تعیین ارتفاع خط تعادل (ELA) در درهی هراز در آخرین دورهی یخچالی
صفحه 305-314
https://doi.org/10.22034/irqua.2017.701948
مجتبی یمانی، حمزه زمانی
چکیده گسترش و بسط نظریهی یخبندان کواترنری به وسیلهی تجزیه و تحلیل دادهها و یافتن ارتباط میان جهت و ارتفاع ناهمواری و چگونگی پدید آمدن اشکال مورفولوژی یخچالی هدفی است که این تحقیق بنیادی در تلاش برای نیل به آن است. بر این اساس، اهداف فرعی زیر مطرح میشوند: الف) شناخت اشکال مورفولوژی یخچالی در درهی هراز؛ و ب) تعیین مرزهای یخچالی کواترنری در البرز مرکزی. درهی هراز، از دامنهی آزادکوه تا درهی اصلی هراز در زردبند، با روند شرقیغربی محل تشکیل اشکال ژئومورفولوژی یخچالی است که این مقاله درصدد است تا با رویکردی آماری، ضمن مطالعهی حدود گسترش یخبندانهای دورهی کواترنری و بازسازی ارتفاع خط تعادل (ELA)، به بررسی توزیع سیرکهای یخچالی منطقه و ارتفاع برفمرز در دورهی یخچالی وورم بپردازد. برای بررسی و بیان چگونگی توزیع سیرکهای یخچالی از روشهای آمار توصیفی و آزمون خی دو استفاده شده است. روشهای گوناگونی برای بازسازی ELA وجود دارد که در اینجا، با روش بررسی کف سیرک، ارتفاع برفمرز دورهی وورم تعیین میشود. نتایج تحقیق ثابت میکنند که در مورد سیرکهای یخچالی بین فراوانیهای مشاهده شده و فراوانیهای مورد انتظار، تفاوت معنیداری وجود دارد و توزیع این سیرکها ناشی از جهت ناهمواری است. در مورد ارتفاع برفمرز دورهی گذشته نیز، ادغام روش بررسی کف سیرک و روشهای آماری پیشنهاد میدهند که در این حوضه، میانگین ارتفاع سیرکهای یخچالی ۲۷۹۹ متر و مقدار نما ۲۷۰۶ متر است. مقدار نما در سیرکهای رو به قطب ارتفاع ۲۸۷۴ متر و در سیرکهای رو به استوا ارتفاع ۲۹۴۱ متر میباشد.
کانیهای تبخیری استان کرمان، با نگاهی ویژه به ویژگی های طیفی، کانیشناسی و دورسنجی
صفحه 315-336
https://doi.org/10.22034/irqua.2017.701958
اعظم سلطانی نژاد، حجت اله رنجبر، سارا درگاهی، مهدی هنرمند
چکیده در این پژوهش، سیمای طیفی کانیهای تبخیری موجود در مناطق تبخیری استان کرمان مورد بررسی قرارگرفته و قابلیت روش کمینهسازی انرژی مقید(CEM) در بارز سازی کانیهای مذکور با استفاده از تصاویر ماهواره ای استر مورد ارزیابی واقعشده است. منحنی طیفی نمونهها با استفاده از دستگاه اسپکترورادیومتر برداشت و ترکیب کانیشناسی این نمونهها با استفاده از روش تفرق اشعه ایکس((XRD مشخص گردیده است. با استفاده از نتایج XRD، نمونهها در قالب 4 گروه از نمونههای با کانیهای غالب هالیت، ژیپس، کلسیت و تناردیت در مناطق مطالعاتی استان کرمان که شامل پلایای سیرجان، کفه خاتونآباد، تبخیریهای منطقه راور، سه کراتر از کراترهای منطقه راین، کفه کشکوئیه و منطقه شهداد، مورد مطالعه قرار گرفتند. سیمای طیفی هر یک از نمونهها و باندهای جذبی آنها با توجه به ترکیب کانیشناسی آنها ارائهشده است. نتایج حاصل از اعمال روش CEM نشان داد که این روش، مناطق دارای کانیهای هالیت، ژیپس و تا حدودی تناردیت را بهخوبی بارز میسازد؛ اما در مورد کانی کلسیت، تفکیک بهخوبی انجام نمیشود که دلیل آن اختلاط زیاد این کانی با سایر کانیهاست. بااینوجود، با توجه به بازتاب طیفی کمتر کانی کلسیت نسبت به کانیهای هالیت و ژیپس، تا حدودی میتوان تفکیک را انجام داد.
چینهنگاری خاکشناختی و تاثیر حذف کربناتها بر توزیع اندازه ذارت توالیهای لسی-خاک قدیمی جنوبغربی ساری
صفحه 337-351
https://doi.org/10.22034/irqua.2017.701959
حامد نجفی کرسامی، علیرضا کریمی، فرهاد خرمالی، غلامحسین حق نیا
چکیده توالیهای لس-خاک قدیمی به فراونی برای شناسایی و بازسازی تغییرات اقلیمی استفاده شدهاند. برای این منظور، قدم اول شناسایی توالیهای لس و خاک قدیمی و تعیین ویژگیهای پدولوژیک، فیزیکی و شمیایی آنها است. اهداف این مطالعه، شناسایی توالیهای لس - خاک قدیمی جنوب ساری و بررسی تاثیر کربناتها بر توزیع اندازه ذرات بود. در مقاطع مورد مطالعه، خاک جدید (MS) از افقهای کمبیک (Bw) و کلسیک (Bk) تشکیل شده بود. همچنین سه توالی خاک قدیمی شناسایی شد که دو خاک قدیمی (PS1 و PS2) دارای افق آرجیلیک-کلسیک (Btk) و خاک قدیمی سوم (PS3) دارای ویژگیهای ورتیک (Bssk) بود. کربناتهای ثانویه به شکل نودولهای سخت در اندازه 2 تا بیش از 70 میلیمتر در خاک مشاهده شدند. بیشترین مقدار تجمع کربناتها در لایههای لسی بود که از خاکهای رویی منتقل شده بودند. تجمع کربناتها سخت شده، باعث افزایش بخش شن شده بود که حذف آنها توسط اسید کلرید ریک رقیق باعث کاهش مقدار شن و افزایش قابل توجه سیلت شد. غالب بودن بخش سیلت متوسط نشان میدهد که این تهنشستها فاصله نسبتاً زیادی را طی کردهاند. زیاد بودن مقدار رس در خاکهای قدیمی، نمایه خوبی از تکامل خاک که بیشترین مقدار آن در PS2 بود. نتایج نشان داد که مقاطع مورد مطالعه برای مطالعات آتی در زمینه بازسازی اقلیم و محیط گذشته مناسب هستند.
زمین دیس ها و چشمه های کارستی دره الموت، شمال قزوین
صفحه 353-366
https://doi.org/10.22034/irqua.2017.701965
پرویز غضنفری، مهدی بختیاری، مهدی تاج آبادی
چکیده شناخت پدیدههای زمینریختشناسی که در اثر انحلال ایجادشدهاند، میتواند کمک شایانی به شناخت سامانههای کارستی نماید. از این رو، معمولا زمینریختشناسی نخستین مرحله در بررسی کارست میباشد. دره الموت در زون ساختاری البرز میانی (مرکزی) قرارگرفته است و دربرگیرنده سازندهای دورانهای دیرینهزیستی، میانهزیستی، و نوزیستی است. مهمترین سازندهای کربناته الموت سازندهای سلطانیه، روته، الیکا، لار و تیزکوه هستند. در این پژوهش، پس از بررسیهای میدانی و نمونهبرداری از واحدهای سنگی سازندهای کربناته و مقایسه آنها از دید میزان گسترش زمیندیسهای کارستی، توان کارستزایی آنها مورد بررسی قرارگرفت. بررسیهای سنجش از دور به وسیله نرم افزار ILWIS بر روی تصاویر ماهوارهای لندست برای دستیابی به جداسازی و محاسبه مساحت سازندهای کربناته، همچنین مدل ارتفاع رقومی انجام گرفت. مهمترین زمیندیسهای کارستی در منطقه شامل انواع کارن، گودال انحلالی، غارک، غار، و چشمه کارستی هستند. به دلیل بارندگی بیشتر و دمای کمتر، شدت کارستیشدن در بخش شمالی دره الموت بیشتر از جنوب آن است. برپایه تلفیق بررسیهای میدانی و دادههای سنجش از دور، شدت کارستیشدن در منطقه الموت به ترتیب از زیاد به کم شامل: سازندهای روته، الیکا، تیزکوه، لار و سلطانیه میشود. برپایه ردهبندی زمینریختی، کارستزایی الموت را کارست ناقص نامید.
ارزیابی منشا مواد محلول آب رودخانه خررود (جنوب استان قزوین) با شاخصهای زمینآماری
صفحه 367-378
https://doi.org/10.22034/irqua.2017.701966
سعید خدابخش، بهروز رفیعی، مینا افشارنیا، شیما کبیری، رضا اخلاص مند
چکیده سیستمهای رودخانهای یکی از پویاترین عوامل جابهجایی و ته نشست مواد رسوبی در طول دوره کواترنری هستند؛ آنها مواد جامد و محلول حاصل هوازدگی رخنمون سازندها را به حوضههای رسوبی منتقل میکنند. دراین پژوهش تأثیر سازندهای زمین شناسی بر ویژگیهای هیدروژئو شیمیایی آب رودخانه خررود از طریق آزمایشات شیمیایی و بررسی آماری مورد بررسی قرار گرفته است. حوضه آبریز این رودخانه در زون ساختاری ایران مرکزی قرار دارد. 35 نمونه (متمرکز در طول 40 کیلومتر از بازه باختری رودخانه)، در دو فصل خشک وترسال آبی 94-93 مورد آزمایش قرار گرفتند. سپس دادههای هیدروژئوشیمیایی با استفاده از تکنیکهای آماری (ماتریکس همبستگی، آنالیز خوشهای و نمودار جعبهای) با کمک نرم افزار SPSS مورد بررسی قرار گرفتند. نتایج حاصل از تحلیلهای آماری نشان دادند که سولفات کلسیم و کلرید سدیم (با منشا رسوبات تبخیری) بیشترین نقش را در افزایش نمکهای محلول آب رودخانه داشتهاند. سنگهای کربناته در این رابطه نقش کمتری داشته اند.
بررسی آثار برف مرز دائمی یخچالهای کواترنری توده کوهستانی قروه
صفحه 379-391
https://doi.org/10.22034/irqua.2017.701971
غلام حسن جعفری، مینا آوجی
چکیده فرم زمین نتیجه نهایی ساختمان اولیه زمین و فرایندهای اثرگذار در طی زمان است. برای بررسی اثر ساختمان اولیه بر پالئوهیدروژئومورفولوژی، نواحی کوهستانی قروه انتخاب گردید که دلیل آن تسلط فرایند یخچال کواترنری با توجه به عرض جغرافیایی بالا و ارتفاع بیش از 3000 متری قلههای منطقه میباشد. بر اساس روابط موجود، بازه زمانی روزهایی که احتمال وقوع یخبندان در طول سال، بیش از 170 روز است برآورد گردید؛ این مسئله علاوه بر تأیید برودت کنونی هوا، میتواند دلیل دیگری بر تسلط فرایندهای یخچالی کواترنری باشد. با استفاده از نقشههای توپوگرافی 50000/1 منطقه 34 لندفرم سیرک مانند شناسایی شد. روش رایت با توجه به ارتفاع مرتبشده آنها بهصورت نزولی، برف مرز دائمی کواترنری دو دامنه (شمالی، جنوبی) را در ارتفاع 2200 متر نشان میدهد. بر اساس این ارتفاع و نقشه ی همدما و هم بارش کنونی، کاهش دمای کواترنری نسبت به امروز حدود 8/8 درجه سانتیگراد و بارش گذشته در حدود دو برابر شرایط کنونی برآورد گردید. نقشه ی همدما وهم بارش کنونی با استفاده از اطلاعات ایستگاه های موجود اطراف و داخل حوضه و دادههای ارتفاعی منطقه تهیه گردید. برخلاف تحقیقات قبلی، تفاوت چندانی بین ارتفاع برف مرز دامنههای مختلف ناحیه کوهستانی قروه وجود نداشت. مورفولوژی و لیتولوژی غالب سیرکهای قروه در نقشههای توپوگرافی و زمینشناسی حاکی از آن است که در دو طرف کوهستان قروه فرمهای اولیه کراتر مانندی موجود بوده و چالههای مساعد با ارتفاع یکسان، برای تجمع برف و یخ به وجود آورده و همین امر در یکسان بودن ارتفاع برف مرز کواترنری دو دامنه اثر گذاشته است.
سنگ رخساره ها و شرایط ته نشینی سازند کهریزک(پلیستوسن میانی-پسین) در خاور تهران
صفحه 393-403
https://doi.org/10.22034/irqua.2017.701980
پیمان رضائی، پروانه فریدی، هنگامه نجفی
چکیده دوره کواترنری، کوتاهترین دوره زمین شناسی است که مشخصه های متمایز زیادی دارد. از جمله این مشخصه ها، گستردگی زیاد نهشته های آن در سطح زمین و ماهیت آواری بسیاری از این نهشته ها است. سازند کهریزک از جمله نهشته های کواترنری در دامنه جنوبی البرز مرکزی و در محدوده تهران است که با توجه به موقعیت چینه شناسی خود، دارای محدوده سنی پلئستوسن میانی- پسین میباشد. در این تحقیق 4 توالی از این سازند در خاور شهر تهران، در مسیر تهران- رودهن مورد بررسی قرار گرفت. اجزای متشکله این سازند از فرسایش نهشته های قدیمیتر بویژه سازند کرج (توف، سنگ آهک، شیل و بازالت) و سازند هزار دره ناشی شده اند. براساس مطالعات صحرایی و آزمایشگاهی 4 لیتوفاسیس گراولی (Gmm، Gcm، Gh و Gci)، 2 لیتوفاسیس ماسهای (Sh و Sm) و 2 لیتوفاسیس دانه ریز (Fl و Fm) مورد شناسایی قرار گرفت که 3 عنصر ساختاری CH، SG و FF را تشکیل میدهند. وجود این عناصر ساختاری در کنار سایر مشخصه های رسوبی نشان میدهد که نهشته های آواری سازند کهریزک در یک سیستم رودخانه ای بریده بریده با بستر گراولی و ته نشست های جریان ثقلی- رسوبی بر جای گذاشته شده است.
