دوره و شماره: دوره 9، 1و 2، شهریور 1402 
مخاطرات طبیعی ( زلزله های دیرینه، زمین لغزه ها و ..)

منشا سنگ ریزش های جاده چالوس، تکتونیک فعال یا اقلیم کواترنری

صفحه 1-13

https://doi.org/10.22034/irqua.2023.2006347.1004

محسن پورکرمانی، ایمان لباف تهرانی، محمود الماسیان، سهیلا بوذری، محمد رضا جعفری

چکیده جاده چالوس به عنوان یکی از محورهای اصلی ارتباطی شمال و جنوب البرز مرکزی، همواره شاهد وقوع سنگریزش‌های متعدد بوده و این امر خسارات بی شماری را به همراه دارد. در این مقاله، به بررسی نحوه پراکندگی و دلایل وقوع این ریزشها پرداخته می شود. به این منظور از روش پهنه بندی خطر سنگ ریزش با استفاده از عوامل مهندسی سنگ بهره گرفته شده است. نتایج نشان می دهد در حدفاصل سد کرج تا ابتدای محدوده شهری، دست کم نه منطقه اصلی وجود دارد که ریزش سنگ، محور جاده را تحت تاثیر قرار می دهد. شیلهای آسارا، ممبر توف میانی و واحدهای کواترنری به ترتیب بیشترین میزان منشاء سنگ ریزش را به خود اختصاص داده اند. به جز برخی مناطق، ارتباط تعریف شده ای میان زون های خرد شده تکتونیکی و نقاط شروع سنگ ریزش ها دیده نمی شود. بررسیهای آماری نشان می‌دهد بیشتر زمین لغزش ها در انتهای فصل زمستان و ابتدای فصل بهار رخ می دهند. فارغ از آنکه تکتونیک سبب خرد شدگی واحدهای سنگی منطقه شده است، اما زمان وقوع رویدادها گویای ارتباط مستقیم آن ها با وضعیت آب و هوایی کواترنری دارد. پیشنهاد می گردد تا اداره راه، سیستم های پایداری در نقاط پرخطر، اجرا نماید.

نئوتکتونیک و گسل ها

جابجایی عمودی ناشی از زلزله ۸/۵ ریشتری ۲۹ فروردین ۱۴۰۰ بندر گناوه با استفاده از تداخل سنجی راداری شاهدی بر گسترش پیش ژرفای کواترنری زاگرس

صفحه 14-28

https://doi.org/10.22034/irqua.2023.2004107.1002

عبدالرضا پرتابیان

چکیده زلزله ای با بزرگی ۸/۵ در تاریخ ۲۹ فروردین ۱۴۰۰ در شمال شرقی بندر گناوه رخ داد. فوکال مکانیسم این زلزله نشان دهنده این است که یک گسل تراستی با امتداد شمال غرب- جنوب شرق و شیب کم به سمت شمال شرق در عمق ۱۰ کیلومتری عامل آن بوده است. رومرکز این زلزله بر روی تاقدیس بلخاری و نزدیک به گسل پیشانی کوهستان زاگرس به عنوان یک گسل فعال کواترنری قرار گرفته است. در این مطالعه با استفاده از آنالیز تداخل سنجی راداری(InSAR) دو تصویر سنتینل ۱ قبل و بعد از زلزله مقدار جابجایی عمودی ایجاد شده در هنگام زلزله به دست آمد. نتایج نشان دهنده، تغییرات سطحی بالا آمدگی، به صورت یک بیضی دوکی شکل با حداکثر ۱۶۵ میلی متر در محدوده سویه شمال غربی تاقدیس بلخاری و فرونشست ۹ میلی متری می باشد. بررسی و مقایسه بیضی تغییرات سطحی با رومرکز، پس لرزه ها، میزان تخریب سطحی زمین ، روستا های آسیب دیده و مرز کوه و دشت نشان دهنده پیشرفت کوهزایی زاگرس به سمت جنوب غرب و شمال غرب با رشد تاقدیس بلخاری بر اثر این زلزله و در ادامه دگرشکلی دوره کواترنری این کمربند می باشد.

نئوتکتونیک و گسل ها

ارزیابی زمین ساخت فعال گسل های جنوب خاوری شهر همدان

صفحه 29-51

https://doi.org/10.22034/irqua.2023.708966

محبوبه سلیمی، رضا علیپور

چکیده گسل­های سیاه­کمر-علوی، یلفان-ارزانفود، کشین-سیمین، تفریجان-منگاوی و انجلاس-ورکانه با راستای عمومی شمال باختری-جنوب خاوری در بخش­های جنوبی  و جنوب خاوری شهر همدان رخنمون دارند و پایانه شمال باختری برخی از این گسل­ها مستقیما وارد حریم شهر شده است. از نظر جایگاه ساختاری این گسل­ها در پهنه سنندج-سیرجان و در مجاورت رشته کوه­های الوند قرار گرفته­اند. در این مطالعه، با استفاده از شاخص­های ریخت­زمین­ساختی و الگوی فرکتالی حاکم بر گسل­ها، فعالیت نسبی تکتونیکی این گسل­ها مورد بررسی قرار گرفته است. با استفاده از الگوی فرکتالی، تراکم سیستم گسلی به طور دقیق در بخش­های مختلف منطقه مورد مطالعه، مورد بررسی قرار گرفته است. همچنین شاخص­های ریخت­سنجی عدم­تقارن حوضه زهکشی، انتگرال ارتفاع­ سنجی، گرادیان طول­ رودخانه، تقارن توپوگرافی عرضی و شکل حوضه در منطقه مورد مطالعه اندازه گیری و سپس این شاخص­ها به کمک تحلیل­های سلسله مراتبی و وزن­دهی، تلفیق و نقشه نهایی فعالیت نسبی تکتونیکی تهیه شده است. نتایج تحلیل­های فرکتالی شکستگی­ها نشان می­دهد که افزایش بعد فرکتالی در بخش مرکزی تا جنوب باختری منطقه مورد مطالعه، نشان از پویایی بیشتر زمین­ساختی و کاهش این مقدار در بخش­های شمالی تا شمال خاوری نشان از بلوغ زمین­ساختی بیشتری دارد. نقشه نهایی فعالیت نسبی تکتونیکی نیز نشان می دهد که بیشتر حوضه­های بخش مرکزی تا جنوب باختری فعالیت نسبی تکتونیکی بالایی داشته و در کلاس یک طبقه­بندی شده­اند. همچنین در این نقشه، بیشتر مناطق دارای کلاس دو و سه با فعالیت نسبی تکتونیکی متوسط و پایین منطیق بر بخش­های خاوری منطقه مورد مطالعه است. درواقع مناطق شهری و پیرامونی شهر همدان به ویژه بخش­های جنوبی شهر، فعالیت نسبی تکتونیکی مقادیر بالایی نشان میدهند.

خاک شناسی

بررسی علل آلودگی خاک های کواترنری لنگرود، دفن پسماند شهری یا پدیده زمین شناسی

صفحه 52-79

https://doi.org/10.22034/irqua.2023.2009783.1010

فاطمه غلامی کندسری، علی مقیمی کندلوس، سعید تاکی، علیرضا گنجی

چکیده دفن پسماندهای شهری از معضلات اصلی قرن حاضر به شمار می‌رود. تا جایی که منابع حیاتی زندگی بشر را تحت تاثیر خود قرار داده است. شهرستان لنگرود در استان گیلان، مانند هر شهر دیگری در دنیا، درگیر مسئله پسماند شهری است. عدم راه اندازی کارخانه کمپوست این شهرستان در منطقه اطاقور سبب دپوی حجم عظیم زباله و نفوذ شیرابه های سمی در طی بیش از یک دهه و بروز مشکلات عدیده‌ برای ساکنین شده است. هدف از این مطالعه، بررسی وضعیت آلایندگی خاک‌های کواترنری منطقه می‌باشد. روش این مطالعه مبتنی بر هشت شاخص آلایندگی شامل شاخص زمین انباشتگی(Igeo)، ضریب غنی شدگی(Ef)، درجه آلودگی اصلاح شده(mCd)، ضریب آلودگی (CF)، شاخص بار آلودگی (PLI)، شاخص خطر سمی(TRI)، ضریب خطر اصلاح شده (mHQ) و خطر زیست محیطی بالقوه(RI) هستند. نتایج نشان می دهد خاک های کواترنری منطقه، آلوده به فلزات سنگین هستند. هر دو عامل زمین زاد و انسان زاد نقش اساسی در این آلودگی ها ایفا نموده اند. فرسایش واحدهای دگرگونی، عامل اصلی در تجمع برخی از فلزات سنگین به صورت زمین زاد است. باید توجه داشت که به جز دو فلز سرب و روی، سهم آلایندگی انسان زاد بسیار کمتر از عامل زمین زاد است.

مخاطرات طبیعی ( زلزله های دیرینه، زمین لغزه ها و ..)

بررسی ارتباط بین رخداد زمین لغزش با پهنه های گسلی در ایران

صفحه 80-107

https://doi.org/10.22034/irqua.2023.709266

سعیدمحمد صبوری

چکیده نحوه تاثیر پهنه­های گسلی و فعالیت تکتونیکی بر رخداد زمین­لغزش­ها و ارتباط بین آنها را می­توان از طریق بررسی چگالی رخداد زمین­لغزش در پهنه گسلی و حریم آنها و تاثیر فعالیت تکتونیکی بر رخداد زمین­لغزش ارزیابی نمود. تاثیر فعالیت تکتونیکی به وسیله رخداد زمین­لرزه و ایجاد نیروی محرک، بالا آمدگی های تکتونیکی، ایجاد شرایط و مصالح مستعد زمین لغزش از طریق ایجاد و توسعه شکستگی­ها و خردشدگی­های ناشی ازگسلش، ایجاد درزه و شکاف در سنگ ها و تسریع فرایند هوازدگی مکانیکی و شیمیایی، ایجاد گوژ و برش گسلی؛ افزایش نفوذپذیری سنگها، تغییر در میزان و جهت شیب لایه­های زمین­شناسی و توپوگرافی است. در این پژوهش با مقایسه موقعیت مکانی زمین لغزش های رخ داده شناسایی شده در کشور با گسل های فعال و میزان شیب محل رخداد زمین لغزش ها، مشاهدات و بررسی های میدانی سه نمونه زمین لغزش در منطقه زاگرس، آذربایجان و البرز به منظور شناخت  تاثیر فعالیت گسلی در ایجاد مصالح مستعد زمین لغزش مورد بررسی قرار گرفته است. در نتیجه مشخص گردید که در محدوده نزدیک گسل های فعال تراکم رخداد زمین لغزش های شناسایی شده به میزان 65 درصد بیشتر مناطق دور از گسل است و درصد بالایی از زمین لغزش ها در شیب های بالاتر از 15 درجه رخ داده که ناشی از افزایش میزان شیب و برخاستگی کوه ها تحت تاثیر فعالیت تکتونیکی است. همچنین در بررسی میدانی زمین لغزش های قلعه رستم در منطقه زاگرس، زمین لغزش کفچرین در منطقه آذربایجان و زمین لغزش قلعه قافه بالا در منطقه البرز شرقی مشخص گردید که فعالیت گسل ها باعث ایجاد شکستگی، خردشدگی، افزایش نفوذپذیری، تغییرات در شیب و لایه بندی سنگ ها و از همه مهمتر باعث ایجاد مصالح مستعد زمین لغزش شده است.

خاک شناسی

بررسی ژئوشیمیایی و زیست محیطی آلودگی فلزات سنگین در خاک های منطقه شهری اصفهان

صفحه 108-130

https://doi.org/10.22034/irqua.2023.709267

مازیار میرتمیزدوست، علی مقیمی کندلوس، مژگان صلواتی، سید جواد مرتضوی امیری

چکیده در تابستان 1401 به منظور بررسی آلودگی فلزات سنگین در خاک مناطق شهری اصفهان از 23 ایستگاه نمونه برداشت شد. نمونه­ها پس از آماده­سازی با استفاده از روش ICPOES با هضم 4 اسید تجزیه شیمیایی شدند. شاخص زمینانباشتگی نشان داد به ترتیب فلزات Cd>As بیشترین میزان آلودگی را دارا هستند. نتایج حاصل از فاکتور غنی­شدگی تمام فلزات حاکی از زمین­زاد بودن منشأ تمامی فلزات به جز Pb، Cd و As مورد مطالعه در خاک مناطق شهری و زمین­زاد بودن تجمع آن­ها بود. نتایج فاکتور آلودگی بیشترین ضریب آلودگی را برای فلزات Pb و Cr نشان داد. نتایج حاصل از شاخص بار آلودگی نشان داد که 8 نمونه دارای آلودگی و 15 نمونه فاقد آلودگی در خاک مناطق شهری اصفهان می­باشند. نتایج بررسی خطر اکولوژیکی و خطر محیط­زیستی فلزات سنگین نشان داد، تمام نمونه­های مورد بررسی به جز 9 نمونه برای فلز Cd و 1 نمونه برای فلز Pb، دارای خطر اکولوژیک طبقه پایین هستند. همچنین یافته­های بررسی شاخص خطر محیط زیستی با توجه به مقادیر به­دست آمده برای خاک مناطق شهری اصفهان نشان داد که خطر محیط زیستی فلزات سنگین پایین می­باشد. طبق نتایج مشخص شد که پتانسیل خطرپذیری فلزات سنگین در خاک مناطق مورد مطالعه به بیماری­های سرطانی و غیرسرطانی در کودکان بیش­تر از بزرگسالان است.

باستان شناسی کواترنری

معرفی و تحلیل هاون‌ها و سازه‌های صخره‌ای مجاور غارها و پناهگاه‌های پارینه‌سنگی و فراپارینه‌سنگی در دشت ایذه خوزستان

صفحه 131-157

https://doi.org/10.22034/irqua.2023.2015330.1016

مژگان جایز

چکیده در بررسی باستان‌شناسانه حاشیه شمال و شرق دشت ایذه، در شمال شرق استان خوزستان، 35 سازه صخره‌ای و 1 هاون سنگی قابل حمل شناسایی شد که اکثر آنها در دامنه غارها و پناهگاه‌های صخره‌ای اواخر پلئیستوسن و در برخی موارد در حاشیه بستر جریان‌های فصلی قرار داشتند. در پژوهش حاضر تلاش شده است با توصیف این آثار، جایگاه آنها در چارچوب گاهنگاری نسبی ادوات سنگی در غرب آسیا از طریق مطالعات نسبی و مقایسه‌ای مشخص شود. تقسیم‌بندی گونه‌شناسانه این آثار، به سه دسته فنجان‌واره‌ها، هاون‌ها و تشتک‌های، و تحلیل ابعاد آنها نشانگر تنوع کارکرد آنها می‌باشد. مطالعات صورت‌گرفته نشان می‌دهد ادوات سنگی از ابتدای دوران پارینه‌سنگی جدید در اوراسیا برای فرآوری مواد غذایی مورد استفاده بوده‌اند، اما فراوانی سازه‌های صخره‌ای در منطقه غرب آسیا از دوران فراپارینه‌سنگی و در منطقه لوانت ناگهان افزایش قابل توجهی یافته و سپس در دوران نوسنگی محل تولید و استفاده از آنها از فضاهای باز به داخل فضاهای مسکونی منتقل شد. بر این اساس و با توجه به اینکه اکثر سازه‌های صخره‌ای ایذه در کنار غارها و پناهگاه‌های صخره‌‌ای پارینه‌سنگی جدید و فراپارینه‌سنگی قرار دارند، به نظر می‌رسد بخشی از آنها را می‌توان آثار به جای‌مانده از این دوران در نظر گرفت.

باستان شناسی کواترنری

تاثیر نوسانات سطح آب دریای خزر در اواخر دوره پلئیستوسن و هولوسن، بر پراکندگی استقرارگاه های پیش از تاریخی مازندران

صفحه 158-183

https://doi.org/10.22034/irqua.2023.708965

نرجس حیدری، رحمت عباس نژاد سرستی، مجتبی صفری

چکیده جوامع انسانی همواره در طول تاریخ تحت تاثیر عوامل اقلیمی و جغرافیایی زیست بوم خود بوده اند از این رو مطالعات میان­رشته­ای در جهت شناخت این تاثیرات، کمک شایانی بر درک تحولات فرهنگی جوامع باستان خواهد کرد. یکی از عوامل جغرافیایی تاثیرگذار بر محوطه‌های باستانی مناطق شمالی کشور، دریای خزر است. جدایی این دریاچه از دریاهای آزاد، باعث شده تا سطح آب این دریا به آرامی افزایش یابد و هنگامی که به حداکثر ارتفاع خود می­رسد با همین آهنگ رو به کاهش می­گذارد. این نوسانات به عوامل متعددی مانند میزان آبریز آب رودخانه­ها، شدت تبخیر، رسوب وارده به دریا و عوامل و مولفه­های هواشناسی و هیدرولوژیکی در مناطق ساحلی وابستگی دارد. در این پژوهش تلاش شده با تلفیق اطلاعات حاصل از مطالعات سن­سنجی رسوبات دریا با شواهد و یافته­های باستان‌شناختی، تا جای ممکن، به بررسی تاثیرات پسروی­ها و پیشروی­های آب دریای خزر بر جاگیری استقرارهای پیش از تاریخی منطقه مازندران از دوره پارینه‌سنگی تا عصر آهن پرداخته شود. برای این منظور پژوهش‌های انجام شده در زمینه دامنه ارتفاعی این تغییرات، مورد بررسی قرار گرفت و نتایج بدست آمده در زمینه دیرینه شناسی نوسانات سطح تراز دریای خزر با نتایج مطالعات باستان‌شناختی منطقه تلفیق شدند. همزمان با نوسانات آب دریای خزر در دوره پلئیستوسن و هولوسن، موقعیت محوطه­ها و جمعیت­های پیش از تاریخی ساکن در سواحل جنوبی دریای خزر، نسبت به آب دریا تغییر یافت و با پیشروی آب دریا بقایای شواهد قبلی در زیر رسوبات مدفون شده است.

خاک شناسی

ارزیابی شدت آلودگی و خطرات اکولوژیکی عناصر بالقوه سمی در رسوبات دریایی شمال شرقی خلیج فارس

صفحه 184-212

https://doi.org/10.22034/irqua.2023.2015322.1017

راضیه لک، علیرضا واعظی

چکیده نتایج نشان داد که As، Cd و Mo در نمونه‌های رسوبی دارای غنی شدگی قابل توجه می‏باشند. عناصر (Fe > Pb > Ni > Cr > Mn) در رده غنی شدگی متوسط و عناصر (Cu > Zn > Ba > V > Co) در رده غنی شدگی کم قابل طبقه‌بندی می‏باشند. خطر اکولوژیکی کادمیوم در سطح متوسط و برای سایر عناصر در سطح کم ارزیابی گردید. میانگین کلی شاخص پتانسیل خطر اکولوژیکی (RI) در تمام ایستگاه‏‏های نمونه برداری نشان دهنده سطح کم خطر اکولوژیکی است. میانگین شاخص خطر سمیت (TRI) نشانگر رده بدون خطر سمیت می‏باشد. نیکل با 52% اثر، بیشترین سهم را در شاخص خطر سمیت دارد. کروم با 19% سهم دوم را در شاخص خطر سمیت دارد.
غلظت کروم و نیکل در رسوبات عمدتا زمین زاد است، که با همبستگی بالای آنها با آلومینیوم تأیید می‏شود. غنی شدگی متوسط کروم و نیکل را می‏توان به غلظت طبیعی بالای آنها در خاک جنوب ایران نسبت داد. با این حال، مقادیر کمتری از این عناصر نیز منشأ انسان ساخت دارند. غنی شدگی قابل توجه As و Cd در رسوبات نشان دهنده منشأ غالب انسان ساخت این عناصر است.

محیط های رسوبی، دیرینه ژئومورفولوژی

ارزیابی زمینساخت فعال مبتنی بر تحلیل های ژئومورفولوژیکی و مورفوتکتونیکی حوضه های آبریز (مطالعه موردی: جزیره قشم)

صفحه 213-238

https://doi.org/10.22034/irqua.2023.709905

عادل رسولی، مهران مقصودی، ابوالقاسم گورابی

چکیده جزیره قشم با مساحت1486کیلومترمربع است که در انتهای جنوب­شرقی کمربند زاگرس، در حاشیه غربی تنگه هرمز واقع است. به نظر می رسد با توجه به موقع زمین­ساختی آن،  بتوان به کمک شاخص­های تکتونیک حوضه، تأثیرات نوزمینساختی و دینامیک گسل‌ها بر مورفوتکتونیک، جزیره را ارزیابی کرد. بر این اساس این پژوهش با بهره­مندی از تصاویر ماهواره­ای، نقشه­های زمین ­شناسی، عکس­های هوایی، و مدل رقومی ارتفاعی(30 متر) در قالب نرم­افزارهای مختلف، اقدام به استخراج و محاسبه 5 شاخص؛ قرینگی یا عدم تقارن آبراهه (AF)، شاخص شکل حوضه(BS)، شاخص تقارن توپوگرافی عرضی(T)، و شاخص پیچناکی رودخانه (S) و ارزیابی مجموع آنها در قالب مدل (IAT)، شاخص ارزیابی سطح فعالیت تکتونیکی در حوضه کرده است. نتایج حاصل بیانگر دینامیک و پویایی نسبی زمینساختی متفاوت جزیره است. همچنین براساس شاخص IAT از 44 زیرحوضه تعداد26 مورد در کلاس تکتونیکی خیلی زیاد و زیاد واقع شده و در غرب جزیره به دلیل منطبق بودن با تعداد گسل­های بیشتر تکتونیک فعال بیشتر مشاهده می­گردد.

باستان شناسی کواترنری

مطالعات علوم‌زمین‌ در حل مسائل باستان‌شناسی‌ در شرق دامغان

صفحه 239-253

https://doi.org/10.22034/irqua.2023.2010383.1011

کوثر فتحعلیزاده، الهه زارعی، مهدی صرفی

چکیده پژوهش‌های‌ باستان‌شناسی‌ حکایت‌ از حضور انسان از دیرباز تا کنون در حاشیه شمالی کویر مرکزی ایران دارد. از آنجائیکه محل‌ استقرارگاههای‌ باستانی‌ به‌ عنوان سکونتگاه انسانهای‌ پیشین‌، تحت‌ تاثیر عوامل‌ و قابلیت‌های‌ محیطی‌ مانند منابع‌ آب بوده است، جهت شناسایی‌ و بازسازی‌ مرز پهنه‌ آبی منطقه ای بین ایالت ساختاری البرز و ایران مرکزی به طول 13 کیلومتر در مسیر جاده دامغان – شاهرود مورد مطالعات زمین شناسی قرارگرفت. تلفیقی از داده های باستان شناسی و ژئومورفولوژی، بررسی های رسوب شناسی و مطالعات پالینولوژیکی و حضور داینوسیست های شاخص نظیر Operculodinium cf. eirikianum و Bitectatodinium tepikiense نشان دهنده یک محیط آبی وسیع در زمان نئوژن پسین است. تجمع و حضور مکانهای باستانی می تواند موید این ادعا باشد. این محیط آبی مرتبط با دریاچه نمک حاج علی قلی (پلایای چاه جم) در جنوب منطقه مورد مطالعه است و رسوبات مورد مطالعه بر روی پهنه رسی حاشیه شمالی این دریاچه در زمانی که سطح آب بالا بوده است قرار می گرفته است. احتمالا" دو عامل تکتونیک و تغییرات اقلیمی روی کاهش سطح آب موثر بوده و آن را به شکل امروزی در آورده است.

خاک شناسی

اثر مخاطرات طبیعی کواترنری بر پهنه بندی خطر سقوط سنگ به روش سیستم مهندسی سنگ(مطالعه موردی استان تهران)

صفحه 254-270

https://doi.org/10.22034/irqua.2023.710402

علی خسرونژاد، محسن پورکرمانی، محمود الماسیان، سهیلا بوذری، علی ارومیه ای

چکیده سقوط توده­های سنگی هر ساله خسارات جانی و مالی سنگینی را به بار می­آورد. استان تهران به عنوان یکی از پر جمعیت ترین استان­های کشور، دارای سازه های پیشرفته بوده و به همین سبب ترانشه­های بی شماری در توده­های سنگی احداث شده است. همین مسئله خطر سقوط سنگ را نسبت به دیگر مناطق افزایش داده است. شرایط جوی و تکتونیکی که در دوره زمین شناسی کنونی بر کشور ایران حاکم است، اثر ویژه­ای بر ناپایداری­های دامنه­ای دارد. در این راستا، پس از بررسی ﭘﺎراﻣﺘﺮ‌ﻫﺎی مؤثر در سقوط سنگ، ﻧﻘﺸﻪ ﻣﺮﺑﻮط ﺑﻪ ﻫﺮ ﭘﺎراﻣﺘﺮ ﺑﺎ اﺳﺘﻔﺎده از ﻧﻘﺸﻪ‌ﻫﺎی ﭘﺎﯾﻪ‌ زﻣﯿﻦ‌ﺷﻨﺎﺳﯽ و داده‌ﻫﺎی ﺗﮑﻤﯿﻠﯽ ﺑﺮای استان تهران ﺗﻬﯿﻪ ﮔﺮدﯾﺪ. ﺳﭙﺲ ﺑﺎ اﺳﺘﻔﺎده از ﻣﺪل ﺗﺤﻠﯿﻞ سیستم مهندسی سنگ، ﻫﺮ ﯾﮏ از ﭘﺎراﻣﺘﺮ‌ﻫﺎ ﻣﺘﻨﺎﺳﺐ ﺑﺎ درﺟﻪ اﻫﻤﯿﺖ آن‌ﻫﺎ ﻣﺤﺎﺳﺒﻪ و نهایتاً ﺑﺎ اﻧﺠﺎم ﻫﻤﭙﻮﺷﺎﻧﯽ ﻋﻮاﻣﻞ وزن‌دار  شده، ﻧﻘﺸﻪ‌ سقوط سنگ استان تهران ﺗﻬﯿﻪ ﮔﺮدﯾﺪ. در این نقشه ارتباط تعریف شده­ای بین مناطق کوهستانی، تغییرات شیب و محل گسل­های اصلی با افزایش خطر سقوط سنگ دیده می­شود. بررسی­ها نشان می­دهد زمین لغزش­ها و ناپایداری­های دامنه­ای قبلی نیز در پهنه­هایی با خطر بسیار زیاد تا زیاد واقع شده­اند. توسعه شهری در مناطق کوهستانی نیازمند توجه به مخاطرات زمین شناختی است. خطر سقوط سنگ به عنوان یکی از اصلی­ترین پارامترها در این خصوص، نقش مهمی را در کاهش خسارات سنگینی دارد که هر ساله به مردم و دولت اعمال می­گردد. پیشنهاد می­گردد تا نتایج این مطالعات پس از بازنگری، به عنوان اطلاعات مبنایی در طراحی­های آتی استان تهران مد نظر قرار گیرد.