مطالعه فرونشست دشت ابرکوه یزد با استفاده از فن تداخل سنجی راداری با دریچه مصنوعی
صفحه 185-204
https://doi.org/10.22034/irqua.2020.702364
متین شرافت، عبدالحمید انصاری، سید حسین مجتهد زاده، احمد قربانی
چکیده تداخلسنجی راداری ابزاری کارآمد در بررسی تغییرات سطح زمین، بهویژه در محاسبه میزان فرونشست، معرفی شده است. در این روش، با استفاده از اختلاف فاز دو تصویر راداری، سعی در برآورد میزان تغییر شکل و جابهجایی سطح زمین است. فرونشست جابهجایی رو به پایین سطح زمین است. در تحقیق پیش رو به بررسی فرونشست دشت ابرکوه یزد پرداخته شد. بهرهبرداری بیش از اندازه از منابع آب زیرزمینی یکی از علل ایجاد فرونشست در این منطقه شناخته شده است. مطالعات آبشناسی در این منطقه نشاندهنده افت سطح آب زیرزمینی، به میزان شش دهم متر در سال، است. نقشه شوری خاک با استفاده از تصاویر لندست 7 بیانگر این موضوع است که میزان شوری خاک در حال افزایش است و یکی از مخاطرات ناشی از فرونشست گزارش شده است. با استفاده از 55 تصویر در گذر پایین سنجنده SENTINEL-1A، در سالهای 2017 تا 2019، 54 تداخلنگاشت محاسبه و سری زمانی تداخلنگاشتها با بهره بردن از فن پراکنشگرهای پایا مطالعه و در نهایت نقشه سرعت متوسط فرونشست در دشت ابرکوه بررسی شد. در دو بخش شهر ابرکوه و مهردشت، بیشینه میزان فرونشست به ترتیب 3 تا 4 سانتیمتر در سال و 6 تا 7 سانتیمتر در سال اعلام شده است.
تحلیل سنگ مادرهای ریزتیغه با سطحِ برداشتِ باریک در صنایع سنگی دشت ایذه با نگاهی به الگوهای انتشار جمعیتی و برهمکنش های فرهنگی اواخر پلیئستوسن
صفحه 205-227
https://doi.org/10.22034/irqua.2020.702365
مژگان جایز
چکیده بر اساس شکلگیری فناوری ریزتیغه و محصولات و روشهای مربوط به آن، تا امروز مدلهای متنوعی در زمینه جابهجایی جمعیتها یا برهمکنشهای فرهنگی اواخر پلیئستوسن مطرح شده است. یکی از این مدلها مربوط به آسیای مرکزی و شمالی بر اساس فناوری سنگمادرهای با سطحِ برداشتِ باریک بوده است که در منطقه سیبری/ مغولستان شکل گرفته و از سمت غرب الگوی انتشار آن تا منطقه غرب آسیای مرکزی پیگیری شده است. با توجه به شناسایی این آثار در محوطههای میانسنگی و نوسنگی جنوب شرق دریای مازندران و مطرح شدن احتمال ارتباط آنها با الگوهای جابهجاییهای پیش از تاریخ از آسیای مرکزی، در این پژوهش به شناسایی و معرفی چنین سنگمادرهایی از محوطههای پارینهسنگی جدید تا نوسنگی دشت ایذه در جنوب غرب ایران پرداخته شد. در بررسیهای پیمایشی دشت ایذه تعداد زیادی غار و پناهگاه صخرهای مربوط به دوران پارینهسنگی جدید تا اوایل نوسنگی شناسایی شده است که در صنایع سنگی آنها انواع مختلفی از سنگمادرهای ریزتیغه مشاهده میشود و سنگمادرهای با سطحِ برداشتِ باریک یکی از انواع آنهاست. به نظر میرسد شکل این سنگمادرها در صنایع سنگی بهدستآمده از ایذه تا حد زیادی به پیروی از فرم طبیعی سنگهای خام لوحهایِ تخت ایجاد شده باشد. بر اساس مطالعه شکل و نحوه آمادهسازی سنگمادرهای دشت ایذه و بررسی مباحث مرتبط با تعریف و واژگان مورد استفاده در مطالعه سنگمادرهای با سطحِ برداشتِ باریک و فناوری شکلدهی به آنها در آسیای مرکزی و شمالی، احتمال اینکه منطقه ایذه در جنوب غرب ایران در تداوم برهمکنشهای فرهنگی یا جابهجایی گروههای انسانی به چنین فناوریای دست یافته باشد کمتر مطرح است. انطباق فرم سنگمادرها بر فرم ماده خام در دسترس و حضور همزمان این سنگمادرها در کنار دو نوع دیگر سنگمادرهای ریزتیغه، یعنی سنگمادرهای منشوری و زورقی، باعث میشود حضور چنین سنگمادرهایی را بیشتر محصول نوآوریهای محلی و تنوع در انتخابهای فناورانه شکارگرانـ گردآورندگان اواخر پلیئستوسن در مواجهه با محدودیتها و امکانات محیطی در منطقه بدانیم.
زمینشیمی و دماـ فشارسنجی سنگهای آتشفشان بزمان، مثالی از آتشفشان مناطق کوهزایی حاشیه فعال قاره
صفحه 229-256
https://doi.org/10.22034/irqua.2020.702367
حبیب بیابانگرد، احمد احمدی خلجی، زهرا طهماسبی، انور شریفی نژاد
چکیده آتشفشان بزمان در کمان ماگمایی مکرانـ چاغی در جنوب شرق ایران واقع شده است. مخروط این آتشفشان از روانههای آندزیتی، بازالتی، داسیتی، و ریوداسیتی همراه معادلهای آذرآواری آنها تشکیل شده است. این روانهها ماهیت کالک آلکالن تا اندکی تولئیتی و بافتهای پورفیری، میکرولیتیک پورفیری، و هیالو پورفیری دارند و غالباً از کانیهای پلاژیوکلاز، پیروکسن، اُلیوین، هورنبلند، بیوتیت، و کوارتز تشکیل شدهاند. الگوی نمودارهای چندعنصری عادیسازیشده این سنگها نسبت به گوشته اولیه دارای غنیشدگی نسبی از عناصر LIL نسبت به عناصر HFS و بیهنجاری منفی در عناصر Ti و P هستند. همچنین الگوی توزیع عناصر خاکی کمیاب عادیسازیشده این سنگها نسبت به کندریت غنیشدگی نسبی از عناصر LRE نسبت به عناصر HRE با بیهنجاری منفی Eu نشان میدهند. نمودارهای تکتنوماگمایی حاکی از وابستگی سنگهای این آتشفشان به مناطق کوهزایی حاشیه فعال قاره است. دادههای ریزپردازش الکترونی روی کانیهای پیروکسن، پلاژیوکلاز، و هورنبلند نشان میدهد روانههای این آتشفشان در محیطهای کوهزایی، شرایط نامتعادل با گریزندگی بالای اکسیژن، دمای 800 تا 1200 درجه سانتیگراد، و در فشار کمتر از 2 کیلوبار تشکیل شدهاند. شواهد ژئوشیمیایی کانیها و سنگ کل نشان میدهد آتشفشان بزمان وابسته به محیطهای فرورانشی است و احتمالاً حاصل فرورانش پوسته اقیانوسی هند به زیر صفحه ایران است.
منشأ و تکامل هیدروژئوشیمیایی چشمههای تراورتنساز آذرشهر، شمال غرب ایران
صفحه 257-277
https://doi.org/10.22034/irqua.2020.702368
بهنام ابراهیم زاده، مهدی جعفرزاده، رحیم باقری
چکیده تراورتن ها منطقۀ وسیعی در جنوب غرب آذرشهر استان آذربایجان شرقی را پوشش میدهند. در قسمتهایی نیز در حال حاضر چشمه هایی فعال در حال ته نشست تراورتن هستند. در این مطالعه 96 نمونه آب از 1 چشمۀ تراورتن ساز و 5 چشمۀ غیرتراورتن ساز در منطقۀ آذرشهر جهت تعیین غلظت یونهای اصلی، با استفاده از دستگاه کروماتوگرافی یونی، آنالیز شد. تعداد 6 نمونه آب از چشمه های منطقه نیز به منظور تعیین غلظت فلزات سنگین و ایزوتوپهای پایدار اکسیژن18 و دوتریم انتخاب شدند. داده های هیدروژئوشیمیایی و ایزوتوپی به دست آمده در این تحقیق جهت تعیین خصوصیات هیدروشیمیایی، منشأ مواد محلول، منشأ آب چشمه ها، تیپ آب چشمه ها، اختلاط آب چشمه ها، و غلظت فلزات سنگین در آب چشمه های تراورتن ساز و غیرتراورتن ساز مورد استفاده قرار گرفت. مطالعات هیدروشیمیایی نمونه های مورد مطالعه نشان داد، از لحاظ اسیدیته، آب چشمه ها در حد خنثی، مقدار EC آنها بالاتر از حد استاندارد شرب، و تیپ آب چشمه های تراورتن ساز منطقه بیکربناته است. همچنین، نتایج این مطالعه نشان داد منشأ یونهای اصلی موجود در آب چشمه ها نیز انحلال کربناتها و تا حدودی تبخیری هاست. مطالعات ایزوتوپی چشمه ها نشان دهندۀ منشأ اولیۀ جوی است و همچنین نشان میدهد عمق چرخش آب در چشمه های تراورتن ساز قزلداغ و تاپتاپان بسیار زیاد است و ارتفاع منطقۀ تغذیه بالاتری نسبت به دیگر چشمهها دارند.
ترکیب شیمیکانیها و ترموبارومتری توده ساب ولکانیک تلخرود، آتشفشان دماوند
صفحه 279-307
https://doi.org/10.22034/irqua.2020.702369
رویا علی اکبری، امیرعلی طباخ شعبانی، شهریار محمودی
چکیده درۀ تلخرود در دامنه شمال شرق آتشفشان دماوند واقع شده است که در محدودهای از آن تودهای ساب ولکانیک با ترکیب عمده سینودیوریت رخنمون دارد. این توده ساب ولکانیک با بافت پورفیری دارای کانیهای پلاژیوکلازآلکالی فلدسپار، کلینوپیروکسن، آمفیبول، فلوگوپیت، و تیتانومگنتیت است و ماهیت آلکالن و شوشونیتی دارد. نتایج تجزیه شیمیایی (EPMA) نشان داد ترکیب پلاژیوکلاز (الیگوکلازـ آندزین An23.20- 41)، آلکالی فلدسپار (سانیدین Or38.70-61)، میکا (فلوگوپیت (K1.76 Mg3.90 Fe1.21) [Ti0.67 Si5.58 Al2.24 O20] 4(OH))، آمفیبول (مگنزیوهاستینگزیت (Ca1.79 (Mg3.21 Fe0.27 Al0.15) [Ti0..42 Al1.76 Si6.16 O22] 2(OH))، کلینوپیروکسن (دیوپسید Wo46.61-47.41 En42.38-44.79 Fs8.28-10.20) است. بر اساس محاسبات ژئوترموبارومتری، کلینوپیروکسنها در محدوده دمایی 1000 تا 1184 درجه سانتیگراد و محدوده فشار 6/0 تا 4/8 کیلوبار متبلور شدهاند. بررسیهای ترموبارومتری حاکی از آن است که آمفیبولها در دمای 1000 درجه سانتیگراد و فشار 2/6 تا 4/6 کیلوبار تشکیل شدهاند. ترموبارومتری فلوگوپیتها دمای 837 درجه سانتیگراد و فشار در زمان تبلور را 22/۰ تا 16/1 کیلوبار نشان میدهد. ترکیب فلوگوپیت و آمفیبول دلالت بر بالا بودن فوگاسیته اکسیژن طی تبلورشان دارد. بهعلاوه، عدد منیزیم آمفیبولها بیش از 7/0 است که بیانگر منشأ گوشته ای آنهاست.
استفاده از لومینسانس نوری فروسرخ، به منظور اندازه گیری نرخ لغزش گسل درونه در خلیل آباد
صفحه 309-324
https://doi.org/10.22034/irqua.2020.702370
سبا حفیظی، مرتضی فتاحی، حمیده امینی
چکیده سیستم گسلی چپگرد درونه با طولی بیش از 700 کیلومتر فعال است. به منظور برآورد میزان فعالیت گسل به نرخ لغزش و جهت تعیین نرخ لغزش به دو پارامتر جابهجایی و مدت زمان رویداد آن جابهجایی نیاز داریم. سایت مورد بررسی در این تحقیق نزدیک خلیلآباد است که در غرب کاشمر واقع شده است. گسل درونه بادزن آبرفتی شرقی خلیلآباد را به میزان حدود 40 تا 60 متر جابهجا کرده است. دو نمونه رسوب جهت سن یابی به روش لومینسانس از این بادزن برداشت شد. سپس فلدسپار پتاسیم از آنها جدا شد. جهت سنیابی فلدسپار پتاسیم به دو پارامتر دز معادل دز طبیعی و دز سالیانه و دُزسالیانه نیاز است. به منظور اندازهگیری دُزمعادل از روش SAR و برای تحلیل داده ها از برنامه آنالیست استفاده شد دز سالیانه با اندازه گیری های میزان اشعه های رادیواکتیو محیط و اشعه کیهانی و رطوبت محاسبه شد. آخرین دوران رسوبگذاری 11000 تا 16000 سال و نرخ لغزش گسل درونه در ناحیه شرقی بادزنه با تقسیم جابهجایی بر دوران جابهجایی در حدود 5/2 تا 5/5 میلیمتر در سال محاسبه شد.
ارزیابی شاخصهای آلودگی عناصر سمی بالقوه در خاکهای شهرستان چادگان اصفهان، با نگرشی به اطراف مناطق مسکونی
صفحه 325-341
https://doi.org/10.22034/irqua.2020.702371
رامین ساریخانی، آرتمیس قاسمی دهنوی، شهلا پرویزپور، علی مرادپور
چکیده امروزه آلودگی خاکهای کشاورزی توسط انواع آلایندههای مخرب به یکی از معضلات زیستمحیطی بشر تبدیل شده است. منابع مختلف ایجادکننده آلودگی شامل انواع آلایندههای کشاورزی و نفتی، فلزات سنگین، ضایعات صنعتی، و غیره سبب کاهش کیفیت خاک، گسترش آلودگی در آبهای زیرزمینی، و بروز سایر مشکلات زیستمحیطی میشود؛ گرچه عدم مدیریت صحیح دفع مواد آلی نیز میتواند افزایش غلظت املاح و فلزات سنگین و ریزجانداران بیماریزا را در پی داشته باشد. در این پژوهش، با هدف بررسی و اندازهگیری غلظت فلزات سنگین و عناصر سمی بالقوه، تعداد 128 نمونه از خاک منطقه شمال غربی شهرستان چادگان در مناطق مختلف و اطراف مناطق شهری انتخاب شد تا، ضمن دستیابی به میزان غلظت این فلزات، مناطق پر خطر و آلوده مشخص شود. نتایج حاصل از تجزیه ICP نمونههای خاک این منطقه نشان داد روند تغییرات غلظت فلزات سنگین و عناصر سمی بالقوه به صورت Cr>Sr>Mn>Ni>Zn>B>Cu>Y>Pb>Sc<Ba است. نتایج شاخصهای خاک بیانگر آن بود که خاکهای مورد مطالعه دارای آلودگی کم یا فاقد آلودگیاند. نتایج ضریب آلودگی حاکی از آن بود که به جز عنصر سرب، که در بعضی از نقاط نمونهبرداری دارای غنیشدگی متوسط است، مابقی عناصر دارای غنیشدگی ضعیفاند. شاخص بار آلودگی نشان داد نمونههای مورد مطالعه آلودگی ندارند و غلظت مناسب دارند. این در حالی است که غنیشدگی کروم و مس و سرب در بعضی از نقاط نمونهبرداری در حد متوسط است که این غنیشدگی را میتوان آلودگی با منشأ زمینزاد در نظر گرفت.
