آبوهوای گذشته بر اساس بازسازی کمّی تعمیم روابط اقلیمـ گرده معاصر به روش MAT
صفحه 1-22
https://doi.org/10.22034/irqua.2020.702344
محمدامین مرادی مقدم، قاسم عزیزی، احمدرضا محرابیان، فرامرز خوش اخلاق، علی اکبر شمسی پور
چکیده با وجود اینکه بازسازی کمّی با استفاده از گردههای گیاهی از دهههای گذشته آغاز شده است، مطالعات انجامشده درباره آبوهوای گذشته ایران عمدتاً کیفی و مقایسهای است. بازسازی کمّی در مناطق مختلف نیازمند شناخت رابطه بین ترکیبهای گردهای و متغیرهای اقلیمی است و سپس تفسیر گردههای فسیل بر اساس روابط بین آنها انجام میشود. بدین منظور در این پژوهش 119 نمونه برداشتشده از لایه 1 سانتیمتری سطح خاک از غرب ایران و رشتهکوه زاگرس تفسیر شد. دامنه ارتفاعی این نقاط 150 تا 4130 متر از سطح دریا و دامنه دمای میانگین سالیانه آنها از 94/25 تا 1/2 درجه سانتیگراد و دامنه میانگین بارش سالیانه آنها از 203 تا 748 میلیمتر متغیر است. روابط متغیرهای دمای میانگین سالیانه و دمای میانگین فصول زمستان و تابستان و بارش میانگین سالیانه و فصلهای زمستان و تابستان و بهار با ترکیبهای گردهای واکاوی شد. توابع انتقال بر اساس روش مشابهت معاصر (MAT) برای دمای میانگین سالیانه (R2=0.6 و RMSEP=3.74 C)، بارش میانگین سالیانه (R2=0.79 و RMSEP=82.74 mm)، و بارش میانگین فصل بهار (R2=0.62 و RMSEP=21.1 mm) به کار برده شد. نتایج نشان داد ترکیبهای گردهای قابلیت برآورد پارامترهای اقلیمی را دارند. با بهکارگیری مدل MAT برای رکوردهای فسیل دریاچه زریبار در غرب ایران بازسازی کمّی متغیرهای آبوهوایی اواخر پلوئیستوسن و دوره هولوسن در این منطقه صورت گرفت. بازسازی کمّی نشان داد دمای میانگین سالیانه در دوره پلوئیستوسن 4 تا 5 درجه سلسیوس سردتر و بارش میانگین سالیانه 20 درصد کمتر از دوره معاصر بوده است.
بررسی نقش سیستم گسلی شرق گسل زندان در زایش محدوده جدید گلفشانی ایران (شرق تنگه هرمز)
صفحه 23-37
https://doi.org/10.22034/irqua.2020.702345
کرامت نژاد افضلی، مهران مقصودی، راضیه لک
چکیده گلفشان خروج تحت فشار آب و گل همراه با ترکیبات شیمیایی متفاوت است. این جاذبه طبیعی معمولاً به دو شکل مخروطی و حوضچهای یافت میشود و اغلب از مناطق زیرراندگی پوستهای، بهویژه درکمربند آلپـ هیمالیا، پیروی میکند. در ایران گلفشانها اغلب در جلگههای ساحلی دریای خزر و دریای عمان قرار دارند. در تحقیق حاضر، جهت ارزیابی فعالیت تکتونیکی گلفشانهای شرق گسل زندان پنج تاقدیس در بخش جنوبی گسل میناب و شرق آن، توسط سه پارامتر مورفومتری تاقدیس، شامل رویههای سهگوش و درههای شرابی و سینوسیته جبهه تاقدیس، بررسی و اندازهگیری شد. دادههای استفادهشده شامل Dem 30 m منطقه، تصاویر ماهوارههای لندست، و نقشههای زمینشناسی محدوده مورد مطالعه است. تحقیق در دو مرحله محاسبه شاخصها و ارزیابی شواهد انجام گرفت. هدف از این تحقیق ارزیابی منطقه از نظر میزان فعالیت تکتونیکی و نقش آن در شکلگیری گلفشانهای منطقه بود. نتایجی که از تحلیل محاسبه شاخصها به دست آمد نشاندهنده این بود که از منظر ارزیابی و تحلیل شاخصها منطقه فعالیت تکتونیکی بالایی دارد و نقش تکتونیک و سیستم گسلی میناب در شکلگیری گلفشانها چشمگیر است.
مروری بر مدل های مفهومی و عددی تکامل کربنات های پدوژنیک در خاک های مناطق خشک و نیمه خشک
صفحه 39-83
https://doi.org/10.22034/irqua.2020.702346
امید بیات، علیرضا کریمی
چکیده افقهای کلسیک (تجمع کربناتهای ثانویه یا پدوژنیک) نتیجۀ فرایندهای پدوژنیک هستند و در مناطق خشک و نیمه خشک دنیا و ایران گسترش زیادی دارند. مدلها ابزارهای قوی جهت آزمون فرضیات و فرآوری اطلاعات موجودند. مدلها و طبقه بندیهای متعددی برای تشکیل و تکامل کربناتهای پدوژنیک و کلکریتها ارائه شده است که شامل مدلهای مفهومی و مدلهای عددی و کامپیوتری اند. در این پژوهش سی مدل مفهومی و عددی ارائه شده برای تشکیل و تکامل مورفوژنتیکی کربناتها بررسی شد. مدلهای مفهومی نشان میدهند بافت و مرحلۀ تکاملی خاک (سن خاک) مهمترین عامل کنترل کنندۀ مورفولوژی کربناتهای پدوژنیک در خاکها هستند و در مراحل اولیۀ تکاملی نودولها و پوششهای کربناتی به ترتیب در خاکهای با بافت ریز و درشت غالباند. در مراحل پایانی تکامل، تجمع کربناتها به صورت افقهای سیمانی شده و متراکم و در هر دو نوع بافت خاک مشابه هستند. تولید مدلهای عددی و کامپیوتری برای تجمع کربناتها در خاکها با توجه به ویژگیهای بسیار پیچیدۀ سامانۀ خاک موضوعی بسیار چالش انگیز است. با وجود ضعفهای مدلهای کامپیوتری، این مدلها جهت آزمون سناریوهای مختلف تغییرات اقلیمی کواترنری بر تکامل خاکها
بسیار مهم اند و امید است با شناخت بیشتر ویژگیهای خاکهای آهکی و فرایندهای تشکیل کربناتهای پدوژنیک و همچنین پیشرفت تکنولوژی و مدلسازی مدلهای کامپیوتری با دقت بیشتر در آینده توسعه پیدا کنند.
زیستگاههای اواخر دورۀ هولوسن میانی کوهپایه های غربی زاگرس مرکزی در بستر جغرافیا (بررسی رابطۀ بستر محیطی و عوامل جغرافیایی در شکل گیری محوطه های هزارۀ چهارم و اوایل هزارۀ سوم پیش از میلاد منطقۀ سرپل زهاب، کرمانشاه)
صفحه 85-113
https://doi.org/10.22034/irqua.2020.702360
فرهاد فتاحی، سجاد علی بیگی
چکیده دامنه های غربی کوهستان زاگرس، به منزلۀ منطقه ای حایل میان سرزمین پست بین النهرین و ارتفاعات ایران، از نظر مطالعات باستانشناختیِ دورۀ هولوسن منطقه ای جذاب و مهم به شمار میرود. این منطقه، علاوه بر اینکه میتواند به مثابۀ حلقه ای ارتباطی به درک ما از وضعیت فرهنگی نواحی حد فاصل دو چشم انداز اصلی خاورمیانه - دشت هموار بین النهرین و کوهستان مرتفع زاگرس- کمک کند، با شناخت ماهیت استقرارهای آن و همچنین بررسی عوامل مؤثر بر شکل گیری آن، میتوان بسترها و مسیرهای تبادلات منطقه ای و فرامنطقه ای را نیز به نحوی مطلوبتر درک کرد. تا پیش از این پژوهش، آگاهی چندانی در خصوص تعداد، ماهیت، و الگوهای سکونتی محوطه های دورۀ اوروک و جمدتنصر (اواخر هولوسن میانی) واقع در منطقۀ حساس و راهبردی سرپل زهاب، به منزلۀ نخستین دشت کم ارتفاعِ امتدادِ راه خراسان بزرگ، واقع در دامنۀ غربی کوهستان زاگرس، وجود نداشت. ازاینرو، محقق در این پژوهش، برای درک بستر محیطی جغرافیایی این استقرارها، به دنبال پاسخ به این پرسش بود که عوامل تأثیرگذار بر شکل گیری الگوهای استقراری منطقه در هزارۀ چهارم و اوایل هزارۀ سوم پیش از میلاد کدام ها و میزان تأثیر هر یک از آنها به چه اندازه بوده است. در این تحقیق، که با رویکرد باستانشناسی زیست بوم شناسانه و با نگاهی تحلیلی تفسیری و با استفاده از روش همبستگی پیرسون انجام شد، ارتباط عوامل مختلف با ویژگیهای گوناگون سکونتگاه های منطقه مورد سنجش قرار گرفت. بر اساس این پژوهش، سه گونه الگوی استقراری شناسایی و مشخص شد که سه عامل دسترسی به منابع آب دائم، نوع کاربری زمین (نوع خاک)، و میزان دسترسی به راه های اصلی عمده ترین تأثیر را در شکل گیری استقرارهای منطقه داشته اند.
بررسی تغییرات کیفی آبهای زیرزمینی مرتبط با رسوبات کواترنری دشت جوین با استفاده از روشهای آماری و هیدروشیمیایی
صفحه 115-130
https://doi.org/10.22034/irqua.2020.702361
غلامرضا فتح آبادی، خلیل رضایی، ژاله پیرخراطی، فاطمه کاکویی
چکیده بررسی و پهنهبندی پارامترهای کیفیت آب زیرزمینی جهت تعیین کاربریهای مختلف اهمیت بسزایی دارد. گاه، نوع و کیفیت رسوبات کواترنر تأثیر بسزایی در این پارامترها دارند. هدف از این تحقیق ارزیابی کیفی آب زیرزمینی در رسوبات کواترنری دشت جوین واقع در شمال شرق ایران و ارزیابی تغییرات مکانی کیفیت آب زیرزمینی در بخشهای مختلف دشت و تعیین عوامل مؤثر بر آن است. در این مطالعه برای ارزیابی کیفیت شیمیایی آب زیرزمینی تلفیقی از روشهای آماری مانند تجزیه خوشهای و ضرایب همبستگی و روشهای هیدروشیمیایی مانند نسبتهای یونی و نمودارهای ترکیبی به کار گرفته شد. بر اساس نتایج تجزیه خوشهای میتوان آبخوان را به چهار زون تقسیم کرد که هر زون ترکیب شیمیایی متفاوتی دارد. بر اساس تطبیق لایههای اطلاعاتی (گروهبندی کیفیت آب زیرزمینی با رخنمونهای کواترنری منطقه)، به لحاظ زمینشناسی، چاههایی که از لحاظ کیفیت آب زون 1 را تشکیل میدهند در پهنه ساختاری آبرفتهای درشتدانه کوهپایهای، چاههایی که زون 2 را تشکیل میدهند در ساختارهای بادبزنی آبرفتی جوان، و چاههایی که زون 3 و4 را تشکیل میدهند در نهشتههای پهنه سیلابی واقع شدهاند. تیپ غالب آب در جهت حرکت آب زیرزمینی از ارتفاعات جنوبی دشت به سمت شمال دشت تا رودخانه کالشور (از زون 1 به سمت زون 4) از بی کربناته سدیک به سولفاته سدیک و در نهایت به کلرور سدیک تغییر میکند. این روند بر اساس تطبیق نمودار کاتیون سدیم با آنیونهای سولفات و کلرید به دست آمد. لیتولوژی حاشیه دشت و رسوبات حاصل از هوازدگی آنها در دشت این پهنهبندی را تأیید میکند. در بررسی نسبتهای یونی، منشأ سدیم از هوازدگی پلاژیوکلاژهاـ آلبیت و تبادل یونی، منشأ منیزیم از گرانیتهای بالادست، و منشأ کلسیم تبادل یونی با رسوبات کواترنری آبخوان است.
ارزیابی کمّی فعالیتهای نوزمینساختی و ریختزمینساختی در شمال و شمال غرب دامغان (البرز شرقی)
صفحه 131-152
https://doi.org/10.22034/irqua.2020.702362
سید ناصر هاشمی، زهرا حقیقت لاری، حمید محمدی
چکیده در نواحی فعال زمینساختی، ویژگیهای شبکه آبراههای و اشکال توپوگرافی امکان برآوردی کمّی از فعالیتهای زمینساختی و ریختشناسی مناطق مختلف را فراهم میآورند. در این تحقیق، فعالیت نوزمینساختی مناطق شمال و شمال غرب دامغان، به منزله بخشی از واحد زمینساختـ رسوبی البرز، که دربردارنده گسلهای آستانه، دامغان، شمال دامغان، و عطاری است و بخش مهمی از گستره زمینلرزه تاریخی 856 میلادی قومس به شمار میرود، مطالعه شد. در ارزیابی این فعالیت نوزمینساختی، پارامترهای زمینریختسنجی گرادیان آبراههها، سینوسیته پیشانی کوهستان، و تراکم آبراههها با استفاده از دادههای رقومی توپوگرافی منطقه بررسی شد. با مطالعه نتایج بهدستآمده و رسم نقشههای میزان فعالیت زمینساختی نسبی در بخشهای مختلف محدوده مورد مطالعه، مشخص شد در شمال دامغان و مناطق همروند با گسلهای دامغان و شمال دامغان و امتداد آنها تا گسل آستانه فعالیت زمینساختی شدت بیشتری دارد. علاوه بر این، انطباق نسبی روند خطی آنومالیها با روند گسلهای منطقه مؤید تأثیر گسلها در شکلگیری عوارض سطحی زمین و کارآیی شاخصهای زمینریختسنجی در تعیین شدت نسبی فعالیت زمینساختی است.
رسوبات کواترنری و استقرارهای پارینهسنگی در حاشیه شمالی دشت کویر مرکزی؛ معرفی محوطه های پارینه سنگی شورقاضی و سردره
صفحه 153-183
https://doi.org/10.22034/irqua.2020.702363
اصغر ناطقی، سید میلاد هاشمی، حامد وحدتی نسب، عالیه عبداللهی، میراحمد زوار موسوی نیاکی
چکیده رسوبات دورۀ کواترنری همچون سایر ادوار زمینشناسی همواره در حال دفن و بایگانی دادههای باستان شناختی و اقلیمی و محیطی بودهاند. بنابراین، میتوان گفت رخسارههای رسوبی کواترنری بخشی از میراث برجایمانده برای باستانشناسی است که شواهد مربوط به محیط انسانی، چشمانداز، و تغییرات اقلیمی را در خود حفظ کرده است. برخی مدلهای پراکنش انسانریختها و گروه های انسان مدرن، از افریقا به شرق آسیا، حاشیۀ شمالی دشت کویر مرکزی ایران را یکی از گذرگاه های این پراکنش معرفی میکند. وجود محوطه های پارینهسنگی در این محدوده نیز نشاندهنده چنین موضوعی است. در پژوهش حاضر به بررسی روابط بین چشم اندازهای رسوبی کواترنری در حاشیۀ شمالی دشت کویر مرکزی ایران و محوطه های پارینه سنگی در این پهنه پرداخته و برخی دلایل احتمالی حضور انسانریختها و انسان مدرن در این پهنه بررسی میشود. همچنین، به کمک اطلاعات موجود از محوطه های پارینه سنگیِ یافتشده در حاشیۀ شمالی دشت کویر مرکزی، از دید بستر و فرایندهای دخیل در شکلگیری محوطه ها، چند بررسی پیمایشی در این پهنه طراحی و انجام شد که نتیجۀ آن کشف دو چشم انداز نویافتۀ پارینه سنگی در پایین دستِ مخروطافکنه های ایوانکی و جاجرود، به ترتیب به نام های سردره و شورقاضی، بود. این دو چشم انداز پارینه سنگی و مجموعه دست ساخته های سنگی یافتشده از آنها در این نوشتار به طور خلاصه معرفی میشوند.
