رخسارهها و تحولات محیطهای رسوبی هولوسن در انتهای بادزن آبرفتی رودخانه جراحی (جنوب دشت خوزستان)
صفحه 267-282
https://doi.org/10.22034/irqua.2024.723485
جواد درویشی خاتونی، حمیده نوروزپور
چکیده در این مطالعه سه محیط رسوبی اصلی از رسوبات هولوسن دشت خوزستان شامل پهنه جزومدی و ساحلی، تالاب لب شور-شیرین و محیط رودخانهای براساس مطالعه 11 مغزه رسوبی شناسایی شدند. در طول هولوسن پیشین و میانی، جنوب دشت خوزستان یک فروافتادگی با انرژی پایین جزرومدی و تحت تاثیر مصب رودخانه بوده است. با افزایش سطح تراز آب، خط ساحلی بسرعت بسمت فلات قاره پیشروی کرده و با مغروقه نمودن بستر اصلی رودخانه توسعه پهنه جزرومدی اتفاق افتاده است. کاهش سطح آب دریا در 5500 و 2500 سال قبل با ایجاد شرایط کمی خشک تر و گسترش سبخای ساحلی و ایجاد دلتای دهانه ای دور از خط ساحل و رسوبگذاری نهشته های رودخانه ای همراه بوده است. توسعه مگافن رودخانه جراحی با کاهش نرخ تراز آب دریا و به همراه تثبیت مسیر رودخانه رخ داده است. با پیشروی بادزن آبرفتی رودخانه جراحی از شرق به سوی غرب، تغییرات محیطی از رسوبات پهنه ساحلی و جزرومدی به تالابی و سپس در بخش فوقانی مغزهها رسوبات آبرفتی نمایان می شود. وجود تناوت رسوبات آبرفتی و تالابی در مغزههای حاشیه تالابی میتواند تحت تاثیر تغییرات سطح تراز تالاب، مهاجرت کانال رودخانه جراحی در سطح بادزن آبرفتی، عوامل و دستکاریهای انسانی قرار گرفته باشد.
تحلیل زمینشناسی و هیدروژئولوژیکی فرونشست دشت هشتگرد و عوامل موثر بر تشدید یا مهار فرونشست
صفحه 283-296
https://doi.org/10.22034/irqua.2025.2054321.1041
سیده فاطمه کلانتریان، مرتضی شیخ، محمود ناوورنویری
چکیده مطالعات جامع و شرایط زمین ساختی حاکم بر دشت هشتگرد بیانگر وجود سفره آب زیرزمینی چند لایه است (مطالعات بیلان دشت هشتگرد، 1395). در طول سه دهه اخیر دشت هشتگرد متاثر از برداشت های بی رویه از منابع آب زیرزمینی تحت تاثیر مخاطره فرونشست قرار گرفته است. در بخش های شمالی دشت هشتگرد- نظرآباد از سال 1365 تا 1400 تراز آب زیرزمینی 40 متر افت داشته است. به دلیل وجود ضخامت زیادی از رسوبات تراوا و دانه درشت در این بخش، علیرغم برداشت از منابع آب، شواهد سطحی فرونشست زمین وجود ندارد. در بخش های مرکزی و جنوبی دشت هشتگرد به دلیل وجود میان لایه های رسی و رسوبات دانه ریز، افت تراز آب زیزمینی منجر به ایجاد مخاطره فرونشست شده است. سهم مناطق درگیر مخاطره فرونشست از تخلیه سفره آب زیرزمینی هشتگرد تنها 24 درصد از حجم برداشت سالیانه است (داده های وزارت نیرو، 1390). در واقع برداشت های بی رویه در بالادست و محدود شدن تغذیه سفره آب زیرزمینی، منجر به فرونشست زمین در بخش های مرکزی و جنوبی دشت هشتگرد شده است. در حاشیه جنوبی، علاوه بر جابجایی قائم، شواهدی از حرکت افقی مشاهده شده است. میزان نرخ فرونشست ارائه شده بر اساس داده های سنجش از دور، حداکثر 20 سانتیمتر در سال به صورت نقطه ای و 6 تا 7 سانتیمتر در سال بصورت میانگین است.
محاسبه نرخ فرسایش زمین شناختی کانیون آبشار رودمعجن در خراسان رضوی بر اساس معادله کوربل
صفحه 297-314
https://doi.org/10.22034/irqua.2025.2043510.1032
فریبا فروغی، مسلم یزدانی، سامان درویش بسطامی
چکیده کانیون آبشار رودمعجن شهرستان تربت حیدریه، یکی از عوارض زمین شناختی کواترنری شاخص شرق زون ایران مرکزی است که بر روی پهنه ای از آهکهای رودیست دار کرتاسه زیرین، حاوی فرامینیفرهای اوربیتولینا (بارمین- آلبین)، شکل گرفته و از اوایل کواترنری، تغییر شکل عمده و فرسایش شدیدی در بستر آهکی آن رخ داده است. منشا جریان آبی آن مربوط به ذخایر آب کارستی کواترنری ارتفاعات شمالی رودمعجن است. در این تحقیق با استفاده از معادله کوربل (1959) و به کمک مطالعات میدانی، نرخ فرسایش کانیون آبشار رود معجن محاسبه گردیده است. با توجه به شرایط تکتونیکی و گسلی منطقه، پیدایش این کانیون را می توان متاثر از عوامل تکتونیکی- گسلی و هم زمان، فرسایش آبی دانست. نتایج حاصل از محاسبات، حاکی از آن است که نرخ فرسایش انحلال آهک در کانیون آبشار رودمعجن حدود 14/188 میلیمتر بر هزار سال بوده که نشان از کارایی نسبی این مدل دارد.
ارزیابی ارتباط میزان تولید رسوب و مطلوبیت مکانی در الگوهای استقرار پیشازتاریخی دشت قزوین با بهرهگیری از ترکیب مدلهای یادگیری ماشین، فرایند سلسلهمراتبی و تحلیل مؤلفههای اصلی
صفحه 315-348
https://doi.org/10.22034/irqua.2025.2069959.1055
سوده افتخاری، حسن فاضلی نشلی
چکیده این پژوهش به بررسی ارتباط میان رسوبگذاری، مطلوبیت مکانی و الگوهای استقرار محوطههای پیشازتاریخی (نوسنگی،مسسنگی) در سه زیرحوضه آبریز ابهررود،خررود و حاجیعرب در دشت قزوین میپردازد.در گام نخست نقشههای میزان تولید رسوب با استفاده از شاخص فورنیه و سه مدل یادگیری ماشین شامل شبکههای عصبی مصنوعی، جنگل تصادفی و رگرسیون خطی چندگانه بازسازی شد که شبکههای عصبی توانست الگوهای واقعی رسوبگذاری را با دقت بالاتری بازنمایی کند.در ادامه برای تعیین نواحی مستعد استقرار، هفت معیار محیطی و زمینریختشناسی شامل ارتفاع، شیب، جهتِ شیب، تجمع جریان سطحی، فاصله تا منابع آبی، فاصله تا گسلها و شاخص پوشش گیاهی بهکار گرفته شد.وزندهی معیارها از طریق ترکیب روش فرایند سلسلهمراتبی و تحلیل مؤلفههای اصلی انجام گرفت تا سوگیری ذهنی کاهش یابد.نتایج نشان داد محوطههای باستانی بیشتر در مناطقی با میزان تولید رسوب کمتر قرار داشته و میان رسوبگذاری و احتمال حضور محوطهها همبستگی منفی معنادار وجود دارد.این امر احتمالاً بیانگر ترجیح جوامع باستانی برای انتخاب محل سکونت در مناطقی با شرایط زمینریختی پایدارتر است.در عین حال باید محدودیت دادهها بهویژه در نواحیِ با رسوبگذاری شدید و احتمال دفن محوطهها نیز در نظر گرفته شود.ترکیب روشهای یادگیری ماشین و تحلیلهای مکانی ابزاری کارآمد برای بازسازی الگوهای استقرار گذشته و هدایت پژوهشهای آینده فراهم میسازد.
بررسی سنگ مادر و جایگاه تکتونیکی رسوبات ماسهای بیابان لوت با تأکید بر ریگ یلان
صفحه 349-367
https://doi.org/10.22034/irqua.2025.730079
رقیه دلارام، صمد فتوحی، حسین نگارش، سیدعلی المدرسی
چکیده بیابان لوت با ساختار زمینشناسی پیچیده، اقلیم فراخشک و دینامیک شدید بادی، یکی از برجستهترین محیطهای ژئومورفولوژیک در ایران به شمار میآید در این پژوهش، تعداد 19 نمونه رسوب سطحی براساس روشهای استاندارد نمونهبرداری، برای تعیین منشا رسوبات، تعیین نوع سنگ مادر، شناسایی فرآیندهای هوازدگی و شرایط تکتونیکی حوضه رسوبی در پروفیل عرضی بیابان لوت برداشت شد. نمونهها جهت انجام آنالیز عنصری با دستگاهICP-OES و دستگاه XRF (X-Ray fluorescence) به آزمایشگاههای سازمان زمینشناسی کشور ارسال شدند. تعیین پارامترهای آماری، نمودارهای هیستوگرام فراوانی عناصر و آنالیز خوشهای به منظور تعیین ارتباط عناصر با یکدیگر و منشا رسوبات در محیط نرمافزار SPSS انجام پذیرفت. براساس نمودارهای تفکیک منشأ سنگ مادر، نمونههای برداشتشده از منطقه در محدوده سنگهای آذرین قرار دارند. این نمونهها با دارا بودن مقادیر بالای کوارتز، نشاندهنده منشأیی از سنگهای آذرین فلسیک تا اولترامافیک هستند. نتایج طبقهبندی منشأ رسوبات، نشان میدهد که بیش از نیمی از نمونهها در محدوده گرانیت بازالتی و بقیه در بازالت گرانیتی قرار دارند. منشأ رسوبات بستر ریگ یلان از سنگهای حدواسط تا گرانیتی بوده و عمدتاً از بخشهای جنوبی و جنوبغربی بیابان لوت منشأ گرفتهاند. همچنین، موقعیت تکتونیکی این رسوبات با محیطهای جزایر قوسی و حاشیههای فعال قارهای مطابقت دارد.
ماگماتیسم آلکالن جوان جاده هراز- پلور، البرز مرکزی: شاهدی بر تداوم حوضه کششی کافتی در البرز
صفحه 368-387
https://doi.org/10.22034/irqua.2025.731449
رامین مازندرانی، سید جمال شیخ ذکریایی، سید مجتبی مرتضوی، منصور وثوقی عابدینی، عبدالله یزدی
چکیده آتشفشان چینهای دماوند به عنوان بلندترین قله آتشفشانی ایران و خاورمیانه در فاصله حدود 50 کیلومتری شمال شرقی تهران قرار دارد و در مرحله فعالیت فومرولی هست. در مسیر جاده هراز حجم اصلی گدازههای آتشفشانی را الیوین بازالت، تراکی آندزیت و تراکی آندزیت بازالتی با کانیهای، الیوین، کلینوپیروکسن)اوژیت(، فلوگوپیت، آپاتیت، اکسیدهای آهن، آمفیبول و زیرکن تشکیل میدهد. خمیره این سنگها متشکل از الیوین، پیروکسن، پلاژیوکلاز، آمفیبول، بلورهای بسیار ریز نفلین، آپاتیت و کانیهای فلزی است. در این تحقیق با هدف بررسی بخشی از البرز مرکزی، از روش بررسیهای صحرایی، مطالعه مقاطع نازک و تجزیه شیمیایی عناصر اصلی و کمیاب انجام شده است. نتایج نشان دهنده آن بود که بر اساس مطالعات ژئوشیمیایی و نمودارهای چند عنصری نرمالیز شده با کندریت و گوشته اولیه، این سنگها خصوصیات آلکالن و غنی شدگی از عناصر LILE و LREEو تهی شدگی از عناصر HFSE و HREE را نشان می دهند. همچنین ماگمای آنها حاصل ذوب بخشی یک منبع گوشته آستنوسفری مشابه با OIB و در رخساره گارنت لرزولیت میباشد که در یک محیط تکتونیکی ریفت درون قارهای جایگزین شده اند.
زمین لغزش روستای حسین آباد کالپوش در استان سمنان (از رخداد تا تثبیت)
صفحه 388-411
https://doi.org/10.22034/irqua.2025.2068825.1051
سعیدمحمد صبوری، سیدامیرحسین گرکانی، ابراهیم حق شناس
چکیده رخداد زمین لغزش در روزهای پایانی سال 1397 و اوایل سال 1398 پس از وقوع سیلاب در بسیاری از استان های کشور از جمله خراسان شمالی، گلستان، سمنان، مازندران، گیلان، همدان، لرستان، کردستان، کرمانشاه، آذربایجان شرقی و غربی، زنجان صورت گرفت. در روستای حسین آباد کالپوش در شهرستان میامی استان سمنان نیز تعداد زیادی زمین لغزش اتفاق افتاد. زمین لغزش های رخداده در روستا به 5 پهنه مختلف شامل 1- پهنه لغزشی پایین دست سد کالپوش، 2- پهنه لغزشی بالا محله و دامنههای جنوبی رودخانه قوشه-دگرمان، 3- پهنه لغزشی بالا محله سعادتآباد، 4- پهنه لغزشی بعثتآباد و 5- پهنه لغزشی محله حسنآباد و دامنههای بالادست آن دسته بندی گردید. زمین لغزش های رخداده به تعداد زیادی از منازل روستایی، تاسیسات و زیرساخت ها آسیب رساند. جهت تثبیت و پایداسازی زمین لغزش های رخ داده در روستا تعداد 8 گمانه ماشینی و 6 پروفیل ژئوالکتریک با آرایه دوقطبی - دوقطبی، سه پروفیل لرزه نگاری شکست مرزی امواج S و P، برداشتهای تک ایستگاهی و آرایهای خردلرزهسنجی (میکروترمور) شامل یک برداشت آرایهای در محل و 17 برداشت تکایستگاهی انجام گردیده است. با انجام تثبیت، پایدارسازی و ایمن سازی روستای حسین آباد کالپوش، از مهاجرت و جابجایی حدود 1000 خانوار با جمعیتی بالغ بر 3500 نفر جلوگیری گردید و از تبعات زیانبار جابجایی های ناموفق پیشگیری شده است. لذا باتمهیدات اتخاذ شده و انجام مطالعات و اجرای طرح های پایدارسازی در روستای حسین آباد کالپوش از تکرار تجربه های ناموفق و پرهزینه جابجایی روستایی جلوگیری بعمل آمده است.
دینامیکهای تکتونیکی و فورانهای آتشفشانی کواترنری: شواهد کمی از برهمکنش ژئودینامیکی در شمالغرب ایران و قفقاز جنوبی
صفحه 412-429
https://doi.org/10.22034/irqua.2025.2073561.1058
عطیه سناخوان، علی سلگی، علی سربی، مهران آرین
چکیده شمالباختر ایران، ارمنستان و آناتولی شرقی بخشی کلیدی از کمربند ماگمایی آلپ–هیمالیا هستند که میزبان مراکز آتشفشانی کواترنری متعدد و لرزهخیزی شدید به شمار میروند. با وجود شواهد فراوان از فورانهای هولوسن و تاریخی، نقش دقیق ساختارهای تراکششی ناشی از گسلهای امتدادلغز در کنترل مکان و زمان آتشفشانخیزی کمتر بهطور کمی آزموده شده است. در این پژوهش با ترکیب دادههای سنجشازدور، کاتالوگ لرزهای، ۸۲۰ مرکز آتشفشانی با دقت 92% شناسایی و تحلیل شدند. آزمونهای آماری نشان میدهد فاصله میانگین دهانهها از گسلهای فعال بهطور معنادار کمتر از توزیع تصادفی است. تمرکز بیشینه مراکز در جابجایی پلهای بازشونده و حوضه کششی امتدادلغز، می تواند نشان دهنده همزمانی تکتونیک–آتشفشان در مقیاس ناحیهای باشد. نمونههای شاخص شامل آرارات، تسخو–کارکار، پوراک و سبلان هستند که شواهد تاریخی و C14 نقش مستقیم گسلهای کششی در هدایت فورانها را تأیید میکنند. بر اساس نتایج، به نظر می رسد که سامانههای امتدادلغز با مؤلفه کششی، کنترل کننده صعود ماگما و زمانبندی فورانها در این پهنهاند و احتمالاً بتوان گفت که خطر آتشفشانی، در کنار خطر لرزهای، سهم مهمی در افزایش ریسک طبیعی منطقه دارد. این یافتهها اهمیت پایش یکپارچه لرزهای–آتشفشانی و مدلسازی تنش برای ارزیابی دقیقتر مخاطرات در قفقاز جنوبی و شمالباختر ایران را برجسته میسازد.
"مطالعه مکانی میزانآلودگی خاک ها و رسوبات آبرفتی پارکهای شهری شیراز توسط فلزات سنگین: کاربرد شاخصهای آلودگی و GIS"
صفحه 430-446
https://doi.org/10.22034/irqua.2025.2069445.1052
عاطفه نیمروزی
چکیده آلودگی خاک ها و رسوبات آبرفتی پارکهای شهری به فلزات سنگین یکی از مهمترین چالشهای زیستمحیطی در شهرهای بزرگ است که میتواند سلامت شهروندان، بهویژه کودکان را تهدید کند. این مطالعه به بررسی کمی و مکانی آلودگی فلزات سنگین در رسوبات سطحی ۱۳ پارک شیراز میپردازد. نمونههای خاک از عمق ۰ تا ۲۰ سانتیمتر جمعآوری شده و غلظت فلزات Pb، Cd، Zn، Cu، Ni، Cr، As و Sn با دستگاه ICP-MS اندازهگیری گردید. برای ارزیابی آلودگی، شاخصهای ضریب آلودگی (CF)، شاخص زمینانباشتگی (Igeo)، ضریب غنیسازی (EF) و شاخص آلودگی یکپارچه (IPI) محاسبه شدند. نتایج نشان داد که فلزات کادمیوم و آرسنیک در برخی پارکها در سطوح آلودگی شدید تا بسیار شدید قرار دارند، اما سایر عناصر عمدتاً در محدوده آلودگی کم تا متوسط گزارش شدند. اختلاف سطح آلودگی میان عناصر مختلف به تفاوت در منشاء و رفتار ژئوشیمیایی آنها مربوط است. در حالیکه غلظت بالای Cd و As بیشتر از فعالیتهای انسانی نظیر ترافیک و صنایع ناشی میشود، سایر فلزات مانند Ni، Cr و Zn غالباً منشاء طبیعیتر داشته و در محدوده آلودگی کم تا متوسط باقی ماندهاند.این مطالعه بر اهمیت پایش مستمر کیفیت خاک و مدیریت آلودگی در فضاهای سبز شهری تأکید میکند تا سلامت عمومی حفظ شود.
