفاده می گردد. در این مقاله زمینساخت فعال حوضههای ناحیه مراغه، که در شمالباختر واقع شده، بر پایه شاخصهای زمینریختی بررسی شده است. شاخص طول ـ شیب رودخانه (Sl)، انتگرال فرازسنجی (Hi)، شکل حوضه زهکشی (Bs)، نبود تقارن حوضه زهکشی (Af)، شاخص تقارن توپوگرافی عرضی حوضه (T)، شاخص نسبت پهنای کف دره به ارتفاع آن (Vf)، شاخص سینوسیته پیشانی کوهستانی (Smf) محاسبه شدند. در پایان شاخص زمینساخت فعال نسبی (Iat) محاسبه شد که ترکیبی از شاخصهای بالاست. با میانگینگیری از کلاسهای بهدستآمده (S/n)، منطقه مطالعهشده به سه پهنه زمینساختی تقسیم شد. هدف تعیین سطح فعالیت تکتونیکی بود که به منظور تحلیل درست از ناحیه مطالعاتی مدل تحلیل سلسله مراتبی (AHP) با وزنهای حاصله از ضرایب همبستگی بین شاخصها و در نهایت لایه نهایی زمینساخت فعال ناحیه تهیه شد. با استفاده از شاخصهای ریختزمینساختی و مدل تحلیل سلسله مراتبی (AHP)، فعالیت نسبی زمینساختی از ناحیه مورد مطالعه به دست آمد.
نقشه پراکنش واحدهای مختلف مواد مادری در فلات لسی شرق استان گلستان با استفاده از تکنیک سنجشازدور (منطقه مطالعاتی: آقبند)
صفحه 47-58
https://doi.org/10.22034/irqua.2019.702265
زانیار امیری، فرهاد خرمالی، چوقی بایرام کمکی
چکیده بسیاری از نقشههای خاک ایران به بهروزرسانی نیاز دارند. اما روشهای رایج در نقشهبرداری خاک پُرهزینه و زمانبر است. به همین دلیل امروزه استفاده از دادههای سنجشازدور مطرح است. مناطق مختلفی از استان گلستان با رسوبات لسی پوشیده شدهاند. مطالعات اخیر در فلات لسی استان گلستان نشان میدهند این لسها حاوی اطلاعاتی مفید برای تغییر اقلیم و تکامل زمیننما در دوره کواترنرند. در این تحقیق با استفاده از دادههای ماهواره لندست 8 و سنتینل 2 نقشه پراکنش واحدهای مختلف مواد مادری به روشهای طبقهبندی ماشینبردار پشتیبان و حداکثر احتمال در 4000 هکتار از اراضی لسی منطقه آقبند تهیه شد. پس از تهیه نقشه پراکنش واحدهای مختلف مواد مادری، دقت آنها با استفاده از 607 نقطه در ماتریس خطا بررسی شد، که نتایج برای طبقهبندی تصویر سنتینل 2 به روشهای ماشینبردار پشتیبان و حداکثر احتمال به ترتیب دقت 45/89 درصد و 8/87 درصد و همچنین با طبقهبندی تصویر لندست به روشهای مذکور دقت 17/85 درصد و 87/81 درصد حاصل شد. با توجه به دقتهای بهدستآمده، این نتیجه حاصل میشود که روش ماشینبردار پشتیبان نسبت به روش حداکثر احتمال از دقت بالاتری برخوردار است.
تلفیق زمینآماری مطالعات رسوبشناسی و ژئوالکتریک در نهشتههای کواترنر پهنههای ساحلی غربی و شرقی بخش جنوبی دریاچه ارومیه
صفحه 59-78
https://doi.org/10.22034/irqua.2019.702266
شهره عرفان، خلیل رضایی، راضیه لک، سید محسن آل علی
چکیده مطالعات بینرشتهای نقش مهمی در پاسخگویی به سؤالات پروژههای مهندسی بازی میکنند. مطالعات تلفیقی رسوبشناسی و ژئوالکتریک برای بررسی پراکنش انواع رسوبات دو سوی غربی و شرقی بخش جنوبی دریاچه ارومیه، نقش آنها در تبادل آبهای زیرزمینی و وجود گسل در بستر دریاچه انجام شد. بدین منظور 18 گمانه 10 متری در سه پروفیل در دو سوی دریاچه حفاری و رسوبات ستون چینهشناسی آنها تحت آزمایش دانهبندی و کانیشناسی و تطابق قرار گرفت. تعداد 391 سونداژ ژئوالکتریکی قائم با آرایه شلومبرژه در دشتهای حاشیه برداشت شدند. ستون دانهبندی گمانهها با سونداژ مجاور متناظر شد و با تصحیحات نرمالسازی، به روش دیفیوژن، درونیابی و نقشههای هممقاومت ترسیم و تفسیر شد. در 5 مقطع عرضی، برشهایی از غرب تا شرق دریاچه تهیه و تغییرات دانهبندی و مقاومت الکتریکی در آنها بررسی شد. نتایج نشان داد در دو ناحیه، به دلیل وجود رسوبات درشتدانه و دارای مقاومت الکتریکی بالا، امکان تبادل آبهای زیرزمینی وجود دارد. این نقاط میتوانند مسیلهای قدیمی رودخانه شهرچای و باراندازچای و انشعابات آنها بوده باشند. به دلیل تمایز بالا و اختلاف مقادیر دو پارامتر مقاومت الکتریکی و مغناطیسی در دو سوی دریاچه، یک گسستگی ژئوفیزیکی در دو روش ژئوالکتریک و مغناطیسسنجی هوایی در محل دریاچه قابل اثبات است.
زرزی: صنعتی سهل و ممتنع، ابهامات و تناقضات واپسین صنایع سنگی دوران پلئیستوسن در زاگرس
صفحه 79-103
https://doi.org/10.22034/irqua.2019.702267
مژگان جایز
چکیده زَرْزی نام صنعتی شاخص مربوط به واپسین دوران پارینهسنگی در منطقه زاگرس است. مطالعات محوطههای منتسب به دوران فراپارینهسنگی در زاگرس مرکزی با چالشهای فراوانی روبهرو است که مهمترین آنها مسئله ویژگیهای صنایعی است که میبایست به صنعت زرزی منتسب نمود. در این مقاله ضمن ارائه خلاصهای از پیشینه مطالعات صورت گرفته درباره زرزی، تلاش شده است تا با نگاهی انتقادی ماهیت زرزی در مطالعات پارینهسنگی ایران بر اساس یافتههای مادی حاصل از محوطههای منتسب به آن، که مهمترین آنها غار زَرزی و پناهگاه صخرهای ورواسی هستند، مورد بررسی قرار گیرد. مهمترین ویژگیهای زرزی در صنایع سنگی آن منعکس شده است که صنایعی با تولید میکرولیتهای هندسی و غیرهندسی و ابزارهای کنگرهدار/دندانهدار همراه با فراوانی خراشندهها به ویژه خراشندههای ناخنی و حضور سایر ابزارها همچون اسکنهها در مقادیر بسیار کمتر از دوران پارینهسنگی جدید و سوراخکنندهها و سرتیرهای شانهای است. به لحاظ فنآوری تولید، زنجیره تولید و مصرف دستساختههای سنگی و ترکیببندی فنآوری در انواع مختلف محوطهها ابهامات فراوانی درباره صنایع زرزی وجود دارد. بر اساس یافتههای موجود میتوان زرزی را نه «فرهنگ دوران فراپارینهسنگی زاگرس»، بلکه صنعتی مربوط به دوران فراپارینهسنگی در ناحیه زاگرس با سنتهای خاص خود دانست که بخشی از فرهنگ گستردهتری محسوب میشود که یافتههای موجود برای تبیین آن بسیار ناکارآمد و ناکافی است.
شواهد تکتونیک فعال مرتبط با پهنه گسلی جوان اصلی در منطقه سروآباد، شمالباختر ایران
صفحه 105-124
https://doi.org/10.22034/irqua.2019.702268
صلاح اشترابه، رضا علی پور، حسن محسنی
چکیده هدف از این مطالعه بررسی شواهد تکتونیک فعال مرتبط با گسل جوان اصلی زاگرس (MRF) در منطقه سروآباد در شمالباختری ایران بود؛ که مطالعهای در مورد ریختزمینساخت و ساختار این منطقه تا قبل از این پژوهش صورت نگرفته است. این گسل با حرکت امتدادلغز راستبر یکی از ساختارهای مهم لرزهخیز در باختر ایران است که مسبب زلزلههای بزرگی بوده است. در این مطالعه، با استفاده از شاخصهای ریختزمینساختی، فعالیت تکتونیکی نسبی در راستای این گسل بررسی شد. نتایج بهدستآمده از شاخصهای ریختزمینساختی بر اساس تحلیلهای سلسلهمراتبی وزندهیشده و وزن هر شاخص در نقشه مربوطه آمده است. برای یکسانسازی فاکتورها با استفاده از منطق فازی هر نقشه به بازه بین 0 تا 1 تبدیل و با همپوشانی همه نقشههای فازی نقشه نهایی فعالیت نسبی تکتونیکی تهیه شد. با توجه به نقشه نهایی بخشهای جنوبی و جنوبخاوری منطقه مورد مطالعه با راستای شمالباختری ـ جنوبخاوری و منطبق با MRF فعالیت نسبی بالایی دارد. شواهد صحرایی نشان میدهد حرکت امتدادلغز راستبر این گسل در منطقه سروآباد همراه مؤلفه فشارشی مثل گسلهای معکوس و ساختارهای گلمثبت (جنوبباختری گسل) و کششی مثل گسلهای نرمال (شمالباختری گسل) است و به صورت درههای خطی گسلی قابل مشاهده است.
پتروژنز و جایگاه تکتونیکی سنگهای آتشفشانی آداکیتی جوان در حسنآباد دره زرشک (جنوبغرب یزد)
صفحه 125-142
https://doi.org/10.22034/irqua.2019.702269
شهریار محمودی، علی محمد خواجه ای
چکیده مجموعه آتشفشانی حسنآبادِ دره زرشک در غرب ایران مرکزی، کمربند آتشفشانی ارومیهـ دختر و جنوبغربی شهرستان یزد، واقع است. این مجموعه از سنگهای آذرین خروجی با ترکیب حد واسط تا اسیدی است. بر اساس خصوصیات چینهشناسی، طی یک دوره فعالیتهای آتشفشانی در پلیوـ کواترنری فوران یافته است. همچمین دایکهای ، تراکی آندزیت، آندزیت، و دولریت در سنگها نفوذ کرده. بافت اصلی پورفیری است. اما بافتهای دیگری نیز دیده میشود. برخی از ویژگیهای بافتی و حاکی از عدم تعادل بلور با مذاب است. روند تغییرات عناصر اصلی و کمیاب و شیمیبلورها پدیده آلایش ماگمایی را در منطقه تأیید میکند. الگوی عناصر ناسازگار شاخصهای ماگماهای کالک آلکالن را در مناطق فرورانش نشان میدهد. علاوه بر این ویژگیها، وجود برخی خصوصیات نظیر SiO2 ≥ 56 wt%، Al2O3 ≥ 15 wt%، K2O/Na2O < 0.5 wt%، Sr > 400 ppm، Y ≤ 18 ppm، و Nb < 10 ppm در مجموعه آذرین منطقه بیانگر ماگماهای مناطق فرورانش، با عنوان ماگماهای آداکیتی، تعلق دارند. بر اساس طبقهبندی، آداکیتهای منطقه مطالعاتی در زمره آداکیتهای پرسیلیس (HSA) هستند. زینولیتهایی موجود که منشأ عمقتر دارند. شواهد ترموبارمتری بهدستآمده از بررسی شیمیکانیها نیز عمق و دمای تشکیل این سنگها در مناطق مشابه تشکیل ماگمای آداکیتی را تأیید میکند.
