دوره و شماره: دوره 6، شماره 3 - شماره پیاپی 23، پاییز 1399 
باستان شناسی کواترنری

مطالعۀ در زمانی تغییرات شکلی در دست‌افزارهای سنگی محوطۀ پارینه ‌سنگی میرک به کمک روش ریخت ‌سنجی هندسی سه ‌بُعدی

صفحه 344-367

https://doi.org/10.22034/irqua.2020.702372

سید میلاد هاشمی سروندی، حامد وحدتی نسب، ژیل بریون

چکیده امروزه بررسیِ آماری ریخت ‏شناسانۀ دست‏ ساخته ‏های سنگی و تغییرات و گوناگونی‏ های شکل آن‏ها در زمان و مکان اهمیت زیادی در باستان‏ شناسی پارینه ‏سنگی یافته است. از دلایل این توجه روزافزون، رواج بهره ‏گیری از روش‏های آماریِ چندمتغیره در باستان‏ شناسی، ایجاد ارتباط روزافزون میان باستان‏ شناسان و متخصصان برنامه‏ نویسی و علوم زیستی (چون بیوسیستماتیک جانوری)، پیشرفت‏ در فناوری مدرن و روش‏های دریافت اطلاعات، و نیز توانایی روش‏های تحلیل ریخت‏ شناسی در پاسخ به برخی پرسش‏هاست که تاکنون پاسخ دادن بدان‏ها یا امکان نداشته یا از عینیت چندانی برخوردار نبوده است. به دلیل همین نیاز به عینیت، استفاده از چنین روشی در باستان‏شناسی پارینه‏سنگی ایران ضرورت دارد. امروزه به کمک بررسی ریخت‏ شناسی دست ‏ساخته‏ های سنگی امکانِ پاسخ دادن به پرسش‏هایی در زمینه ‏های گوناگون چون مباحث ادراکی، سازمان فناوری، بوم‏شناسی رفتاری انسان، تاریخ فرهنگ، سازوکارهای شارش اطلاعات، و تطور فیلوژنتیکی بیش از پیش مهیا شده است. در این پژوهش یکی از روش‏های بررسی شکلی، به نام «ریخت‏ سنجی هندسی به صورت سه‏ بُعدی»، به منظور بررسی تغییرات درزمانی در شکلِ دست ‏افزارهای سنگی یافت‌شده از دو لایۀ باستان‏ شناسیِ محوطۀ پارینه‏ سنگی میرک، در جنوب سمنان، استفاده شده است. روش پژوهش هم آزمایشگاهی هم کتابخانه‏ای است. پرسش اصلی پژوهشی این بود که آیا میان شکل کلی این دست‏افزارها، که تراشه‏محور هستند، تفاوتی وجود دارد یا خیر؟ دیگر آنکه در صورت وجود یا فقدان تفاوت، یافته‏ها چگونه تحلیل می‏شوند؟ نتایج بررسی‏های ریخت‏سنجی به کمک روش‏های آماریِ کاهش ابعاد و چندمتغیره نشان داد میان شکل کلی دست ‏افزارهای سنگی نهشته ‏های دوم و سوم میرک تفاوت معناداری از نظر آماری وجود ندارد؛ به عبارت دیگر، ریخت‏ شناسیِ کلیِ این دست‏ افزارها دچار تغییری در طول زمان نشده است. به نظر می‏رسد از جمله دلایل این عدم تغییر وجود بزرگ‏ جمعیت‏ها و انتشار اطلاعات فناورانه در پهنۀ شمال دشت کویر مرکزی، ثبات روش‏های کاهش سنگ مادرهای تراشه، و شکل اولیۀ مواد خام سنگی با درجات اثر گوناگون باشد.

نئوتکتونیک و گسل ها

شناسایی مناطق فعال ‌زمین‌ساختی با استفاده از آنالیز فرکتالی زمین‌لرزه‌ها، خط‌واره‌ها، و آبراهه‌های استان البرز

صفحه 369-382

https://doi.org/10.22034/irqua.2020.702373

ونوس تأثیری، محسن پورکرمانی، علی سربی، محمود الماسیان، مهران آرین

چکیده تحلیل فرکتالی زمین‌لرزه‌ها و خط‌و‌اره‌ها و آبراهه‌ها ابزاری کاربردی جهت ارزیابی فعالیت ‌زمین‌ساختی هستند. به کمک تحلیل فرکتالی می‌توان بلوغ ساختاری و پویایی ‌زمین‌ساختی را ارزیابی کرد. در این پژوهش، با استفاده از تحلیل فرکتالی و بهره‌گیری از روش جعبه‌شمارو مطالعات صحرایی به بررسی و مقایسه ابعاد فرکتالی اندازه‌گیری‌شده برای شبکه طراحی‌شده استان البرز پرداخته شد. این شبکه‌بندی شامل 65 مربع با طول ضلع 5/12 کیلومتر است که ابعاد فرکتالی زمین‌لرزه‌ها و خط‌واره‌ها و آبراهه‌های همه آن‌ها، جداگانه، محاسبه شد. نتایج تحلیل فرکتالی خط‌واره‌ها و شبکه آبراهه‌ها بیانگر فعالیت ساختاری بالا پیرامون گسل‌های الموت، مشا، شمال تهران، و طالقان در بخش شمالی و گسل‌های ایپک و اشتهارد در بخش جنوبی منطقه مورد مطالعه بود. علاوه بر آن، با توجه به گوناگونی سنگ‌شناسی در گستره مورد مطالعه، تحلیل فرکتالی زمین‌لرزه‌ها نیز انجام گرفت. پهنه‌های 54، 55، 45، 46 از فعالیت ‌زمین‌ساختی بالایی برخوردارند که این نتایج تنها در تحلیل فرکتالی زمین‌لرزه‌ها خود را نمایان ساخت. به طور کلی به نظر می‌رسد فعالیت ‌زمین‌ساختی در استان البرز به‌شدت متأثر از فعالیت‌های گسل‌های اصلی و البته حضور گسل‌های فرعی و پنهان (جنوب استان البرز) در منطقه است که در آنالیز ابعاد فرکتالی زمین‌لرزه‌ها محرز شد.

محیط های رسوبی دریاچه ای، پلایاها، لس ها

پایش میزان جابه‌جایی ارتفاعی پادگانه‌های دریایی در سواحل مکران (کنارک تا کلات)

صفحه 383-405

https://doi.org/10.22034/irqua.2020.702374

علیرضا صالحی پورمیلانی، راضیه مزروعی سبدانی

چکیده پادگانه‌های دریایی مجموعه‌ای از عوارض تکتونیکی در ایران هستند و در طول سواحل دریای عمان از جاسک تا گواتر امتداد دارند. این پادگانه‌ها پیوسته در حال بالا آمدن‌اند و این امر بر مورفولوژی آن‌ها تأثیر زیادی گذاشته است و نمود بارز آن را می‌توان شکل‌گیری پرتگاه‌های مارنی‌ـ ماسه‌سنگی در این مناطق دانست. اما یکی از سؤالات مهم در بررسی این پادگانه‌ها، برآورد میزان برخاستگی این پادگانه‌ها در بخش‌های مختلف آن است. هدف از این تحقیق بررسی و برآورد تغییرات ارتفاعی پادگانه‌های دریایی منطقه کنارک تا کلات با استفاده از تصاویر ماهواره‌ای، تکنیک تداخل‌سنجی راداری و همچنین بررسی تأثیر آن بر مورفولوژی این پادگانه‌ها بود. در این تحقیق از تصاویر ماهواره‌ای رادار ENVISAT در بازه زمانی 2003 تا 2010 و از آنالیز سری زمانی SBAS برای تحلیل میزان جابه‌جایی و تغییرات ارتفاع پادگانه‌های دریایی کنارک، گوردیم، تنگ و کلات استفاده شد. نتایج حاصل از این تحقیق بیانگر آن است که میزان برخاستگی سواحل در پادگانه‌های منطقه مورد مطالعه یکسان نیست و میانگین میزان برخاستگی از 25/0 میلی‌متر در سال در پادگانه کنارک در شرق منطقه مورد مطالعه به سمت غرب تا 7/0 میلی‌متر در سال در پادگانه کلات افزایش می‌یابد. در بخش‌هایی از پادگانه‌های دریایی، هم‌زمان با برخاستگی، فرونشست‌هایی مشاهده می‌شود که دلیل آن را می‌توان شکل‌گیری گسلش‌های نرمال در این منطقه و فرونشینی سطح پادگانه‌ها دانست. این برخاستگی‌ها و فرونشست‌ها بر مورفولوژی پادگانه‌های دریایی تأثیر گذاشته و اشکال ژئومورفولوژی همانند پرتگاه‌های مارنی‌ـ ماسه‌سنگی متعدد را در این منطقه به وجود آورده است. علاوه بر آن بررسی‌ها نشان می‌دهد بالاترین سطوح ارتفاعی در پادگانه‌های دریایی منطبق بر مناطقی است که میزان برخاستگی آن‌ها بیشتر از سایر نقاط است.

محیط های رسوبی دریاچه ای، پلایاها، لس ها

بررسی نهشته‌های بادی بستر پلایای گاوخونی در طول پلیئستوسن پایانی و هولوسن

صفحه 407-432

https://doi.org/10.22034/irqua.2020.702375

طاهره جلیلیان، علیرضا تقیان، راضیه لک، جواد درویشی خاتونی

چکیده در این پژوهش، ضمن جمع‌آوری اطلاعات قبلی در ارتباط با مطالعات اقلیم دیرینه و ‌رسوب‌شناسی، اقدام به برداشت 16 مغزه رسوبی با بیشینه ژرفای 5/11 متر به صورت دست‌نخورده از رسوبات بستر پلایای گاوخونی توسط مغزه‌گیر اوگر شد. رخساره‌های رسوبی بر اساس رنگ، ‌اندازه دانه، ساخت رسوبی، شکل دانه، و نوع کانی‌های تبخیری تفکیک شدند. نمونه‌برداری بر اساس تغییر در نوع رسوبات و رخساره‌های رسوبی انجام گرفت. تعداد 80 عدد نمونه رسوبی جهت آنالیز ‌دانه‌بندی تفکیک شد. ‌دانه‌بندی نمونه‌ها به دو روش الک مرطوب و ذرات ریزتر از ماسه (سیلت و رس) توسط دستگاه لیزر انجام گرفت و با استفاده از نرم‌افزار سدی لایزر پارامترهای آماری رسوب‏شناسی محاسبه شد و در نرم‌افزار SPSS مورد تحلیل قرار گرفت. تیپ غالب رسوبات بستر پلایا گل و محیط‌های رسوبی بادی، رودخانه، دلتا، دریاچه، و پلایا است. با توجه به آنالیز سن‌سنجی به روش ایزوتوپی C14-AMS، میزان رسوب‌گذاری در بخش‏های غربی حدود 4/0 میلی‌متر و بخش‏های شرقی 25/0 میلی‏متر در سال بوده است. در این مطالعه دو دوره مهم خشک (8200 و 4500 سال پیش) در رسوبات هولوسن بستر پلایای گاوخونی شناسایی شد که حاکی از خشک شدن و گسترش رسوبات بادی در بستر پلایاست.

تغییر اقلیم، رخدادهای اقلیمی

بازسازی و بررسی تغییرات اقلیمی اواخر کواترنری پسین در بخش جنوب شرقی دریای خزر

صفحه 433-448

https://doi.org/10.22034/irqua.2020.702376

حسین باقری، آرش امینی

چکیده در این مطالعه جهت بازسازی تغییرات عمده اقلیمی در بخش جنوب شرقی دریای خزر یک مغزه رسوبی (N1) به طول 712 سانتی‌متر توسط مغزه‌گیر لرزه‌ای از بخش جنوبی خلیج گرگان و ساحل نوکنده برداشت شد. در آزمایشگاه، جهت بررسی نوع رسوبات، 89 نمونه در طول مغزه برداشت شد و آنالیز لیزری ‌دانه‌بندی روی آن‌ها انجام گرفت. همچنین، جهت بررسی دمای دیرینه آنالیز ایزوتوپ‌های پایدار کربن و اکسیژن در 20 نمونه فرامینیفر و جهت سن‌سنجی نمونه‌ها آنالیز کربن 14 در 3 نمونه حاوی ماده آلی صورت پذیرفت. نتایج ‌دانه‌بندی نشان داد این مغزه از 6 رخساره اصلی تشکیل شده؛ شامل 39 رخساره سیلت ماسه‌ای (sZ)، 28 رخساره سیلتی (Z)، 9 رخساره ماسه سیلتی، 9 رخساره گل ماسه‌ای گراول‌دار، 3 رخساره ماسه گلی گراولی، 1 رخساره ماسه گراولی. محدوده سنی آن نیز از حدود 22000 در قدیمی‌ترین واحدها تا عهد حاضر است. در جمع‌‌بندی نهایی مشخص شد بیشترین دما 4/27 درجه سانتی‌گراد مربوط به دوره قبل از یخبندان بزرگ و کمترین دما 9/13 درجه سانتی‌گراد مربوط به آخرین اوج یخبندان (Wurm) بوده است. در نهایت، با انطباق داده‌های مختلف، 7 دوره تغییرات عمده اقلیمی سرد و گرم طی 22000 سال در این منطقه مشخص شد.

مدلسازی در کواترنری

کاربرد روش‌های ژئوفیزیکی و فرکتال در شناسایی گسل‌ های رسوبات آبرفتی منطقه درکه تهران

صفحه 449-468

https://doi.org/10.22034/irqua.2020.702377

محسن جهان بین، سید رضا مهرنیا، حمیدرضا شیروانی مهدوی، حبیب رحیمی

چکیده هدف اصلی این پژوهش شناسایی گسل‏ها در منطقه درکه تهران بود. برای این منظور، پروفیل‏های ژئوالکتریک با آرایه ونر‌ـ شلومبرژه، رادار نفوذی به زمین (GPR)، و برای سنجش فرکتالی پروفیل ژئوالکتریک از تابع نمایی پراش‌ـ مسافت استفاده شد. در بازدیدهای میدانی انجام‌شده شکستگی‏ها و گسل‏خوردگی‏هایی با امتدادهای مختلف در سطوح وسیعی از سنگ‏های منطقه تشخیص داده شد. گسل شمال تهران مهم‏ترین و تأثیرگذارترین گسل منطقه مورد مطالعه است. از دیگر گسل‏های فرعی منطقه می‏توان به گسل‏های امامزاده داود و دربند و شیرپلا اشاره کرد. نتایج پردازش پروفیل ژئوالکتریک نشان‌‌دهنده افت بسیار شدید مقاومت ویژه در فاصله 96 متری پروفیل به علت وجود یک زون گسلی است. کمینه تغییرات مقاومت ویژه الکتریکی تحت روش فرکتالی انجام‌شده نشان‌دهنده روند خطی همراه با افت نسبی بعد فرکتال است. در برخی مناطق افزایش نامتعارف بعد فرکتال و ایجاد شرایط آشوبناک بیانگر مناطق گسله و خردشده است. همچنین، تغییرات مرتبط با افت شدید دامنه امواج الکترومغناطیسی در رادارگرام GPR در فواصل 90 تا 100 متری مؤید وجود حتمی زون گسلی در منطقه مورد مطالعه است.

مدلسازی در کواترنری

ارزیابی تغییرات سواحل جنوبی استان خوزستان با استفاده از مدل LCM

صفحه 469-483

https://doi.org/10.22034/irqua.2020.702378

محمدجواد بهمنی، خلیل رضایی، عبدالرضا هاشمی

چکیده خطوط ساحلی از مناطقی هستند که حساسیت بالایی در برابر فرسایش و رسوب‏گذاری دارند. خطوط ساحلی همواره مورد توجه کاربری‌‏های انسانی قرار دارند. ولی با توجه به پتانسیل تغییرپذیری بالایی که دارند در معرض مخاطرات هستند. از مخاطرات رایج مناطق ساحلی پس‌روی و پیش‌روی خطوط ساحلی است. با توجه به اهمیت موضوع، در این پژوهش به بررسی تغییرات خطوط ساحلی جنوب استان خوزستان پرداخته شد. در این پژوهش به منظور دستیابی به اهداف مورد نظر از مدل رقومی ارتفاعی 30 متر SRTM، تصاویر ماهواره لندست، نقشه‏های توپوگرافی ۱:۵۰۰۰۰، و نقشه‏های زمین‏شناسی ۱:۱۰۰۰۰۰ به عنوان داده‏های تحقیق استفاده شد. ابزار مورد استفاده Arc GIS‏، ENVI، IDRISI بود. روش کار در این تحقیق به این صورت بود که ابتدا تصاویر ماهواره لندست سال‏های 1990، 2000، 2010، 2020 تهیه و پیش‏پردازش‏های لازم بر آن‌ها انجام گرفت. پس از آن نقشه‏‏های پوشش زمین طی دوره‏های زمانی مورد مطالعه تهیه شد. سپس با استفاده از مدل LCM روند تغییرات خط ساحلی منطقه ارزیابی شد. بر اساس نتایج حاصله، خط ساحلی جنوب خوزستان با تغییرات زیادی مواجه شده است؛ طوری که طی سال‏های 1990 تا 2020 حدود ۷۰۷ کیلومتر مربع از خشکی‏های منطقه مورد مطالعه به پهنه آبی تبدیل شده که عمدتاً مربوط به فرسایش نوارهای ماسه‏ای و همچنین پیش‏روی دریا بوده است. همچنین، در این دوره حدود ۵/۱۴ کیلومتر مربع از پهنه آبی به خشکی تبدیل شده است.