تغییرات آتی و دیرینه بادهای غرب وزان عرضهای میانی و سامانه بارشی مدیترانهای بر فراز جنوب استان کرمان( مطالعه موردی ایستگاه سینوپتیک کهنوج)
صفحه 1-16
https://doi.org/10.22034/irqua.2022.702451
علیرضا واعظی
چکیده این مطالعه به ارزیابی عملکرد مدلهای گردش عمومی جو در پیشبینی تغییرات آتی بادهای غرب وزان عرضهای میانی و سامانه بارشی مدیترانهای بر فراز جنوب استان کرمان، با استفاده از تغییرات دیرینه هیدرولوژیکی منطقه در طول دوره های گرم از اواخر پلیستوسن در میپردازد. در این راستا دمای کمینه، دمای بیشینه و میزان بارش برای آینده (2061-2080) بهوسیله مدل LARS-WG و دادههای مستخرج از پنج مدل نسل پنجم مدل های گردش عمومی جو (CMIP5 GCM)، تحت سناریوهای انتشار RCP 4.5 و RCP 8.5 بر اساس مجموعه دادههای آب و هوای سی ساله (1989-2019) در ایستگاه سینوپتیک کهنوج پیشبینی گردیدند. روندها نشان می دهد که منطقه تحت هر دو سناریو در آینده افزایش قابل توجه دما و شرایط خشک تری را نسبت به دوره پایه تجربه خواهد کرد. مدلهای گردش عمومی جو ، کاهش قابل توجهی در بارش های زمستانه مدیترانهای در طول دوره آینده (2061-2080) تحت هر دو سناریو در مقایسه با دوره پایه را پیشبینی میکنند. نتایج بررسی مطالعات دیرینه اقلیمی در منطقه نشان می دهد این ، کاهش قابل توجه بارش با تغییرات واقعی شدت و مکان بادهای غرب وزان عرض های میانی که در شرایط مشابه گذشته در منطقه رخ داده است، همخوانی دارد.
بررسی و تحلیل شواهد ژئومورفولوژیکی و تکتونیکی فعال با استفاده از شاخص های ژئومورفولوژیکی در دامنه های شمالی دشت جیرفت
صفحه 17-35
https://doi.org/10.22034/irqua.2022.702455
کرامت نژادافضلی، فاطمه بیاتانی
چکیده مطالعه و اندازه گیری مناظر و اشکال ایجاد شده توسط تکتونیک فعال از موارد مهم علم ژئومورفولوژی به حساب می آید. گسل جبال بارز در شمال دشت جیرفت در جنوب استان کرمان قرار داشته و از دیدگاه تکتونیکی فعال است. به دلیل عملکرد گسل جبال بارز در منطقه، مورفولوژی مشخصی در دامنه های شمالی دشت جیرفت ایجاد شده است که می تواند در شناسایی بخش های مختلف این گسل مورد استفاده قرار گیرد. شاخص های ژئومورفولوژیک ابزار مفیدی در ارزیابی فعالیت های نوزمین ساختی مناطق به شمار می روند. امتیاز مهم این شاخص ها سرعت بالا در تحلیل و تعیین سطح فعالیت نوزمین ساختی است. هدف اصلی این پژوهش بررسی میزان فعالیت تکتونیک فعال گسل جبال بارز با استفاده از شاخص های مورفوتکتونیکی( SL، S، Smf Facet%، VF) است. نتایج به دست آمده از شاخص های مورفوتکتونیکی گویای تداوم حرکت های نئو تکتونیکی و بالاآمدگی در منطقه مورد مطالعه می باشد که با شواهد ژئومورفولوژیکی موجود در منطقه مورد پژوهش همچون وجود پرتگاه های گسلی خطی و مستقیم، اشکال مثلثی شکل، دره های ژرف و V شکل، مطابقت می کنند.
تبیین موقعیت زمینساختی-فرسایشی بلندیهای البرز شرقی واقع در شمال پلایای دامغان در طی کواترنری
صفحه 36-55
https://doi.org/10.22034/irqua.2022.702459
فاطمه کیارستمی، مجتبی یمانی، ابوالقاسم گورابی، سید محمد زمان زاده، محمدرضا قاسمی
چکیده ارتفاعات البرز شرقی واقع در شمال پلایای دامغان، به سبب وجود گسلهای متعدد همچون گسل آستانه، دامغان، تزره و عطاری جزء نواحی فعال زمینساختی ایران به شمار میرود. هدف اصلی در این پژوهش شناسایی تغییرات زمینساختی و فرسایشی این بخش از ارتفاعات البرز و نواحی اطراف آن شامل پلایای دامغان در قالب پیدایش محورهای فرایش و فرورفتگی در طی کواترنری میباشد که منجر به شکلگیری لندفرمهای متعددی شدهاست. در این راستا، از روش تحلیل و بررسی نقشه های همپایه و تفریقی برمبنای ناهنجاریهای ایجاد شده در ردههای آبراههای متأثر از فرایندهای فرایشی و فرسایشی فعال در کواترنری استفاده به عمل آمد. بررسیهای انجامشده بر روی منطقه مورد مطالعه نشانمیدهد که دو عامل زمینساخت فعال و سنگشناسی بر روی ساختارهای مورفولوژیک و لندفرمهای منطقه تأثیر بسیار زیادی دارند. نتایج نشان میدهد که گسلهای منطقه در طی کواترنری فعال بوده و با سازوکارهای متفاوت رانده و امتدادلغز که در برخی نواحی دارای جایگاههای تراکششی و ترافشارشی نیز بودهاند، مجموعهای از لندفرمهای فرایشیافته یا فروافتاده را در ناحیه دامغان به وجود آوردهاند. برخی از این لندفرمها نشانگر عدم تطابق ساختاری البرز متأثر از فعالیت گسلهای ناحیه در ارتباط با عامل مهم سنگشناسی میباشند.
ژئوشیمی رسوبی به عنوان شاخص تغییرات اقلیم کواترنری پایانی در پلایای جازموریان
صفحه 56-82
https://doi.org/10.22034/irqua.2022.702473
مقصود بیات، صمد فتوحی، حسین نگارش، علی محمدی
چکیده رای تعیین محیطهای رسوبی دوره کواترنری پایانی تعداد پنج مغزه رسوبی با عمق بیشینه 7 متر و مجموع عمق حدود 30 متر از رسوبات بستر مناطق مختلف پلایای جازموریان با استفاده از مغزهگیر دستی برداشت و بررسی شد. رخسارههای رسوبی براساس بافت رسوب، نوع کانیهای تبخیری، وجود مواد آلی، تغییرات رنگ و سایر مولفه های ماکروسکوپی، شناسایی و تفکیک شدند.تعداد 19 نمونه رسوبی از یک مغزه برداشت شده در مرکز پلایا جهت آنالیز عنصری با دستگاه ICP-OES انتخاب شد. جهت برآورد زمانی از وقایع اقلیمی در منطقه از نتایج سنسنجی انجام شده قبلی استفاده شد. میزان متوسط رسوبگذاری در پلایای جازموریان 4/0 میلیمتر در سال بوده و میزان رسوبگذاری برای عمقهای مختلف رسوبات متفاوت است. در این پژوهش با توجه به بررسی های انجام گرفته از نسبتهای عنصری جهت بازسازی وضعیت اقلیمی و محیطی، میزان مواد آواری ریزدانه (معلق و رسوبات رسی) ورودی به حوضه، شدت هوازدگی و فرسایش در حوضه آبریز و نوسانات سطح آب دریاچه استفاده شد. نتایج تحلیلها حاکی از شناسایی 8 رخساره رسوبی، 5 زیر محیط رسوبی شامل محیط های بادی، رودخانهای، دلتایی، دریاچهای و پلایایی است. همچنین در این مطالعه دست کم 2 دوره خشک در حدود 8200 و 4200 سال قبل شناسایی گردید.
بررسی ژئوشیمی توالی رسوبات بستر دریاچه آبزالو در راستای بازسازی شرایط اقلیمی و ژئومورفولوژیکی هولوسن پسین
صفحه 83-106
https://doi.org/10.22034/irqua.2022.702489
جواد درویشی خاتونی، صمد فتوحی، حسین نگارش، علی محمدی
چکیده دریاچه آبزالو در جنوب شهر قلعهخواجه، مرکز شهرستان اندیکا، در شمالشرق استان خوزستان، در دامنه ارتفاعات زاگرس چینخورده، زیر واحد ایذه، در تقسیمبندی ژئومورفولوژیکی واقع شده است. برای تعیین محیطهای رسوبی طول هولوسن پسین دریاچه آبزالو، تعداد 8 مغزه رسوبی از بخش داخلی دریاچه برداشت شد. عمق متوسط مغزههای رسوبی 5 و بیشینه عمق 5/7 متر است. رخسارههای رسوبی براساس بافت رسوب، نوع کانیهای تبخیری، وجود مواد آلی، تغییرات رنگ و سایر مولفههای ماکروسکوپی، شناسایی و تفکیک شدند و نمونهبرداری براساس تغییر در نوع رسوبات و رخسارههای رسوبی انجام گرفت. تعداد 36 نمونه رسوبی از 2 مغزه جهت آنالیز عنصری با دستگاهICP-OES و دستگاه XRF (X-Ray fluorescence) انتخاب شد و نیز تعداد 3 نمونه مورد آنالیز سنسنجی به روش ایزوتوپی C14-AMS قرار گرفت. تعیین پارامترهای آماری، نمودارهای هیستوگرام فراوانی عناصر و آنالیز خوشهای به منظور تعیین ارتباط عناصر با یکدیگر در محیط نرم افزار SPSS انجام پذیرفت. در این پژوهش با توجه به بررسیهای انجام گرفته از نسبتهای عنصری V/Cr، Mn/Al، K/Al، Rb/Al، Si/Fe، Ti/K جهت بازسازی وضعیت اقلیمی و محیطی، میزان مواد آواری ریزدانه (معلق و رسوبات رسی) ورودی به حوضه، شدت هوازدگی و فرسایش در حوضه آبریز و نوسانات سطح آب دریاچه استفاده شد. براساس آنالیز سنسنجی، بازسازی اقلیم و جغرافیای گذشته دریاچه آبزالو حداقل در 5 هزار سال گذشته انجام گرفت. با توجه به بررسیهای انجام گرفته حداقل دو دوره پرآبی و دو دوره خشک در طول هولوسن پسین (5000 سال گذشته) شناسایی شد. دورههای مرطوب از 1800 تا 500 سال پیش در یک دوره 1300 ساله و از 4400 تا 2500 سال پیش در یک دوره 1900 ساله طول کشیده است. دورههای خشک، با مدت زمان کوتاهتر از دورههای مرطوب، از 2500 تا 1800 سال پیش در یک دوره 700 ساله و از 4400 تا 4700 سال پیش در یک دوره 300 ساله امتداد داشته است. دوره های خشک در منطقه با ورود رسوبات گرد و غبار همراه بوده است. مشخصه دوره های مرطوب نیز افزایش در میزان فرسایش و هوازدگی در حوضه آبریز می باشد.
تحلیل اقلیمی شواهد یخچالی در آخرین دوره سرد در درۀ کومه بران، شمال غربی پیرانشهر
صفحه 106-127
https://doi.org/10.22034/irqua.2023.2007128.1006
رسول حسنی قارنایی، منیژه قهرودی تالی، خدیجه علی نوری
چکیده منطقه کومه بران با قرارگیری در ارتفاعات واحد شمال غربی بستری برای ثبت تمامی این تغییرات در پیشینهی اقلیمی خود بوده است. تغییرات برودتی و رطوبتی در اواخر کواترنر تأثیر قابلتوجهی بر آثار یخچالی داشته، لذا بررسی آنها هدف اصلی پژوهش حاضر است. جهت مطالعه منطقه از مشاهدات میدانی، روش رایت، بازسازی اقلیمی و همچنین آنالیز دانهبندی و XRD نمونهها استفاده شده است. آنالیز دانهبندی آثار بهجامانده از عملکرد یخچال را تأیید میکند، که بیانگر تخریب فیزیکی سنگهای الترامافیک و سرپانتین در منطقه می باشد. نتایج نشان داد که خط برف دائمی در کواترنر حدود 4/2574 متری بوده است. بارش دریافتی حوضه حدود 230 میلیمتر بیشتر از زمان حال بوده، همچنین میانگین دمای سالانه در کواترنر پایانی حدود 4/11 درجه سانتیگراد کمتر از زمان حال بوده است. بنابراین شرایط دمایی و بارش برای شکلگیری یخچالها مناسب بوده است. آنچه بیش از همه در به وجود آمدن آثار یخچالی تأثیرگذار بوده؛ کاهش دمای منطقه نسبت به زمان حاضر و از طرفی پایین بودن تبخیر بوده است که امکان انباشت برف در منطقهی بالاتر از خط تعادل و تبدیل آن به یخچال را فراهم کرده است.
بررسی ژئوشیمی و خاستگاه سنگ های آتشفشانی کواترنری منطقه شرق اهر (شمال غرب ایران )
صفحه 133-160
https://doi.org/10.22034/irqua.2022.702491
شهره حسن پور، مریم آهنکوب
چکیده سنگ های آتشفشانی شرق اهر با ساختمان های متنوع بر روی واحدهای آذرآواری پلیوپلیستوسن و نهشته های آبرفتی جوان قرار گرفتهاند. این سنگ ها با ماهیت بازالت- تراکی بازالت، بازالت آندزیتی و تراکیت، با بافت میکرولیتیک پورفیری، هیالو میکرولیتیک و پورفیری حفرهدار در منطقه رخنمون دارند. بررسی داده های ژئوشیمیایی دال بر ماهیت قلیایی نمونهها می باشد که در یک محیط زمین ساختی قوس آتشفشانی پس از برخورد تشکیل شدهاند. الگوی پراکندگی عناصر نادر خاکی دال بر غنی شدگی از عناصر نادر خاکی سبک و تهی شدگی از عناصر نادر خاکی سنگین می باشد. این نمونهها دارای آنومالی منفی NbوNb,P,Ti, Zr و آنومالی مثبتCs, Rb, Pb, Ba, U ،La ،Th وLILE می باشد. در نمودار تعیین موقعیت تکتونیکی، این سنگ ها در گستره OIB قرار میگیرند. این الگوی غنیشدگی و تهی شدگی از عناصر نادر خاکی با خاستگاه گوشته استنوسفری تطابق دارد. تلفیق داده های ژئوشیمیایی نشان میدهد که سنگ های اتشفشانی شرق اهر، در موقعیت کششی کمان های پس از برخورد در حاشیه فعال قاره ای در ارتباط با شکستگی ها و گسل های امتدادلغز تشکیل شده اند .
بازسازی دیرینه اقلیم و تغییرات بارش با استفاده از ایزوتوپهای استالاگمیت در زاگرس مرکزی
صفحه 161-178
https://doi.org/10.22034/irqua.2022.702492
پرستو همه زاده، حسن ترابی پوده، حجت اله یونسی، سید یحیی میرزایی ارجنکی، حسن زمانیان
چکیده دیرینه اقلیم، شاخهای جدید از علم محسوب میشود که به بررسی تغییرات اقلیمی گذشته میپردازد. در تحقیق حاضر در نظر است به کمک اطلاعات دریافتی از غار مغار واقع در استان لرستان، اقلیم گذشته بازسازی شود. یک استالاگمیت به طول 18 و قطر 8 سانتیمتر برش داده شد. بدین منظور 34 نمونه برای آنالیز ایزوتوپ پایدار، 4 نمونه برای آزمایش XRD و محاسبه درصد آراگونیت و سه نمونه نیز برای سن سنجی به آزمایشگاه کوئینزلند استرالیا ارسال شد. سن سه نمونه به ترتیب 550 ، 368 و 6/8 هزار سال برآورد شد. تحلیل نتایج ایزوتوپی O18δ در طول زمان نشان داد دادههای ایزوتوپی با شیب نسبتاً زیادی در حال افزایش است که نشان میدهد اقلیم منطقه در طول 550 هزار سال گذشته به سمت خشکتر شدن و کاهش بارندگی میرود. دورههای اقلیمی همواره در حال تغییر بوده و دورههای ترسالی و خشکسالی در مقیاس بزرگتر یعنی به صورت دورههای یخبندان و بین یخبندان رخ داده است. در گذشته این تغییرات بسیار آهسته رخ داده اما در حدود 8 هزار سال اخیر سرعت تغییر اقلیم افزایش یافته است. تحقیقات بیشتر مشابه تحقیق حاضر میتواند اقلیم گذشته را با جزئیات بیشتری بازگو کند تا بتوان با کمک آن تصمیمات درستی اتخاذ نمود.
شواهد ژئومورفولوژیکی و زمینشناسی زمینلغزش قدیمی مله کبود
صفحه 179-199
https://doi.org/10.22034/irqua.2022.702493
علی رضاپور، ایرج جباری، کاظم بهرامی
چکیده زمینلغزش قدیمی، میتواند در تشکیل یا وقوع زمینلغزش اثرگذار باشد. هدف این تحقیق، بررسی زمین لغزش های قدیمی قبل از رخداد زمینلغزش ناشی از زلزلۀ 3/7 ریشتر در سال 1396 در منطقه شمال غرب سرپلذهاب (مله کبود) میباشد. در این تحقیق از شواهد ژئومورفولوژیکی و زمینشناسی مانند شکل هندسی و توپوگرافی زمین، حرکت لایههای مارن بر رسوبات آبرفتی کواترنر، رسوبشناسی و تحلیل لایههای زمینشناسی و آثار انحلالی سنگها استفاده شده است. شواهد نشان میدهد که منطقه مورد مطالعه قبل از وقوع لغزش ، توپوگرافی مشابه با محدودههای لغزش یافته دارد. در بخشهای بالای این ناهمواری شیب کمتر با پوششی از رسوبات ریزدانه رسی و در بخشهای پایینی شیب بیشتر و از ذرات و سنگهای درشتدانه تشکیل شده است. جابجایی لایههای زیرین مارن بر روی لایههای سطحی آبرفتی و کج شدگی آثار انحلالی سنگها از دیگر شواهد وقوع زمین زمینلغزشهای قدیمی است. لاپیهها که باید عمود بر سطح و در جهت بیشترین شیب باشند در جهاتی متفاوت قرارگرفتهاند که همگی نشان دهنده وقوع زمینلغزشهای قدیمی در محدوده مورد بررسی است.
بررسی و مطالعه نهشته های لسی اراضی ژئومورفیک محدوده شهرستان ارومیه
صفحه 200-221
https://doi.org/10.22034/irqua.2022.704439
سید اسدالله حجازی، عبدالحمید سرتیپی
چکیده رسوبات لسی در ناحیه نسبتا پهناوری از نواحی جنوب و غرب شهرستان ارومیه تشکیل شدهاند. این نهشتهها در تصاویر ماهوارهای پردازششده بهصورت واحدهای عدسی شکل قابلتفکیک و شناسایی هستند. هدف از این مطالعه شناسایی و تعیین وسعت رسوبات لس در محدوده موردمطالعه با استفاده از روش دورسنجی، نمونهبرداری و مطالعات دانهبندی برای تعیین خصوصیات آن مورداستفاده قرار گرفت.همچنین با تطبیق لایههای تیره و روشن و نیز منحنی تغییرات آبوهوای جهانی سعی در تخمین سن لایههای لس نمودیم. بدین منظور تعداد هفت نمونه لس مورد آنالیز دانهبندی قرار گرفت و نمودارهای تجمعی و هیستوگرام و نسبت جور شدگی به میانگین اندازه ذرات ترسیم شد. بررسی هیستوگرام نمونههای موردمطالعه نشان داد که دو مرکز تجمع مشترک در هر هفت نمونه، محدوده اندازه رس و سیلت میباشد. در این بررسی همچنین جنس و گونه صدفها موردبررسی و شناسایی قرار گرفت و سن برخی از آن ها به دوره های یخچالی وورم و میندل نسبت داده شد. رسوبگذاری لس در شیب شمال تا شمال شرقی یا جهت بادپناه دامنه ارتفاعات و در مواردی داخل فرورفتگیهای ساختاری سنگبستر انجام گرفته است. با تطبیق لایههای تیره و روشن مربوط به ضخیمترین ترانشه موردمطالعه، با منحنی تغییرات آب و هوایی، سن تخمینی ۵۵٠ هزار سال برای قدیمیترین لایه لس به دست آمد. انجام آنالیز دانهبندی نمونههای لس و ترسیم دیاگرامهای رسوبی، پیکهایی را آشکار میکند که نشاندهنده منشا دو تا سهگانه ذرات تشکیلدهنده این لسها میباشد. به علت وجود رس در مقادیر بالا لس ارومیه را میتوان بهعنوان یک لس لومی در نظر گرفت و تناوب لایههای خاک فسیل و لس باعث میشود این واحدهای رسوبی را تحت عنوان "کمپلکسهای لسی" نام ببریم.
بررسی ویژگی های ژئوشیمی و محیط زمین ساختی آداکیت های کواترنری سبلان
صفحه 222-246
https://doi.org/10.22034/irqua.2022.704440
اکرم عبدالاحدی، سید جمال شیخ ذکریایی، زاهد موسوی
چکیده فعالیت آتشفشانی کواترنر به عنوان آخرین تکاپوی ماگمایی در ایران تکامل بخش مخروط های آتشفشانی بزرگی همچون دماوند، سهند، سبلان، تفتان و بزمان و همچنین روانه های گدازه ای مانند بازالت های ماکو و بلوک لوت است. سبلان، عضو جوانی از مجموعه آتشفشانی سنوزوئیک، متعلق به کمان ماگمایی البرز AMA)) است. در کوه سبلان، مجموعهای از سنگهای آتشفشانی با ترکیب آندزیت، آندزیت بازالتی، داسیت، ریوداسیت و تراکی آندزیت وجود دارد. بافت این سنگها اغلب پورفیریتیک با خمیره میکرولیتی، پورفیریتیک حفرهدار، گاهی گلومروپورفیری، غربالی و تراکیتی میباشند. از کانیهای اصلی میتوان به پلاژیوکلاز و یک یا چند کانی مافیک مانند هورنبلند و پیروکسن اشاره کرد. کانیهای ثانویه شامل کانی اوپاک، ایدنگزیت، کلریت و کلسیت است. در نمودارهای چند عنصری عادی شده، غنی شدگی نسبی K و Ba ،Rb و تهی شدگی نسبی Ti و Ta ،Nb حاکی از ماگماتیسم متأثر از فرایندهای فرورانشی است. این سنگ ها از نظر ترکیب شیمیایی عناصر اصلی مانند K2O ،Na2O ،MgO ، Al2O3, SiO2 Mg و K2O/Na2O و ترکیب عناصر کمیاب مانند Cr ،Ni ،Yb ،Y ،Sr ،Rb Sr/Y و La/Yb در محدودۀ سنگ های آداکیتی قرار می گیرند. به علاوه ژئوشیمی این سنگ ها از جمله تمرکز Cr ،MgO ،Th ،Rb ،Th/Ce و K2O/Na2O با آداکیت های مشتق از ذوب بخشی ورقه اقیانوسی فرورانده شده هم خوانی بهتری دارد. براساس نمودارهای سنگ زادی، ماگمای آداکیتی سازنده این سنگ ها، از ذوب بخشی یک سنگ منبع اکلوژیتی یا گارنت آمفیبولیتی حاصل از دگرگونی ورقه اقیانوسی فرورانده شده نئوتتیس به زیر ایران مرکزی، به وجود آمده است.
ارزیابی پتانسیل حرکتی گسل های جنبای ناحیه پردیس (در گستره شمال باختر نیکنام ده تا جنوب خاور چنارک، پهنه ساختاری جنوب البرز مرکزی – شمال ایران)
صفحه 247-261
https://doi.org/10.22034/irqua.2022.704442
حسین مرتازی، محسن پورکرمانی، محمود الماسیان، سهیلا بوذری
چکیده در این مقاله به بررسی فعالیت پتانسیل حرکت گسل های فعال در گستره مورد پژوهش (ناحیه پردیس)، پهنه جنوب شرقی البرز مرکزی پرداخته شده است که یکی از پویاترین پهنه های لرزه زمین ساختی ایران است. از مهم ترین گسل های جنبا در ناحیه مورد مطالعه، می توان به گسل مشا، تلو پائین، لتیان، سرخه حصار، ایوانکی، قصر فیروزه، کوثر، نیاوران و قبله اشاره کرد. در این بررسی، یک مدل نظری برای ارزیابی پتانسیل حرکتی گسل (Fault Movement Potential) یا FMP بر اساس رابطه بین ویژگی های هندسی گسل و میدان تنش تکتونیکی ناحیه ای پیشنهاد شده است. ارزیابی پتانسیل حرکتی گسل های فعال ناحیه پردیس در گستره شمال باختر نیکنام ده تا جنوب خاور چنارک، پهنه ساختاری جنوب البرز مرکزی هدف اصلی این بررسی می باشد. و در این راستا داده های ساختاری، به منظور دستیابی به موقعیت محور های اصلی تنش، در پهنه وسیعی از ناحیه مورد مطالعه برداشت گردید که از معادلات این الگو در نه ایستگاه منطقه مذکور استفاده شد. در نهایت با استفاده از روش وارون سازی، تنش اصلی بیشینه در هر مقطع به طور جداگانه به دست آمد و در معادلات جاگذاری شد. طبق محاسبات پتانسیل حرکتی گسل در هر مقطع از گسل های ناحیه مشخص گردید که گسل های مشا، لتیان و نیاوران بیشترین پتانسیل حرکتی در مقایسه با دیگر قطعات گسلی است. نتایج محاسبه پتانسیل حرکت گسل ها در هر قطعه، تطابق خوبی را با فراوانی زمین لرزه های رخ داده نمایان می سازد، به طوری که بخش خاوری ناحیه مورد مطالعه دارای نرخ لرزه خیزی بیشتری نسبت به دیگر بخش های آن می باشد. با توجه به محاسبه مقادیر پتانسیل حرکتی گسل های ناحیه، مشخص گردید، بخش خاوری ناحیه (حدفاصل گسل مشا تا گسل نیاوران) بیشترین میزان احتمال لغزش در آینده دارا خواهد بود. بخش جنوبی گسل نیاوران با بیشترین میزان پتانسیل حرکتی گسل همراه است و ساختارهای تکتونیکی نواحی آن به عنوان جوان ترین فعالیت های نئوتکتونیکی در ناحیه معرفی می گردد.
