دوره و شماره: دوره 7، 1 و 2 - شماره پیاپی 25، شهریور 1400، صفحه 611-838 
محیط های رسوبی دریاچه ای، پلایاها، لس ها

رخدادهای خشک اقلیمی هولوسن میانی و پسین در زاگرس مرکزی

صفحه 1-18

https://doi.org/10.22034/irqua.2021.702413

هما رستمی، قاسم عزیزی، حجت دارابی، مهران مقصودی، سحر ملکی، جواد درویشی خاتونی

چکیده پژوهش حاضر با هدف شناسایی و ارائه اطلاعات دقیق از رخدادهای خشک اقلیمی هولوسن میانی و پسین در زاگرس مرکزی انجام شده است. بررسی داده های حاصل از آنالیزهای ژئوشیمی، سن سنجی و حساسیت مغناطیسی بر روی 220 سانتی متر مغزه رسوبی برداشت شده از تالاب هشیلان، امکان بازسازی شرایط اقلیمی 6000 سال گذشته در منطقه زاگرس میانی را فراهم نمود. نتایج این مطالعات نشان دهنده افزایش طوفان‌های گرد و غبار در دوره‌های خشک بود که در دوره‌های زمانی 5200-5400، 4700-4850، 3700-4200، 3250-3400، 2100-2300 و 1500-1700سال قبل در منطقه رخ داده‌اند. بیشترین نوسانات و رخدادهای اقلیمی کوتاه مدت در منطقه متعلق به هولوسن پسین بوده است. همچنین نتایج آنالیزهای ژئوشیمی ، پذیرفتاری مغناطیسی و جرم کاهی گرمایشی، بررسی تغییرات عناصر و نسبت های عنصری رسوبات محیط تالاب نشان‌دهنده مطابقت رخدادهای خشک به همراه طوفان‌های گردوغبار با رخدادهای سرد هولوسن در نیمکره شمالی بود.

چینه نگاری و سن سنجی

منشاءیابی نهشته‌های پلاسری کواترنر با بهره‌گیری از مطالعات دورسنجی و ژئوشیمی در محدوده زواریان، جنوب غرب قم، مرکز ایران

صفحه 19-38

https://doi.org/10.22034/irqua.2021.702414

سحر صادقی، محمد یزدی، ایرج رسا، محمدرضا جانثاری

چکیده با هدف ارزیابی منشأ کانی‌های سنگین رسوبات کواترنر ، ابتدا واحدهای سنگ‌شناسی زورایان، با استفاده از سنجش از دور و نقشه‌های زمین شناسی تفکیک شدند. به منظور مطالعات پتروگرافی 60 نمونه از رخنمون‌های سنگی برای تهیه مقاطع نازک و برای بررسی تغعییرات عناصر اصلی، فرعی، کمیاب و طلا، 120 نمونه به روش Fire-Assay و ICP-OES و 8 نمونه ICP-MS انتخاب گردید. برای مطالعات دورسنجی تصاویر ASTER محدوده ، توسط نرم‌افزار ENVI مورد بررسی قرار گرفتند. نتایج نشان داد نهشته‌های پلاسری کواترنری محدوده زواریان دارای کانی‌های سنگین هماتیت، ماگنتیت، پیریت، کالکوپیریت و گالن می‌باشند. بر اساس شواهد صحرایی، مطالعات سنگ‌شناسی و سنجش از دور، کانی‌زایی طلا در سنگ‌های میزبان آندزیت و آندزیت ‌بازالت همراه با رگه‌های کوارتز حفره‌دار و دگرسانی آرژیلیکی پیشرفته و آلونیتی‌شدن و به صورت رگچه‌های سیلیسی-اکسید‌آهنی صورت گرفته‌است. تجزیه نمونه‌های کان‌سنگ نشان می‌دهد که عیار میانگین عنصر طلا  ppm1.98 ، عیار میانگین عنصر مس ppm1236 و عیار میانگین عنصر آهنppm 175707.9 می‌باشد. نتایج مطالعات دورسنجی و ژئوشیمی نشان می‌دهد منشأ کانی‌های سنگین موجود در نهشته‌های پلاسری کواترنری محدوده زواریان سازندهای آندزیتی و پیروکلاستیک میوسن و پلیوسن می‌باشند. بر اساس مطالعه صورت گرفته مطالعات ژئوشیمی و دورسنجی با هم تطابق داشته و در فاز اکتشافی برای ذخایر فلزی به خوبی تکمیل کننده هم میباشند.

مخاطرات طبیعی ( زلزله های دیرینه، زمین لغزه ها و ..)

بررسی تأثیر شیل های نفتی بر کیفیت هیدروژئوشیمیایی آب های سطحی برای شرب (مطالعه موردی: منطقه قالیکوه، استان لرستان، جنوب غربی ایران)

صفحه 39-57

https://doi.org/10.22034/irqua.2021.702415

امیرسعید حسینی، سعید حکیمی آسیابر، مژگان صلواتی

چکیده رودخانه ها از مهمترین منابع آبی بوده و بررسی کیفیت آب آن ها بسیار حیاتی می باشد. از این رو در این مطالعه از 15 ایستگاه آبراهه های دائمی پیربادوش و گشون رودخانه قلیان استان لرستان که در مسیر شیل های نفتی قرار دارند، نمونه برداری صورت گرفت.  با آنالیز نمونه ها در آزمایشگاه، پارامترهای هیدروژئوشیمیایی محاسبه شدند و سپس مقایسه با استانداردها و رسم نمودارهای هیدروژئوشیمیایی جهت بررسی کیفیت آب شرب منطقه انجام شد. نتایج نشان داد، آب رودخانه قلیان حاوی کربنات کلسیم فراوانی است (به جزء نمونه P3 که مقدار بیشتری کربنات منیزیم دارد) که به دلیل دارا بودن کلسیم بالا برای نوشیدن نامناسب، ولی بر اساس سایر پارامترها مناسب است. بر اساس طبقه بندی کیفی شولر، نمونه های گشون کیفیت پایین تری نسبت به پیربادوش دارند و طبق استانداردها، اکثر نمونه ها در حد مجاز-مطلوب می باشند. براساس نمودارهای هیدروژئوشیمیایی، کیفیت آب آبراهه پیربادوش بهتر از گشون است و بر اساس نمودار گیبس، سنگ های بستر و هوازدگی و انحلال از عوامل اصلی کنترل کننده شیمی آب منطقه هستند.  در این منطقه نوع واحدهای سنگی و حتی وجود شیل های نفتی تأثیر مخربی بر کیفیت آب شرب منطقه نداشته است.

محیط های رسوبی دریاچه ای، پلایاها، لس ها

تفسیر رخساره‌های رسوبی بر اساس آنالیز اندازه ذرات رودخانه (مطالعه موردی: رودخانه حاجی‌عرب ، استان قزوین)

صفحه 58-81

https://doi.org/10.22034/irqua.2021.702416

معصومه خاکستری، سادات فیض نیا، سید محسن آل علی، مصطفی ده پهلوان

چکیده رودخانه حاجی­عرب  یک رودخانه فصلی در جنوب استان قزوین است. این مطالعه جهت بررسی رسوبات این رودخانه و تعیین رخساره­های رسوبی آن صورت گرفته است. از چهار گمانه و با بیشینه عمق ۸.۳ متری تعداد 57 نمونه از اطراف تپه باستانی قره­تپه برداشت شده است. دانه بندی رسوبات به روشهای الک خشک، الک تر و الک شیکر لیزری انجام شده است. بررسی رسوبات این رودخانه به شناسایی سه دسته رخساره رسوبی  منجر شد که عبارتند از: رخساره­های گلی (Fl ,Fm ,Fr) ، ماسه­ای (Sm ,Sp ,Sl ,Sh) و گراولی (Gh ,Gcm ,Gms ,Gci ,Gmg  ,Gmm)، که در قسمت­های مختلف محیط رودخانه­ای ته­نشست کرده­اند. براساس رخساره­های شناسایی شده، عناصر ساختاری خارج کانال (FF)، ماسه با اشکال لایه­ای (SB)، بار گراولی و اشکال لایه­ ای (GB)، جریان گراویته­ای (SG) و کانال (CH) در این حوضه رسوبی شکل گرفته­اند. مدل­های رسوبی این رودخانه شامل رودخانه­های مآندری با بار ریزدانه، مآندری با بار ماسه­ای، بریده­بریده با بسترگراولی و بریده­بریده گراولی کم­عمق می­باشد.

نئوتکتونیک و گسل ها

ارزیابی فعالیت زمین ساختی ناحیه گلپایگان با استفاده از شاخص پیچ و خم پیشانی کوهستان و پتانسیل حرکت گسل های جنبا ( مطالعه موردی شمال باختر هندی کوش تا جنوب خاور دره بید)

صفحه 82-99

https://doi.org/10.22034/irqua.2021.702417

نفیسه حاج نوروزی، محسن پورکرمانی، مهران آرین، زهرا ملکی، علی سلگی

چکیده گستره مورد پژوهش (ناحیه گلپایگان) در زون ساختاری سنندج - سیرجان قرار گرفته است که یکی از پویاترین پهنه های  لرزه زمین ساختی ایران است. در این بررسی، یک مدل نظری برای ارزیابی پتانسیل حرکتی گسل بر اساس رابطه بین ویژگی های هندسی گسل و میدان تنش تکتونیکی ناحیه ای پیشنهاد شده است. لازم به ذکر است که نتایج این روش با رکورد های لرزه ای گذشته و فعالیت های ریز لرزه ای کنونی منطقه سازگار بوده است، لذا این الگوی نظری بر مبنای روابط میان ویژگی های هندسی گسل ها و میدان تنش زمین ساختی ناحیه ای استوار است.  داده های ساختاری به منظور دستیابی به موقعیت محور های اصلی تنش، در پهنه وسیعی از ناحیه مورد مطالعه برداشت گردید که از معادلات این الگو در 6 ایستگاه منطقه­ مذکور استفاده شد. در نهایت، با استفاده از روش وارون سازی، تنش اصلی بیشینه در هر مقطع به طور جداگانه به دست آمد و در معادلات جاگذاری شد. طبق محاسبات، پتانسیل حرکتی گسل در هر مقطع از گسل های ناحیه مشخص گردید،  گسل بید عرب بیشترین پتانسیل حرکتی در مقایسه با دیگر قطعات گسلی را دارا است که با توجه به محاسبه شاخص پیچ و خم پیشانی کوهستان به خوبی نمایان می شود که در رده یک تکتونیکی با فعالیت بالا جای دارد، دیگر گسل ها در مرحله پیش لرزه می باشند. نتایج محاسبه پتانسیل حرکت گسل ها در هر قطعه، تطابق خوبی را با فراوانی زمین لرزه های رخ داده نمایان می سازد، به طوری که بخش خاوری ناحیه مورد مطالعه، دارای نرخ لرزه خیزی بیشتری نسبت به دیگر بخش های آن می باشد. با توجه به سرعت متوسط لغزش گسل های ناحیه در سال های اخیر و همچنین با توجه به مطالعات پیشین و نتایج به دست آمده از ناحیه و داده های حاصل از محاسبه مقادیر پتانسیل حرکتی گسل، بخش خاوری ناحیه (حدفاصل گسل بید عرب تا گسل نر پلنگ) بیشترین میزان احتمال لغزش در آینده را دارا خواهد بود. بخش جنوبی گسل بید عرب، با بیشترین میزان پتانسیل حرکتی گسل همراه است و ساختارهای تکتونیکی نواحی آن، به عنوان جوان ترین فعالیت های نئوتکتونیکی در ناحیه معرفی می گردد.

محیط های رسوبی، دیرینه ژئومورفولوژی

بررسی زمین ساخت فعال منطقه کوهرنگ با نگاهی ویژه بر رفتار گنبد نمکی کوهرنگ

صفحه 100-116

https://doi.org/10.22034/irqua.2021.702420

لیلی ایزدی کیان، غلامرضا خدادادی

چکیده    گنبد نمکی کوهرنگ  در  شمال غرب استان  چهارمحال و بختیاری و در زیر پهنه ساختاری زاگرس مرتفع قرار دارد. این گنبد نمکی در کوهپایه ارتفاعات زردکوه(زرده) و تحت تاثیرفعالیت گسل های کوهرنگ ، دهنو، زردکوه و گسل های عرضی (فرعی) بین گسل های کوهرنگ و زردکوه قرار دارد. توالی های رسوبی ستبر زاگرس سنگ هایی با سن اینفراکامبرین تا عهد حاضر را در بر می گیرد. هدف از این پژوهش ارزیابی فعالیت نوزمین ساختی منطقه با استفاده از شاخص های ژئومورفیک شامل انتگرال هیپستومتری(Hi)، شاخص عدم تقارن حوضه زهکشی(Af) ، شاخص گرادیان رودخانه(SL)، شاخص سینوسیته جبهه کوهستان(Smf)، شاخص نسبت پهنای دره به عمق دره) (Vfو شاخص زمین ساخت نسبی  (Iat)می باشد. براساس نتایج بدست آمده بیشترین فعالیت نو زمین ساختی مربوط به قله های زردکوه، کلونچین و دره خدنگ بوده و در قسمت های گنبد نمکی کوهرنگ و شهر کوهرنگ و زمین های کشاورزی اطراف گنبد نمکی ، فعالیت کم تا متوسط می باشند. با توجه به مقاومت پایین واحدهای گنبد نمکی، اغلب شاخص های ژئومورفیک برای حوضه های مجاور آن مقدار پایین را نشان می دهند ولی  شاخص عدم تقارن حوضه بخاطر برخاستگی گنبد نمکی فعالیت آن را بهتر از شاخص های دیگر نشان می دهد.

نئوتکتونیک و گسل ها

ارزیابی جنبایی سامانه گسلی بافق-باغین بر اساس شواهد ریخت زمین‌ساختی

صفحه 117-128

https://doi.org/10.22034/irqua.2021.702421

علی سیستانی پور

چکیده سامانه گسلی بافق-باغین یکی از گسل های مهم ایران مرکزی است و به موازات گسل کوهبنان در شمال خاوری و گسل رفسنجان در جنوب باختری امتداد یافته است. منطقه مورد مطالعه در حوزه ایران مرکزی و بخش جنوب خاوری آن واقع شده است. در آخرین تقسیم بندی ایران مرکزی این منطقه در بلوک پشت بادام قرار می گیرد. در این تحقیق، با استفاده از تصاویر ماهواره ای و نرم افزارهای مربوطه و تلفیق با داده های صحرایی،  قطعات سامانه گسلی شناسایی و ترسیم گردید. همچنین از روابط و فرمول های مورفوتکتونیکی برای تحلیل ریخت زمین ساختی منطقه استفاده شد . با پردازش تصاویر ماهواره ای منطقه و بر اساس مطالعه پارامترهای ساختمانی، وضعیت هندسی، تعقیب امتداد سامانه گسلی، بررسی تغییرات در امتداد، جهت حرکت و ساختارهای فرعی انشعابی در طول سامانه، مشخص گردید که سامانه گسلی راستالغز بافق-باغین نیز مانند اغلب گسل های فعال به صورت قطعه های جدا از هم شکل گرفته است. در یکی از حوضه های جدایشی-کششی منطقه، روستایی حاصلخیز به نام خنامان در جبهه جنوب باختری سامانه گسلی بافق- باغین شکل گرفته است.

محیط های رسوبی دریاچه ای، پلایاها، لس ها

تحلیل رخساره‌ها، محیط رسوبی، و ژئوشیمی مغزه‌های رسوبی واقع در سواحل جنوبی دریای خزر، شرق استان مازندران

صفحه 129-157

https://doi.org/10.22034/irqua.2021.702422

افسانه دهقان چناری، سادات فیض نیا، سید محسن آل علی، منوچهر قرشی

چکیده دریای خزر بزرگ‌ترین توده آبی محصور در خشکی است که از حدود سه‌میلیون سال پیش از دریاهای جهان جدا شد. مغزه‏های مورد مطالعه در بخش‏های شرقی بابلسر، شمال شرقی جویبار، و شرق زاغمرز در سواحل جنوبی دریای خزر واقع شده است. این پژوهش با هدف تفکیک و بررسی رخساره‏ها و محیط رسوبی و نیز ژئوشیمی عناصر با مطالعه مغزه‏های رسوبی انجام شد. طی بررسی‏های میدانی سه مغزه BAG و AZD و AM با تناوبی از رسوبات آواری ریز تا متوسط دانه به ترتیب با عمق‏های تقریبی 700 و 500 و 900 سانتی‏متری انتخاب شدند. در مجموع 92 نمونه برای مطالعات رسوب‏شناسی (46 نمونه) و ژئوشیمی (46 نمونه) مورد تجزیه‌وتحلیل قرار گرفتند. دانه‏بندی رسوبات درشت و ریز دانه به ترتیب با الک مرطوب و لیزری صورت پذیرفت. تحلیل ژئوشیمی عناصر اصلی و فرعی رسوبات نیز با استفاده از ICP-OES انجام شد. بر اساس مطالعات رسوب‏شناسی و بافتی، رخساره‏های گل ماسه‏ای قهوه‏ای، ماسه‏ای تا ماسه‏گلی خاکستری، و گلی تا رس سیلتی ماسه‏ای سیاه شناسایی شدند. در توالی مغزه‏ای نسبت‏های عنصری Ti/Al و Fe/Al در افق‏های رسوبی دانه‏ریز و Si/Al و Zr/Al در افق‏های رسوبی دانه‌درشت هماهنگی و انطباق خوبی نشان می‏دهند که به ترتیب حاکی از کاهش و افزایش انرژی محیطی است. همچنین انطباق قوی بین Ca و Sr در برخی افق‏های مغزه‏ها حاکی از رسوب‌گذاری کانی‏های کربناته در درون دریا یا دریاچه به صورت زیستی است.

تغییر اقلیم، رخدادهای اقلیمی

مسئله واگرایی در برآورد دما بر اساس حلقه‌های درختی (مطالعه موردی: رویشگاه‌های کوهستانی ارس شمال استان کرمان)

صفحه 158-186

https://doi.org/10.22034/irqua.2021.702423

قاسم عزیزی، محمد مهدی آبادیجو راوری، مصطفی کریمی

چکیده آنومالی­ های اقلیمی مانند گرمایش جهانی در دهه­ های اخیر باعث بروز "مسئله واگرایی" در سری حلقه­ های درختی برخی نواحی شده است که توانایی این پروکسی برای بازسازی اقلیمی را دچار چالش­هایی نظیر بیش­برآوردی دمای بازسازی­شده می­کند. در این پژوهش مقایسه داده ­های ایستگاهی (ایستگاه­ های زرند، کرمان و داده ­های CRU TS4.01) با گاه­ شناسی­ حلقه ­های رشد سالانه گونه ارس رویشگاه­ تنگل راور، در ارتفاعات شمالی استان کرمان، نشان داد که به دلیل افزایش دما همراه با کاهش نسبی بارش در چند دهه اخیر به خصوص از سال­ 1996 میلادی به بعد، داده ­های دما با گاهشناسی­ پهنای حلقه ­ها دچار واگرایی شده ­اند و در مقیاس زمانی طولانی­، دمای بازسازی­شده همخوانی مورد انتظار با برآوردهای جهانی را نشان نمی­دهد. در پژوهش حاضر از دو روش برای رفع این مشکل استفاده گردید : در روش اول دمای بهینه (17-5/17 درجه سلسیوس) و آستانه­های دمایی محدود کننده رشد درختان تعیین و سپس  دماهای  بالاتر و پایین­تر از آن به ترتیب برای بازسازی دما در دوره دارای واگرایی و دوره بدون واگرایی استفاده شدند. در روش دوم از رگرسیون سه متغیره بین داده­های دما، پهنای حلقه­ ها و بارش استفاده شد. بارش در دوره مشابه 1901-1995 بازسازی و تا انتهای گاه­ شناسی به عنوان متغیر سوم برای بازسازی دما به کار گرفته شد. نتایج نشان داد استفاده از رگرسیون سه متغیره با وجود برآورد داده­ های هموارتر نسبت به داده­ های واقعی، در کل نتایج بهتری را نسبت به تقطیع داده­ها براساس آستانه دما به دست می­دهد. با این حال روند افزایش و کاهش دمای بازسازی شده در هر دو روش در مقیاس طولانی مدت نتایج مشابهی دارد.

محیط های رسوبی، دیرینه ژئومورفولوژی

بارزسازی نهشته های کواترنری آهن پلاسری توسط تلفیق داده‌های نسبت باندی سنجش از دور و مغناطیس‌سنجی و زمین‌شناسی به روش WOI و مقایسه با روش‌های SAM و FCC در ورقه یکصدهزارم همدان

صفحه 187-202

https://doi.org/10.22034/irqua.2021.702427

افشین بادکوبه هزاوه، خلیل رضایی

چکیده نهشته های پلاسری کواترنر از اهمیت روزافزونی برخوردار هستند. سنجش از دور به عنوان ابزاری بسیار قدرتمند در بارزسازی نواحی دگرسان شده مرتبط با توده‌های نفوذی کانسارساز موثر بوده و  به طور قابل توجهی هزینه و زمان اکتشافات را کاهش داده است. در این پژوهش،  به منظور شناسایی مناطق آبرفتی آهن‌دار در محدوده ورقه  یکصدهزارم همدان از تکنیک‌های پردازش تصاویر ماهواره‌ای نظیر نسبت باندی (B.R)، ترکیب رنگی کاذب (FCC) و روش نقشه برداری زاویه طیفی (SAM) بر روی داده‌های مرئی و مادون قرمز نزدیک به علاوه مادون قرمز طول موج کوتاه (VNIR+SWIR) سنجنده ASTER استفاده شده است. داده‌های مهم اکتشافی نظیر نقشه زمین شناسی، گسل‌ها و خطواره‌ها، مغناطیس‌سنجی و نسبت باندی اعمال شده بر داده‌های سنجنده ASTER، پراکندگی آهن دو بار مثبت (Fe2+) و آهن سه بار مثبت (Fe3+) ایجاد و به روش شاخص همپوشانی وزن‌دار (WOI) باهم تلفیق شدند. سپس کانی‌های مهم آهن‌دار مثل مگنتیت، هماتیت، لیمونیت و گوتیت بوسیله نقشه برداری زاویه طیفی (SAM) بارزسازی شدند، همچنین سنگ آهن منطقه به روش ترکیب رنگی کاذب (FCC) نیز بارزسازی شد و نتیجه روش‌های SAM و FCC  با تلفیق شاخص همپوشانی وزن‌دار (WOI) مورد مقایسه قرار گرفت. با توجه به بازدید صحرایی منطقه و این که نتیجه پردازش هر سه روش،  همدیگر را به خوبی تایید کردند، می‌توان در نبود داده‌های اکتشافی تکمیلی نظیر ژئوشیمی و ژئوفیزیک، به نتایج روش‌های SAM و FCC به تنهایی و یا در کنار هم استناد کرد.
 

نئوتکتونیک و گسل ها

افراز جنوب اشتهارد: سامانه گسلی یا افراز ریخت زمین‌ساختی

صفحه 203-223

https://doi.org/10.22034/irqua.2021.702428

محمود ناوورنویری، حمید نظری، محمدعلی شکری، مهدی محمدی ویژه، رضا سلامتی، مرتضی شیخ

چکیده گستره مورد مطالعه در دشت اشتهارد و در پیش بوم رشته کوه های البرز واقع شده است. اشتهارد و پیرامون آن در گستره گسل های لرزه زایی همچون گسل ایپک در جنوب و گسل شمال اشتهارد در شمال خود قرار می گیرد. در گذشته با استناد بر شواهد و پدیده های زمین ریختی و زمین لرزه های تاریخی منسوب به سگز آباد، در پهنه آبرفتی کوه جارو در دشت اشتهارد، پدیده های خطی که با پرتگاه های آشکاری همراه هستند همچون افراز جنوب اشتهارد، در شمار افراز های گسله دسته بندی می کرده اند. در این پژوهش بر اساس داده های حاصل از پارینه لرزه شناسی، ویژگی های ریخت­ زمین­ساختی، ژئوالکتریکی ارائه شده در این تحقیق، به نظر می­رسد که افراز جنوب اشتهارد نه نشانه یک گسل، بلکه حاصل یک چین خوردگی در سازند سرخ بالایی می باشد که نشان از ماهیت ریخت شناسی افراز جنوب اشتهارد است که پیش از این بعنوان گسله جنوب اشتهارد معرفی شده بود. این چین خوردگی یک خمیدگی ساده لایه ها است که به واسطه کوتاه شدگی حاکم بر این قسمت از رشته کوه های البرز، طی سنوزوئیک پسین حاصل شده است.

مدلسازی در کواترنری

مدلسازی تخریب اراضی در حوضه‌ آبخیز طالقان

صفحه 224-241

https://doi.org/10.22034/irqua.2021.702429

پریسا خرازی، جمال قدوسی، حسن کریم زادگان، میرمسعود خیرخواه زرکش

چکیده تخریب اراضی از پدیده­های منفی اثرگذار بر محیط­زیست است و سبب کاهش تدریجی عملکردهای اکوسیستم می­شود. با در نظر گرفتن این که بیش از نیمی از مساحت حوضه­ های آبخیز ایران در مناطق خشک و نیمه­ خشک  واقع شده اند، تخریب اراضی مسئله بسیار مهمی تلقی می­شود. تحقیق حاضر با هدف ارائه مدلی جهت برآورد تخریب اراضی در حوضه آبخیز طالقان صورت گرفته است. از نقشه­های کاربری اراضی در 4چهار دوره زمانی 1970، 1987، 2002 و 2016، مبتنی بر سامانه اطلاعات جغرافیایی جهت برآورد تخریب اراضی بهره­گیری شده است. شدت تخریب اراضی نیز با استفاده از مدل سازمان خواربار و کشاورزی برای برآورد فرسایش خاک برآورد شد. در نهایت مدلی کاربردی برای بررسی وضعیت فعلی تخریب اراضی در مقیاس حوضه آبخیز ارائه شده است. این مدل دارای 6 معیار و 43 شاخص است که مجموع نمرات آنها در شش کلاس، وضعیت تخریب اراضی را مشخص می­کند. نتیجه بررسی وضعیت تخریب اراضی با استفاده از مدل در حوضه آبخیز طالقان به عنوان منطقه تحقیق نشان داد که شدت تخریب اراضی در 5/9% از وسعت آبخیز کم، و به ترتیب در 71، 19 و 5/0 درصد از وسعت آبخیز متوسط، نسبتا "زیاد و زیاد است.