دوره و شماره: دوره 3، شماره 4 - شماره پیاپی 12، زمستان 1396، صفحه 315-430 
محیط های رسوبی دریاچه ای، پلایاها، لس ها

تکامل بخش ایرانی دلتای اروند طی هولوسن با استفاده از شواهد رسوب شناسی

صفحه 315-329

https://doi.org/10.22034/irqua.2018.701918

مریم رحمتی، مجتبی یمانی، راضیه لک، سیاوش شایان، منوچهر فرج زاده، کوین وود بریج، جواد درویشی

چکیده دلتاها از پویاترین لندفرم­ های ژئومورفولوژیک هستند که به طور همزمان تحت تأثیر فرآیندهای دریا و خشکی قرار دارند. دلتای اروند به دلیل شیب بسیار کم در پیش کرانه، طی آخرین دوره کواترنری تا حال حاضر تحت تأثیر تغییرات ائوستاتیکی آب خلیج فارس و رسوب­گذاری رودخانه تحوّلات زیادی را تجربه نموده است که از دیدگاه بنیادی ژئومورفولوژی تاکنون به آن پرداخته نشده است. دستیابی به نحوه تغییر و تکامل دلتای اروند مهم­ترین هدف این پژوهش می­باشد. داده­های حاصل از نتایج ژئوشیمی XRD و ICP، دانه بندی و تعیین سن رسوباتِ هفت مغزه برداشت شده، مهم ترین ابزارهای پژوهش می باشند. نتایج بازسازی دیرینه محیط­ های رسوبی و فرآیندهای شکل ­زای دلتا در ارتباط با تغییرات تراز آب خلیج فارس، سه محیط رسوب­گذاری رودخانه ­ای، تالابی و جزر و مدی را شناسائی کرد. آنالیزهای ژئوشیمی نسبت به دانه بندی در این دلتا به مراتب بهتر توانسته به تحلیلی منطقی­تر از شرایط محیط ­های رسوب­گذاری گذشته کمک کند. آنالیز ایزوتوپ  و  به همراه سایر مطالعات پیشین نشان داده است دلتای اروند در اثر تداخل فرآیندهای فعال رودخانه­ای (PB2300) با پیشروی و پسروی­ های مکرر آب دریا (از 9000 سال پیش) شکل گرفته است.

محیط های رسوبی دریاچه ای، پلایاها، لس ها

شواهد ژئومورفولوژی کواترنری دشت قزوین و اشتهارد

صفحه 331-346

https://doi.org/10.22034/irqua.2018.701919

فرین نایب زاده، عقیل مددی، قاسم عزیزی

چکیده گاهی از سرگذشت و چگونگی تحول شکل‌های زمین، از دیرباز ذهن بسیاری از دانشمندان علوم زمین را به خود مشغول ساخته است و این کار با شواهد ثبت‌شده در حافظه­ی تاریخی زمین شکل­ها امکان‌پذیر است. در این مقاله شواهد ژئومورفولوژی کواترنری دشت اشتهارد و قزوین به‌منظور پی بردن به چگونگی تحول این منطقه، با استفاده از بازدیدهای میدانی و تهیه­ ی نقشه­ی ژئومورفولوژی منطقه در نرم‌افزار ArcMap، نمونه‌برداری از رسوبات از محل ترانشه ­ها و لندفرم ها، و استفاده از مدل ارتفاع رقومی با دقت 5/12 متر، موردبررسی و تجزیه‌وتحلیل قرارگرفته است. ابتدا شواهد پالئوژئومورفولوژی منطقه شناسایی، و نمونه‌برداری شد. سپس نمونه­ها به آزمایشگاه منتقل‌شده و مورد آزمایش­های گرانولومتری، مورفوسکپی و هیدرومتری قرار گرفت و نمودارها و آنالیزهای رسوبی در نرم‌افزار GRADISTAT 4 انجام شد. در پایان با برقراری ارتباط میان نتایج به‌دست‌آمده از تحلیل ژئومورفولوژیکی منطقه، نتایج آزمایشگاه رسوب­شناسی و تحلیل­های ارتفاعی چگونگی تغییر و تحول دشت اشتهارد مورد بررسی قرار گرفت. بر این اساس یک دریاچه درگذشته در شمال اشتهارد و جنوب غربی دشت قزوین وجود داشته است که توسط یک طاقدیس کشیده­ی کم ارتفاع به نام تاقدیس حلقه ­در از جنوب محدود بوده است. در اثر بالا آمدن آب این دریاچه، آب از این ارتفاعات سرریز کرده و شروع به باز کردن مسیر خود می­ کند. آب تخلیه‌شده از دریاچه در پشت ارتفاعات یک دریاچه ­ی دیگر به عمق 10 متر به وجود می­ آورد و درنهایت سرریز آن در منحنی ارتفاعی 1140 متر، مسیر خود را تا دریاچه­ ی قم کنونی باز می‌کند. بعدازآن، دریاچه در شمال و جنوب تاقدیس حلقه ­در از بین رفته و کف آن تحت تأثیر فرسایش رسوبات قرار می­ گیرد.

نئوتکتونیک و گسل ها

استفاده از داده‌های GPS دوفرکانسه و داده‌های ژئوفیزیکی درتعیین نرخ فعالیت زمین ساختی و شناسایی اثر قطعه دوم گسل کواترنری دورود (جنوب باختر ایران)

صفحه 347-361

https://doi.org/10.22034/irqua.2018.701920

زهرا کمالی، محمودرضا هیهات، حمید نظری، محمد مهدی خطیب

چکیده گسل دورود به عنوان یکی از مهم­ترین قطعات لرزه­زای گسل اصلی جوان زاگرس از نزدیکی منطقه ارجنگ در یک روند شمال‌باختری–جنوب‌خاوری تا بروجرد در طول  امتداد یافته است. منطقه مورد بررسی بعنوان قطعه دوم از گسل دورود بین َ10 °33 تا َ25 °33 درجه عرض شمالی وَ05 °49 تا َ25 °49 درجه طول خاوری واقع شده است.در این پژوهش بررسی‌های دقیق ریخت‌زمین‌ساختی به روش نزدیک میدان انجام گرفت و با انجام پیمایش به روش RTK توسط دستگاه GPS کینماتیک، مدل ارتفاعی رقومی و نقشه توپوگرافی رقومی با دقت بالا از سطح گسیختگی‌های تهیه شده، جابجایی‌های محاسبه شده برای 3 ایستگاه به ترتیب: جابجایی تجمعی افقی روی سطح گسل 59/21، 05/10 و 94/13، جابجایی تجمعی قائم روی سطح گسل 58/6، 57/5 و 47/13 و جابجایی تجمعی خالص 58/22، 49/11 و 40/19 بدست آمد. به منظور بررسی سازوکار گسل زاویه ریک گسل محاسبه گردید به ترتیب: °17،°29 و °44 است براساس نتایج بدست آمده گسل دارای مولفه شیب‌لغز می‌باشد. همچنین در مطالعات ژئوفیزیک به روش مقاومت‌ویژه با آرایش دوقطبی(دایپل- دایپل) دو نیمرخ مورد استفاده قرار گرفت سپس پرداز نهایی و مدل‌سازی داده‌های مقاومت ویژه در نرم‌افزار Res2dinv انجام گرفت. در ادامه پیمایش مغناطیس‌سنجی سزیم بر روی 4 مقطع 160 متری صورت گرفت. پس از اتمام عملیات و برداشت داده‌ها و پردازش نهایی داده ها تفسیر واضح‌تری از ساختارهای زیر‌سطحی به خصوص گسلش و ناپیوستگی در منطقه مورد مطالعه به دست آمد. گسل دورود در این محدوده گسل 3شاخه بوده، که گسل شاخه F4 به‌عنوان گسل اصلی دورود و مابقی شاخه‌های گسلی به موازات آن می‌باشند.

محیط های رسوبی دریاچه ای، پلایاها، لس ها

تخریب کیفی و تغییر الگوی هیدروژئولوژیکی آبخوان بحرانی گیسور، خراسان رضوی

صفحه 363-372

https://doi.org/10.22034/irqua.2018.701921

مرضیه کعبه، رحیم باقری، مهدی جعفرزاده، مرتضی مظفری

چکیده در مناطق خشک و نیمه خشک به دلیل کمی بارندگی و برداشت بی­رویه از منابع آب زیرزمینی باعث تغییر الگوی هیدروژئولوژی، افزایش افت و در نهایت مرگ آبخوان­ها می گردد. دشت گیسور در جنوب استان خراسان رضوی واقع شده است. جهت بررسی تغییرات حجم ذخیره آبخوان و همچنین اثر آن بر کیفیت آب زیرزمینی، از اطلاعات سطح آب 18 پیزومتر موجود در دشت گیسور استفاده شده است. مقادیر هدایت الکتریکی در صحرا با استفاده از دستگاه هدایت سنج HANA اندازه گیری گردیده است. با توجه به نقشه هم­پتانسیل، تغذیه آبخوان عمدتا از بخش­های جنوبی، جنوب شرقی، و شمال غربی صورت می­گیرد. متوسط سطح آب پیزومترها دارای  افت 5/5 متری در طول دوره 23 ساله می­باشد. بررسی بیلان آب زیرزمینی برای دوره یک ساله نشان از کسری مخزن به مقدار 12/4 میلیون متر مکعب بوده است. با توجه به نقشه­­ی پراکندگی هدایت الکتریکی، تغییرات هدایت الکتریکی تقریبا با جهت جریان آب زیرزمینی همسو می­باشد. مقدار شوری در جهت جریان تا بخش­های میانی روند افزایشی را نشان می­دهد که نتیجه تخریب کیفی منابع آب زیرزمینی ناشی از نفوذ آب شور و ایجاد گرادیان زیاد به سمت مرکز در طی برداشت بیش از حد می­باشد. 

چینه نگاری و سن سنجی

سنگ چینه‌نگاری نهشته‌های آواری کواترنری شمال باختری زنجان

صفحه 373-386

https://doi.org/10.22034/irqua.2018.701922

ستاره رحیمی، نصرالله عباسی، بیژن یوسفی یگانه

چکیده هفده برش از نهشته ­های کواترنری شمال باختری زنجان برای مطالعات سنگ چینه­ نگاری و دیرینه ­شناسی مورد پیمایش قرار گرفتند. هدف از این مطالعات، شناسایی و تفکیک لایه های رسوبی در قالب واحدهای سنگ چینه ای، بررسی تغییرات پارامترهای محیط های رسوبی و در نهایت ارائه یک مدل رسوبی برای محیط رسوبی توالی مورد مطالعه است. بدین منظور شانزده برش در حاشیه آزاد­راه زنجان-تبریز از محل عوارضی تا کیلومتر 40 و یک برش در کیلومتر 8 بلوار فرودگاه برداشت شدند. این نهشته ­ها به طور ناپیوستگی فرسایشی بر روی مارن­ های رنگین پلیو-پلیستوسن قرار می­ گیرند و مرز بالایی آن­ها فرسایشی است. پنج واحد سنگ چینه­ نگاری در قالب توالی دانه درشت شونده به بالا تشخیص داده شدند که از پایین به بالا شامل: (a) توالی رسوبات گل قهوه ­ای تیره تا روشن با میان لایه­های نازک ماسه و گراول دانه ریز؛ (b) ماسه و گروال ریزدانه با جورشدگی متوسط تا خوب با لایه­بندی مورب به رنگ بنفش تا خاکستری با میان لایه­ های پراکنده گل، ماسه و گراول کرم رنگ؛ (c) تناوب منظمی از رسوبات گل، ماسه و گراول به رنگ کرم تا قهوه­ای روشن؛ (d)  گراول بسیار ستبر و دانه درشت و به رنگ روشن با میان لایه­ های گل قهوه­ای-قرمز روشن و (e) گراول سست گل پشتیبان به رنگ کرم تا سبز روشن. با توجه به موقعیت چینه ­نگاری، سن این رسوبات به پلیستوسن-هولوسن است. پارامترهای شاخص محیط رسوبی مانند ژئومتری لایه های رسوبی، نوع رسوبات و ساخت های رسوبی نشان می دهند که این رسوبات در یک محیط مخروط افکنه متاثر از فعالیت­های گسل­های پیرامون نهشته شده ­اند.

محیط های رسوبی دریاچه ای، پلایاها، لس ها

ارزیابی کیفی منابع آب زیرزمینی منطقه معدنی اردستان، استان اصفهان

صفحه 378-403

https://doi.org/10.22034/irqua.2018.701923

سمانه احمدی، رضا جهانشاهی، وحید معینی، سپیده مالی

چکیده به منظور شناسایی عوامل مؤثر بر هیدروژئوشیمی آب زیرزمینی چشمه ها و قنوات محدوده اکتشاف معدنی مس در شهرستان اردستان استان اصفهان، 111 نمونه آب از محل چاه، قنوات و چشمه‌های منطقه جمع‌آوری و آنالیز شد. تمام منابع آب با استفاده از روش‌های گرافیکی همچون نمودار پایپر، استیف، شولر و ویلکوکس و مطالعه کیفیت آب، از لحاظ مصارف گوناگون بررسی شد. نتایج نشان می­دهد که چهار تیپ غالب CaHCO3، NaHCO3، NaCl و CaCl در آب زیرزمینی منطقه وجود دارد که بیشتر از نوع آب‌های بیکربناته سدیک و کلسیک است. محاسبه شاخص اشباع برخی از کانی­ها بیان می‌کند آب زیرزمینی نسبت به کلسیت، دلومیت، ژیپس، انیدریت و هالیت تحت اشباع و نسبت به گوتیت و هالیت فوق اشباع است. همچنین نمودارهای ترکیبی نسبت یونی بیانگر تأثیرگذاری انحلال کربناتها و پلاژیوکلازهای سدیم دار بر هیدروژئوشیمی آب زیرزمینی منطقه است. با توجه به نمودارهای ویلوگس و شولر، کیفیت آب زیرزمینی در بیشر مناطق برای کشاورزی و آشامیدن مناسب است. اما، با توجه به پتانسیل تولید زهاب اسیدی در اثر اکسایش کانی­هایی همانند پیریت در هنگام استخراج مواد معدنی درآینده، ممکن است کیفیت منابع آب اردستان تحت تاثیر قرار گیرد.

باستان شناسی کواترنری

دورۀ پلیئستوسن جدید در شمال دشت کویر مرکزی و شکل‌گیری محوطه‌های پارینه‌سنگی؛ مطالعۀ موردی: محوطۀ میرک سمنان

صفحه 405-430

https://doi.org/10.22034/irqua.2018.701924

سید میلاد هاشمی، حامد وحدتی نسب، ژیل بریون، گیوم ژمه، قاسم عزیزی، مژگان جایز، گیوم گران، مریم حیدری، محمد اخوان خرازیان، اصغر ناطقی، عالیه عبداللهی

چکیده محدودۀ مورد بررسی در این مقاله، حاشیۀ شمالی دشت کویر مرکزی ایران است. نظر به وسعت پهنۀ یاد شده، این نوشتار تنها به محوطه­های پارینه­سنگی موجود در استان سمنان امروزی اختصاص دارد. محوطه­های پارینه­سنگی کشف شده در این حوزه شامل میرک، دلازیان، صوفی­آباد و چاه­جم هستند که شواهدی از حضور گروه­های انسانی در طول آخرین چرخۀ یخچالی ارایه می­کنند. تحولات فرهنگی پهنۀ یاد شده در فلات مرکزی ایران در طول آخرین چرخۀ یخچالی کمتر شناخته شده است. علاوه بر آن، نوسانات اقلیمی-محیطی پلیئستوسن جدید در این پهنه تاکنون بررسی نشده است. بنابراین، امکان تحلیل اطلاعات محوطه­های باستان­شناسی پارینه­سنگی براساس اطلاعات دیرین­اقلیمی تاکنون وجود نداشته است. براساس یافته­های باستان­شناختی، به نظر می­رسد در طول دوران پلیئستوسن جدید، پهنۀ یاد شده هم به عنوان کوریدور برای گسترش قلمرو زیستی گروه­های انسانی و هم به عنوان محل زندگی استفاده می­شده است. نوشتار پیش­رو که حاصل چند فصل فعالیت میدانی باستان­شناختی در شمال دشت کویر مرکزی در استان سمنانِ امروزی است، یکی از نخستین تلاش­ها برای کسب اطلاعات دیرین­اقلیمی-محیطی و تحلیل مقدماتی یافته­های باستان­شناختی براساس آن محسوب می­شود. اطلاعات مورد استفاده در این نوشتار اغلب از بررسی یافته­های کاوش در محوطۀ پارینه­سنگی میرک، در حدود 8 کیلومتری جنوب شهر سمنان، حاصل شده است. روش کار، پیوستن اطلاعات در شاخه­های گوناگونِ علمی (رویکرد چندرشته­ای) و ارایۀ تحلیل­های مقدماتی براساس این اطلاعات، در چهارچوب بوم­شناسی رفتاری انسان است.
            شواهد رسوب­شناختی میرک از تغییرات مکرر سطح تراز آب و رطوبتِ در دسترس حکایت می­کند که می­تواند با تحولات اقلیمی در مقیاس­های گوناگون مرتبط باشد (مثلاً ارتباط با نوسانات هزاره­ای در آخرین چرخۀ یخچالی). احتمالاً در نتیجۀ این تحولات، ویژگی­های چشم­انداز چون پراکنش پوشش گیاهی و در نتیجه، گروه­های جانوری تغییر می­کرد. از طرفی، آخرین مرحلۀ یخچالی در مقیاس قاره­ای و منطقه­ای بطور کلی، دوره­ای سرد و خشک محسوب می­شود. بر این اساس، می­توان انتظار داشت که در این دوره، محیط­های معیشتی در پهنه­های قاره­ای (چون فلات مرکزی ایران) اصطلاحاً تکه تکه شوند. بنابراین، از روی نتایج کاوش میرک و بررسی یافته­های سایر محوطه­های بیان شده، احتمالاً می­توان تا حد قابل قبولی به بازسازی مقدماتی ویژگی­های چشم­انداز مورد مطالعه، زمان حضور گروه­های انسانی در آن و برخی ویژگی­های مرتبط با تحرک و معیشت این گروه­ها پرداخت. به نظر می­رسد از دید بوم­شناسی، یافته­های میرک بیش از همه قابل انطباق با مدل­های مرتبط با تحرک بالای آمایشی، اختصاص مکان(های) مرکزی و زندگی در گروه­های پرجمعیت­تر باشد. حضور در چشم­انداز هم احتمالاً از نوع مکرر ولی ناپیوسته بوده است. چنین شرایطی برای سه محوطۀ دیگر هم احتمالاً قابل ادعاست. احتمالاً هیچ­کدام از محوطه­های باستان­شناختیِ پهنۀ مورد بحث، حضور پیوسته و بدون گسست زمانی گروه­های انسانی را در طول پلیئستوسن جدید نشان نمی­دهند.