ارزیابی آلودگی فلزات سنگین در رسوبات آبرفتی کواترنر با بهرهگیری از RS و GIS در منطقه نصرتآباد، باختر زاهدان
صفحه 1-21
https://doi.org/10.22034/irqua.2018.701925
نسرین صدر محمدی، خلیل رضایی، علی قربانی
چکیده مطالعات زیست محیطی بر روی رسوبات پهنههای کواترنر امروزه با اهداف مختلفی بطور روزافزون در حال گسترش میباشند. در این مطالعه ابتدا واحدهای سنگشناسی شامل پهنه افیولیتی نصرتآباد با استفاده از سنجش از دور تفکیک شدند. سپس با استفاده از دادههای ژئوشیمی رسوبات آبراههای (350 نمونه) برای شناسایی هر چه بهتر مناطق آلوده و یا در معرض آلودگی به فلزات سنگین عناصر نیکل، سرب، روی، مس و مولیبدن، اقدام به تهیه نقشههای پراکنش شاخص آلودگی (Igeo) و فاکتور آلودگی (CF) شد. همچنین از دو روش آماری چندمتغیره ضریب همبستگی و آنالیز خوشهای، به منظور منشأیابی آماری عناصر مورد استفاده قرار گرفتند. بدین منظور ابتدا برای تعیین وضعیت و روند آلودگی خاک این منطقه بمنظور پهنه بندی هر یک از شاخصهای محاسبه شده، از روش درونیابی کریجینگ استفاده شد. از آنجا که به منظور شناسایی مناطق آلودگی دارای تراکم زیاد و کم در مقیاس محلی، روش وزندهی عکس مجذور فاصله IDW)) مناسبتر است،برای هر یک از شاخصهای محاسبه شده در این پژوهش، از این روش در محیط GIS و برای انجام محاسبات پارامترهای آماری نرم افزارSPSS استفاده شد. نتایج نشان دادند که منطقه نصرتآباد از لحاظ وجود عنصر نیکل دارای آلودگی بسیار بالا بویژه در قسمت جنوب شرقی و همچنین عنصر مس نیز دارای آلودگی متوسط در جنوب منطقه است. در نتیجه با توجه به تفکیک واحدهای افیولیتی منطقه توسط سنجش از دور سنگهای با ماهیت بازیک (گابروها و بازالتها) به عنوان در برگیرنده و منشأ عناصر Ni، Cu موجود در منطقه شناسایی شدند.
مدلسازی دگرگونی آب و هوایی بهمنظور آشکارسازی دوره های خشکسالی دریاچه نئور مبتنی بر رویکردهای دیرینهشناسی وپیشنگری آینده
صفحه 23-45
https://doi.org/10.22034/irqua.2018.701983
طیبه اکبری ازیرانی، محمود احمدی، عباس علی داداشی رودباری
چکیده هدف این پژوهش پایش خشکسالی دریاچه نئور طی دورههای آب و هوایی دیرینه، فعلی و آینده با رهیافتی آماری-مدلسازی است. برای دستیابی به این هدف از شاخص استانداردشده بارش-تبخیر و تعرق (SPEI) با کاربست دادههای پیمونگاهی، مدل کلانمقیاس فیزیکی آب و هوایی (MCM) و دینامیک سیالات ژئوفیزیکی (GFDL) استفاده شد. سنجههای RMSE و R2 نیز برای اعتبارسنجی مدلسازیها بکار برده شد. نتایج صحتسنجیهای بارش و دما در مقیاس فصلی نشان داده است که مدلسازیهای دیرینه و پیشنگری شده از کارایی قابل قبولی برخوردار هستند. به نظر میرسد در شرایط دیرینه باوجود فراوانی بیشتر دورههای خشک در فصل تابستان نسبت به زمستان؛ شدت دورههای خشکسالی همانند توالی آن در زمستان بیشینه بوده است. افزایش شدت دورههای خشکسالی در فصول سرد سال نشان داده است که دورههای سرد منطقه موردمطالعه در حال گرمتر شدن هستند و با کاهش بارش و افزایش دمای هوا بهصورت محلی، تبخیر-تعرق در منطقه افزایش داشته است. مقایسه شاخص خشکسالی دیرینه، فعلی و آینده نشان میدهد که هرچند وضعیت دریاچه نئور در فصول گرم سال نسبت به دوره دیرینه با کاهش دورههای خشک و افزایش دورههای تر همراه است اما در شرایط آینده، فصول گرم با کاهش دورههای تر و افزایش چشمگیر دورههای خشک همراه خواهد بود.
شرایط تبلور و شیمی کانیایی آتشفشانهای کواترنری محور قروه-بیجار
صفحه 47-66
https://doi.org/10.22034/irqua.2018.701986
بهمن رحیم زاده، پروین شکراللهی، غصون زهیره، فریبرز مسعودی
چکیده منطقه قروه- بیجار در شرق استان کردستان و در قسمت شمالی زون سنندج- سیرجان در شمال غرب ایران واقع شده است. سنگهای آتشفشانی کواترنری در منطقه دارای ترکیب بازانیت- تفریت تا الیوین بازالت، بازالت و تراکیت میباشد. فنوکریستهای تشکیل دهنده عمدتا کلینوپیروکسن، الیوین و پلاژیوکلاز هستند. پلاژیوکلاز به عنوان فاز اصلی زمینه، بهمراه بیوتیت، هورنبلند و آپاتیت کانیهای فرعی این سنگها میباشند. نتایج حاصل از آنالیز نقطهای کانیها نشان میدهد که ترکیب پلاژیوکلازها از نوع اولیگوکلاز تا لابرادوریت در تغییر بوده و منطقه بندی ظریف در آنها دیده میشود. آمفیبول از نوع مگنزینهاستنگزیت و کلینوپیروکسن منیزیم- کلسیمدار بوده و از نوع دیوپسید میباشند. الیوین متمایل به قطب منیزیمدار و از نوع کریزولیت، میکا از نوع فلوگوپیت و کانی های اپک در گروه تیتانومگنتیت قرار گرفتهاند. بر اساس شیمی آمفیبول و بیوتیت فوگاسیته اکسیژن ماگما در زمان این دو کانی بالا بوده است. بررسی شیمیایی ترکیب کلینوپیروکسن نشان می دهد که سرشت ماگمای سنگهای بازالتی آلکالن بوده و در داخل صفحه قاره در محیط کششی ایجاد شده است. دمای ماگما در زمان تبلور کلینوپیروکسنها بین 1150 تا 1200 درجه سانتیگراد در فشارهای 5 تا 8 کیلوبار و دمای تبلور پلاژیوکلازها بین 650 تا 900 درجه سانتیگراد برآورد شدهاند.
قلمرو فرسایش یخچالهای کواترنری در واحد ژئومورفیک شمالی ایران
صفحه 67-81
https://doi.org/10.22034/irqua.2018.701988
غلام حسن جعفری، نسرین حضرتی
چکیده شواهد یخچالی از بارزترین میراث تغییرات اقلیمی دوران کواترنری به شمار میرود. در این پژوهش، با استفاده از نقشههای توپوگرافی 1:50000، تعداد 2055 سیرک یخچالی در منطقه موردبررسی شناسایی شد. برای برآورد ارتفاع برف مرز دائمی کواترنری از روشهای رایت، ارتفاع کف سیرک پورتر، نسبت پنجه به دیواره و نسبتهای ارتفاعی در جهات مختلف جغرافیایی استفاده شد. با توجه به تأثیر جهت شیب بر شکلگیری لندفرمهای سیرکی مناطق معتدله، نمیتوان بدون در نظر گرفتن جهت سطوح ارضی به ارتفاع برف مرز برآورد شده اعتماد کرد و یافتهها نشان میدهد که ارتفاع برف مرز به کمک روش ارتفاع کف سیرک پورتر و روش نسبتهای ارتفاعی نسبت به سایر روشها، در جهات مختلف مقبولتر برآورد شده است. بالاترین ارتفاع برف مرز برآورده شده در این واحد 2987 متر مربوط به حوضه آبریز سفیدرود- هراز و کمترین ارتفاع 2460 متر مربوط به حوضه آبریز قرهسو- گرگانرود است. حوضه آبریز تالش- مرداب انزلی با امتداد شمالی- جنوبی کوههای تالش، یک استثنای مهم است و کمترین برف مرز را در بین حوضههای آبریز داشته است (2033 متر). متوسط ارتفاع برف مرز برآورد شده این واحد 2589 متر است.
بررسی زمینشناسی، هیدرولوژی، ژئومورفولوژی و سایزموتکتونیک و مورفوتکتونیک پهنه باستانی جهانگیر در حاشیه رود کنگیر، شهرستان ایوان، استان ایلام
صفحه 83-103
https://doi.org/10.22034/irqua.2018.701990
لیلا خسروی، الهام قربانی
چکیده کاوشهای باستان شناسی محوطه جهانگیر ایوان در استان ایلام، منجر به کشف و نمایان شدن چندین بنای منحصر به فرد و گچبریهای بی نظیر برای نخستین بار از دوران ساسانی شد. موقعیت استراتژیک این منطقه در زاگرس مرکزی، واقع شدن بر سر یکی از راههای مهم باستانی به بینالنهرین و وجود رودخانه کنگیر میتواند از متغیرهای موثر در شکلگیری این سازه معماری باشد. مطالعه علل توسعه و تعیین چگونگی تحولات مدنیت در منطقه و ارتباط توسعه و افول این بنای مهم تاریخی در حاشیه رود کنگیر با تغییرات شرایط محیطی و حوادث طبیعی، آسیب شناسی، اتخاذ مناسب ترین شیوه حفاظت و مرمت و رفع آسیبهای وارده به اثر، تعیین نوع و منشأ جنس سنگهای به کار رفته در ساخت بنا با استفاده از مطالعات زمین شناسی، اقلیم و ... و تطبیق داده های حاصل از کاوش باستان شناسی و سایر مطالعات انجام شده با متون تاریخی و تبدیل آن به یک سایت موزه در کنار حوضچه سد کنگیر، ضرورت استفاده از مطالعات علوم مختلف از جمله زمین شناسی را توجیه نموده و در نهایت به راهکارهای حمایتی از سازه و محافظت در مقابل تهدیدهای محیطی، طبیعی و انسانی تحمیل شده به آن دست یابیم.
زمینساخت پویا و شواهد تغییرآهنگ لغزش راستبر در امتداد گسل گیلاتو-سیه چشمه-خوی
صفحه 105-117
https://doi.org/10.22034/irqua.2018.701995
سیروس اسماعیلی، محمد مهدی خطیب، حمید نظری، ژان پیر بورگ، ابراهیم غلامی
چکیده گسل گیلاتو-سیهچشمه-خوی، با سازوکار جنبشی راستالغز راستبر و با راستای NW-SE در بخش میانی پهنه برخوردی صفحههای قارهای عربی-اوراسیا و هم روند با گسلهای شمال تبریز، چالدارن، نخجوان و پامبک-سوان-سونیک، در شمالباختر ایران قرار گرفته است. در این مطالعه، جایگاه زمینساختی گسل گیلاتو-سیهچشمه-خوی، آهنگ لغزش و نیز جنبههای ارتباطی آن با گسلهای شمالتبریز و چالدران به عنوان جنباترین گسلهای منطقه که به ترتیب در پایانههای جنوبخاوری و شمال باختری این گسل قرار دارند، مورد بررسی قرار گرفته است. در پاره گسلی گیلاتو-سیهچشمه (پاره شمالباختری گسل گیلاتو-سیهچشمه-خوی)، با استفاده از جابجایی راستبر در روانههای بازالتی و با استناد به سن تعیین شده برای این بازالت به روشهای Pb206/U238 و Ar40/Ar39، کمینه آهنگ لغزش mm yr-1 1/0±65/1 تعیین شده است. همچنین در پاره گسلی سیهچشمه-خوی (پاره جنوبخاوری گسل گیلاتو-سیهچشمه-خوی) با تعیین سن رادیوکربن از جوانترین نهشته رودخانهای جابجا شده در دیواره آبراهه، کمینه آهنگ لغزش mm yr-1 2/0±8/4 بدست آمد. نتایج آهنگ لغزش در امتداد گسل گیلاتو-سیهچشمه-خوی، اتصال ساختاری پاره گسلی سیهچشمه-خوی را به ترتیب با ادامه باختری و خاوری گسلهای شمالتبریز و چالدران نشان میدهد.
مناطقی با پتانسیل فعالیت زمینساختی بالا در ناحیه تهران ـ قزوین بر اساس روش تحلیل سلسهمراتبی
صفحه 119-131
https://doi.org/10.22034/irqua.2018.702017
نوشین بقاء
چکیده غالب مطالعات و پژوهش ها، مرتبط با فرایند های زمین ساختی، بر دگرشکلی ها و حوادث لرزه ای و خطرات ناشی از این رخداد ها در مناطق و نواحی مختلف متمرکز بوده است. اما همچنان که مسلم است در بسیاری از مناطق ما شاهد آسیب های ناشی از فعالیت زمین ساختی بدون رخداد های لرزه ای هستیم. بنابر این برای مطالعه جامع و ارزیابی دقیق تر از فعالیت های زمین ساختی، امروزه مطالعات ریخت زمین ساختی به همراه سایر مطالعات مورد توجه قرار گرفته است. لذا در این پژوهش سعی داریم تا با محاسبه بر روی شاخص های ریخت زمین ساختی متعدد در لبه جنوبی البرز مرکزی در محدوده تهران-قزوین و ارزیابی این شاخص ها با توجه به شرایط زمین ساختی و آب و هوائی مناطقی با فعالیت های زمین ساخت نسبی بالا تر را تعیین نمائیم. این نواحی می توانند مناطقی با میزان پتانسیل خطر بالا در آینده به شمار آیند. در این مطالعه، ما ابتدا مدل ارتفاعی رقومی ناحیه مورد مطالعه را بر اساس نقشه های توپوگرافی متعدد و تصاویر ماهواره ای 30*30 Aster در سیستم اطلاعات جغرافیائی می سازیم. سپس شاخص های ریخت سنجی متعدد را محاسبه و ارزیابی می نماییم.از آن جائی که، میزان ارجحیت این شاخص ها در ارزیابی فعالیت زمین ساخت نسبی یک ناحیه می تواند متقاوت باشد، لذا ما برای پهنه بندی ناحیه به مناطقی با میزان فعالیت زمین ساختی مختلف از روش تحلیل سلسله مراتبی استفاده می نماییم.
