بازسازی اقلیم و محیط دیرینه زاگرس میانی
صفحه 423-447
https://doi.org/10.22034/irqua.2020.702337
هما رستمی، قاسم عزیزی، سعید بازگیر، حجت دارابی، مهران مقصودی، راجر جان متیوس
چکیده جهت بازسازی شرایط محیطی و اقلیم دیرینه، مربوط به پلئیستوسن پسین و هولوسن (30000 سال گذشته)، در زاگرس مرکزی، از تالاب هشیلان در کرمانشاه مغزههای رسوبی تا عمق 5/5 متری برداشته شد و با استفاده از روش مالتی پروکسی (پذیرفتاری مغناطیسی، جرم کاهی گرمایشی، سن سنجی و ژئوشیمی) مورد مطالعه و آنالیز قرار گرفت . نتایج نشان دهنده آن بود که دوره پلیستوسن پایانی و LGM با شرایط اقلیمی سرد و خشک و طوفان های گرد و غبار در منطقه همراه بوده است. شرایط اقلیمی مذکور با شروع دوره گرم و مرطوب در 18000 سال قبل به پایان رسید که ، با دوره اقلیمی گرم و مرطوب بولینگ آلرود مطابقت زمانی داشته است. هولوسن پیشین با شرایط اقلیمی نسبتا مرطوب به همراه رخدادهای سرد و خشک اقلیمی 2/9 و 2/8 و هولوسن میانی با شرایط اقلیمی گرم و مرطوب تا 5000 سال قبل در منطقه شناسایی شد. همچنین رخدادهای خشک موسوم به 2/4 و 2/3 با افزایش طوفان های گرد و غبار در منطقه تشخیص داده شد. نتایج نشان داد رخدادهای اقلیمی شناساییشده در منطقه با رخدادهای شناختهشده در نیمکره شمالی مطابقت داشته و از یک الگوی مشابه پیروی میکند.
تأثیر پوسته های زیستی گلسنگی بر ویژگیهای خاک های مشتقشده از رسوبات شنی اوایل هولوسن
صفحه 449-466
https://doi.org/10.22034/irqua.2020.702338
محسن سلیمان زاده، فرهاد خرمالی، محمد سهرابی، رضا قربانی نصرآبادی، مارتین کهل
چکیده پوسته های زیستی نقش قابل توجهی در تثبیت تپه های شنی ایفا میکنند. پوسته های زیستی گلسنگی و فیزیکی پراکنش گستردهای بر تپه های شنی اوایل هولوسن در شمال استان گلستان دارند. مطالعه ای با هدف بررسی تأثیر پوسته های زیستی گلسنگی بر خصوصیات خاک سطحی و در نتیجه تکامل و پایداری این تپه های شنی انجام شد. نمونهبرداری از خاکهای تحت پوشش سه گونه گلسنگی انجام و برخی خصوصیات فیزیکیوشیمیایی و بیولوژیکی خاک اندازهگیری شد. نتایج نشان داد حضور پوسته های زیستی و فیزیکی خصوصیات سطح خاک را تغییر میدهند. درصد مقادیر در اندازه شن ریز و سیلت درشت در خاکها تحت پوشش گلسنگ بیشتر از پوسته های فیزیک است. به نظر میرسد مورفولوژی و ساختار پوسته های زیستی گلسنگی سبب به دام انداختن ذرات در اندازه شن ریز و سیلت درشت شده است. خاکهای تحت پوشش گونههای مختلف گلسنگ دارای مقادیر کربن آلی، کربوهیدرات، و پایداری خاکدانه های بیشتر نسبت به پوسته ها فیزیکی بودند. هدایت الکتریکی به مقدار قابل توجهی در خاکهای تحت پوشش گونههای گلسنگ نسبت به پوستههای فیزیکی کاهش نشان داد. به نظر میرسد حضور پوسته های زیستی بر خاکهای مشتقشده از رسوبات شنی اوایل هولوسن نقش مهمی در بهبود خصوصیات خاک و به دام انداختن گرد و غبار ایفا میکنند.
تحلیل ژئومورفیک در تعیین سلولهای ساحلی و نقش آن در مدیریت ساحلی (مورد مطالعه: سواحل بندر انزلی تا چالوس)
صفحه 467-491
https://doi.org/10.22034/irqua.2020.702339
مجتبی یمانی، ابوالقاسم گورابی، مهیار حقیقی
چکیده سیستم های ساحلی یکی از سیستمهای پیچیدۀ محیطی هستند که تحت تأثیر فرایندهای هیدرودینامیکی خشکی و دریا
دچار تغییرات سریع میشوند. در این پژوهش برای تعیین سلولهای ساحلی به منظور مدیریت بهینۀ محدودۀ ساحلی
بین بندر انزلی تا چالوس نگاهی سیستمی به این موضوع شد. نقشه های توپوگرافی و ژئومورفولوژی، دادههای
هیدرولوژی رودخانه ها، داده های هیدرودینامیک دریا، و تصاویر ماهوارهای مهمترین داده های پژوهش بودند.
تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از ارزیابی حجم دبی جریان و رسوب، شناسایی عمق فعال رسوبی، تحلیل دینامیک موج
و جریان با نرمافزارهای Arc GIS 10.5 و Excel 2016 انجام شد. طی این مراحل طول نوار ساحلی به 4 سلول رسوبی
تفکیک شد. هر یک از این سلولها، با توجه به جریان رسوب و شرایط محیطی و سایر عوامل تأثیرگذار، متمایزند. نتایج
نشان داد رودخانهها از پدیدههای مهمی هستند که در تفاوت ژنتیکی سلولهای رسوبی، در کنار سایر عوامل
ژئومورفولوژیکی، نقشی مهم در تعیین سلولهای ساحلی داشتهاند. هر یک از سلولها، با توجه به ماهیت و فرایندهای
همگن، یک واحد مدیریت ساحلی شناسایی شدند. بدیهی است سلولهای تعیین شده میتوانند در مدیریت بهینۀ ساحل،
مدیریت یکپارچۀ ساحل، و همچنین کنترل آثار مخرب ناشی از فرایندهای ساحلی مؤثر باشند.
تحلیل ساختاری و تکتونیک برگشتی نواحی فرادیواره گسل شمال تهران
صفحه 493-515
https://doi.org/10.22034/irqua.2020.702340
امیر ظهریه، محمود الماسیان، محسن پورکرمانی، علیرضا شهیدی
چکیده منطقه مورد بررسی مجموعهای از ساختارهای زمینساختی، بهویژه شکستگیهای گوناگون و گسلها و انواع چینخوردگی، را در خود جای داده است. ساختارها با سازوکار خاص متأثر از تنشها (فشارشیـ کششی) بودهاند. بر اساس شواهد زمینشناسی موجود در همه واحدهای سنگی سازند کرج و نهشتههای آبرفتی کواترنری در پهنه گسلی شمال تهران، اعم از خشلغزها و ساختارهای C –S، سازوکار گسل شمال تهران تا قبل از پلیوسن به صورت موربلغز راستگرد با مؤلفه عادی و پس از نئوژن به صورت موربلغز می باشد که در برخی مناطق مؤلفه معکوس غالب است و در برخی مناطق مؤلفه راستالغز چپگرد غالب می باشد . تحولات زمینساختی گستره مورد مطالعه با یک مدل قابل ارائه است. بر اساس این مدل، گستره بین دو گسل شمال تهران و مشاء به صورت یک ابر دوپشته در حال چرخش راستگرد (ساعتگرد) است. موقعیت تنش اصلی σ1 (عمود بر محور چین خوردگی یا راستای کوتاه شدگی) در زمان تشکیل ساختارهای شکل پذیر منطقه راستای شمال باختر- جنوب خاور داشته است.
خط ساحلی خلیجفارس و محوطه نویافته، هزاره پنجم پیشازمیلاد، «تهماچی» در دشت لیراوی (دیلم)
صفحه 517-540
https://doi.org/10.22034/irqua.2020.702341
عباس مقدم، احمد سرخوش، حسین داودی، لقمان احمدزاده شوهانی، رامین یشمی
چکیده که در آن پژوهشهای دامنهداری برای شناسایی جوامع پیشازتاریخی صورت گرفته به مناطق فرادست (نواحی بلند) و فرودست (نواحی پست) محدود شده است. شواهد موجود حکایت از آن دارد که پهنههای وسیع آبی در شمال و جنوب ایران و سرزمینهای مجاور آن از دیرباز یکی از کانونهای جذاب برای جوامع انسانی بوده است. برخی از انگارههای پیشین این باور را بین پژوهشگران ایجاد کرده است که به دلیل نوسان پی در پی سطح آب دریا نباید انتظار وجود زیستگاههای پیشازتاریخی در سواحل خلیجفارس را داشت. شواهد زمینشناسی و بهویژه باستانشناسی یکی پس از دیگری اشتباه چنین انگارههایی را بر ما روشن میسازد. تپه تهماچی یکی از زیستگاههای هزاره پنجم پیشازمیلاد در دشت لیراوی (دیلم) است که علاوه بر نزدیکی به رودخانه آب شیرین زندارون کمتر از پنج کیلومتر تا ساحل فعلی خلیجفارس فاصله دارد. ارزیابی صورتگرفته نشان میدهد تهماچی، با بیش از ده متر نهشته فرهنگی، یک زیستگاه موقتی در ساحل دریا نبوده است. بنابراین، نخستین بار است که در سواحل شمالی خلیجفارس مدرک مهمی برای توضیح خط ساحلی خلیجفارس در هزاره پنجم پیشازمیلاد به دست آمده است.
مطالعات رخسارهشناسی آتشفشان سهند (استان آذربایجان شرقی)
صفحه 541-559
https://doi.org/10.22034/irqua.2020.702342
فرهاد پیرمحمدی علیشاه
چکیده آتشفشان سهند در کمربند ولکانوـ پلوتونیک ارومیهـ دختر واقع شده و ساختمان آن شامل تناوبی از گدازهها و مواد آذرآواری مختلف است. این آتشفشان از نظر سن نسبتاً جوان (میوسن تا پلئیستوسن) است؛ طوری که بر اساس مطالعات رخسارهای میتوان ساختمان آتشفشان سهند را در چهار رخساره تفکیک کرد. رخسارۀ مرکزی در محل کالدرا واقع شده و واحدهای سنگی خاصی، چون توده نفوذی نیمهژرف دگرسانشده و برشهای گدازهای و دایکهای حلقوی و شعاعی، دارد. رخسارۀ نزدیک آتشفشان به صورت دیوارههای پرشیب و مرتفع در اطراف کالدرا گسترش پیدا کرده و ساختار چینهای را بهخوبی نشان میدهد که در آن توالیهای ستبر واحدهای آذرآواری ریزشی، خیزابی، جریانی، و گدازه به صورت متناوب قرار گرفتهاند. رخسارۀ میانی، با بیشترین گسترش، به طور عمده از مواد آذرآواری خیزابی، جریانی، گدازه، و لایههای متعدد لاهار تشکیل شده است. رخسارۀ دور آتشفشان سهند ستبرای کمی دارد و شامل رسوبات رودخانهای درشتدانهای است که در اثر تحرک دوباره محصولات اولیۀ آتشفشان و حمل آنها توسط رودخانهها به وجود آمدهاند. مطالعات رخسارهای نشان میدهد ساختمان آتشفشان سهند در اثر چندین فاز فورانی انفجاری ایجاد شده که برخی از آنها با دخالت آب همراه بودهاند و فاصلۀ زمانی زیادی میان فورانها وجود نداشته است. ویژگیهایی چون جوشخوردگی شدید و رنگ نهشتههای آذرآواری نشان میدهد این واحدها در زمان تشکیل دمای بالایی داشته و در خشکی تشکیل شدهاند.
مطالعه آلودگی و پروفیل عمقی فلزات سنگین در رسوبات اطراف محل دفن زباله شهر اراک
صفحه 560-579
https://doi.org/10.22034/irqua.2020.702343
فریدون قدیمی، محمود میرزایی
چکیده امروزه رسوبات کواترنری محل دفن پسماندهایی است که با آلودگیهای خاک، آب، و هوا همراه است. محل دفن زبالۀ اراک در بالادست چاههای آب آشامیدنی منبع آلایندۀ آب محسوب میشود. به منظور ارزیابی آلودگی رسوبات در محل دفن زباله 31 نمونه رسوب از سه گمانه تهیه و غلظت فلزات سنگین و پارامترهای فیزیکی و شیمیایی آنها تعیین شد. برای تعیین عناصر آلاینده، غلظت فلزات سنگین با مقدار مرجع پوسته فوقانی مقایسه و شاخصهای آلودگیـ مانند ضریب غنیشدگی، ضریب زمینانباشت، و درجۀ آلودگی فلزات سنگینـ تعیین شد. مطالعه حاضر نشان داد سرب، کروم، نیکل، مس، روی، آرسنیک، و جیوه از مرجع پوسته بالاترند و غلظت متوسط آنها به ترتیب 32، 39، 64، 25، 73، 15، 15، و 6/6 میلیگرم در کیلوگرم است. رسوبات آلوده به آرسنیک و جیوهاند و درجۀ آلودگی آنها در سطح و اعماق پایین گمانهها از متوسط تا زیاد متغیر است. تجزیهوتحلیل عاملی نشان داد بین منگنز و سرب، نیکل، مس، و روی همبستگی مثبت وجود دارد. همچنین همبستگی بین ماده آلی با جیوه مثبت و با آرسنیک منفی است. بنابراین، منگنز و ترکیبات آلی نقش مهمی در توزیع فلزات سنگین در رسوب محل دفن زبالۀ اراک دارند.
