تغییرات محیطی بعد از رخداد زمینلغزش کبیرکوه و تأثیر آن در شکلگیری محوطههای باستانی محدوده دریاچه جایدر
صفحه 1-14
https://doi.org/10.22034/irqua.2015.701837
مهران مقصودی، سیامک شرفی، مجتبی یمانی، عباس مقدم، سید محمد زمانزاده
چکیده کوهستان زاگرس در بخش مرکزی با محیط جغرافیایی مساعد، مکان مناسبی برای شکلگیری استقرارها و جوامع انسانی است. وابستگی شدید جوامع انسانی این منطقه به محیط طبیعی سبب شده تا همواره تحت تأثیر شرایط محیطی و تغییرات ناشی از آن قرارگیرند. تغییر محیطی اوایل دوره هولوسن در نتیجه رخداد زمینلغزش کبیرکوه و متعاقب آن شکلگیری دریاچههای سیمره و جایدر، از جمله تغییرات محیطی است که طی هزاران سال الگوهای استقراری جوامع انسانی منطقه را تحت تاثیر قرار داده است. محدوده مورد مطالعه دریاچه جایدر و روش تحقیق توصیفی- تحلیلی و میدانی بود. از ابزارهایی مانند نقشههای توپوگرافی، زمینشناسی، تصاویر ماهوارهای، GPS و نرمافزارهای Arc GIS و Global Mapper جهت بررسی تغییر الگوی استقرار محوطههای باستانی استفاده شده است. مطالعه 27 محوطه باستانی شناسایی شده در حوضه رسوبگذاری دریاچه جایدر از یکسو منجر به شناخت الگوهای استقراری متفاوتی طی دوره زمانی فراپارینهسنگی تا اواخر دوران اسلامی در این محدوده شد؛ و از سوی دیگر، شناخت الگوهای استقراری طی این دوران، باعث روشن شدن وضعیت تغییرات محیطی حوضه رسوبگذاری دریاچه جایدر شد. نتایج نشان داد که الگوی استقرار محوطههای باستانی بعد از رخداد زمینلغزش کبیرکوه و تشکیل دریاچه جایدر، از دوره فراپارینهسنگی تا اواخر دوران اسلامی به تبعیت از تغییرات سطح آب دریاچه و ضخامت رسوبات پادگانه دریاچه بوده است.
فناوری و گونهشناسی مجموعۀ دستافزارهای سنگی محوطۀ روباز پارینهسنگی جدید گرمرود 2، بلیران، آمل، مازندران
صفحه 15-27
https://doi.org/10.22034/irqua.2015.701850
مهکامه ابوالفتحی، حامد وحدتی نسب، حسن فاضلی نشلی، اصغر عسگری خانقاه، بنوآ شوریه
چکیده سرزمین ایران با توجه به موقعیت جغرافیایی و اقلیمی مناسب خود، در بین جوامع پیش از تاریخ شاهراه ارتباطی مهمی بوده است و برای شناخت جوامع انسانی در دورۀ پلیئستوسن ناحیهای کلیدی به شمار میرود. تاکنون محوطههای پارینهسنگی بسیاری در ایران شناسایی شدهاند، اما دانش ما در مورد محوطههای پارینهسنگی جدید به منطقۀ زاگرس محدود میشود. محوطههای منتسب به این دوران در بخش شمالی رشتهکوههای البرز و جنوب دریای مازندران ناشناخته بودهاند. محوطۀ گرمرود 2، در سال 1384 توسط گروه مشترک دیرینانسانشناسی ایران- فرانسه کشف شد. اهمیت آن در این است که تنها محوطۀ روباز در دورۀ پارینهسنگی جدید در شمال ایران است و خلأهای مطالعاتی بین محوطههای پارینهسنگی میانی و فراپارینهسنگی یافتشده در این منطقه را پوشش میدهد. دستافزارهای سنگی حاصل از سه فصل کاوش در این محوطه (1385 الی 1387) محور این پژوهش است. مطالعۀ گونهشناسی و فناوری دستافزارهای سنگی این محوطه، با توجه به فراوانی تیغهها و ریزتیغههای بهدست آمده در کنار بقایای استخوانی و آثاری که روی آنها به جای مانده بود نشان داد که این محوطه در مدتزمان کوتاه، در دوران پارینهسنگی جدید محوطۀ شکار و قصابی استفاده شده است.
ویژگیهای بازالتهای کواترنری منطقه بیجار در امتداد گسل زاگرس
صفحه 29-43
https://doi.org/10.22034/irqua.2015.701851
سحر ملکی، محمد هاشم امامی، منیره خیرخواه، عبدالله سعیدی
چکیده منطقه مورد بررسی یکی از جوانترین جریانهای آتشفشانی واقع در زون ساختاری سنندج- سیرجان و در امتداد خطی شمال باختری- جنوب خاوری در راستای گسل زاگرس است. ترکیب کلی سنگهای منطقه بازیک و شامل اولیوین بازالت، پیروکسن بازالت، تراکی بازالت بیشتر با ماهیت آلکالن است. وجود گزنولیتهای گنایسی و گزنوکریستهای کوارتز نشانگر آلایش پوستهای این سنگهاست. نمودار تغییرات عناصر کمیاب در برابر DI نشان میدهد که در تشکیل سنگهای منطقه فرایند تفریق مؤثر بوده است و پراکندگیهای موجود در نمودارها وابسته به پدیده آلایش ماگما با پوسته است. غنیشدگی این سنگها از LIL نشان میدهد که افزون بر پدیده تفریق ماگمایی، فرایندهای دیگری شامل اختلاط ماگمایی و آلودگی پوستهای نیز در پتروژنز سنگهای منطقه دخالت داشته است. شیب منفی نمودار عناصر REE، تفاوت الگوی سنگهای منطقه با الگوی بازالتهای مورب، شباهت الگوی عناصر کمتحرک مثل Y,Yb,Sr با الگوی بازالتهای آلکالن OIB، همچنین ترکیب آلکالن سنگهای منطقه گویای این است که ماگمای سازنده بازالتها از ذوب بخشی درجه پایین یک گوشته به نسبت غنیشده سرچشمه گرفته است.
بررسی نقش پوشش گیاهی در تشکیل و تکامل نبکاهای کویر انار
صفحه 45-55
https://doi.org/10.22034/irqua.2015.701852
محسن پورخسروانی
چکیده نبکاها یکی از اشکال فرسایش بادی است که در اثر تجمع ماسه در اطراف گیاهان شکل میگیرد. این پژوهش سعی دارد با استفاده از مدلهای آماری نقش پارامترهای مورفولوژی گیاهی را در تشکیل نبکاهای گونه کؤبر در کویر انار بررسی کند. پس ابتدا با ترسیم ترانسکتهایی نبکاهایی که در امتداد آنها قرارگرفت شناسایی، سپس پارامترهای ارتفاع، قطر قاعده و شیب دامنه نبکا، همچنین طول و تعداد شاخهها اندازهگیری و با استفاده از مدلهای آماری روابط بین این پارامترها تحلیل شد. نتایج نشان میدهد که هرچند توسعه هوایی اندامهای این گیاه محدود است، توسعه جانبی اندامهای این گیاه بر روی زمین میزان خروجی را به حداقل رسانده است و به نسبت سایر گیاهان حجم بالایی از رسوبات بادی را به دام میاندازد. بنابراین، هرچند نبکاهای این گونه زیاد نیست، حجم ماسه تثبیتشده آن قابل توجه است، بهطوری که این گونه قادر است به طور میانگین در حدود 25/0 مترمکعب رسوب را تثبیت کند. مقادیر بالای ضریب تبیین به میزان 88 درصد بین مؤلفههای ارتفاع نبکا با طول شاخههای گیاه و 83 درصد بین حجم نبکا و طول شاخههای گیاه بیانگر نقش مهم مورفولوژی این گیاه در انباشت رسوبات بادی است.
روند تکاملی خطوط ساحلی استان هرمزگان از هولوسن میانی
صفحه 57-67
https://doi.org/10.22034/irqua.2015.701854
محمدرضا غریب رضا، سعید چوپانی، حمید رضا معصومی
چکیده منطقه ساحلی استان هرمزگان جایگاه شکلگیری بیش از دوازده سری سواحل پسرونده است. هدف این تحقیق، دستیابی به روند تکاملی خطوط ساحلی در سواحل استان هرمزگان از هولوسن میانی است. از اینرو، از متدولوژی فراگیر شامل پهنهبندی خطوط ساحلی دیرینه، پیمایشهای میدانی و سنسنجی به روش کربن14 استفاده شد. نتایج نشان از وجود سطح پیشروی (TS) و سری رخنمون سطحی افقهای افت تراز دریا (FSST) در هر یک از مناطق شناسایی شده دارد. نمونههای فسیل برجای از مناطق کریان و بندمعلم جهت سنسنجی به روش کربن14 انتخاب و بهدقت مساحی و آنالیز شد. سن مطلق خطوط ساحلی دیرینه 24S، 4S (منطقه کریان) و 1B (منطقه بند معلم) به ترتیب BP 64±4329، BP 43±1787 و BP 14±1306 بهدست آمد. این خطوط ساحلی در تراز ارتفاعی 10.21، 5.58 و 3.76 متر از سطح دریا و در فواصل 4570، 500 و 244 متری از نوار ساحلی کنونی واقع شدهاند. بر این اساس، روند نسبی توسعه سواحل پسرونده از 24S، 4S و 1B به ترتیب1.05، 0.28 و 0.186 متر در سال بهدست آمد. نتایج نشان از تشکیل این سواحل پسرونده در محیط رسوبی ساحلی آواری داشت که شرایط تکتونیکی، هیدرودینامیکی و بودجه رسوب آنها از 4000 تا 2000 سال گذشته ثابت بوده است.
ارزیابی توان روانگرایی نهشتههای کواترنری بندر امام خمینی
صفحه 69-82
https://doi.org/10.22034/irqua.2015.701855
مهدی تلخابلو، سید محمود فاطمی عقدا، میلاد معتمدی، زمان مهرگان
چکیده ارزیابی توان روانگرایی نهشتههای کواترنری محدوده بندر امام خمینی با استفاده از دو روش صحرایی آزمایش نفوذ استاندارد (SPT) و اندازهگیری سرعت موجبرشی (Vs) و مقایسه نتایج حاصل از آنها در این مطالعه تحلیل و بررسی شد. خرابی بناها، جادهها، نشست زمین و حتی تلفات جانی ازجمله خطرات پدیده روانگرایی محسوب میشود. بندر امام خمینی بخشی از شهرستان ماهشهر در استان خوزستان است که از لحاظ تقسیمبندی ساختمانی- رسوبی در زون زاگرس قرار گرفته است. برای ارزیابی قابلیت روانگرایی نهشتههای کواترنری با استفاده از آزمایش SPT از طرح سادهشده سید- ادریس و ارزیابی سرعت موجبرشی از طرح انستیتو تحقیقات امریکا استفاده شده است. مقایسه این نتایج همخوانی با یکدیگر را نشان میدهد. کاربرد این نتایج نشانگر قابلیت بالای روش نفوذ استاندارد در پیشبینی روانگرایی در اعماق کم و کاربرد بالای روش موجبرشی در اعماق بالا برای ماسهسنگ سیلتی محل است. با استفاده از نرمافزار GIS نقشه هجوم آب دریا به سمت خشکی تهیه و آبشستگی ذرات ریزدانه به عنوان عامل موثر در روانگرایی معرفی شده است. در نهایت، با تحلیل نتایج و لحاظ کردن شرایط لرزهخیزی منطقه، وضعیت روانگرایی در حد بحرانی تشخیص داده شد که لزوم انجام اقدامات احتیاطی را ضروری میسازد. این اقدامات بهصورت حفر گالری و تراکم خاک پیشنهاد میشود.
بازسازی محیطهای رسوبی هولوسن دریاچه مهارلو با شواهد رسوبشناسی و کانیشناسی
صفحه 83-97
https://doi.org/10.22034/irqua.2015.701856
راضیه لک، سعید رضاییان لنگرودی
چکیده رسوبات و کانیهای تشکیلشده در دریاچههای شور تابع تغییرات فصلی و نوسان تراز آباند. لذا، با مطالعه آنها، بهویژه کانیهای تبخیری در گذشته، میتوان زیرمحیطهای رسوبی را بازسازی کرد. این پژوهش با هدف بازسازی و تعیین زیرمحیطهای رسوبی هولوسن دریاچه مهارلو انجام گرفته است. در این پژوهش، سیزده مغزه به طول بیشینه 170 سانتیمتر با دستگاه مغزهگیر وزنی از بستر دریاچه بهصورت سالم و دستنخورده تهیه شد. مغزهها بهصورت طولی نصف و زیرمحیطهای رسوبی محیطهای پلایایی در طول مغزه تعیین و تعداد 85 نمونه از رخسارههای رسوبی مختلف مغزهها تهیه و آنالیز دانهبندی و کانیشناسی شد. اجزای رسوبی نیز با میکروسکوپ بینوکولار و الکترونی بررسی شد. نتایج حاکی از آن است که رسوبات تشکیلدهنده دریاچه از سه نوع تخریبی، کربناته و تبخیری است. کانیهای موجود در رسوبات شامل کانیهای تخریبی کوارتز، فلدسپات، کانیهای رسی، کلسیت و دولومیت است. رسوبات کربناته شامل کربناتهای کلسیت، دولومیت، آراگونیت، منیزیت، ناترون و کانیهای تبخیری شامل ژیپس، هالیت، بیشوفیت، گلوبریت، پلیهالیت و باسانیت است. کانیهای رسی شامل پلیگورسکیت، فلوگوپیت و سودویت است. رسوبات بیوشیمیایی را پلت آرتیمیا تشکیل میدهد که غالباً آراگونیتی است. تیپ رسوبات کف دریاچه غالباً سیلت رسی ماسهدار است. زیرمحیطهای رسوبی بازسازیشده برای هولوسن دریاچه مهارلو شامل پهنه گلی، پهنه گلی- نمکی، پهنه نمکی و دریاچه موقت است.
