تاثیر گسلهای فعال درکواترنری بر فراوانی آبهای زیرزمینی حوضه مهارلو، زاگرس مرکزی
صفحه 281-291
https://doi.org/10.22034/irqua.2016.701877
مریم ده بزرگی، محسن رضایی
چکیده در این مطالعه، ارتباط بین گسلهای فعال در کواترنری با وضعیت فراوانی چشمهها و آبدهی چاهها در بخشی از زاگرس مرکزی مورد بررسی واقع شده است. به این منظور، گسلها، چشمهها و چاههای منطقه مورد نظر با مطالعه دقیق نقشههای زمینشناسی، تصاویر ماهوارهای و برداشتهای میدانی مورد بررسی قرار گرفته و در محیط نرم افزار GIS10.1 تحت تفسیر واقع گردیدهاند. نتایج این تحقیق حاکی از آن است که بسیاری از چشمههای منطقه از نوع گسلی بوده و یا در شکل گیری آنها گسلهای دارای فعالیت عهد حاضر نقش اصلی را ایفا نمودهاند. همخوانی مکانی موقعیت این چشمهها با راستای گسلهای مهمی همچون پهنه گسلی سروستان و سبزپوشان و همچنین اختلاف فاحش آبدهی چاهها در پهنههای گسلی نسبت به سایر چاهها از جمله شواهد این مدعا است. علاوه بر این، نتایج نشان میدهد که ارتباط نزدیکی بین فراوانی منابع آب با عناصر ساختاری در منطقه مورد مطالعه وجود دارد.
ارزیابی میزان جنبایی زمینساختی و پویایی گسلهای شمال باختری گستره ایران مرکزی، پهنه قم-ساوه
صفحه 292-306
https://doi.org/10.22034/irqua.2016.701878
الهام قربانی، اصغر دولتی، محسن پور کرمانی
چکیده گستره مورد مطالعه، حوضه قم-ساوه، حاشیه شمالی ایران مرکزی و پهنه آتشفشانی ارومیه-دختر، بین گسل چپبر کوشک-نصرت در شمال و شمال خاوری و گسل تلخاب در جنوب باختری قرار گرفته است. مهمترین گسلهای پهنه مورد مطالعه، بر اساس نقشههای زمینشناسی 1:100000 منطقه، شامل کوشک-نصرت، ساوه، ایندس، تفرش، نوبران، تلخاب، البرز و پهنه گسله کوه قرمز است. در پژوهش حاضر سعی شده میزان فعالیت زمینساختی این پهنه، با استفاده از روشهای ریختزمینساختی مورد بررسی قرار گیرد و برای مستندسازی دادههای به دست آمده، از شواهد صحرایی و ریختساختهای موجود در منطقه مورد استفاده قرار گیرد. به منظور ارزیابی میزان فعالیت زمینساختی گستره مورد مطالعه از اندازهگیری شاخصهای ریخت سنجی و انطباق آنها با محل گسلهای اصلی بهره گرفته شده است. سه شاخص ریخت سنجی (Morphotectonic) شامل، گرادیان طولی (SL)، سینوسیتی پیشانی کوهستان (Smf) و نسبت پهنای کف دره به ارتفاع دره (Vf) مورد توجه قرار گرفته که در محیط Arc GIS 10.1 و با کمک نرم افزار Arc hydro اندازهگیری شدهاند. تفسیر نتایج به دست آمده، نشان دهنده فعالیت زمین ساختی بالا در نزدیکی گسلهای کوشک-نصرت، نوبران، ایندس، پهنه گسله کوه قرمز و تفرش بوده که این موضوع با شواهد برداشتهای صحرایی از منطقه منطبق است.
کانی شناسی و ژئوشیمی تپههای ماسهای جنوب سه قلعه شهرستان سرایان، استان خراسان جنوبی
صفحه 307-321
https://doi.org/10.22034/irqua.2016.701879
حمزه عبدیان قطب آبادی، غلامرضا میراب شبستری، آرش امینی
چکیده یکی از نمودهای اصلی مناطق بیابانی آثار فرسایش بادی می باشد. تپههای ماسه ای از جمله اشکال شاخص این گونه مناطق محسوب میشوند. تاکنون مطالعات تفصیلی در مورد ژئوشیمی تپه های ماسهای و از جمله برخانویید در ایران صورت نگرفته است. از این رو در این پژوهش تعداد 27 تپه ماسهای بادی در 4 زون در محدودهای با مختصات ´28 °33 تا´34 °33 عرض شمالی و ´21 °58 تا ´22 °58 طول شرقی، در فاصله 13 کیلومتری جنوب سه قلعه شهرستان سرایان در شرق ایران مورد نمونهبرداری و مطالعه قرارگرفتهاند. بدین منظور، نخست ترکیب کانیشناسی تپههای ماسهای سرایان بررسی شده و سپس به منظور انجام مطالعات ژئوشیمیایی تعداد 12 نمونه با استفاده از روش XRF مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتهاند. داده های حاصل از مطالعات ژئوشیمیایی اکسیدهای مختلف و ترسیم نمودارهای مربوطه نشان داد که یک منشأ آذرین حد واسط تا فلسیک با میزان کوارتز متوسط و محیط تکتونیکی حاشیه فعال قارهای را برای تپههای ماسهای سرایان باید در نظر گرفت. شاخص هوازدگی شیمیایی (CIW) در تپههای ماسهای مورد مطالعه از 81/82 درصد تا 96/84 درصد در نوسان است که این مقدار بیانگر آب و هوای گرم و خشک میباشد. میزان اکسیدهای اصلی TiO2، Fe2O3 و MgO میتواند نشانه فراوانی یا فقدان کانیهای سنگین باشد که با بررسی این اکسیدها شاهد کاهش این عناصر از غرب به شرق منطقه و در نتیجه شاهد کاهش کانیهای سنگین از غرب به شرق منطقه میباشیم. این موضوع با وجود باد شمال غرب که دارای قدرت فرسایندگی و جابجایی زیاد میباشد همخوانی دارد.
شواهد یخچالی در مناطق کوهستانی مرز ایران، ترکیه و عراق (کوهستان بزسینا و دالامپر)
صفحه 223-237
https://doi.org/10.22034/irqua.2016.701880
منیژه قهرودی تالی، رسول حسنی قارنایی
چکیده کوهستان بزسینا و دالامپر بین شهرستانهای اشنویه و ارومیه، در نزدیکی مرزهای ایران، عراق و ترکیه قرار دارد. موقعیت مرزی، عدم وجود شرایط مناسب امنیتی، کوهستانی و صعب العبور بودن سبب شده است که بیشتر لندفرمهای یخچالی این ناحیه ناشناخته باقی بماند. هدف پژوهش حاضر شناخت شواهد وقلمرو یخچالهای دوره های سرد گذشته بوده است. داده مورد استفاده در این پژوهش شامل نقشههای توپوگرافی 1:25000، داده ارتفاعی سنجنده استر، مشاهدات میدانی و برداشت نمونههای رسوب بوده است. برای تعیین خط برف مرز دائمی در گذشته ابتدا بر اساس روش رایت خط 60 درصد سیرکهای منطقه مشخص شد. سپس با به دست آوردن اختلاف ارتفاع بین سیرکها و با استفاده از خط 60 درصد، برف مرز دائمی در منطقه مورد مطالعه در ارتفاع 8/3006 متری مشخص گردید که بر خط همدمای 5 درجه سانتیگراد انطباق دارد. برای ارائه مستندات بیشتر در قلمرو یخچالی در مسیر مشاهدات میدانی از عمق 40 سانتیمتری برای تحلیلهای دانهسنجی و شکلسنجی نمونه برداری شد. 50 دانه از هرنمونه برای تحلیل شکل سنجی مورد استفاده قرار گرفت و 100 گرم از هر نمونه توسط الک، تا ابعاد حداقل 63/0میکرون مورد تحلیل گرانولومتری قرار گرفت. ضرایب گردی و کرویت نمونههای برداشت شده از رسوبات دره یخچالی نشان داد که ذرات تقریبا زاویهدار و کشیده هستند و کاملا گرد نشدهاند که بیانگرقرارگیری آنها در زبانههای یخی میباشد.
کارستزایی سنگهای کربناته با بهرهگیری از RSوGIS در منطقه الموت، شمال قزوین
صفحه 339-352
https://doi.org/10.22034/irqua.2016.701881
پرویز غضنفری، مهدی بختیاری، نادر جلالی
چکیده فرایند کارستیشدن سنگهای رسوبی از یک سو باعث بروز آسیب به پروژههای راه و ساختمان، همچنین زمینهای کشاورزی میشود، از سویی دیگر یک پتانسیل مهم برای منابع آب به حساب میآید. منطقه الموت در زون ساختاری البرز میانی (مرکزی) قرارگرفته است و دربرگیرنده سازندهای دورانهای دیرینهزیستی، میانهزیستی، و نوزیستی است. مهمترین سازندهای کربناته الموت سازندهای سلطانیه، روته، الیکا، لار و تیزکوه میباشند که در این میان گسترش سازندهای روته، الیکا و تیزکوه بیشتر از سازندهای سلطانیه و لار بوده و دارای اهمیت بیشتری نیز هستند. برپایه بررسیهای میدانی، پدیدههای کارست بیرونی و درونی در منطقه دیده شدند. بررسیهای سنجش از دور (RS) با بهرهگیری از GIS و نرمافزار ILWIS بر روی تصاویر ماهوارهای لندست و مدل ارتفاع رقومی انجام گرفت. خطوارههای سازندهای کربناته منطقه از تصاویر ماهوارهای و نقشههای زمینشناسی برداشت شد. این پژوهش نشان داد که میزان فشردگی خطوارهها در سازند الیکا و روته نسبت به دیگر سازندهای منطقه بیشتر است. همچنین فشردگی شبکه آبراههها در سازند تیزکوه بیشتر از سازندهای الیکا و روته است که نشان از رابطه وارونه با تراوایی سازندها دارد. برپایه تلفیق بررسیهای توصیفی و دادههای کمی، به ترتیب و از زیاد به کم: سازندهای الیکا، روته، تیزکوه، لار و سلطانیه دارای بیشترین شدت کارستیشدن بوده اند.
آهنگ لغزش چپگرد گسل چوپانان در زمان کواترنری (پلیستوسن)
صفحه 353-367
https://doi.org/10.22034/irqua.2016.701882
فاطمه برزی، علیرضا ندیمی
چکیده منطقه مورد مطالعه در خرد قاره ی ایران مرکزی، بلوک یزد، زیر زون انارک- خور و در حاشیه گسل بزرگ کویر قرار دارد. گسل چوپانان از شاخههای فرعی گسل بزرگ کویر است که به عنوان گسل اصلی منطقه مورد مطالعه در نظر گرفته شده است. به دلیل کافی نبودن دادههای زمین لرزههای دستگاهی بزرگ بر روی گسل جنبای چوپانان، بررسی توان لرزهای این گسل، بر اساس کاتالوگ زمین لرزهای غیرممکن میباشد. در این پژوهش، با توجه به وجود شواهد ریخت زمینساختی متعدد در امتداد گسل چوپانان و شاخههای فرعی آن، از جمله جابهجایی آبراهههای کوچک و بزرگ و مخروطافکنهها، حرکت جنبای گسل در بازه زمانی کواترنری بررسی گردید. شواهد ریخت زمینساختی ارائه شده در گستره جغرافیایی خور نشان از حرکت گسل چوپانان در بازه زمانی پلئیستوسن به صورت امتدادلغز چپگرد است. با در نظر گرفتن حرکات افقی در امتداد سامانه گسلی چوپانان در بخشهای مختلف آن، بیشترین آهنگ لغزش در شمال روستای عروسان در حدود 4 میلیمتر بر سال محاسبه گردید.
ارزیابی پتانسیل عناصر اقتصادی شورابه دریاچه ارومیه
صفحه 369-379
https://doi.org/10.22034/irqua.2016.701884
نجمه داوری، راضیه لک، سرمد روزبه کارگر، جواد درویشی خاتونی
چکیده دریاچه ارومیه واقع در شمال غربی کشور ایران به عنوان یکی از بزرگ ترین دریاچه های فوق اشباع از نمک دنیا مطرح است که قابل مقایسه با دریاچه بزرگ نمک آمریکا می باشد.این تحقیق با هدف شناسایی عناصر اقتصادی موجود در شورابه و تعیین روند ته نشست رسوبات تبخیری با گذر زمان انجام شد. روند تبخیر درحوضچه تبخیر مورد مطالعه قرار گرفته است. ابتدا 2025 لیتر شورابه، از شمال غرب دریاچه برداشت گردید و به حوضچه تبخیر که در هوای آزاد و زیر نور مستقیم خورشید جایگیری شده بود، منتقل شد. در طول مدت 96 روز، 255 نمونه شورابه و 3 نمونه نمک جامد از دیواره حوضچه برداشت شد و جهت تعیین میزان عناصر منیزیم، پتاسیم و لیتیم به آزمایشگاه منتقل گردید. در انتهای این مدت حجم شورابه در اثر تبخیر از 2025 به 881/25 لیتر تقلیل یافت. غلظت منیزیم از 56 گرم بر لیتر به 104 گرم بر لیتر رسید. میزان غلظت پتاسیم محلول درشورابه از 10 گرم بر لیتر به 23 گرم بر لیتر افزوده شد و میزان لیتیم از 21 ppm به 34 ppm افزایش پیدا کرد . در عین حال میزان سدیم محلول در شورابه از 37 گرم بر لیتر به 4 گرم بر لیتر رسید.
